مزدوران اسد در یک یورش شکست خورده قصد داشتند از سرمای هوا استفاده کرده، دست به پیشروی بزنند که با مقاومت رزمندگان در جبهه شیخ سعید مواجه شدند.
تلویزیون اورینت:
در همه جبهههای حلب نبردها ادامه دارد. رزمندگان برای جلوگیری از پیشروی نیروهای اسد در محلههای آزاد شده با تمام توان میجنگند.
با وجود سرمای شدید که منطقه را فراگرفته تلاش نیروهای اسد برای پیشروی در جبهه شیخ سعید همچنان ادامه دارد. «ابالقعقع» یکی از رزمندگان از شرایط این جبهه میگوید:
با کمک جوانان حلب، تا الآن در شیخ سعید مقاومت کردهایم، نیروهای اسد تلاش میکنند به این منطقه نفوذ کنند اما با کمک جوانان حمله آنها را سد کردیم.
در یکی از حملات شکست خوردهٴ نیروهای اسد برای اشغال این منطقه، رزمندهای به نام محمد، مجروح شد، اما این جراحت مانع استمرار نبرد او نشد. محمد به جبهه برگشت و سلاح خود را برداشته و به همرزمان خود پیوست.
محمد: در نبرد با نیروهای اسد بودیم، من با یک رزمنده دیگر در یک موضع بودیم با آتشباری کور مواجه شدیم، دستم خورد، اما خدا را شکر نیروهای اسد موفق نشدند به این منطقه وارد شوند و جوانان جلوی آنان را سد کردند، دست راستم گلوله خورد، تعدادی بخیه خورد، اما دوست داشتم به جبهه و جنگ در راه خدا و آزادی کشور از دست اشغالگر ظالم، اسد، برگردم
با وجود سرمای شدید و بارش مستمر باران، اما روحیه رزمندگان در جبهه شیخ سعید واقعاً عالی است،
رزمندگان برای گرم شدن و آماده کردن غذا هیزم جمع میکنند. آنها تسلیم شرایط نمیشوند. میگویند آتش نبرد را چنان برمیافروزند که این آخرین زمستانی باشد که اسد روی کار است.
تلویزیون اورینت:
در همه جبهههای حلب نبردها ادامه دارد. رزمندگان برای جلوگیری از پیشروی نیروهای اسد در محلههای آزاد شده با تمام توان میجنگند.
با وجود سرمای شدید که منطقه را فراگرفته تلاش نیروهای اسد برای پیشروی در جبهه شیخ سعید همچنان ادامه دارد. «ابالقعقع» یکی از رزمندگان از شرایط این جبهه میگوید:
با کمک جوانان حلب، تا الآن در شیخ سعید مقاومت کردهایم، نیروهای اسد تلاش میکنند به این منطقه نفوذ کنند اما با کمک جوانان حمله آنها را سد کردیم.
در یکی از حملات شکست خوردهٴ نیروهای اسد برای اشغال این منطقه، رزمندهای به نام محمد، مجروح شد، اما این جراحت مانع استمرار نبرد او نشد. محمد به جبهه برگشت و سلاح خود را برداشته و به همرزمان خود پیوست.
محمد: در نبرد با نیروهای اسد بودیم، من با یک رزمنده دیگر در یک موضع بودیم با آتشباری کور مواجه شدیم، دستم خورد، اما خدا را شکر نیروهای اسد موفق نشدند به این منطقه وارد شوند و جوانان جلوی آنان را سد کردند، دست راستم گلوله خورد، تعدادی بخیه خورد، اما دوست داشتم به جبهه و جنگ در راه خدا و آزادی کشور از دست اشغالگر ظالم، اسد، برگردم
با وجود سرمای شدید و بارش مستمر باران، اما روحیه رزمندگان در جبهه شیخ سعید واقعاً عالی است،
رزمندگان برای گرم شدن و آماده کردن غذا هیزم جمع میکنند. آنها تسلیم شرایط نمیشوند. میگویند آتش نبرد را چنان برمیافروزند که این آخرین زمستانی باشد که اسد روی کار است.