خامنهای در سخنرانی روز اول فروردین امضای توافق با کشورهای 1+5 را منوط به برداشته شدن یک جای تحریمها و یک مرحلهیی شدن توافق موکول کرد. امری که همان زمان بر اساس گفته بسیاری از کارشناسان غیرعملی مینمود.
مهرهها و ایادی باند خامنهای این شروط را بهعنوان مرزسرخهای او برای تیم مذاکراه کننده رژیم د رمذاکرات لوزان تعبیرکردند.
اما در بیانیه لوزان مرز سرخها و به قول ایادی رژیم خط قرمزهای خامنهای مطلقاً منظور نشده است، هم مذاکرات دو مرحلهای شده است و هم لغو یا توقف تحریمها نیز منوط به راستی آزمایی رژیم و بهصورت تدریجی انجام میگیرد.
به این خاطر است که پس از صدور بیانیه لوزان یکی از مواردی که منجر به تشدید جدال دلواپسان باند خامنهای با دولت آخوند حسن روحانی و تیم مذاکراه کننده رژیم شده است، رد مرزسرخهای خامنهای در بیانیه است.
پاسدار شریعتمداری نماینده خامنهای در کیهان 15فروردین 94 درباره نقض مرز سرخهای خامنهای در بیانیه لوزان نوشت: ”فقط نیمنگاهی به متن توافق لوزان بهوضوح نشان میدهد امتیازاتی که ایران سخاوتمندانه تقدیم حریف کرده است، شفاف و قابل اندازهگیری است، اما آنچه حریف برعهده گرفته است، مبهم، چندپهلو و تفسیرپذیر است بهگونهیی که «وعده نسیه» گویاترین تعریف برای آن است“.
پاسدار شریعتمداری افزود: ”قرار بود و به صراحت اعلام شده بود که ایران به توافق دو مرحلهای تن نمیدهد ولی آقایان ابتدا یک توافق با چارچوب تعهدآور را پذیرفتهاند و بحث و توافق درباره جزئیات را به بعد موکول کردهاند! چرا این خط قرمز را که همان کلاهگشاد توافق ژنو است نادیده گرفتهاند؟“. !
نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون مجلس رژیم نیز در مورد ردکردن خطوط قرمز خامنهای در بیانیه گفته است: ”ما چیزی به نام تعلیق تحریمها نداریم و این برخلاف خطوط قرمز جمهوری اسلامی است“. خبرگزاری نیروی تروریستی قدس (تسنیم) ازقول نقوی حسینی نوشته است: ”ما در مذاکرات و توافق هستهیی چند خط قرمز اصلی داریم و باید به این نکته نیز توجه داشت که توافق باید در یک مرحله باشد بنابراین اگر قرار است به غیر از توافق، بیانیهیی صادر شود و یا هیأت دولت جمهوری اسلامی ایران متعهد به موضوعی شود این امر خلاف توافق است و اگر جمهوری اسلامی در توافق نامهیی متعهد به امری گردد باید آن توافقنامه به تصویب مجلس نیز برسد“.
پیش از این نقوی حسینی 7فروردین 94در گفتگو با تلویزیون شبکه خبر رژیم با اشاره به گفتههای خامنهای در مشهد گفت: ”تحریمها همان جور که حضرت آقا اشاره کردند باید جز موضوعات مذاکره باشه نه اینکه ما توافق بکنیم بعد از توافق بریم ببینیم تحریمها رو چگونه میتونیم لغو بکنیم این یعنی اینکه تحریمها نتیجه مذاکراته جز مذاکرات نیست...
... تحریمها باید یکجا لغو بشود چون نوع تحریمهای سازمان ملل متحد، تحریمهای آمریکا، تحریمهای کنگره، تحریمهای اتحادیه اروپا یک شکلیه که اگر یکی از این تحریمها بماند کارکرد بقیه تحریمها رو در پی داره بنابراین برای چی ما مذاکره میکردیم؟ پس برای چی توافق کردیم؟ بنابراین لغو تحریمها باید یکجا صورت بگیره چون آمریکاییها دنبال خدعه هستند، حضرت آقا در منویات خودشون روز اول فروردین به این نکته اشاره فرمودن“
خبرگزاری سپاه (فارس) 14فروردین 93 ازقول یک مهره باند خامنهای در مورد نقض خط قرمزهای مشخص شده از طرف خامنهای توسط تیم مذاکرهکننده رژیم مینویسد: ”اگر متن آمریکایی جزئیات توافقی باشد که متن ایرانی بهصورت کلیات بدان پرداخته، بهمعنی واقعی کلمه یک فاجعه رخ داده است. برنامه هستهیی ایران برای 15سال بهحال تقریباً تعطیل درآمده و برای بعد از آن نیز شرایط ایران عادی نمیشود و تهران باید باز هم مذاکره کند، ورود 5+1 به حوزههای نظامی ایران تحت عنوان ضرورت روشن شدن مسأله PMD پذیرفته شده، هیچ تحریمی لغو نشده بلکه ضمن زیر پا گذاشتن خط قرمز توافق یک مرحلهای، با شرایطی بسیار سخت و حفظ ساختار تحریمها، تهران تنها «تخفیف» در برخی تحریمها و «تعلیق» پر شرط و شروط برخی دیگر را قبول کرده است“.
