چکیده: «روحانی طی دیداری با ایادی رژیم در مجلس ارتجاع ضمن تأکید بر سرمایهگذاری خارجی، 3شرط و 3 الزام را هم ذکر کرده و گفته است: «سرمایهگذاری بدون آزادی، ثبات و امنیت شکل نمیگیرد».
روحانی اگر به جای این 3شرط، فقط یکی از آنها را هم ذکر میکرد، کافی بود که هر کس با مختصری آشنایی به ماهیت و ساخت و بافت استبداد قرونوسطایی ولایتفقیه به آسانی بتواند حکم کند که روحانی و رفسنجانی خیال خام در سر میپزند آزادی، امنیت و ثبات کالاهایی است که مطلقاً در آشفته بازار ولایتفقیه پیدا نمیشود».
رئیسجمهور رژیم آخوندی در دیدار با گروهی از ایادی رژیم که از آنها بهعنوان «مجمع نمایندگان استان هرمزگان» نام برده شده، نقشه مسیر خود برای خروج از بنبست و خفگی اقتصادی گریبانگیر رژیم را بیان کرده است. آنچه از سخنان حسن روحانی منتشر شده، گر چه خلاصه و کوتاه است، اما همین هم میتواند تصویری از آنچه باند رفسنجانی ـ روحانی برای نجات رژیم در سر میپرورند، به دست دهد. بنا بهنوشته روزنامههای این باند، (از جمله اعتماد 8بهمن) روحانی تأکید کرده است: «باید کشور را برای سرمایهگذاریهای وسیع اقتصادی آماده کنیم» او در ادامه مقصود خود از سرمایهگذاری را هم که اساساً سرمایهگذاری خارجی میباشد، مشخص کرده و ضمن اشاره به سفر اخیر خود به داووس و «جلساتی که با بازرگانان، صاحبان صنایع بزرگ جهان و مدیران شرکتهای بینالمللی داشته»، تصریح کرده است: «توسعه کشور به تعامل مناسبتر با جهان گره خورده است».
به این ترتیب کاملاً روشن است که نقشه مسیر اقتصادی روحانی بر جلب سرمایهگذاران خارجی بنا شده است. همین نقشه مسیر را روحانی در داووس طی ملاقاتش با صاحبان سرمایه همراه با التماس به آنها بیان کرده است. خبرگزاری رویتر (4بهمن) بهنقل از یکی از مقامات ارشد کمپانیهای نفتی که در جلسه با روحانی حضور داشته، نقل کرده که وی ضمن وعده دادن بازار پرسود ایران به آنها گفته است: «به کشور ما سفر کنید، ما فضای رقابتی ایجاد خواهیم کرد و خشنود خواهیم بود. بازگشت (سود و اصل) سرمایهگذاریهای شما نیز قابل پذیرش خواهند بود».
روحانی در دیدار اخیر خود با ایادی رژیم در مجلس ارتجاع ضمن تأکید بر سرمایهگذاری خارجی، 3شرط و 3 الزام را هم ذکر کرده و گفته است: «سرمایهگذاری بدون آزادی، ثبات و امنیت شکل نمیگیرد».
روحانی اگر به جای این 3شرط، فقط یکی از آنها را هم ذکر میکرد، کافی بود که هر کس با مختصری آشنایی به ماهیت و ساخت و بافت استبداد قرونوسطایی ولایتفقیه به آسانی بتواند حکم کند که روحانی و رفسنجانی خیال خام در سر میپزند و میخواهند با غربال آب بکشند. آزادی، امنیت و ثبات کالاهایی است که مطلقاً در آشفته بازار ولایتفقیه پیدا نمیشود.
