خانمها و آقایان، و هموطنان هوادار مقاومت ایران
بسیار مفتخرم که در اینجا حضور دارم و این امکان به من داده شد بتوانم پیام همکارانم در کانادا را منتقل کنم. من اینجا بهنمایندگی از انجمن جوانان دموکراتیک ایرانی گروهی متشکل از دانشجویان ایرانی مقیم کانادا که متعهد به اصول دموکراتیک بهطور خاص در رابطه با ایران میباشد، حضور دارم.
من حمله وحشیانه چند سال پیش به اشرف را به یاد میآورم. میبینم که هامویهای اهدایی آمریکایی از روی پناهندگان ایرانی عبور میکنند. کسانی که که به آنها بهطور قانونی قول حفاظت داده شده بود.
حرمت حقوقبشردوستانه بار دیگر مورد حمله قرار گرفت ولی این بار بسیار نزدیک به من بود. کاملاً غیرقابلقبول بود که این حمله علیه جان زنان و مردان شجاعی بود که برای دموکراسی و تغییر رژیم در ایران مبارزه میکردند. در آن زمان من در سومین سال تحصیلم در تورنتو بودم که فراخوانی برای اعتصابغذا در واشینگتن دی.سی در اعتراض به حمله به کمپ اشرف توسط نیروهای عراقی شنیده شد. تصمیم در مورد به تعویق انداختن تحصیلاتم آسان نبود، ولی در واقع این بهترین تصمیمی بود که تا بهحال گرفته بودم. وقف کردن و صرف زمان برای آرمان مقاومت ایران و دفاع از اشرف کماکان سنگ زیربنا و شالوده زندگی من بوده و امیدوارم که همچنان ادامه داشته باشد. سالها بعد مبارزه ادامه مییابد، آخوندهای مستأصل طی سالیان تلاش میکنند خودشان را از دست تهدید اصلیشان خلاص کنند. اعضای سازمان مجاهدین در اشرف بودند و الآن در لیبرتی مستقر هستند. از یکطرف آب، غذا، برق و خدمات درمانی بهطور مکرر از آنها دریغ میشود. فراتر از لیبرتی، فرستادن جوخههای کشتار به اشرف بود. از سوی دیگر، یک بسیج شیطانسازی با بودجه رژیم آخوندهای حاکم بر ایران برای بیاعتبار ساختن اپوزیسیون اصلی وجود دارد.
خانمها، آقایان!
آنها تلاش کردهاند و تلاش میکنند، ولی شکست خوردهاند و باز هم شکست خواهند خورد. یکی از جنبههای انگیزانندهٴ این جنبش برای من انعطاف و ارادهٴ این جنبش است. من همیشه به یاد مردی میافتم که پرزیدنت روزولت در سخنرانی خود از آن یاد میکند، و من به سازمان مجاهدین و زنان و مردان در لیبرتی فکر میکنم. این سخنرانی چنین بود:
این نکوهشگر نیست که بهشمار میآید، کسی روی این انگشت نمیگذارد که مرد قوی زمین خورد یا کسی که این کار را کرد میتوانست بهتر از آن را انجام بدهد. امتیاز واقعی از آن کسی است که بهطور حقیقی در صحنه است، کسی که چهرهاش با خاک و عرق و خون پوشیده شده، کسی که شجاعانه تلاش میکند، کسی که بارها و بارها به موفقیت نرسیده، ولی هرگز گمراه نمیشود. چرا که هیچ تلاشی بدون خطا و نقص نیست، اما کسی که جدیت و از خودگذشتگی و اشتیاقهای بزرگ را میشناسد کسی است که خود را وقف یک آرمان با ارزش میکند، در بهترین حالت در پایان پیروزی و موفقیتهای بزرگ است و در بدترین حالت، اگر شکست بخورد، حداقل در شرایطی است که شجاعت زیادی به خرج داده و شکست خورده، بهطوری که جایگاهش هرگز با کسانی که روح سرد و ترسو دارند و نه پیروزی و نه شکست را نمیشناسند، یکی نیست.