محمد حسن آصفری عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع 15فروردین 94در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفت: «تفاهم نامهیی که در شهر لوزان سوئیس میان ایران و کشورهای پنج بهعلاوه یک منعقد شد منطبق با چارچوب تعیین شده و خطوط قرمز نظام نبود، امیدواریم که دولت فریب نخورده باشد“.
با توجه به موارد فوق از اعترافهای مهرههای رژیم در مورد رد کردن خطوط قرمز ترسیم شده از جانب خامنهای توسط تیم مذاکرهکننده هستهیی، سؤال این است چرا دولت روحانی و تیم مذاکرهکننده ناگزیربه رد کردن مرز سرخ و خط قرمزهای ولیفقیه ارتجاع شدهاند؟
واقعیت این است در شرایطی که رژیم درضعف مطلق است، شعر و شعارهای خامنهای در عالم واقع و در نزد طرف حسابهای مذاکره با رژیم که ازموضع قدرت پای میز مذاکره حاضرمی شوند، پشیزی ارزش ندارد. بنابراین دود ودمهای ولیفقیه در روز اول فروردین در مشهد، منطبق با هیچ واقعیتی در تعادل قوای کنونی در سطح جهانی نیست. زیرا این رژیم آخوندی است که برای بیرون آمدن از مخمصه و بنبست اقتصادی مجبور به امتیاز دادن است، درصورتیکه طرف مقابل در تمامی زمینهها دست برتر درمذاکرات را دارد.
مذاکراه کنندگان هستهیی رژیم نیز به خوبی میدانستند شکست مذاکرات عواقب وخیمتری برای نظام ولایت داشت. همچنان که سناتورها و نمایندگان کنگره آمریکا به کرات اعلام کرده بودند اگر مذاکرات به شکست بیانجآمد بلافاصله تحریمهای جدیدی علیه رژیم اعمال خواهند کرد، و مقامات دولت آمریکا نیز بر این نکته تأکید کرده بودند.
طبعاً در چنین شرایطی که رژیم در وضعیت ضعف مطلق قرار دارد مشخص کردن خطوط قرمز برای طرف مقابل صرفاً شعرو شعار و قدرتنمایی پوشالی است.
به همین دلیل است که طرف مقابل مذاکره با رژیم در این دور ا زمذاکرات بیشترین فشارها را به رژیم وارد کرد و رژیم ناگزیر شد یک گام کیفی به سمت نوشیدن جام زهر بردارد و کاریکاتوری شدن برنامه هستهیی را بهطور کامل بپذیرد.
مهرهها و ایادی باند خامنهای این شروط را بهعنوان مرزسرخهای او برای تیم مذاکراه کننده رژیم د رمذاکرات لوزان تعبیرکردند.
اما در بیانیه لوزان مرز سرخها و به قول ایادی رژیم خط قرمزهای خامنهای مطلقاً منظور نشده است، هم مذاکرات دو مرحلهای شده است و هم لغو یا توقف تحریمها نیز منوط به راستی آزمایی رژیم و بهصورت تدریجی انجام میگیرد.
به این خاطر است که پس از صدور بیانیه لوزان یکی از مواردی که منجر به تشدید جدال دلواپسان باند خامنهای با دولت آخوند حسن روحانی و تیم مذاکراه کننده رژیم شده است، رد مرزسرخهای خامنهای در بیانیه است.
پاسدار شریعتمداری نماینده خامنهای در کیهان 15فروردین 94 درباره نقض مرز سرخهای خامنهای در بیانیه لوزان نوشت: ”فقط نیمنگاهی به متن توافق لوزان بهوضوح نشان میدهد امتیازاتی که ایران سخاوتمندانه تقدیم حریف کرده است، شفاف و قابل اندازهگیری است، اما آنچه حریف برعهده گرفته است، مبهم، چندپهلو و تفسیرپذیر است بهگونهیی که «وعده نسیه» گویاترین تعریف برای آن است“.
پاسدار شریعتمداری افزود: ”قرار بود و به صراحت اعلام شده بود که ایران به توافق دو مرحلهای تن نمیدهد ولی آقایان ابتدا یک توافق با چارچوب تعهدآور را پذیرفتهاند و بحث و توافق درباره جزئیات را به بعد موکول کردهاند! چرا این خط قرمز را که همان کلاهگشاد توافق ژنو است نادیده گرفتهاند؟“. !
نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون مجلس رژیم نیز در مورد ردکردن خطوط قرمز خامنهای در بیانیه گفته است: ”ما چیزی به نام تعلیق تحریمها نداریم و این برخلاف خطوط قرمز جمهوری اسلامی است“. خبرگزاری نیروی تروریستی قدس (تسنیم) ازقول نقوی حسینی نوشته است: ”ما در مذاکرات و توافق هستهیی چند خط قرمز اصلی داریم و باید به این نکته نیز توجه داشت که توافق باید در یک مرحله باشد بنابراین اگر قرار است به غیر از توافق، بیانیهیی صادر شود و یا هیأت دولت جمهوری اسلامی ایران متعهد به موضوعی شود این امر خلاف توافق است و اگر جمهوری اسلامی در توافق نامهیی متعهد به امری گردد باید آن توافقنامه به تصویب مجلس نیز برسد“.
