فیلادلفیا اینکوایرر-2 مه 2014
تحت فشار شدید کنگره، کاخ سفید در نهایت موافقت کرد که یک دیپلومات ایرانی دخیل در تروریسم را از ورود به ایالات متحده ممنوع کند.
رژیم ایران حمید ابوطالبی را بهعنوان نماینده جدید خود در سازمان مللمتحد منصوب کرد، تصمیمی که منجر به توبیخ قوی کنگره بهخاطر نقش ابوطالبی در گروگانگیری دیپلوماتهای آمریکایی 1979-1981 در تهران شد.
این واقعیت که حکومت تهران جرأت کرده او را نامزد کند با صدای بلند در مورد این صحبت میکند که سیاست آمریکا را چقدر سست و ضعیف میبیند. همچنین نشان میدهد که حسن روحانی، رئیسجمهور رژیم ایران نه در مورد اعتمادی که قدرتهای غربی به او کردهاند، نه جدی است و نه شایسته آن است.
سیاست خارجی خصمانه رژیم ایران همواره یک نتیجه فرعی از ماهیت ضددموکراتیک آن بوده است. رژیم خود را از طریق سرکوب خشن نیروهای مخالف تعریف کرده و ابوطالبی در تمامی اینها حضور داشته است.
با انتخاب ابوطالبی، روحانی ارتباط مستقیم و عمدی بین اصول اساسی رژیم در سرکوب و تروریسم و اهداف سیاست جناح خود را نشان داد.
ابوطالبی مردی است که توسط دادگاههای ایتالیا و پلیس به دخالت در ترور محمد حسین نقدی در سال 1993 متهم شده است، نقدی دیپلومات ایرانی بود که به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد و در سال 1993 ترور شد. در آن زمان، نیویورک تایمز گزارش داد که این قتل ”آخرین قتل در یک سری از قتل مخالفان دولت تهران بود“. اخیراً در سال 2008، یک دادگاه ایتالیایی شواهدی را فاش کرد که قتل نقدی توسط رژیم ایران دستور داده شده و افرادی که وظیفه ترور را داشتند بهطور مستقیم به ابوطالبی در مقام خود بهعنوان سفیر ایران در رم پاسخگو بودند.
این رفتار توهینآمیز مستقیماً از سوی رئیسجمهور رژیم ایران صورت میگیرد که روی کارآمدن او در رسانههای غربی بهعنوان یک پیروزی برای اعتدال در درون رژیم تاریخاً مذهبی و سرکوبگر تبلیغ میشد. آن هم در حالی که رژیم ملاها به حمایت از بشار اسد ادامه میدهد، دگراندیشان و شهروندان عادی را اعدام میکند (بیش از 700 در طول دوره تصدی کوتاه روحانی) و سرکوب خفقان آور خود را روی مخالفان سیاسی نگه میدارد که در حمله وحشیانه به زندانیان سیاسی در زندان بدنام اوین در تهران در اواخر ماه گذشته مشهود است.
یک سؤال اساسی ساده که دولت آمریکا و سیاست گذاران باید به آن جواب دهند وجود دارد:
ایالات متحده بر چه اساسی میتواند به چنین رژیمی اعتماد کند؟
تحت فشار شدید کنگره، کاخ سفید در نهایت موافقت کرد که یک دیپلومات ایرانی دخیل در تروریسم را از ورود به ایالات متحده ممنوع کند.
رژیم ایران حمید ابوطالبی را بهعنوان نماینده جدید خود در سازمان مللمتحد منصوب کرد، تصمیمی که منجر به توبیخ قوی کنگره بهخاطر نقش ابوطالبی در گروگانگیری دیپلوماتهای آمریکایی 1979-1981 در تهران شد.
این واقعیت که حکومت تهران جرأت کرده او را نامزد کند با صدای بلند در مورد این صحبت میکند که سیاست آمریکا را چقدر سست و ضعیف میبیند. همچنین نشان میدهد که حسن روحانی، رئیسجمهور رژیم ایران نه در مورد اعتمادی که قدرتهای غربی به او کردهاند، نه جدی است و نه شایسته آن است.
سیاست خارجی خصمانه رژیم ایران همواره یک نتیجه فرعی از ماهیت ضددموکراتیک آن بوده است. رژیم خود را از طریق سرکوب خشن نیروهای مخالف تعریف کرده و ابوطالبی در تمامی اینها حضور داشته است.
با انتخاب ابوطالبی، روحانی ارتباط مستقیم و عمدی بین اصول اساسی رژیم در سرکوب و تروریسم و اهداف سیاست جناح خود را نشان داد.
ابوطالبی مردی است که توسط دادگاههای ایتالیا و پلیس به دخالت در ترور محمد حسین نقدی در سال 1993 متهم شده است، نقدی دیپلومات ایرانی بود که به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد و در سال 1993 ترور شد. در آن زمان، نیویورک تایمز گزارش داد که این قتل ”آخرین قتل در یک سری از قتل مخالفان دولت تهران بود“. اخیراً در سال 2008، یک دادگاه ایتالیایی شواهدی را فاش کرد که قتل نقدی توسط رژیم ایران دستور داده شده و افرادی که وظیفه ترور را داشتند بهطور مستقیم به ابوطالبی در مقام خود بهعنوان سفیر ایران در رم پاسخگو بودند.
این رفتار توهینآمیز مستقیماً از سوی رئیسجمهور رژیم ایران صورت میگیرد که روی کارآمدن او در رسانههای غربی بهعنوان یک پیروزی برای اعتدال در درون رژیم تاریخاً مذهبی و سرکوبگر تبلیغ میشد. آن هم در حالی که رژیم ملاها به حمایت از بشار اسد ادامه میدهد، دگراندیشان و شهروندان عادی را اعدام میکند (بیش از 700 در طول دوره تصدی کوتاه روحانی) و سرکوب خفقان آور خود را روی مخالفان سیاسی نگه میدارد که در حمله وحشیانه به زندانیان سیاسی در زندان بدنام اوین در تهران در اواخر ماه گذشته مشهود است.
یک سؤال اساسی ساده که دولت آمریکا و سیاست گذاران باید به آن جواب دهند وجود دارد:
ایالات متحده بر چه اساسی میتواند به چنین رژیمی اعتماد کند؟