4روز بعد از لنگه کفش پرانی به رئیسجمهور آخوندها توسط عوامل ولیفقیه ارتجاع، شکاف در رأس و بدنهٴ نظام ولایت هر چه عمیقتر شده و جنگ باندی با شتاب بیشتری اوج میگیرد. باندهای رقیب یکدیگر را به تشدید جنگ متهم میکنند، اما حاضر به کوتاه آمدن نیستند. در این میان پاسدار جعفری سرکرده سپاه رژیم، یکی از طرفهای اصلی این جنگ، گفته است: «ایجاد شکاف و دوگانگی و دو قطبی کردن فضا»، «آب به آسیاب دشمن» ریختن است، اما «پدیده جدیدی نیست و امروز تأثیر چندانی هم ندارد». منظورش این است که ما از ترس تشدید شکاف و جنگ باندی حاضر نیستیم از منافعمان کوتاه بیایم.
باند رفسنجانی نیز متقابلاً برای رویارویی بیشتر خیز بر داشته و مثلاً روزنامه حکومتی بهار در مورد حمله به حسن روحانی در فرودگاه نوشته است: «باید آنها را به اتهام اخلال در نظم و تشویش اذهان عمومی و اهانت به رئیسجمهور بازداشت و محاکمه کنند. اگر نمیتوانند یا نمیخواهند یا رودربایستی دارند یا عدهیی حاشیه امن دارند، صادقانه همین را به مردم بگویند» و روزنامه حکومتی ابتکارهم پرتاب لنگهکفش به روحانی را کار «گروههای فشار نهچندان خودسر» اعلام میکند «که میتوانند حتی مقاماتی مانند رئیسجمهور، رئیس مجلس و... را مورد هتک حرمت آشکار قرار دهند و از عواقب قانونی آن به دور باشند» و تأکید میکند که ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی باید با آنها برخورد کنند».
سردمداران هر دو باند و روزنامه هایشان در حال دفاع مداوم و شدید از اقدامات خود هستند و مرتباً جواب همدیگر را مورد به مورد میدهند. مثلاً ارگان بسیج خامنهای موسوم به جوان مینویسد که «اصول و مبانی نرمش قهرمانانه» در گفتگوها رعایت نشده است، کیهان ولایت اظهارات وزیر خارجه رژیم در مورد هولوکاست را «وادادگی» توصیف میکند، رسالت ارگان مؤتلفه «تعیین فاصله زمانی 3 تا 6ماهه» توسط حسن روحانی را باعث «جری شدن» وزیر خارجه آمریکا در مورد تأکید بر عقبنشینی توسط رژیم میداند و پیششرطهای پر دود و دم پاسدار جعفری، سرکرده سپاه رژیم برای رفتن پشت میز گفتگو با آمریکا را منعکس میکند. اینها مواضع سرکردگان و رسانههای باند خامنهای بود.
متقابلاً رسانههای باند رفسنجانی با شدت و حدت مواضع خود را منتشر میکنند. مثلاً روزنامه حکومتی اعتماد رودرروی تقبیح تماس تلفنی روحانی با اوباما توسط باند خامنهای آن را در راستای منافع رژیم قلمداد کرده و حتی با حسرت مینویسد: «دیدار روحانی ـ اوباما یک فرصت بود» و کسانی که روحانی را مورد حمله و نکوهش قرار دادهاند «کاسبکاران تحریم» هستند که «از قبل تحریمها سودهای هنگفتی به جیب» زدهاند. مینویسد اینها «افراطیونی» هستند که «همواره بر طبل جنگ میکوبند». یا روزنامه حکومتی مردمسالاری که در سرمقالهاش مینویسد: «گفت و گوی تلفنی روحانی و اوباما دارای اهمیتی تاریخی است».
بهنظر میرسد که این جنگ باندی در روزهای آینده هم مرتباً تشدید شود، اما باید منتظر ماند و دید خود خامنهای کی به صحنه میآید و چه موضعی میگیرد. چون دود و دمها و تیغکشیهای مهرهها و رسانههایش چندان با واقعیت رژیمی که در محاصره بحرانهای خفهکننده قرار گرفته، انطباق ندارد. بهویژه که زمان هم بهشدت به ضرر رژیم است و تا دور بعدی مذاکرات 5+1 که قرار است روز 23مهر در ژنو برگزار شود، زمان زیادی باقی نمانده است. بنابراین باید دید آیا ولیفقیه طلسمشکستهٴ ارتجاع میتواند در این فاصلهٴ کوتاه تیغکشهای باند خودش را مهار و خوردن یک جرعه زهر را عملی کند، یا در حضیض ناتوانی و ضعف، همچنان راه رفسنجانی و روحانی برای امضای یک قرارداد زهرآلود در مورد برنامههای هستهیی رژیم را سد خواهد کرد.