البته اگر به ادعاهای سخیف سردمداران این رژیم و از جمله همین رفسنجانی و همین روحانی در گذشته یا حال نگاه کنیم، «ایران آزادترین کشور دنیاست» «ایران امنترین نقطهٴ جهان است»، و ثبات نظام ولایتفقیه، در تمام دنیا مثل و مانند ندارد. اما روحانی خودش خوب میداند که سرمایهگذاران خارجی نه به این ادعاها، بلکه به واقعیتهای مادی موجود نگاه میکنند. اگر غیر از این بود که روحانی در حسرت نبود آنها این چنین آه نمیکشید!
توهمی وجود ندارد که وقتی روحانی از آزادی صحبت میکند، منظورش آزادیهای دموکراتیک، آزادی بیان، آزادی عقیده و مذهب و آزادی احزاب و تجمعات نیست؛ دست بالا منظورش آزادیهای فردی است، آن سطح از آزادی که سرمایهگذاران خارجی را ترغیب یا دستکم متقاعد به حضور و سرمایهگذاری در ایران بکند. شرایطی مثلاً مشابه شرایط زمان شاه، که در آن، این قبیل دیکتاتوریها، به زندگی خصوصی افراد کاری ندارند. اما دیکتاتوری سیاه ولایتفقیه حتی یک گام هم نمیتواند به این عرصه وارد شود. بهعنوان نمونه چند روز پیش وقتی خانم وزیر خارجه ایتالیا که اساساً برای بررسی زمینههای سرمایهگذاری به ایران سفر کرده بود، توسط مقامات حکومتی چند ساعت در فرودگاه و در داخل هواپیما محبوس بود، چون نمیخواست به خفت سر کردن روسری اجباری تن دهد و ظریف وزیر خارجه روحانی هم برایش پیام فرستاد که متأسفم، بدون روسری، از پذیرایی شما معذوریم!
آری، این همان عرصهیی است که رفسنجانی، روحانی و هر کدام از سردمداران این باند نمیتوانند یک سانتیمتر از آن تخطی کنند و لاجرم در اشاره به آزادی یا امنیت واقعی دچار تناقض و لکنت میشوند. رفسنجانی از لزوم آزادی در دانشگاهها حرف میزند، ولی بلافاصله تأکید میکند منظورش آزادیهای آکادمیک! و روحانی هم کلمه اعتدال را اساساً برای اشاره به همین موارد ساخته است. او وقتی برای دانشآموزان از حق اعتراض داد سخن میدهد، بلافاصله روشن میکند که اعتراض علیه معلم، علیه مدیر و حتی علیه آموزش و پرورش ناحیه!
یک شرط ناممکن دیگر را هم که میتوان به سه شرط ناممکن روحانی اضافه کرد، فساد یا به بیان دیگر عدم فساد است. فساد ویژگی نظام پرنکبت ولایتفقیه است. فسادی که یک فقره آن سیطرهٴ سپاه پاسداران بر تمامی شئون اقتصادی کشور است که به هیچ سرمایهگذاری، نه خارجی و نه داخلی کمترین مجالی نمیدهد. همان که رفسنجانی هم تحت عنوان «شیوه مالکیتی سپاه» به آن اشاره کرده بود.
ابعاد این فساد که در تمام دنیا و در تاریخ بیسابقه است، کافی است به یاد بیاوریم که این رژیم طی 8سال گذشته هزار میلیارد دلار تنها از فروش نفت و گاز درآمد داشته و به اعتراف خود روحانی، ثروتمندترین دولت تاریخ ایران بوده است، اما بهرغم این درآمد افسانهای، بدهکارترین دولت شد. باند رفسنجانی ـ روحانی در آرزوهای خود، خواب طلایی حدود 200میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی را میبینند، گیرم که همه این رؤیا هم برآورده شود. هزار میلیارد دلار چه دردی از رژیم دوا کرد که این 200میلیارد بکند؟ واقعیت این است که رژیم سراپا فاسد ولایتفقیه مثل آبکش است که آب دریا را هم که در آن بریزید یک قطرهاش نمیماند و یک قطرهاش هم به مردم نمیرسد. یکی از ایادی نظام به نام جواد منصوری از مقامهای وزارتخارجه این واقعیت را در مصاحبه که در خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس (18آذر 92) منعکس شده، چنین بیان کرد که «اگر از آسمان ایران طلا هم ببارد، وضع همین است!».
