سردژخیم قوه قضاییه رژیم آخوندی با دفاع از اعدامهای فزاینده در رژیم آخوندی که وی تحت نام ارزشهای اسلامی از آنها یاد میکرد گفت: ”همانطور که قبلاً هم اعلام کردیم بسیاری از اشکالاتی که با ادعای نقض حقوقبشر مطرح میشود، از جمله مخالفت با اعدام، در واقع مخالفت با حکم اسلام است“.
سوءاستفاده از نام «اسلام» برای توجیه جنایتهای ضدبشری دیکتاتوری مذهبی چیز جدیدی نیست. این حربه را خمینی ضدبشر از بدو روی کارآمدن بهعنوان اصلیترین ابزار حفظ حکومت ننگینش مورد استفاده قرار داد. «دجالگری» منحصربهفرد که سازمان مجاهدین خلق ایران آن را ویژگی رژیم ضدبشری آخوندی ارزیابی کرده است در اساس بهمعنی همین استفاده رذیلانه از نام اسلام است.
در این رویکرد دجالگرانه، سران و گردانندگان این رژیم با تأسی به شیوه اسلاف خود چون معاویه و شمر و یزید، مجازند هر جنایت فجیعی را برای حفظ قدرت مرتکب میشوند به شرط آنکه آن را با انواع و اقسام تحریفها و برداشتهای متعفن ارتجاعی که روح اسلام ناب از آنها بیزار است، به اسم اسلام جا بزنند. برای مقابله با مردم، سازمانها و اندیشمندانی که از شروع روی کارآمدن حکومت آخوندی بساط این دجالگری را به هم میریختند و این سؤال را مطرح میکردند که در کجای اسلام چنین جنایتهایی مشروع دانسته شده است، دستگاه سرکوب و شکنجه و اعدام بهعنوان مکمل دستگاه دجالگری برای حفظ پایههای حکومت آخوندی به راه افتاد.
اکنون نیز سردژخیم قضاییه رژیم وقتی به شیوه همیشگی اعدامهای ضدانسانی رژیم را تحت اسم اسلام جا میزند، نمیگوید حکم ضدبشری اعدام برای یک نوجوان زیر18ساله بنا برچه سنتی توجیه قانونی و اسلامی دارد درکجای اسلام آمده است که دست سارقی را که به علت فقر و تنگدستی مبادرت به این عمل کرده را باید برید اما سارقان اموال یک ملت و اختلاس کنندگان میلیاردی را باید در مسند قدرت نشاند.
آخوند خمینی صفت نمیگوید، اسلام او 180درجه با اسلام علوی مغایرت دارد، آنجا که حضرت علی خطاب به غارتگران بیتالمال مردم میگوید اگر اموال مردم در کابین زنانتان هم باشد آن را پس میگیرم و به بیتالمال مردم برمیگردانم.
در منطق و نظام آخوندی وقتی که مردم محروم و فقیر به جرمهای آخوندساخته و ارتجاعی دستهدسته به چوبههای اعدام سپرده میشوند، قاتلان فرزندان مردم ایران مانند قاضی مرتضوی جنایتکار و امثالهم، باید آزاد بگردند و به جنایات خود ادامه بدهند و پاداش جنایت خود را در منصب دیگری از این نظام بگیرند
همچنان که گفته شد اینگونه دجالگریها سالهاست که برای مردم ایران افشا شده است و جز افزایش نفرت تودههای خشمگین نسبت به رژیم آخوندی هیچ تأثیری نخواهد داشت. اما سؤال قابلتوجه در این میان علت روی آوردن بیش از پیش رژیم آخوندی به کشتار و اعدام است.
در ایران تحت حاکمیت آخوندها از زمانی که آخوند حسن روحانی تحت عنوان فریبنده دولت بهاصطلاح تدبیر و امید زمام حکومت را به دست گرفته است بیش از 200تن از مردم محروم به دلایل آخوندساخته به چوبههای دار سپرده شدهاند. دستهدسته فرزندان مردم بلوچستان و کردستان بهدلیل داشتن عقیدهای دیگر و دگر اندیشی توسط دژخیمان تحتامر همین قوه قضاییه جنایتکار به چوبههای دار سپرده شدند. عفو بینالملل در گزارش خود در زمینه نقض حقوقبشر در حاکمیت آخوندی در سال 2013 میلادی مینویسد، در سال ۲۰۱۳ میلادی، تا زمان تنظیم گزارش آن سازمان، ۳۳۱ مورد اعدام بهطور رسمی از سوی رسانههای ایران گزارش شده است. بنا بر گزارش این سازمان به گزارش منابع موثق، دستکم ۲۶۲ اعدام دیگر نیز در این سال صورت گرفته است.
احمد شهید گزارشگر ویژه حقوقبشر نیز در تازهترین گزارش خود، گفته است از زمانی که آخوند حسن روحانی رئیسجمهور شده است، بیش از ۲۰۰ نفر در ایران اعدام شدند.
