جنگ و دعوا بین دو باند حاکم اگرچه مستمر است، اما خبرها گویای دور جدیدی از آن هستند که از روز دوشنبه 17آذر و با تک هماهنگ روحانی و باندش، در همایش بهاصطلاح مبارزه با فساد علنی شد. روحانی طی سخنرانی خود در این «همایش» گفت که با جمع شدن سلاح و پول و رسانه در یک جا، اگر سلمان و ابوذر هم باشد شک نکنید فساد ایجاد میشود. البته روحانی از سپاه پاسداران اسم نبرد، ولی مشخص بود و همه ناظران هم گفتند که منظور او سپاه پاسداران بوده و هدف اصلی آن همایش هم که بانی آن، اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی بود، خیز این باند برای کوتاه کردن دست سپاه از منابع ثروت بود.
علی لاریجانی هم که متحد روحانی در این جنگ باندی محسوب میشود، طی سخنانی در همان همایش، بدون نام بردن صریح از سپاه، به انحصار و انحصارطلبی بهعنوان ریشهٴ فساد اشاره کرد و گفت چه معنی دارد که پتروشیمی و پالایشگاه رو بدهیم به وزارت دفاع؟!
البته اشارات روحانی و لاریجانی به سپاه نیازی به تصریح نداشت، اما روزنامه حکومتی جمهوری که بلندگوی رفسنجانی محسوب میشود در سرمقاله (23آذر) برای محکمکاری نوشت: «هر چند رئیسجمهور روحانی از شخص یا نهاد خاصی در… سخنان خود نام نبرد ولی با توجه به مصادیقی از مظاهر قدرت که در سخنان وی… آمد کاملاً مشخص بود که مصداق این سخن کدام نهاد است. به نظر میرسد به جای عبارت ”دیگر مظاهر قدرت“ در جمله رئیسجمهور اگر کلماتی از قبیل ”اسکله“ ، ”فرودگاه“ ، ”شرکتهای پیمانکاری“ و ”حاشیه امن“ را قرار دهیم، موضوع روشنتر خواهد شد».
پس از اظهارات روحانی، نوبت پاتک باند خامنهای بود. روز بعد (18آذر) روزنامه باند ولایت موسوم بهوطن امروز در سرمقاله خود نوشت: «وقتی مقام بلندپایه دولتی… بیآن که لازم بداند کوچکترین سند و مدرکی ارائه کند، آبروی سلمان و ابوذرهای کشور را به حراج میگذارد… منطقی این است که فکر کنیم حقیقتی هست که بناست پنهان نگه داشته شود… نقشهای که میترسند بر آب شود یا بده بستانی که نگران افشای آن هستند».
این روزنامه سپس مواردی از چپاولگریهای رایج در دستگاه روحانی را برملا کرده و افزوده است: «فیالمثل مردم نباید ببینند و نباید مطلع شوند در حالیکه نان سفرهشان 40 درصد گران شده، بودجه نهاد ریاستجمهوری را 2 برابر کردهاند، یا نباید بدانند در فلان سفر خارجی یا حتی استانی چه میزان هزینه تشریفات و قوم و خویش و اهل و عیال میشود و…»
اما صحنهٴ اصلی تهاجم ولیفقیه طبق معمول نمایشهای جمعه و بهخصوص نمایش جمعهٴ تهران بود و به نظر میرسید که برای آن طراحی خاصی هم کرده بودند، به این صورت که علاوه بر آخوند احمد خاتمی که تیغکش خاص خامنهای است، آخوند سعیدی نمایندهٴ ولیفقیه در سپاه، سخنران پیش از خطبهها بود و بین آنها تقسیم کار شده بود. اساس حرف آخوند خاتمی هشدار به روحانی نسبت به حذف و تصفیه باندی یا در واقع هشدار نسبت به عواقب خیز باند مقابل برای کوتاه کردن دست پاسداران بود. حرف آخوند سعیدی هم بدون نام بردن از سپاه این بود که اگر امروز نظام موجودیت دارد بهخاطر عمق استراتژیکی تا دریای مدیترانه است که سپاه برایش ایجاد کرده است.
