کیهان ولیفقیه ارتجاع در مقاله اساسی امروز (پنجشنبه 25مهر) خود، موقعیت کنونی رژیم در پشت میز مذاکره با 5+1 را برملا کرد.
کیهان در یادداشت روز خود مینویسد: «تیم جدید مذاکرهکننده هستهیی ایران میگوید در قبال حرکت ما به سمت اعتمادسازی، حریف ما یعنی غرب به سرکردگی آمریکا باید حق غنیسازی ایران را بپذیرد. اما این برخلاف ظاهر شیک آن، نوعی تناقضگویی است چرا که حرکت در چارچوب و قاعدهها مورد قبول آنان و بیرون از معاهده NPT، در واقع پذیرش دست کشیدن ایران از حق هستهیی (غنیسازی و غیرغنیسازی) است؛ چرا؟ برای اینکه وقتی تیم هستهیی ما از حق کشور خود در غنیسازی مطابق با استاندارد آژانس بینالمللی هستهیی (Npt) حرف میزنند طرف مقابل از یک قاعده حقوقی برتر حرف زده و پاسخ میدهد این «حق مسلم» بهوسیله قطعنامههای شورای امنیت- از جمله قطعنامه 1737- از شما سلب شده و کشور شما از آن مستثنی شده است. شما برای اینکه بار دیگر از آن حقوق بهرهمند شوید باید تعهدات و الزامات خود در قطعنامهها را عمل کنید و پس از خروج از شورای امنیت درباره این حق، با آژانس وارد مذاکره شوید».
کیهان با زیر سؤال کشیدن سیاست «اعتمادسازی» باند رفسنجانی ـ روحانی، مواضع ذلتبار رژیم در مذاکرات را افشا کرده و میافزاید:
« ”اعتمادسازی“ به این معنا نیست که شما تلاش کنید تا درستی حرکت خود را در چارچوب قوانین موضوعه و فنی بینالمللی به اثبات برسانید تا آنگاه بحث نصب دوربینها و بازرسیهای سرزده (به فرض که پذیرش این دو با منافع و امنیت ملی سازگار باشد!) موضوعیت پیدا کند. حریف به شما میگوید اول اجرای قطعنامهها، پس از آن کاهش تدریجی تحریمها در قبال اعطای حقوقی نظیر بازرسی سرزده، کنترل تسلیحات موشکی و... و... به عبارت دیگر در این روند شما حتی با پذیرش قطعنامههای شورای امنیت نمیتوانید اعتماد موردنظر حریف را جلب کنید…
در مواجهه با محیط بینالمللی، بهخصوص آنگاه که با دشمنان مواجه هستیم نمیتوانیم با مبنای اعتمادسازی شروع به کار کنیم چرا که از یک سو با این مبنا ما میپذیریم که رفتار و عملمان در گذشته بهگونهیی بوده که نگرانیهایی را برای طرف مقابل پدید آورده و به این مناقشه چندین ساله منجر شده است یعنی در همین قدم اول زیر یک صورت حساب بدهکاری امضا میکنیم و اجازه میدهیم حریف در بالای امضای ما هرچه را که خواست بنویسد و آنگاه بگوید بسیار خوب حالا به این- مثلاً- 100 مورد یکییکی پاسخ بدهید و طرف هم اجازه داشته باشد بعد از هر مورد بگوید قبول دارم یا قبول ندارم».
بلندگوی مطبوعاتی ولیفقیه ارتجاع آنگاه وضعیت کلی رژیم در این مذاکرات اینگونه لو میدهد:
«… به نظر میرسد غرب همچنان حاضر نیست در ازای اقدامات اعتمادساز ایران، بهروشنی اصل حق غنیسازی را امضا کند هر چند که فعلاً به بازی پلکانی دستزده و کسب برخی امتیازهای نقد را در اولویت قرار داده است».
کیهان در یادداشت روز خود مینویسد: «تیم جدید مذاکرهکننده هستهیی ایران میگوید در قبال حرکت ما به سمت اعتمادسازی، حریف ما یعنی غرب به سرکردگی آمریکا باید حق غنیسازی ایران را بپذیرد. اما این برخلاف ظاهر شیک آن، نوعی تناقضگویی است چرا که حرکت در چارچوب و قاعدهها مورد قبول آنان و بیرون از معاهده NPT، در واقع پذیرش دست کشیدن ایران از حق هستهیی (غنیسازی و غیرغنیسازی) است؛ چرا؟ برای اینکه وقتی تیم هستهیی ما از حق کشور خود در غنیسازی مطابق با استاندارد آژانس بینالمللی هستهیی (Npt) حرف میزنند طرف مقابل از یک قاعده حقوقی برتر حرف زده و پاسخ میدهد این «حق مسلم» بهوسیله قطعنامههای شورای امنیت- از جمله قطعنامه 1737- از شما سلب شده و کشور شما از آن مستثنی شده است. شما برای اینکه بار دیگر از آن حقوق بهرهمند شوید باید تعهدات و الزامات خود در قطعنامهها را عمل کنید و پس از خروج از شورای امنیت درباره این حق، با آژانس وارد مذاکره شوید».
کیهان با زیر سؤال کشیدن سیاست «اعتمادسازی» باند رفسنجانی ـ روحانی، مواضع ذلتبار رژیم در مذاکرات را افشا کرده و میافزاید:
« ”اعتمادسازی“ به این معنا نیست که شما تلاش کنید تا درستی حرکت خود را در چارچوب قوانین موضوعه و فنی بینالمللی به اثبات برسانید تا آنگاه بحث نصب دوربینها و بازرسیهای سرزده (به فرض که پذیرش این دو با منافع و امنیت ملی سازگار باشد!) موضوعیت پیدا کند. حریف به شما میگوید اول اجرای قطعنامهها، پس از آن کاهش تدریجی تحریمها در قبال اعطای حقوقی نظیر بازرسی سرزده، کنترل تسلیحات موشکی و... و... به عبارت دیگر در این روند شما حتی با پذیرش قطعنامههای شورای امنیت نمیتوانید اعتماد موردنظر حریف را جلب کنید…
در مواجهه با محیط بینالمللی، بهخصوص آنگاه که با دشمنان مواجه هستیم نمیتوانیم با مبنای اعتمادسازی شروع به کار کنیم چرا که از یک سو با این مبنا ما میپذیریم که رفتار و عملمان در گذشته بهگونهیی بوده که نگرانیهایی را برای طرف مقابل پدید آورده و به این مناقشه چندین ساله منجر شده است یعنی در همین قدم اول زیر یک صورت حساب بدهکاری امضا میکنیم و اجازه میدهیم حریف در بالای امضای ما هرچه را که خواست بنویسد و آنگاه بگوید بسیار خوب حالا به این- مثلاً- 100 مورد یکییکی پاسخ بدهید و طرف هم اجازه داشته باشد بعد از هر مورد بگوید قبول دارم یا قبول ندارم».
بلندگوی مطبوعاتی ولیفقیه ارتجاع آنگاه وضعیت کلی رژیم در این مذاکرات اینگونه لو میدهد:
«… به نظر میرسد غرب همچنان حاضر نیست در ازای اقدامات اعتمادساز ایران، بهروشنی اصل حق غنیسازی را امضا کند هر چند که فعلاً به بازی پلکانی دستزده و کسب برخی امتیازهای نقد را در اولویت قرار داده است».