در کنفرانسی در ایالت آریزونا در آمریکا با عنوان «ایران: بحران اتمی، نقض حقوقبشر، ضرورت تغییر رژیم، تعهدات آمریکا برای تأمین حفاظت لیبرتی» ارتشبد جرج کیسی، فرمانده کل نیروهای آمریکا و ائتلاف در عراق بر ضرورت تضمین حفاظت اعضای مجاهدین خلق ایران در عراق تأکید کرد:
ارتشبد جرج کیسی

متشکرم. بسیار متشکرم. آن چیزی که شما شاهد آن هستید یکی از تفاوتهای بین ژنرالها و سیاستمداران است وقتی یک سیاستمدار میگوید، «توقف»، ممکن است آنها ادامه دهند.
هنگامی که ژنرالها میگویند، «توقف»، یعنی «توقف».
متشکرم. بسیار متشکرم. چقدر عالی است که امروز بعدازظهر در اینجا با شما در فونیکس هستم تا در مورد چیزی که برای همهٴ ما در اینجا و همچنین برای ایالات متحده بسیار مهم است، صحبت کنیم.
همانطور که لیندا پیشنهاد کرد، قرار است که در مورد نقش رژیم ایران در بیثبات کردن عراق در سال 2004-2007 زمانی که من فرماندهٴ آنجا بودم، صحبت میکنم. چون من بهطور مستقیم و از نزدیک دیدهام آنها چگونه کار میکنند و چگونه بهعنوان یک نیروی بیثبات کننده در منطقه فعالیت میکنند. معتقدم برای ما فوقالعاده مهم است که یک دید بسیار روشن از آن چه که رژیم ایران قادر است انجام دهد، داشته باشیم، در حالیکه کار میکنیم تا مانع دستیابی آنها به سلاح هستهیی بشویم.
و اینجا اشاره شد که کشور ما قول حفاظت از اعضای سازمان مجاهدین خلق را داد که در عراق بودند. ارتش آمریکا بود که این تعهد را از طرف کشورمان داد و به شما بگویم هر روز هنگامی که در مورد وعدههایی که دادهایم و به آن عمل نمیکنیم فکر میکنم، این امر من را خشمگین میکند. ارتش آمریکا دوست دارد قولش را نگه دارد.
فکرش را بکنید، خاورمیانه از پاکستان تا مراکش در تلاطم است. در شام، جنگ داخلی سوریه وارد چهارمین سال خود میشود، 170000نفر کشته و 3 میلیون نفر آواره شدهاند. خشونتهای فرقهیی هنوز هم بهطور قابل توجهی در عراق و همچنین در لبنان ادامه دارد و رژیم ایران یک عامل بیثبات کننده عمده در هر یک از این سه کشور است.
ما در یک مبارزه طولانیمدت ایدئولوژیک در برابر افراط گرایی جهانی هستیم، و این مبارزهیی است که نمیتوانیم بگوییم «تمام شد» و بعد از آن کنار برویم. من معتقدم که بزرگترین تهدید پیش روی ما این ارتباط بین سلاحهای کشتار جمعی و تروریسم است.
اگر ارتباط میان تروریسم، سلاحهای کشتار جمعی، و بیثباتی منطقهیی مهم است و جنگ سایبری یک تهدید قابلتوجه است، رژیم ایران یک عامل منفی در هر یک از این چهار عامل است.
وقتی که در تابستان سال 2004 به عراق رفتم، میدانستم رژیم ایران یک بازیکن اصلی خواهد بود. آنها هممرز با عراق هستند.
با گذشت زمان دیدم رژیم ایران یک رویکرد سه جانبه به کار میگیرد و دیدهام آنها همان را در جاهای دیگر اجرا کردهاند. اول، آنها برای به دست آوردن نفوذ سیاسی با ارائه کمکهای مالی به احزاب سیاسی و رهبران سیاسی کار کردند. اینجا هدف مشترکی وجود داشت.
در نتیجه آنها نفوذ قابل توجهی در عراق به دست آوردند.
دوم، آنها با نرمش تلاش کردند که برای جلب حمایت مردم عراق با کمکهای اقتصادی، با ارائه کمکهای اقتصادی بهویژه در بخش جنوبی کشور چهره خود را آرایش بدهند. آنها این کار را خودشان بهطور مستقیم انجام میدادند. بسیار شبیه به برخی اوقات که ما با آژانس توسعه بینالمللی میکنیم. اما آنها از طریق احزاب سیاسی عراق هم این را انجام میدادند.
