728 x 90

روز جهانى كارگر,

دفاع از حرمت گندم

-

دستان کارگر
دستان کارگر
چشمها
سرود حسرت می‌خوانند
دستها سرود تمنا را می‌سرایند
و سفره
بوی شرم می‌دهد
کارگرم
با بازوانی قدرتمند
که آهن سخت را به زانو در می‌آورد
کارگرم
آری
اگر چه خانواده کوچکم را نمی‌توانم بگردانم
این‌بار اما
در میان آهن و پولاد
پی لقمه نانی نیستم
شمشیری آخته ساخته‌ام
آبدیده با تیزاب گرسنگی
برای دفاع از حرمت گندم
تا سفره‌ام
حتی اگر خالی اما
شرمگین نباشد.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/4df3c76d-acbc-4442-9a6f-ff5672f6ae11"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات