بیانیه 24مادهیی خامنهای در مورد اقتصاد مقاومتی باعث شده است که در جنگ باندهای درونی رژیم، هر باند تعبیر و تفسیر خاص خود را از آن بکند و در این رابطه هر کسی از ظن خود یار ولیفقیه طلسمشکسته بشود. تعابیر وتفسیرهای مختلف از این موضوع دقیقاً ناشی از همین طلسم شگستگی است که ولیفقیه دیگر نمیتواند خط وخطوط خود را پیش ببرد و در مورد سخنان و بهاصطلاح رهنمودها و بیانیههای او از جمله اقتصاد ولیفقیه درآوردی مقاومتی، هر کسی خر خود را میراند بیآنکه به حرفها و ارشادات مرشدشان وقعی بنهند.
معاون امور تقنینی معاونت پارلمانی رئیسجمهور رژیم تعبیر جالب و متناقضی از حرفهای خامنهای دارد او در مورد اقتصاد مقاومتی میگوید: ”باید براصول اولیه خود پافشاری کنیم و در این راستا از روشهای مطلوب جدید دنیا نیز بهره بگیریم، چون با قهر و حرفهای درشت و روشهای نامطلوب به نتیجه خواهیم رسید“.
اقتصاد مقاومتی خامنهای علی القاعده میبایست بر منابع داخلی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی تکیه میکرد، اما برعکس شعرو شعارهای ولیفقیه، این مهرهٴ دولت آخوند حسن روحانی مقاومت سر اصول نظام را با نگاه به خارج گره میزند و آویختن به دامان کشورهای و شرکتهای غربی را آدرس میدهد.
مهرهٴ حکومت روحانی در مصاحبه با خبرگزاری حکومتی ایسنا به یکی از بندهای بیانیه اقتصاد مقاومتی خامنهای بند کرده است، تا بتواند به رقبای باند ولایت شیرفهم کند که ولیفقیه هم همان حرف رفسنجانی- روحانی را میزند و زیاد ادا و اصول اصولگرایی و تکیه بر مقاومت و امکانات داخلی را درنیاورند چرا که «مقام معظم رهبری، بر لزوم کاهش درگیریها، تشنج ها وچالش ها» اشاره کرده است که راهکار آن دیپلوماسی است.
محمدرضا خباز برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی خامنهای پا را فراتر میگذارد و گفتگوی تمدنهای آخوند شیاد محمد خاتمی را از آستین بیرون میآورد و معتقد است برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی الگویی شبیه الگوی گفتگوی تمدنهای آخوند محمد خاتمی را باید پیشه کرد و در این زمینه میگوید: «گفت و گوی تمدنها که از سوی رئیسجمهور اسبق کشورمان آقای خاتمی نیز مطرح شد، در زمینه تشنجزدایی و زندگی مسالمتآمیز که از فرهنگ اسلامی سرچشمه میگیرد، بسیار مؤثر است»،
روزنامه جمهوری وابسته به باند رفسنجانی در تفسیر اقتصاد مقاومتی، الگوی خصوصیسازی البته باسمتوسوی وابستهگرایی را چارهٴ درمان اقتصاد درهم شکستهٴ رژیم و بهترین شیوه برای پیاده کردن اقتصاد مقاومتی میداند و مینویسد: ”خروج دولت و دستگاههای حاکمیتی از حوزههای اجرایی باز کردن میدان برای ورود مردم یا همان بخش خصوصی به این حوزهها، حداقل روشن کردن نقش آفرینی دولت به تنظیم و نظارت روابط بین نهادهای حاکمیتی با مردم و مردم با یکدیگر و واگذاری امور اجرایی به فعالان مردمی است“
پر واضح است که انتظار روزنامه جمهوری این است که با خصوصی سازی، مهرهها و سرمایهداران باند رفسنجانی- روحانی بر صنایع و منابع کشور چنگ بیندازند؛ اما برای رد گم کردن رنگ و لعاب مردم و فعالان مردمی را به آن میزند. البته بنا براعترافهای بعضی از کارگزاران رژیم، حتی رفع تحریمها نیز گرهیی از بنبست اقتصادی نمیگشاید چه رسد به اینکه صنایع از چنگ یک باند غارتگر به چنگ باند دیگری از همین قماش بیفتد.
اشاره به این موضوع که هر یک از باندهای رژیم به رهنمودهای ولیفقیه نظام از جمله اقتصاد مقاومتی او، از دیدگاه و منافع باندی خود مینگرند، نکتهیی است که رسانههای رژیم از هر دو باند نیز روی آن تأکید میکنند، در این رابطه روزنامه جمهوری وابسته به رفسنجانی روی این موضوع انگشت میگذارد و ابراز نگرانی میکند که ممکن است سرنوشت اقتصاد مقاومتی خامنهای مانند سایر دستورالعملهای دیگرش نظیر مبارزه با مفاسد اقتصادی به دستمایه استفاده ابزاری توسط باندها قرارگیرد، و دست آخر در بایگانی نظام خاک بخورد، جمهوری در این رابطه مینویسد: ”نکته مهم دیگر، پرهیز مسئولان ارشد کشور در قوای مختلف از شعاری کردن طرح اقتصاد مقاومتی و تبدیل نمودن آن به یک ابزار تبلیغاتی است. بسیار دیدهایم طرحها و دستورالعملهایی را که از ناحیه رهبری به مسئولان ابلاغ شده و آنها نیز با سر و صدا و تبلیغات زیاد درباره آن گفتند و نوشتند و آییننامه و بخشنامه صادر کردند ولی در عمل چیزی عاید جامعه نشد و آن طرحها و دستورالعملها بر زمین ماندند. طرح و دستورالعمل مبارزه با مفاسد اقتصادی یک نمونه از این قبیل موارد است. آنچه بعد از ابلاغ دستورالعمل طرح اقتصاد مقاومتی توسط رهبر انقلاب تا کنون دیده و شنیده شده، تعریف و تمجید مسئولان و گفتهها و نوشتههای زیبای آنها بود، اما اینکه در میدان عمل چه اتفاقی خواهد افتاد هنوز معلوم نیست. پیگیری عملی این دستورالعمل، مهمترین الزام مربوط به آنست. امید که این دستورالعمل سرنوشت خوبی داشته باشد“.
در مورد مبارزه با فساد لازم به یادآوری است که پاسدار احمدینژاد الحق والانصاف آن را طبق رهمنود مقام ولایت به خوبی پیشبرد و چهرههای بینام و نشان اما با نام ونشان شدهای مثل مه آفرید خسروی، بابک زنجانی، رضا ضراب و چهره بانامی مانند محمدرضا رحیمی معاونش و... را در چپاول از کیسه و منابع مردم ایران به عرش اعلای مکنت وثروت رساند که البته در این مورد نباید تعجب کرد، زیرا خانه نظام ولایت در زمینه فساد از پای بست ویران است. بنا بر گزارش رویتر دارایی شخص ولیفقیه سربه 95میلیارد دلار میزند که واضح است این اموال نه ارث پدری او بوده و نه با کدیمین و عرق جبین خامنهای به دست آمده است و فقط از راه غارت و چپاول و فساد به دست آمده است.
روزنامه رسالت ارگان باند فاشیستی مؤتلفه از باند خامنهای نیز مانند روزنامه جمهوری ابراز نگرانی میکند که سیاستهای اقتصاد مقاومتی ولیفقیه به سرنوشت سیاستهای اصل44 دچار شود و با گذر زمان به بوته فراموشی سپرده شود. این روزنامه از قول عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس رژیم مینویسد: ”دولت و مجلس در مورد سیاستهای اقتصاد مقاومتی بهگونهیی عمل کنند که این سیاستهای به سرنوشت سیاستهای اصل44 دچار نشود“
منظور از «سرنوشت سیاستهای اصل 44» از جمله اشاره بهعملکرد احمدینژاد است که با سپردن صنایع اصلی و مادر به باند وابسته به خود در سپاه، عملاً صنایع دولتی را از یک بخش از دولت گرفت و به بخش دیگری از باندهای غارتگر رژیم که به ظاهر غیردولتی بود سپرد و مصیبت بزرگی بر صنایع خصوصاً صنایع نفت و گاز کشور وارد کرد.
معاون امور تقنینی معاونت پارلمانی رئیسجمهور رژیم تعبیر جالب و متناقضی از حرفهای خامنهای دارد او در مورد اقتصاد مقاومتی میگوید: ”باید براصول اولیه خود پافشاری کنیم و در این راستا از روشهای مطلوب جدید دنیا نیز بهره بگیریم، چون با قهر و حرفهای درشت و روشهای نامطلوب به نتیجه خواهیم رسید“.
اقتصاد مقاومتی خامنهای علی القاعده میبایست بر منابع داخلی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی تکیه میکرد، اما برعکس شعرو شعارهای ولیفقیه، این مهرهٴ دولت آخوند حسن روحانی مقاومت سر اصول نظام را با نگاه به خارج گره میزند و آویختن به دامان کشورهای و شرکتهای غربی را آدرس میدهد.
مهرهٴ حکومت روحانی در مصاحبه با خبرگزاری حکومتی ایسنا به یکی از بندهای بیانیه اقتصاد مقاومتی خامنهای بند کرده است، تا بتواند به رقبای باند ولایت شیرفهم کند که ولیفقیه هم همان حرف رفسنجانی- روحانی را میزند و زیاد ادا و اصول اصولگرایی و تکیه بر مقاومت و امکانات داخلی را درنیاورند چرا که «مقام معظم رهبری، بر لزوم کاهش درگیریها، تشنج ها وچالش ها» اشاره کرده است که راهکار آن دیپلوماسی است.
محمدرضا خباز برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی خامنهای پا را فراتر میگذارد و گفتگوی تمدنهای آخوند شیاد محمد خاتمی را از آستین بیرون میآورد و معتقد است برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی الگویی شبیه الگوی گفتگوی تمدنهای آخوند محمد خاتمی را باید پیشه کرد و در این زمینه میگوید: «گفت و گوی تمدنها که از سوی رئیسجمهور اسبق کشورمان آقای خاتمی نیز مطرح شد، در زمینه تشنجزدایی و زندگی مسالمتآمیز که از فرهنگ اسلامی سرچشمه میگیرد، بسیار مؤثر است»،
روزنامه جمهوری وابسته به باند رفسنجانی در تفسیر اقتصاد مقاومتی، الگوی خصوصیسازی البته باسمتوسوی وابستهگرایی را چارهٴ درمان اقتصاد درهم شکستهٴ رژیم و بهترین شیوه برای پیاده کردن اقتصاد مقاومتی میداند و مینویسد: ”خروج دولت و دستگاههای حاکمیتی از حوزههای اجرایی باز کردن میدان برای ورود مردم یا همان بخش خصوصی به این حوزهها، حداقل روشن کردن نقش آفرینی دولت به تنظیم و نظارت روابط بین نهادهای حاکمیتی با مردم و مردم با یکدیگر و واگذاری امور اجرایی به فعالان مردمی است“
پر واضح است که انتظار روزنامه جمهوری این است که با خصوصی سازی، مهرهها و سرمایهداران باند رفسنجانی- روحانی بر صنایع و منابع کشور چنگ بیندازند؛ اما برای رد گم کردن رنگ و لعاب مردم و فعالان مردمی را به آن میزند. البته بنا براعترافهای بعضی از کارگزاران رژیم، حتی رفع تحریمها نیز گرهیی از بنبست اقتصادی نمیگشاید چه رسد به اینکه صنایع از چنگ یک باند غارتگر به چنگ باند دیگری از همین قماش بیفتد.