و سومین و آخرین، آنها از طریق آموزش و تجهیز سازمانهای تروریستی بیثباتی در عراق را دامن میزدند. و این بیشترین تأثیر را بر من داشت.
با گذشت زمان من ارتباط بسیار نزدیک بین نیروی قدس که بازوی برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب است و شبهنظامیان عراق را دیدم. ما اولین بار واقعاً حدود 30روز پس از اینکه آنجا رسیدم، علائم آن را گرفتیم.
نبرد قابل توجهی علیه شبهنظامیان در شهر نجف که سومین محل مقدس مسلمانان است، وجود داشت و حدود 30روز طول کشید. ما در نهایت پیروز شدیم و شبهنظامیان را از نجف بیرون کردیم.
در حالیکه بازبینیهایمان و واقعیت را میدیدیم، رد یک عامل نیروی قدس را پیدا کردیم که رویدادهای نجف را بهطور مستقیم به مقر نیروی قدس در ایران تلفنی میگفت. این حس کنجکاوی من را برانگیخت و در بقیه مدتی که آنجا بودم از نزدیک آن را زیر نظر داشتم.
اما جایی که بهطور واقعی دست رژیم ایران را دیدیم پس از بمبگذاری در حرم (امام) عسکری در سامرا، شهری در شمال عراق، در فوریه سال 2006 بود. شبهنظامیان شیعه به خیابان آمدند و هر چه بیشتر عمل میکردند ما در برابر آنها بیشتر عملیات میکردیم و انبارهای تسلیحات بیشتری پیدا کردیم و سلاحهایی که پیدا میکردیم بهوضوح از ایران آمده بودند. یک بمب تعبیهیی بهخصوص کشندهیی وجود داشت که نیاز به توانایی ساخت و ابزار داشت که از عراق نیامده بود، تنها از ایران میتوانست آمده باشد. یک نارنجک تفنگی بسیار پیشرفته را پیدا کردیم که در زره بزرگترین تانک ما نفوذ میکرد و در جعبههای مهماتی به زبان فارسی و روشن بود.
در اواسط سال 2006 قطعی بود که رژیم ایران نظامیان، نیروهای شبهنظامی عراق و سازمانهای تروریستی را آموزش میدهد. بدون شک، در واقع ما اطلاعات به این خوبی را داشتیم.
قبل از اینکه نخستوزیر عراق، نخستین نشست خود را با وزیر امور خارجه رژیم ایران داشته باشد، چند روز بعد از اینکه در این موضع قرار گرفت، من و افسر اطلاعاتی ام، نخستوزیر را در جریان آنچه که در کشور میگذرد، قراردادیم. در مورد دستگاههای انفجاری، سلاح، اردوگاههای آموزشی و در مورد حضور نیروی قدس. وقتی من تمام کردم، مالکی برگشت به من نگاه کرد و گفت: «آنها در حال انجام تروریسم در کشور ما هستند» ؟ و من گفتم «بله، آنها در حال انجام همین کار هستند و این باید متوقف شود».
بعدها در سال 2006 ما شاهد یک روند بسیار نگرانکننده بودیم و به نظر مان میرسید که شبهنظامیان عراق با حمایت رژیم ایران بهطور فعال عراقیهای دیگر را از بخشهایی از بغداد برای گسترش کنترل خود بر بخشهایی از این شهر بیرون میکنند. ما مشکوک بودیم که این دارد اتفاق میافتد ولی نمیتوانستیم آن را تأیید کنیم.
خوب، عصر یک روز در ماه دسامبر درست قبل از کریسمس ما با نیروهای عملیات ویژه، شش عامل نیروی قدس را در جایی که معلوم شد یک مرکز فرماندهی با گروه شبهنظامی شیعه سپاه بدر بود، دستگیر کردیم. سپاه بدر شبهنظامیان یکی از احزاب سیاسی مهم شیعه بود. در این مرکز فرماندهی رسید سلاحها و کارنامه بسیار دقیق از تمام سلاحها و تجهیزاتی که آنها گرفته بودند، پیدا شد. یک نقشه از بغداد و رنگ آمیزی شده با کدبندی گروههای فرقهیی بر روی دیوار بود. بهوسیله فلشهایی این طرح را نشان میداد که اهل سنت و مسیحیان را از بخشهایی از بغداد بیرون براند بهطوری که توسط شبهنظامیان اشغال شود.