روحانی اگر به جای این 3شرط، فقط یکی از آنها را هم ذکر میکرد، کافی بود که هر کس با مختصری آشنایی به ماهیت و ساخت و بافت استبداد قرونوسطایی ولایتفقیه به آسانی بتواند حکم کند که روحانی و رفسنجانی خیال خام در سر میپزند آزادی، امنیت و ثبات کالاهایی است که مطلقاً در آشفته بازار ولایتفقیه پیدا نمیشود».
رئیسجمهور رژیم آخوندی در دیدار با گروهی از ایادی رژیم که از آنها بهعنوان «مجمع نمایندگان استان هرمزگان» نام برده شده، نقشه مسیر خود برای خروج از بنبست و خفگی اقتصادی گریبانگیر رژیم را بیان کرده است. آنچه از سخنان حسن روحانی منتشر شده، گر چه خلاصه و کوتاه است، اما همین هم میتواند تصویری از آنچه باند رفسنجانی ـ روحانی برای نجات رژیم در سر میپرورند، به دست دهد. بنا بهنوشته روزنامههای این باند، (از جمله اعتماد 8بهمن) روحانی تأکید کرده است: «باید کشور را برای سرمایهگذاریهای وسیع اقتصادی آماده کنیم» او در ادامه مقصود خود از سرمایهگذاری را هم که اساساً سرمایهگذاری خارجی میباشد، مشخص کرده و ضمن اشاره به سفر اخیر خود به داووس و «جلساتی که با بازرگانان، صاحبان صنایع بزرگ جهان و مدیران شرکتهای بینالمللی داشته»، تصریح کرده است: «توسعه کشور به تعامل مناسبتر با جهان گره خورده است».
به این ترتیب کاملاً روشن است که نقشه مسیر اقتصادی روحانی بر جلب سرمایهگذاران خارجی بنا شده است. همین نقشه مسیر را روحانی در داووس طی ملاقاتش با صاحبان سرمایه همراه با التماس به آنها بیان کرده است. خبرگزاری رویتر (4بهمن) بهنقل از یکی از مقامات ارشد کمپانیهای نفتی که در جلسه با روحانی حضور داشته، نقل کرده که وی ضمن وعده دادن بازار پرسود ایران به آنها گفته است: «به کشور ما سفر کنید، ما فضای رقابتی ایجاد خواهیم کرد و خشنود خواهیم بود. بازگشت (سود و اصل) سرمایهگذاریهای شما نیز قابل پذیرش خواهند بود».
روحانی در دیدار اخیر خود با ایادی رژیم در مجلس ارتجاع ضمن تأکید بر سرمایهگذاری خارجی، 3شرط و 3 الزام را هم ذکر کرده و گفته است: «سرمایهگذاری بدون آزادی، ثبات و امنیت شکل نمیگیرد».
روحانی اگر به جای این 3شرط، فقط یکی از آنها را هم ذکر میکرد، کافی بود که هر کس با مختصری آشنایی به ماهیت و ساخت و بافت استبداد قرونوسطایی ولایتفقیه به آسانی بتواند حکم کند که روحانی و رفسنجانی خیال خام در سر میپزند و میخواهند با غربال آب بکشند. آزادی، امنیت و ثبات کالاهایی است که مطلقاً در آشفته بازار ولایتفقیه پیدا نمیشود.
البته اگر به ادعاهای سخیف سردمداران این رژیم و از جمله همین رفسنجانی و همین روحانی در گذشته یا حال نگاه کنیم، «ایران آزادترین کشور دنیاست» «ایران امنترین نقطهٴ جهان است»، و ثبات نظام ولایتفقیه، در تمام دنیا مثل و مانند ندارد. اما روحانی خودش خوب میداند که سرمایهگذاران خارجی نه به این ادعاها، بلکه به واقعیتهای مادی موجود نگاه میکنند. اگر غیر از این بود که روحانی در حسرت نبود آنها این چنین آه نمیکشید!
