728 x 90

تشديد اقدامات سركوبگرانه,

ترفندی به نام «راهیان نور» برای پر کردن جای خالی جنگ ـ حسین قائمی

-

 -
-
چکیده: خامنه‌ای اگر می‌توانست و توانش را داشت، حتماً یک جنگ و ماجراجویی دیگر راه می‌انداخت.
اگر می‌توانست و معادلات منطقه‌یی و بین‌المللی اجازه می‌داد و اگر جنگ بشار اسد علیه مردم سوریه این چنین افشا نشده بود، لاشهٴ پاسداران کشته شده در سوریه را در شهرها می‌گرداند و فضای جنگی ایجاد می‌کرد.
اگر می‌توانست و راه‌انداختن کارناوال استخوان و تابوتهای خالی، 25سال پس از جنگ، در بین نیروهای خودش هم مضحکه نشده بود، باز هم از این طریق تلاش می‌کرد جای خالی جنگ را پر کند؛ … اما چه کند که دستش از همه اینها خالی است؛ در نتیجه به ترفند راهیان زور می‌آویزد.

روز گذشته خامنه‌ای تعدادی از پاسداران جنایتکار را تحت عنوان «مسئولان اردوهای راهیان نور» یا آن طور که مردم می‌نامند «راهیان زور»، به حضور طلبید تا به آنها درباره رونق دادن به صنعت مرگ‌ ستایی، خط و رهنمود بدهد. حرف خامنه‌ای در یک کلام و به عبارت ساده این بود که نباید گذاشت سایهٴ جنگ ضدمیهنی در کشور کمرنگ شود و به فراموشی سپرده شود. نباید گذاشت واقعیت این بلای عظیم و این جنایت کثیفی که خمینی جلاد آن را به قیمت یک میلیون کشته، دو میلیون مجروح و مصدوم و معلول، هزار میلیارد دلار خسارت مادی و ویرانی کشور و بر باد رفتن هزاران هزار خانه و خانمان، بر سر مردم و میهن ما آوار کرد، برملا شود؛ همان که ولی‌فقیه دجال، با فرهنگ وارونهٴ خود، از آن به‌عنوان «تحریف» نام می‌برد.
راستی مگر این همان خامنه‌ای نیست که پس از زهر آتش‌بس، همراه با رفسنجانی و موسوی اردبیلی و محسن رضایی و تقریباً تمام سردمداران رژیم، یکی پس از دیگری به صحنه آمدند و از جنگ پلید و خانمانسوز 8ساله اظهار برائت کردند و گفتند که ادامه جنگ بعد از رفع حصر خرمشهر خطا بود و باید آن را تمام می‌کردیم؟! تا آنجا که خمینی مجبور شد شخصاً به میدان بیاید و با دجالگری خاص خودش، تحت عنوان معذرت‌خواهی از خانواده‌های شهدا، توی دهان آنها بزند؟! و مگر در سالهای بعد از خمینی هم این اظهار برائت ادامه نداشت و هر کدام از سردمداران رژیم سعی نمی‌کرد خود را مخالف ادامه جنگ وانمود کند؟ تا آنجا که پاسدار شمخانی وزیر دفاع کنونی، روز 4مهرماه 1384 در تلویزیون رژیم اذعان کرد:
«هیچ‌کس، هیچ‌کس غیر از مجاهدین، در داخل کشور وجود ندارد که بعد از خرمشهر، اطلاعیه‌یی یا بیانیه‌یی داده باشد که جنگ باید خاتمه پیدا کند. برخلاف ادعای فعلی احزاب سیاسی؛ هیچ‌کس، هیچ سندی وجود ندارد که بعد از اتمام عملیات بیت‌المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد، هیچ گروه سیاسی خواهان وضعیتی باشد که امروز اعلام می‌کند».
بنابراین جای سؤال دارد که اکنون چرا خامنه‌ای این جنگ منفور و ننگین را تحت عنوان «حادثهٴ بزرگ و تاریخی دفاع مقدس» چنین حلوا حلوا می‌کند؟ چرا می‌گوید باید کتابها درباره آن نوشته شود، باید فیلمها دربارهٴ آن ساخته شود؟ چرا باید رادیو تلویزیون شب و روز اباطیل مهوع دربارهٴ جنگ را نشخوار کند به خورد خلق‌الله بدهد؟ چرا تصریح می‌کند که باید بچه‌های مردم را به‌زور سوار اتوبوس و قطار کرد و به بیابانهایی که قتلگاه هزاران هزار جوان و نوجوان و کودک بوده برد و آنها را به گریه و زاری و ندبه واداشت؟!