این همه موضوعاتی را که در فکر ما بود، تأیید کرد و فوراً برای من روشن شد رژیم ایران بهطور مستقیم و هدفمند به خشونتهای فرقهیی برای بیثبات کردن عراق دامن میزند. هیچ شکی نبود.
من از این همه چه برداشتی کردم؟ چهار چیز در مورد روشی که رژیم ایران عمل میکند برای من مثل روز روشن بود.
اول: رژیم ایران به استفاده از تروریسم برای تحقق اهداف سیاسی خود ادامه داده و خواهد داد. این الآن معلوم است.
دوم: نقش رژیم ایران در آموزش و تجهیز شبهنظامیان عراق بهعنوان یک عامل اصلی در حفظ خشونتهای فرقهیی در عراق از 2006 تا 2008 و رک و صریح امروز همچنان ادامه دارد. همانطور که قبلا ً گفتم، آنها در حال انجام همین نوع کار در سوریه و لبنان هستند.
سوم: بهخاطر نقش مستقیم که آنها داشتند. آنها مستقیماً مسئول مرگ صدها تن از نیروهای ائتلاف و هزاران نفر از مردم عراق هستند. رژیم ایران مسئول است و به این ترتیب نتیجهگیری من این است که آنها کاملاً شایسته برچسب کشور حامی تروریسم هستند که به درستی آن را به دست آوردهاند.
من به این باور رسیدهام که باید در نظر بگیریم این رژیم به ترویج بیثباتی منطقهیی ادامه میدهد و من اینجا تردید نمیکنم چون آنها امروز در عراق و سوریه و لبنان دارند این کار را انجام میدهند.
من فکر میکنم رژیم ایران با سلاحهای هستهیی غیرقابلقبول نه تنها برای منطقه، بلکه برای کل جامعه بینالمللی خطرناک است. من نمیتوانم به هیچ مورد دیگری فکر کنم که در آن مقاومت دموکراتیک سازمانیافته در برابر یک رژیم این قدر موجه و لازم باشد.
می خواهم فقط برای یک دقیقه در مورد سازمان مجاهدین خلق که یک عنصر مهم از این مقاومت است، صحبت کنم. من در سال 2004 در عراق بودم که ما به آنها موقعیت حفاظتشده دادیم. در طول تقریباً سه سال که آنجا بودم ما از نزدیک رفتار سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف را زیر نظر داشتیم.
من ژنرالهای دو ستاره داشتم که هر هفته از قرارگاه اشرف بازدید میکردند. آنها به من گزارش هفتگی میدادند که چه اتفاقاتی دارد میافتد. میتوانم به شما بگویم که ما هرگز یک مشکل در تمام مدتی که من آنجا بودیم در کمپ اشرف نداشتیم و بسیار بسیار بیمسأله بود.
و با ناراحتی نگاه میکنم که چطور در سال 2009 و 2011 و در سال 2013 مردان و زنانی که ما قول حفاظتشان را دادیم وحشیانه مورد حمله قرار گرفتند و پس از اینکه سازمان ملل متحد، دولت عراق و دولت آمریکا موافقت کردند که سازمان مجاهدین خلق باید حفاظت شود و انتقال یابد، بهنحوی وحشیانه مورد حمله قرار گرفتند.
ما باید حفاظت از سازمان مجاهدین خلق را تا زمانی که در عراق هستند و تا زمانی که از عراق منتقل شوند، تضمین کنیم. سازمان مجاهدین خلق پیوسته به سهم خود عمل کرده و ما وامدار امنیت و آینده آنها هستیم.
بسیار از شما سپاسگزارم
سناتور جان مک کومیش، رهبر سناتورهای جمهوریخواه در سنای آریزونا

از شما بسیار متشکرم. اگر بخواهم صادقانه بگویم، من کمی هیجان زده شدهام که در کنار چنین سطحی از سخنرانان هستم. با توجه به خدمات شما به کشور ما، لیندا چاوز، رودی جولیانی، و ژنرال کیسی، صرف اینکه در کنار شما سخنرانی میکنم مایه بسی افتخار است.