البته روشن است که آخوند روحانی با این جنبه از کار و مأموریت سپاه مخالفتی ندارد، بلکه میخواهد امور اقتصادی و منابع ثروت را که اکنون اساساً در قبضهٴ سپاه است، از آن جدا کند؛ زیرا او و همباندیهایش برای نجات رژیم، به غرب و سرمایهگذاریهای خارجی چشم دوختهاند. روحانی در سخنرانی روز 16آذر هم ضمن لاف زدن از سرازیر شدن سرمایهگذاران غربی و اینکه گویا اکنون در هتلهای تهران جای سوزنانداختن نیست، با اشاره به سپاه افزود: «یک اقلیتی ما داریم که از این وضع خیلی خوشحال نیستند آنها هم انشاءالله از منافع زودگذرشان بگذرند».
اما ولیفقیه و باند او علاوه بر دفاع از منافع عظیم اقتصادی خود که از طریق سپاه به چنگ میآورند، این واقعیت را هم خوب میدانند که اگر این ثروت و منافع عظیم را از سپاه و سرکردگان آن بگیرند، آنها دیگر انگیزهیی برای جنایت و حفاظت از بهاصطلاح عمق استراتژیک نظام در عراق و سوریه و لبنان و غیره نخواهند داشت. به عبارت دیگر این هیولای جنایت و غارت، با جدا شدن از بخش اقتصادی، روح و ریح خود را از دست میدهد و فرو میریزد.
اما اینکه هیچیک از دو باند صراحتاً از سپاه اسم نمیبرند، عملکرد همان تضاد و تناقضی است که هر دو باند در مسألهٴ اتمی هم با آن مواجهند؛ خامنهای نمیتواند بهصراحت با روحانی، در رابطه با آویختن به غرب و جذب سرمایهگذاریهای خارجی مخالفت کند، چون بهلحاظ اقتصادی و بر اثر تحریمها، به ته خط رسیده است، اما پای الزام آن که کوتاه کردن دست سپاه است هم نمیتواند بیاید، چون این بهمعنای باختن تخت و عمامه ولایتش میباشد. باند روحانی ـ رفسنجانی هم نمیتوانند با صراحت از سپاه پاسداران و غارتگریهای آن سخن بگویند چون میدانند این اهرم اصلی سرکوب و تکیهگاه نگهدارندهٴ موجودیت و تمامیت رژیمشان است و از آن بیم دارند که این رژیم فرتوت تاب تحمل چنین جراحی سنگینی را نداشته باشد و انداختن آن بهزبالهدان تاریخ توسط مردم و مقاومت ایران، تسریع شود.
علی لاریجانی هم که متحد روحانی در این جنگ باندی محسوب میشود، طی سخنانی در همان همایش، بدون نام بردن صریح از سپاه، به انحصار و انحصارطلبی بهعنوان ریشهٴ فساد اشاره کرد و گفت چه معنی دارد که پتروشیمی و پالایشگاه رو بدهیم به وزارت دفاع؟!
البته اشارات روحانی و لاریجانی به سپاه نیازی به تصریح نداشت، اما روزنامه حکومتی جمهوری که بلندگوی رفسنجانی محسوب میشود در سرمقاله (23آذر) برای محکمکاری نوشت: «هر چند رئیسجمهور روحانی از شخص یا نهاد خاصی در… سخنان خود نام نبرد ولی با توجه به مصادیقی از مظاهر قدرت که در سخنان وی… آمد کاملاً مشخص بود که مصداق این سخن کدام نهاد است. به نظر میرسد به جای عبارت ”دیگر مظاهر قدرت“ در جمله رئیسجمهور اگر کلماتی از قبیل ”اسکله“ ، ”فرودگاه“ ، ”شرکتهای پیمانکاری“ و ”حاشیه امن“ را قرار دهیم، موضوع روشنتر خواهد شد».
پس از اظهارات روحانی، نوبت پاتک باند خامنهای بود. روز بعد (18آذر) روزنامه باند ولایت موسوم بهوطن امروز در سرمقاله خود نوشت: «وقتی مقام بلندپایه دولتی… بیآن که لازم بداند کوچکترین سند و مدرکی ارائه کند، آبروی سلمان و ابوذرهای کشور را به حراج میگذارد… منطقی این است که فکر کنیم حقیقتی هست که بناست پنهان نگه داشته شود… نقشهای که میترسند بر آب شود یا بده بستانی که نگران افشای آن هستند».