پیش از این نقوی حسینی 7فروردین 94در گفتگو با تلویزیون شبکه خبر رژیم با اشاره به گفتههای خامنهای در مشهد گفت: ”تحریمها همان جور که حضرت آقا اشاره کردند باید جز موضوعات مذاکره باشه نه اینکه ما توافق بکنیم بعد از توافق بریم ببینیم تحریمها رو چگونه میتونیم لغو بکنیم این یعنی اینکه تحریمها نتیجه مذاکراته جز مذاکرات نیست...
... تحریمها باید یکجا لغو بشود چون نوع تحریمهای سازمان ملل متحد، تحریمهای آمریکا، تحریمهای کنگره، تحریمهای اتحادیه اروپا یک شکلیه که اگر یکی از این تحریمها بماند کارکرد بقیه تحریمها رو در پی داره بنابراین برای چی ما مذاکره میکردیم؟ پس برای چی توافق کردیم؟ بنابراین لغو تحریمها باید یکجا صورت بگیره چون آمریکاییها دنبال خدعه هستند، حضرت آقا در منویات خودشون روز اول فروردین به این نکته اشاره فرمودن“
خبرگزاری سپاه (فارس) 14فروردین 93 ازقول یک مهره باند خامنهای در مورد نقض خط قرمزهای مشخص شده از طرف خامنهای توسط تیم مذاکرهکننده رژیم مینویسد: ”اگر متن آمریکایی جزئیات توافقی باشد که متن ایرانی بهصورت کلیات بدان پرداخته، بهمعنی واقعی کلمه یک فاجعه رخ داده است. برنامه هستهیی ایران برای 15سال بهحال تقریباً تعطیل درآمده و برای بعد از آن نیز شرایط ایران عادی نمیشود و تهران باید باز هم مذاکره کند، ورود 5+1 به حوزههای نظامی ایران تحت عنوان ضرورت روشن شدن مسأله PMD پذیرفته شده، هیچ تحریمی لغو نشده بلکه ضمن زیر پا گذاشتن خط قرمز توافق یک مرحلهای، با شرایطی بسیار سخت و حفظ ساختار تحریمها، تهران تنها «تخفیف» در برخی تحریمها و «تعلیق» پر شرط و شروط برخی دیگر را قبول کرده است“.
محمد حسن آصفری عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع 15فروردین 94در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفت: «تفاهم نامهیی که در شهر لوزان سوئیس میان ایران و کشورهای پنج بهعلاوه یک منعقد شد منطبق با چارچوب تعیین شده و خطوط قرمز نظام نبود، امیدواریم که دولت فریب نخورده باشد“.
با توجه به موارد فوق از اعترافهای مهرههای رژیم در مورد رد کردن خطوط قرمز ترسیم شده از جانب خامنهای توسط تیم مذاکرهکننده هستهیی، سؤال این است چرا دولت روحانی و تیم مذاکرهکننده ناگزیربه رد کردن مرز سرخ و خط قرمزهای ولیفقیه ارتجاع شدهاند؟
واقعیت این است در شرایطی که رژیم درضعف مطلق است، شعر و شعارهای خامنهای در عالم واقع و در نزد طرف حسابهای مذاکره با رژیم که ازموضع قدرت پای میز مذاکره حاضرمی شوند، پشیزی ارزش ندارد. بنابراین دود ودمهای ولیفقیه در روز اول فروردین در مشهد، منطبق با هیچ واقعیتی در تعادل قوای کنونی در سطح جهانی نیست. زیرا این رژیم آخوندی است که برای بیرون آمدن از مخمصه و بنبست اقتصادی مجبور به امتیاز دادن است، درصورتیکه طرف مقابل در تمامی زمینهها دست برتر درمذاکرات را دارد.
مذاکراه کنندگان هستهیی رژیم نیز به خوبی میدانستند شکست مذاکرات عواقب وخیمتری برای نظام ولایت داشت. همچنان که سناتورها و نمایندگان کنگره آمریکا به کرات اعلام کرده بودند اگر مذاکرات به شکست بیانجآمد بلافاصله تحریمهای جدیدی علیه رژیم اعمال خواهند کرد، و مقامات دولت آمریکا نیز بر این نکته تأکید کرده بودند.
طبعاً در چنین شرایطی که رژیم در وضعیت ضعف مطلق قرار دارد مشخص کردن خطوط قرمز برای طرف مقابل صرفاً شعرو شعار و قدرتنمایی پوشالی است.
به همین دلیل است که طرف مقابل مذاکره با رژیم در این دور ا زمذاکرات بیشترین فشارها را به رژیم وارد کرد و رژیم ناگزیر شد یک گام کیفی به سمت نوشیدن جام زهر بردارد و کاریکاتوری شدن برنامه هستهیی را بهطور کامل بپذیرد.