من امروز مطالب زیادی آموختم. خیلی در رابطه با جامعه ایرانیان مقیم آریزونا اطلاعات کسب کردم و از این بابت خوشحالم.
من از جامعه ایرانیان بهخاطر حضورشان و اطلاعات و پیامهایی که به ما دادند، سپاسگزاری میکنم و از حضار هم تشکر میکنم که با وجود مشغلههای روزانهیی که دارند در اینجا حاضر شدند.
این بیانگر اهمیت موضوعاتی است که ما در مورد ایران و خاورمیانه شنیدیم. من قبل از اینکه به جلسه بیاییم در رابطه با مردم آمریکا با شهردار جولیانی صحبت میکردم. ما خیلی مشغله ذهنی داریم و در رابطه با برخی مسائل مهم در غفلت بهسر میبریم و خیلی ساده غافل میشویم و برخی مواقع باید کسی باشد که ما را بیدار کند و این زنگ بیداری است که من واقعاً امروز در اینجا شنیدم.
رژیم فعلی ایران قطعاً تهدیدی علیه سلامت ایران است. قطعاً تهدیدی برای سلامت تمام خاورمیانه است. اما امروز فهمیدم، همانطور که فکر میکنم برای همه شما هم این طور باشد، که این رژیم نه تنها تهدیدی برای ایران و خاورمیانه بلکه تهدیدی برای آمریکا و سایر کشورهای جهان است. بنابراین از افرادی که این پیام را به ما دادند و امروز ما را بیدار کردند، سپاسگزارم.
میدانم که سخنرانان دیگری حاضرند و خیلی کوتاه خاتمه میدهم. چالش پیش روی ما این است که همهٴ ما که امروز بیدار شدیم باید سایرین را نیز در آریزونا مطلع کنیم و همچنین در کنگره و در نهایت در نهاد ریاست جمهوری. من باور دارم که میتوانیم این کار را انجام دهیم.
بسیار خوشحالم که در اینجا هستم و این زنگ بیداری را شنیدم و از همهٴ شما بسیار بسیار متشکرم.
ریک گری، ناظم اکثریت جمهوریخواهان در کنگره آریزونا

ما اگر بهعنوان یک کشور قوی نباشیم و درست تنفس نکنیم و سالم نباشیم، اثرات منفی ببار خواهد آورد. ما در رابطه با مشکلاتی که در رهبری برخی از مسائل حیاتی داشتهایم، شنیدیم و میدانیم که هر انتخاباتی میتواند عواقبی داشته باشد.
می خواهم از جامعه ایرانیان مقیم آمریکا در آریزونا تشکر کنم. از شما قدردانی میکنم زیرا همانطور که سناتور گفت ما نیازمند این اطلاعات هستیم. ما باید به یکدیگر بپیوندیم. اغلب موارد افراد به یک کشور نگاه میکنند و اخبار آن را مطالعه میکنند و آخر سر همه مردم آن کشور را یک طور میبینند. میخواهم شما را تحسین کنم و از شما تشکر کنم که ما را مطلع میکنید و ما میبینیم که اصول شما همان اصول پایهیی کشور ما است، جایی که ما برای آزادی و رهایی میجنگیدیم و شما هم در همان شرایط هستید.
وقتی کارتر رئیسجمهور بود و بحران گروگانگیری در ایران اتفاق افتاد، فقط لازم بود کسی با خصوصیت و کاراکتر ریگان رئیسجمهور شود و رژیم ایران بفهمد که نمیتوان با این مرد درافتاد و وقتی ریگان رئیسجمهور شد اولین کاری که رژیم کرد این بود که گروگانها را آزاد کرد. این نوع رهبری است که ما در کشورمان به آن نیازمندیم. باید در این مسیر کار کرد تا نه تنها آمریکا بلکه همهٴ کشورها خواهان آزادی و رهایی شوند و ما به هم کمک کنیم تا این امر محقق شود. و من شما را فرامیخوانم تا در حوزه سیاست آمریکا فعال شوید و در کنار برادران و خواهران ایرانی خودتان فعالیت کنید. مجدداً از شما بهخاطر شرکتتان در این جلسه تشکر میکنم و از بابت دانشی که به ما دادید، متشکرم.