هماکنون نیز اعدامهای ضدانسانی توسط این رژیم ادامه دارد. روز چهارشنبه 20آذر 7 زندانی را بهطور جمعی در زندان گوهردشت حلقآویز کردند. در روز 14آذر نیز طی دو اعدام جمعی، 15زندانی در زندان دیزلآباد کرمانشاه و زندان مرکزی ایلام بدار آویخته شدند.
سه زندانی کرد در روزها 21، 19 و 16آذر در زندانهای کرمان و زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند.
انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی برای اجرای مجازات وحشیانه اعدام ادامه دارد. از جمله دو زندانی سیاسی از هموطنان عرب اهل که از روز 17آذر به نقطه نامعلومی منتقل شدهاند، در معرض اعدام قرار دارند.
هماکنون سالانه این نظام جهل و فریب بهخاطر نقض مستمر حقوقبشر محکوم میشود از جمله 28آبان 92کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، شصتمین قطعنامه محکومیت نقض حقوقبشر توسط رژیم آخوندی را به تصویب رساند. در شصتمین قطعنامه محکومیت رژیم آخوندی روند فزاینده اعدامها و شکنجه و مجازاتهای غیرانسانی بهویژه اعدام نوجوانان و اعدامهای گروهی مخفیانه محکوم شده است
بهرغم این محکومیتها و با وجود رسوایی بیش از پیش برای رژیم آخوندی در انظار جهانی، شتاب دادن به ماشین کشتار و اعدام، بهدلیل وحشتی است که سراپای رژیم را از خطر مواجه با قیام فراگرفته است. رژیم آخوندی در وحشت از شکلگیری قیام مردمی بود که ناگزیربه نوشیدن جام زهر اتمی تن داد.
آثار این عقبنشینی آن هم در زمانی که طلسم ولایت شکسته است و جنگ گرگها بیداد میکند، شقه در درون رژیم را بیش از پیش دامن زده و این رژیم را به مراتب ضعیفتر کرده است.
بر اثر این ضعف هیچکدام از دو جناح رژیم قادر به پیشبردن خط خود نیستند. چنین وضعیتی ضعف و درماندگی را در سراپای رژیم گسترش میدهد و از جمله دستگاه سرکوب را در مقابله با موج خیزشها و قیامهای مردمی ناتوان تر میکند.
برای پردهپوشی چنین ضعفی است که رژیم آخوندی به اعدام زندانیان بیدفاع روی آورده تا به خیال خود با افزایش این جنایتها طلسم خفقان را همچنان حفظ کند. اما واقعیت این است که این جنایتها قادر نیست ضعف مفرط دستگاه سرکوب را که از یک شقه فلج کننده در بالای حکومت آخوندی رنج میبرد، جبران کند و بیشک تمامی این ماشین جهنمی میرود که از دست جوانان بهپاخاسته و مردم به جان آمده ضربات جبران ناپذیری دریافت کند.
سوءاستفاده از نام «اسلام» برای توجیه جنایتهای ضدبشری دیکتاتوری مذهبی چیز جدیدی نیست. این حربه را خمینی ضدبشر از بدو روی کارآمدن بهعنوان اصلیترین ابزار حفظ حکومت ننگینش مورد استفاده قرار داد. «دجالگری» منحصربهفرد که سازمان مجاهدین خلق ایران آن را ویژگی رژیم ضدبشری آخوندی ارزیابی کرده است در اساس بهمعنی همین استفاده رذیلانه از نام اسلام است.
در این رویکرد دجالگرانه، سران و گردانندگان این رژیم با تأسی به شیوه اسلاف خود چون معاویه و شمر و یزید، مجازند هر جنایت فجیعی را برای حفظ قدرت مرتکب میشوند به شرط آنکه آن را با انواع و اقسام تحریفها و برداشتهای متعفن ارتجاعی که روح اسلام ناب از آنها بیزار است، به اسم اسلام جا بزنند. برای مقابله با مردم، سازمانها و اندیشمندانی که از شروع روی کارآمدن حکومت آخوندی بساط این دجالگری را به هم میریختند و این سؤال را مطرح میکردند که در کجای اسلام چنین جنایتهایی مشروع دانسته شده است، دستگاه سرکوب و شکنجه و اعدام بهعنوان مکمل دستگاه دجالگری برای حفظ پایههای حکومت آخوندی به راه افتاد.
اکنون نیز سردژخیم قضاییه رژیم وقتی به شیوه همیشگی اعدامهای ضدانسانی رژیم را تحت اسم اسلام جا میزند، نمیگوید حکم ضدبشری اعدام برای یک نوجوان زیر18ساله بنا برچه سنتی توجیه قانونی و اسلامی دارد درکجای اسلام آمده است که دست سارقی را که به علت فقر و تنگدستی مبادرت به این عمل کرده را باید برید اما سارقان اموال یک ملت و اختلاس کنندگان میلیاردی را باید در مسند قدرت نشاند.
آخوند خمینی صفت نمیگوید، اسلام او 180درجه با اسلام علوی مغایرت دارد، آنجا که حضرت علی خطاب به غارتگران بیتالمال مردم میگوید اگر اموال مردم در کابین زنانتان هم باشد آن را پس میگیرم و به بیتالمال مردم برمیگردانم.
