گزارش: «12میلیون و 500 هزار دانشآموز مهرماه عازم مدرسه میشوند، اما مدرسه از ابتدای تأسیسش تا امروز همیشه بهعنوان خاری در چشم مرتجعان بوده. مرتجعان پیوسته با مدرسه و علم و نوآوری دشمنی داشتند. اولین دبستان در ایران توسط میرزاحسن رشدیه در تبریز در سال 1267 شمسی تأسیس شد. سپس در تهران و بعد از آن در سایر شهرهای بزرگ مدارسی دایر گردید. دبستان جدید برخلاف مکتب خانههای قدیم، دارای تخته سیاه و نیمکت بود و کتابهای آموزشی و نحوه تدریس نیز با روشهای سابق فرق داشت. چرا که فراگرفتن علم را برای کودکان سهل میکرد. ساختمان مدرسه نیز در بیرون مساجد بنا شدند، و این بهمعنی پیدایش نوعی مرکز علمی خارج از حیطهٴ آخوندهای مرتجع بود. اما از همان آغاز تأسیس مدارس، مخالفتهای از سویی مرتجعان با دبستان و مدرسه صورت گرفت. مرتجعان حتی تأسیس کنندگان و مدیران و معلمان مدارس را تکفیر میکردند. یکی از مرتجعانی که شدیداً با مدرسه مخالفت میکرد، شیخ فضلالله نوری، سرسلسلهٴ مرتجعانی چون خمینی بود. ناظمالاسلام کرمانی در کتاب بیداری ایرانیان در صفحه 322نوشته است: ”شیخ (فضلالله نوری) رو کرد به نگارنده و گفت: ناظم الاسلام! ترا به حقیقت اسلام قسم میدهم! آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک، عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمیکند؟ مدارس را افتتاح کردید، آنچه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید!“.
اما موج ترقیخواهی مردم ایران شیخ فضلالله نوری و افکار واپسگرایانهٴ او و سایر مرتجعان را به زبالهدان تاریخ ریخت. چندی پس از گسترش مدارس، آخوندهای مرتجع شروع به مخالفت با تحصیل و مدرسه رفتن دختران کردند. بسیاری از مرتجعان نوشتن را برای زنان و دختران حرام میدانستند، اما باز هم موج ترقیخواهی مردم ایران، آخوندهای مرتجع را به عقبنشینی واداشت. هدف بعدی دشمنی آخوندهای مرتجع با علم، دانشگاهها بودند. خمینی پیوسته از دانشگاه که سنگر آزادیخواهی و علم و ترقی خواهی بوده و هست، وحشت داشت. او در پیامش بهمناسبت هفته بسیج در سال 67 گفته بود: ”از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم، آن چیزی که ما را میترساند وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری میترسیم. ما از دانشگاهی میترسیم که جوانهای ما را آن طور تربیت کند که خدمت غرب بکنند“. میبینید که همونطور که شیخ فضلالله مرتجع برای برچیدن دبستان سینه چاک میداد و میگفت ”این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام است“ ، خمینی نیز وحشت خود از دانشگاهها را پنهان نکرد. چنان که شاهد بودیم، خمینی و باندهای مرتجع و چماقدارش از ابتدای روی کارآمدن، به تغییر محتوای کتابهای درسی، بهویژه تاریخ و ادبیات اقدام کردند.
آخوندها وقایع تاریخ را بر مبنای منافع خود تغییر دادند. آنها با ایجاد نهادهایی به اسم امور تربیتی ترویج اعتقادات ارتجاعی در کتب درسی، راهاندازی ارگانهای سرکوبی و چماقداری علیه دانشآموزان و دانشجویان، برای تبدیل دانشگاه به تیول ارتجاع، بهشدت کوشیدند. ، اما باز هم موج ترقیخواهی و آزادیخواهی مردم ایران، این هیولاهای آدمخوار و مرتجع را از ساحت دانش و بینش، پس راند؛ و چنان که در سالهای گذشته دیده و میبینیم، مدارس و دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور، مراکز جنبش و خیزش و ترویج پیام مقاومت برای آزادی و دموکراسی، و مدافع پیشتازان این راه شدهاند».
اما موج ترقیخواهی مردم ایران شیخ فضلالله نوری و افکار واپسگرایانهٴ او و سایر مرتجعان را به زبالهدان تاریخ ریخت. چندی پس از گسترش مدارس، آخوندهای مرتجع شروع به مخالفت با تحصیل و مدرسه رفتن دختران کردند. بسیاری از مرتجعان نوشتن را برای زنان و دختران حرام میدانستند، اما باز هم موج ترقیخواهی مردم ایران، آخوندهای مرتجع را به عقبنشینی واداشت. هدف بعدی دشمنی آخوندهای مرتجع با علم، دانشگاهها بودند. خمینی پیوسته از دانشگاه که سنگر آزادیخواهی و علم و ترقی خواهی بوده و هست، وحشت داشت. او در پیامش بهمناسبت هفته بسیج در سال 67 گفته بود: ”از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم، آن چیزی که ما را میترساند وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری میترسیم. ما از دانشگاهی میترسیم که جوانهای ما را آن طور تربیت کند که خدمت غرب بکنند“. میبینید که همونطور که شیخ فضلالله مرتجع برای برچیدن دبستان سینه چاک میداد و میگفت ”این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام است“ ، خمینی نیز وحشت خود از دانشگاهها را پنهان نکرد. چنان که شاهد بودیم، خمینی و باندهای مرتجع و چماقدارش از ابتدای روی کارآمدن، به تغییر محتوای کتابهای درسی، بهویژه تاریخ و ادبیات اقدام کردند.
آخوندها وقایع تاریخ را بر مبنای منافع خود تغییر دادند. آنها با ایجاد نهادهایی به اسم امور تربیتی ترویج اعتقادات ارتجاعی در کتب درسی، راهاندازی ارگانهای سرکوبی و چماقداری علیه دانشآموزان و دانشجویان، برای تبدیل دانشگاه به تیول ارتجاع، بهشدت کوشیدند. ، اما باز هم موج ترقیخواهی و آزادیخواهی مردم ایران، این هیولاهای آدمخوار و مرتجع را از ساحت دانش و بینش، پس راند؛ و چنان که در سالهای گذشته دیده و میبینیم، مدارس و دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور، مراکز جنبش و خیزش و ترویج پیام مقاومت برای آزادی و دموکراسی، و مدافع پیشتازان این راه شدهاند».