اشاره به این موضوع که هر یک از باندهای رژیم به رهنمودهای ولیفقیه نظام از جمله اقتصاد مقاومتی او، از دیدگاه و منافع باندی خود مینگرند، نکتهیی است که رسانههای رژیم از هر دو باند نیز روی آن تأکید میکنند، در این رابطه روزنامه جمهوری وابسته به رفسنجانی روی این موضوع انگشت میگذارد و ابراز نگرانی میکند که ممکن است سرنوشت اقتصاد مقاومتی خامنهای مانند سایر دستورالعملهای دیگرش نظیر مبارزه با مفاسد اقتصادی به دستمایه استفاده ابزاری توسط باندها قرارگیرد، و دست آخر در بایگانی نظام خاک بخورد، جمهوری در این رابطه مینویسد: ”نکته مهم دیگر، پرهیز مسئولان ارشد کشور در قوای مختلف از شعاری کردن طرح اقتصاد مقاومتی و تبدیل نمودن آن به یک ابزار تبلیغاتی است. بسیار دیدهایم طرحها و دستورالعملهایی را که از ناحیه رهبری به مسئولان ابلاغ شده و آنها نیز با سر و صدا و تبلیغات زیاد درباره آن گفتند و نوشتند و آییننامه و بخشنامه صادر کردند ولی در عمل چیزی عاید جامعه نشد و آن طرحها و دستورالعملها بر زمین ماندند. طرح و دستورالعمل مبارزه با مفاسد اقتصادی یک نمونه از این قبیل موارد است. آنچه بعد از ابلاغ دستورالعمل طرح اقتصاد مقاومتی توسط رهبر انقلاب تا کنون دیده و شنیده شده، تعریف و تمجید مسئولان و گفتهها و نوشتههای زیبای آنها بود، اما اینکه در میدان عمل چه اتفاقی خواهد افتاد هنوز معلوم نیست. پیگیری عملی این دستورالعمل، مهمترین الزام مربوط به آنست. امید که این دستورالعمل سرنوشت خوبی داشته باشد“.
در مورد مبارزه با فساد لازم به یادآوری است که پاسدار احمدینژاد الحق والانصاف آن را طبق رهمنود مقام ولایت به خوبی پیشبرد و چهرههای بینام و نشان اما با نام ونشان شدهای مثل مه آفرید خسروی، بابک زنجانی، رضا ضراب و چهره بانامی مانند محمدرضا رحیمی معاونش و... را در چپاول از کیسه و منابع مردم ایران به عرش اعلای مکنت وثروت رساند که البته در این مورد نباید تعجب کرد، زیرا خانه نظام ولایت در زمینه فساد از پای بست ویران است. بنا بر گزارش رویتر دارایی شخص ولیفقیه سربه 95میلیارد دلار میزند که واضح است این اموال نه ارث پدری او بوده و نه با کدیمین و عرق جبین خامنهای به دست آمده است و فقط از راه غارت و چپاول و فساد به دست آمده است.
روزنامه رسالت ارگان باند فاشیستی مؤتلفه از باند خامنهای نیز مانند روزنامه جمهوری ابراز نگرانی میکند که سیاستهای اقتصاد مقاومتی ولیفقیه به سرنوشت سیاستهای اصل44 دچار شود و با گذر زمان به بوته فراموشی سپرده شود. این روزنامه از قول عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس رژیم مینویسد: ”دولت و مجلس در مورد سیاستهای اقتصاد مقاومتی بهگونهیی عمل کنند که این سیاستهای به سرنوشت سیاستهای اصل44 دچار نشود“
منظور از «سرنوشت سیاستهای اصل 44» از جمله اشاره بهعملکرد احمدینژاد است که با سپردن صنایع اصلی و مادر به باند وابسته به خود در سپاه، عملاً صنایع دولتی را از یک بخش از دولت گرفت و به بخش دیگری از باندهای غارتگر رژیم که به ظاهر غیردولتی بود سپرد و مصیبت بزرگی بر صنایع خصوصاً صنایع نفت و گاز کشور وارد کرد.