این روزنامه سپس مواردی از چپاولگریهای رایج در دستگاه روحانی را برملا کرده و افزوده است: «فیالمثل مردم نباید ببینند و نباید مطلع شوند در حالیکه نان سفرهشان 40 درصد گران شده، بودجه نهاد ریاستجمهوری را 2 برابر کردهاند، یا نباید بدانند در فلان سفر خارجی یا حتی استانی چه میزان هزینه تشریفات و قوم و خویش و اهل و عیال میشود و…»
اما صحنهٴ اصلی تهاجم ولیفقیه طبق معمول نمایشهای جمعه و بهخصوص نمایش جمعهٴ تهران بود و به نظر میرسید که برای آن طراحی خاصی هم کرده بودند، به این صورت که علاوه بر آخوند احمد خاتمی که تیغکش خاص خامنهای است، آخوند سعیدی نمایندهٴ ولیفقیه در سپاه، سخنران پیش از خطبهها بود و بین آنها تقسیم کار شده بود. اساس حرف آخوند خاتمی هشدار به روحانی نسبت به حذف و تصفیه باندی یا در واقع هشدار نسبت به عواقب خیز باند مقابل برای کوتاه کردن دست پاسداران بود. حرف آخوند سعیدی هم بدون نام بردن از سپاه این بود که اگر امروز نظام موجودیت دارد بهخاطر عمق استراتژیکی تا دریای مدیترانه است که سپاه برایش ایجاد کرده است.
البته روشن است که آخوند روحانی با این جنبه از کار و مأموریت سپاه مخالفتی ندارد، بلکه میخواهد امور اقتصادی و منابع ثروت را که اکنون اساساً در قبضهٴ سپاه است، از آن جدا کند؛ زیرا او و همباندیهایش برای نجات رژیم، به غرب و سرمایهگذاریهای خارجی چشم دوختهاند. روحانی در سخنرانی روز 16آذر هم ضمن لاف زدن از سرازیر شدن سرمایهگذاران غربی و اینکه گویا اکنون در هتلهای تهران جای سوزنانداختن نیست، با اشاره به سپاه افزود: «یک اقلیتی ما داریم که از این وضع خیلی خوشحال نیستند آنها هم انشاءالله از منافع زودگذرشان بگذرند».
اما ولیفقیه و باند او علاوه بر دفاع از منافع عظیم اقتصادی خود که از طریق سپاه به چنگ میآورند، این واقعیت را هم خوب میدانند که اگر این ثروت و منافع عظیم را از سپاه و سرکردگان آن بگیرند، آنها دیگر انگیزهیی برای جنایت و حفاظت از بهاصطلاح عمق استراتژیک نظام در عراق و سوریه و لبنان و غیره نخواهند داشت. به عبارت دیگر این هیولای جنایت و غارت، با جدا شدن از بخش اقتصادی، روح و ریح خود را از دست میدهد و فرو میریزد.
اما اینکه هیچیک از دو باند صراحتاً از سپاه اسم نمیبرند، عملکرد همان تضاد و تناقضی است که هر دو باند در مسألهٴ اتمی هم با آن مواجهند؛ خامنهای نمیتواند بهصراحت با روحانی، در رابطه با آویختن به غرب و جذب سرمایهگذاریهای خارجی مخالفت کند، چون بهلحاظ اقتصادی و بر اثر تحریمها، به ته خط رسیده است، اما پای الزام آن که کوتاه کردن دست سپاه است هم نمیتواند بیاید، چون این بهمعنای باختن تخت و عمامه ولایتش میباشد. باند روحانی ـ رفسنجانی هم نمیتوانند با صراحت از سپاه پاسداران و غارتگریهای آن سخن بگویند چون میدانند این اهرم اصلی سرکوب و تکیهگاه نگهدارندهٴ موجودیت و تمامیت رژیمشان است و از آن بیم دارند که این رژیم فرتوت تاب تحمل چنین جراحی سنگینی را نداشته باشد و انداختن آن بهزبالهدان تاریخ توسط مردم و مقاومت ایران، تسریع شود.