در منطق و نظام آخوندی وقتی که مردم محروم و فقیر به جرمهای آخوندساخته و ارتجاعی دستهدسته به چوبههای اعدام سپرده میشوند، قاتلان فرزندان مردم ایران مانند قاضی مرتضوی جنایتکار و امثالهم، باید آزاد بگردند و به جنایات خود ادامه بدهند و پاداش جنایت خود را در منصب دیگری از این نظام بگیرند
همچنان که گفته شد اینگونه دجالگریها سالهاست که برای مردم ایران افشا شده است و جز افزایش نفرت تودههای خشمگین نسبت به رژیم آخوندی هیچ تأثیری نخواهد داشت. اما سؤال قابلتوجه در این میان علت روی آوردن بیش از پیش رژیم آخوندی به کشتار و اعدام است.
در ایران تحت حاکمیت آخوندها از زمانی که آخوند حسن روحانی تحت عنوان فریبنده دولت بهاصطلاح تدبیر و امید زمام حکومت را به دست گرفته است بیش از 200تن از مردم محروم به دلایل آخوندساخته به چوبههای دار سپرده شدهاند. دستهدسته فرزندان مردم بلوچستان و کردستان بهدلیل داشتن عقیدهای دیگر و دگر اندیشی توسط دژخیمان تحتامر همین قوه قضاییه جنایتکار به چوبههای دار سپرده شدند. عفو بینالملل در گزارش خود در زمینه نقض حقوقبشر در حاکمیت آخوندی در سال 2013 میلادی مینویسد، در سال ۲۰۱۳ میلادی، تا زمان تنظیم گزارش آن سازمان، ۳۳۱ مورد اعدام بهطور رسمی از سوی رسانههای ایران گزارش شده است. بنا بر گزارش این سازمان به گزارش منابع موثق، دستکم ۲۶۲ اعدام دیگر نیز در این سال صورت گرفته است.
احمد شهید گزارشگر ویژه حقوقبشر نیز در تازهترین گزارش خود، گفته است از زمانی که آخوند حسن روحانی رئیسجمهور شده است، بیش از ۲۰۰ نفر در ایران اعدام شدند.
هماکنون نیز اعدامهای ضدانسانی توسط این رژیم ادامه دارد. روز چهارشنبه 20آذر 7 زندانی را بهطور جمعی در زندان گوهردشت حلقآویز کردند. در روز 14آذر نیز طی دو اعدام جمعی، 15زندانی در زندان دیزلآباد کرمانشاه و زندان مرکزی ایلام بدار آویخته شدند.
سه زندانی کرد در روزها 21، 19 و 16آذر در زندانهای کرمان و زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند.
انتقال زندانیان به سلولهای انفرادی برای اجرای مجازات وحشیانه اعدام ادامه دارد. از جمله دو زندانی سیاسی از هموطنان عرب اهل که از روز 17آذر به نقطه نامعلومی منتقل شدهاند، در معرض اعدام قرار دارند.
هماکنون سالانه این نظام جهل و فریب بهخاطر نقض مستمر حقوقبشر محکوم میشود از جمله 28آبان 92کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، شصتمین قطعنامه محکومیت نقض حقوقبشر توسط رژیم آخوندی را به تصویب رساند. در شصتمین قطعنامه محکومیت رژیم آخوندی روند فزاینده اعدامها و شکنجه و مجازاتهای غیرانسانی بهویژه اعدام نوجوانان و اعدامهای گروهی مخفیانه محکوم شده است
بهرغم این محکومیتها و با وجود رسوایی بیش از پیش برای رژیم آخوندی در انظار جهانی، شتاب دادن به ماشین کشتار و اعدام، بهدلیل وحشتی است که سراپای رژیم را از خطر مواجه با قیام فراگرفته است. رژیم آخوندی در وحشت از شکلگیری قیام مردمی بود که ناگزیربه نوشیدن جام زهر اتمی تن داد.
آثار این عقبنشینی آن هم در زمانی که طلسم ولایت شکسته است و جنگ گرگها بیداد میکند، شقه در درون رژیم را بیش از پیش دامن زده و این رژیم را به مراتب ضعیفتر کرده است.
بر اثر این ضعف هیچکدام از دو جناح رژیم قادر به پیشبردن خط خود نیستند. چنین وضعیتی ضعف و درماندگی را در سراپای رژیم گسترش میدهد و از جمله دستگاه سرکوب را در مقابله با موج خیزشها و قیامهای مردمی ناتوان تر میکند.
برای پردهپوشی چنین ضعفی است که رژیم آخوندی به اعدام زندانیان بیدفاع روی آورده تا به خیال خود با افزایش این جنایتها طلسم خفقان را همچنان حفظ کند. اما واقعیت این است که این جنایتها قادر نیست ضعف مفرط دستگاه سرکوب را که از یک شقه فلج کننده در بالای حکومت آخوندی رنج میبرد، جبران کند و بیشک تمامی این ماشین جهنمی میرود که از دست جوانان بهپاخاسته و مردم به جان آمده ضربات جبران ناپذیری دریافت کند.