بسیار متشکرم.
بسیار مفتخرم که در اینجا حضور دارم و این امکان به من داده شد بتوانم پیام همکارانم در کانادا را منتقل کنم. من اینجا بهنمایندگی از انجمن جوانان دموکراتیک ایرانی گروهی متشکل از دانشجویان ایرانی مقیم کانادا که متعهد به اصول دموکراتیک بهطور خاص در رابطه با ایران میباشد، حضور دارم.
من حمله وحشیانه چند سال پیش به اشرف را به یاد میآورم. میبینم که هامویهای اهدایی آمریکایی از روی پناهندگان ایرانی عبور میکنند. کسانی که که به آنها بهطور قانونی قول حفاظت داده شده بود.
حرمت حقوقبشردوستانه بار دیگر مورد حمله قرار گرفت ولی این بار بسیار نزدیک به من بود. کاملاً غیرقابلقبول بود که این حمله علیه جان زنان و مردان شجاعی بود که برای دموکراسی و تغییر رژیم در ایران مبارزه میکردند. در آن زمان من در سومین سال تحصیلم در تورنتو بودم که فراخوانی برای اعتصابغذا در واشینگتن دی.سی در اعتراض به حمله به کمپ اشرف توسط نیروهای عراقی شنیده شد. تصمیم در مورد به تعویق انداختن تحصیلاتم آسان نبود، ولی در واقع این بهترین تصمیمی بود که تا بهحال گرفته بودم. وقف کردن و صرف زمان برای آرمان مقاومت ایران و دفاع از اشرف کماکان سنگ زیربنا و شالوده زندگی من بوده و امیدوارم که همچنان ادامه داشته باشد. سالها بعد مبارزه ادامه مییابد، آخوندهای مستأصل طی سالیان تلاش میکنند خودشان را از دست تهدید اصلیشان خلاص کنند. اعضای سازمان مجاهدین در اشرف بودند و الآن در لیبرتی مستقر هستند. از یکطرف آب، غذا، برق و خدمات درمانی بهطور مکرر از آنها دریغ میشود. فراتر از لیبرتی، فرستادن جوخههای کشتار به اشرف بود. از سوی دیگر، یک بسیج شیطانسازی با بودجه رژیم آخوندهای حاکم بر ایران برای بیاعتبار ساختن اپوزیسیون اصلی وجود دارد.
خانمها، آقایان!
آنها تلاش کردهاند و تلاش میکنند، ولی شکست خوردهاند و باز هم شکست خواهند خورد. یکی از جنبههای انگیزانندهٴ این جنبش برای من انعطاف و ارادهٴ این جنبش است. من همیشه به یاد مردی میافتم که پرزیدنت روزولت در سخنرانی خود از آن یاد میکند، و من به سازمان مجاهدین و زنان و مردان در لیبرتی فکر میکنم. این سخنرانی چنین بود:
این نکوهشگر نیست که بهشمار میآید، کسی روی این انگشت نمیگذارد که مرد قوی زمین خورد یا کسی که این کار را کرد میتوانست بهتر از آن را انجام بدهد. امتیاز واقعی از آن کسی است که بهطور حقیقی در صحنه است، کسی که چهرهاش با خاک و عرق و خون پوشیده شده، کسی که شجاعانه تلاش میکند، کسی که بارها و بارها به موفقیت نرسیده، ولی هرگز گمراه نمیشود. چرا که هیچ تلاشی بدون خطا و نقص نیست، اما کسی که جدیت و از خودگذشتگی و اشتیاقهای بزرگ را میشناسد کسی است که خود را وقف یک آرمان با ارزش میکند، در بهترین حالت در پایان پیروزی و موفقیتهای بزرگ است و در بدترین حالت، اگر شکست بخورد، حداقل در شرایطی است که شجاعت زیادی به خرج داده و شکست خورده، بهطوری که جایگاهش هرگز با کسانی که روح سرد و ترسو دارند و نه پیروزی و نه شکست را نمیشناسند، یکی نیست.
بسیار متشکرم.