باند رفسنجانی نیز متقابلاً برای رویارویی بیشتر خیز بر داشته و مثلاً روزنامه حکومتی بهار در مورد حمله به حسن روحانی در فرودگاه نوشته است: «باید آنها را به اتهام اخلال در نظم و تشویش اذهان عمومی و اهانت به رئیسجمهور بازداشت و محاکمه کنند. اگر نمیتوانند یا نمیخواهند یا رودربایستی دارند یا عدهیی حاشیه امن دارند، صادقانه همین را به مردم بگویند» و روزنامه حکومتی ابتکارهم پرتاب لنگهکفش به روحانی را کار «گروههای فشار نهچندان خودسر» اعلام میکند «که میتوانند حتی مقاماتی مانند رئیسجمهور، رئیس مجلس و... را مورد هتک حرمت آشکار قرار دهند و از عواقب قانونی آن به دور باشند» و تأکید میکند که ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی باید با آنها برخورد کنند».
سردمداران هر دو باند و روزنامه هایشان در حال دفاع مداوم و شدید از اقدامات خود هستند و مرتباً جواب همدیگر را مورد به مورد میدهند. مثلاً ارگان بسیج خامنهای موسوم به جوان مینویسد که «اصول و مبانی نرمش قهرمانانه» در گفتگوها رعایت نشده است، کیهان ولایت اظهارات وزیر خارجه رژیم در مورد هولوکاست را «وادادگی» توصیف میکند، رسالت ارگان مؤتلفه «تعیین فاصله زمانی 3 تا 6ماهه» توسط حسن روحانی را باعث «جری شدن» وزیر خارجه آمریکا در مورد تأکید بر عقبنشینی توسط رژیم میداند و پیششرطهای پر دود و دم پاسدار جعفری، سرکرده سپاه رژیم برای رفتن پشت میز گفتگو با آمریکا را منعکس میکند. اینها مواضع سرکردگان و رسانههای باند خامنهای بود.
متقابلاً رسانههای باند رفسنجانی با شدت و حدت مواضع خود را منتشر میکنند. مثلاً روزنامه حکومتی اعتماد رودرروی تقبیح تماس تلفنی روحانی با اوباما توسط باند خامنهای آن را در راستای منافع رژیم قلمداد کرده و حتی با حسرت مینویسد: «دیدار روحانی ـ اوباما یک فرصت بود» و کسانی که روحانی را مورد حمله و نکوهش قرار دادهاند «کاسبکاران تحریم» هستند که «از قبل تحریمها سودهای هنگفتی به جیب» زدهاند. مینویسد اینها «افراطیونی» هستند که «همواره بر طبل جنگ میکوبند». یا روزنامه حکومتی مردمسالاری که در سرمقالهاش مینویسد: «گفت و گوی تلفنی روحانی و اوباما دارای اهمیتی تاریخی است».
بهنظر میرسد که این جنگ باندی در روزهای آینده هم مرتباً تشدید شود، اما باید منتظر ماند و دید خود خامنهای کی به صحنه میآید و چه موضعی میگیرد. چون دود و دمها و تیغکشیهای مهرهها و رسانههایش چندان با واقعیت رژیمی که در محاصره بحرانهای خفهکننده قرار گرفته، انطباق ندارد. بهویژه که زمان هم بهشدت به ضرر رژیم است و تا دور بعدی مذاکرات 5+1 که قرار است روز 23مهر در ژنو برگزار شود، زمان زیادی باقی نمانده است. بنابراین باید دید آیا ولیفقیه طلسمشکستهٴ ارتجاع میتواند در این فاصلهٴ کوتاه تیغکشهای باند خودش را مهار و خوردن یک جرعه زهر را عملی کند، یا در حضیض ناتوانی و ضعف، همچنان راه رفسنجانی و روحانی برای امضای یک قرارداد زهرآلود در مورد برنامههای هستهیی رژیم را سد خواهد کرد.