توهمی وجود ندارد که وقتی روحانی از آزادی صحبت میکند، منظورش آزادیهای دموکراتیک، آزادی بیان، آزادی عقیده و مذهب و آزادی احزاب و تجمعات نیست؛ دست بالا منظورش آزادیهای فردی است، آن سطح از آزادی که سرمایهگذاران خارجی را ترغیب یا دستکم متقاعد به حضور و سرمایهگذاری در ایران بکند. شرایطی مثلاً مشابه شرایط زمان شاه، که در آن، این قبیل دیکتاتوریها، به زندگی خصوصی افراد کاری ندارند. اما دیکتاتوری سیاه ولایتفقیه حتی یک گام هم نمیتواند به این عرصه وارد شود. بهعنوان نمونه چند روز پیش وقتی خانم وزیر خارجه ایتالیا که اساساً برای بررسی زمینههای سرمایهگذاری به ایران سفر کرده بود، توسط مقامات حکومتی چند ساعت در فرودگاه و در داخل هواپیما محبوس بود، چون نمیخواست به خفت سر کردن روسری اجباری تن دهد و ظریف وزیر خارجه روحانی هم برایش پیام فرستاد که متأسفم، بدون روسری، از پذیرایی شما معذوریم!
آری، این همان عرصهیی است که رفسنجانی، روحانی و هر کدام از سردمداران این باند نمیتوانند یک سانتیمتر از آن تخطی کنند و لاجرم در اشاره به آزادی یا امنیت واقعی دچار تناقض و لکنت میشوند. رفسنجانی از لزوم آزادی در دانشگاهها حرف میزند، ولی بلافاصله تأکید میکند منظورش آزادیهای آکادمیک! و روحانی هم کلمه اعتدال را اساساً برای اشاره به همین موارد ساخته است. او وقتی برای دانشآموزان از حق اعتراض داد سخن میدهد، بلافاصله روشن میکند که اعتراض علیه معلم، علیه مدیر و حتی علیه آموزش و پرورش ناحیه!
یک شرط ناممکن دیگر را هم که میتوان به سه شرط ناممکن روحانی اضافه کرد، فساد یا به بیان دیگر عدم فساد است. فساد ویژگی نظام پرنکبت ولایتفقیه است. فسادی که یک فقره آن سیطرهٴ سپاه پاسداران بر تمامی شئون اقتصادی کشور است که به هیچ سرمایهگذاری، نه خارجی و نه داخلی کمترین مجالی نمیدهد. همان که رفسنجانی هم تحت عنوان «شیوه مالکیتی سپاه» به آن اشاره کرده بود.
ابعاد این فساد که در تمام دنیا و در تاریخ بیسابقه است، کافی است به یاد بیاوریم که این رژیم طی 8سال گذشته هزار میلیارد دلار تنها از فروش نفت و گاز درآمد داشته و به اعتراف خود روحانی، ثروتمندترین دولت تاریخ ایران بوده است، اما بهرغم این درآمد افسانهای، بدهکارترین دولت شد. باند رفسنجانی ـ روحانی در آرزوهای خود، خواب طلایی حدود 200میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی را میبینند، گیرم که همه این رؤیا هم برآورده شود. هزار میلیارد دلار چه دردی از رژیم دوا کرد که این 200میلیارد بکند؟ واقعیت این است که رژیم سراپا فاسد ولایتفقیه مثل آبکش است که آب دریا را هم که در آن بریزید یک قطرهاش نمیماند و یک قطرهاش هم به مردم نمیرسد. یکی از ایادی نظام به نام جواد منصوری از مقامهای وزارتخارجه این واقعیت را در مصاحبه که در خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس (18آذر 92) منعکس شده، چنین بیان کرد که «اگر از آسمان ایران طلا هم ببارد، وضع همین است!».