علت را بایستی در شرایط مرگبار کنونی رژیم، در آثار و عواقب زهرخوردگی که گریبان ولی‌فقیه را گرفته، جستجو کرد. همان وضعیتی که خمینی را واداشت برای مهار خطری که از جانب مجاهدین و ظرفیت عظیم آزاد شده بر اثر انقلاب ضدسلطنتی احساس می‌کرد، جنگ را «موهبت الهی» تلقی کند و 8سال به آن بیاویزد و بر ادامه آن اصرار بورزد. آری، اکنون همان اجبارات البته بسا شدیدتر گریبان ولی‌فقیه را گرفته و در حسرت نبود جنگ، به سایهٴ و نمایش آن بیاویزد.
خامنه‌ای اگر می‌توانست و توانش را داشت، حتماً یک جنگ و ماجراجویی دیگر راه می‌انداخت،
اگر می‌توانست و معادلات منطقه‌یی و بین‌المللی اجازه می‌داد و اگر جنگ بشار اسد علیه مردم سوریه این چنین افشا نشده بود، لاشهٴ پاسداران کشته شده در سوریه را در شهرها می‌گرداند و فضای جنگی ایجاد می‌کرد.
اگر می‌توانست و راه‌انداختن کارناوال استخوان و تابوتهای خالی، 25سال پس از جنگ، در بین نیروهای خودش هم مضحکه نشده بود، باز هم از این طریق تلاش می‌کرد جای خالی جنگ را پر کند؛ … اما چه کند که دستش از همه اینها خالی است؛ در نتیجه به ترفند راهیان زور می‌آویزد و استفاده از آن را به‌عنوان «یک ابتکار الهی و انقلابی بسیار شایسته» به ریزه‌ خواران حکومتش تأکید می‌کند به ساختن فیلم و نوشتن کتاب و تبلیغات هنری برای جنگ سفارش می‌کند.
اما این ترفندها و «ابتکار» های شیطانی هم خیلی ساده و بی‌دردسر نیست. اولاً نفرت عموم مردم ایران و خانواده‌ها از جنگ ضدمیهنی و از هر گونه تبلیغاتی دربارهٴ آن، به‌خصوص پس از چند حادثهٴ مرگباری که در جریان اعزام زورکی دانش‌آموزان به مناطق جنگی پیش آمد و دهها تن از دانش‌آموزان را به کام مرگ فرستاد، موج موجی از مخالفت و انزجار عمومی برانگیخته و در چندین مورد باعث اعتراضات و ممانعتهای خانواده‌ها شده و کار به جاهای باریک کشیده است. به همین جهت است که ولی‌فقیه جنایتکار در همین اظهارات دیروز خود می‌گفت: «باید از برخی حوادثی که گاهی در این اردوها پیش می‌آید جلوگیری کرد اما این‌گونه حوادث نباید بهانه‌یی برای زیر سؤال بردن اصل این حرکت بزرگ و مفید شود».
ثانیاً در بعضی از تولیدات نوشتاری یا تصویری و در فیلمهایی که دربارهٴ جنگ ضدمیهنی ساخته شده، خواسته یا ناخواسته فجایع و تباهی‌های این واقعهٴ شوم و ضدملی راه یافته و منعکس شده و نتایج کاملاً معکوسی برای رژیم به بار آورده است. تا آنجا که خامنه‌ای در همین اظهارات خود نیز ناگزیر از اشاره به آن شد و گفت: «معنی ندارد که برخی از آثار فرهنگی و هنری که به نام دفاع مقدس تولید می‌شود و یا همایشهایی که برگزار می‌گردد، در تعارض با ماهیت و اصل این حرکت عظیم باشد». این هم دردسر و گرفتاری رژیمی است که می‌خواهد یک جنایت و کثافتکاری تاریخی را با عطر و اودکلن هنری به خورد خلق‌الله بدهد.
اما از همه اینها گذشته، آیا از «صنعت» «راهیان زور» و سایر صنایع کارگاه دجالیت رژیم ولایت، از کارناوال تابوت و استخوان تا تولید کتاب و فیلم و سریال، مرهمی برای زخم جگر این رژیم زهر خورده و ولی‌فقیه طلسم شکستهٴ آن فراهم می‌شود؟ هرگز!
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/9e28b52d-da48-42b5-bf12-9deda3b7036a"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات