روز شنبه 14مرداد، بهمناسبت ماه مبارک رمضان، کنفرانس بینالمللی عربی- اسلامی در همبستگی با مقاومت ایران و مجاهدان اشرف و لیبرتی در پاریس، با حضور رئیسجمهور برگزیده مقاومت و صدها شخصیت مسلمان از 18کشور و هیأتهای پارلمانی از 14کشور عربی خواستار محکومیت دولت عراق از سوی مجمع عمومی ملل متحد، کنفرانس اسلامی و جامعه عرب بهخاطر پیش بردن طرحهای رژیم ایران برای سرکوب مجاهدین و وادار کردن این دولت به تأمین نیازهای انسانی درلیبرتی، قبل از ادامه انتقال ساکنان از اشرف به لیبرتی شد.
شرکت کنندگان از کشورهای عراق، فلسطین، اردن، ایران، مصر، الجزایر، سوریه، کویت، تونس، مراکش، لبنان، بحرین، یمن، لیبی، سنگال، ترکیه، آمریکا، انگلستان و فرانسه، از مللمتحد و آمریکا خواستند برای جلوگیری رفتار ضدانسانی دولت عراق با مجاهدان اشرف و لیبرتی دست به اقدام فوری بزند.
کنفرانس از طرح عملی هشت مادهیی ساکنان که روز 26ژوییه به سازمان ملل ارائه شد، حمایت کرد و تأکید کرد اگر دولت عراق در مقابل اجرای این طرح کارشکنی نکند، ظرف کمتر از یک ماه با هزینه ساکنان قابل تحقق است.
در این کنفرانس که بهریاست سید احمد غزالی نخستوزیر سابق الجزایر و رئیس کمیته عربی- اسلامی در دفاع از اشرف، برگزار شد، شخصیتهای اسلامی و ائمه جماعت از فرانسه و شخصیتهای مسیحی و همچنین پاتریک کندی شرکت داشتند و شماری از آنها سخنرانی کردند. در کنفرانس پاریس، همچنین خانم بریسا خیاری، معاون سنای فرانسه سخنرانی کرد.
***
شرکت کنندگان از کشورهای عراق، فلسطین، اردن، ایران، مصر، الجزایر، سوریه، کویت، تونس، مراکش، لبنان، بحرین، یمن، لیبی، سنگال، ترکیه، آمریکا، انگلستان و فرانسه، از مللمتحد و آمریکا خواستند برای جلوگیری رفتار ضدانسانی دولت عراق با مجاهدان اشرف و لیبرتی دست به اقدام فوری بزند.
کنفرانس از طرح عملی هشت مادهیی ساکنان که روز 26ژوییه به سازمان ملل ارائه شد، حمایت کرد و تأکید کرد اگر دولت عراق در مقابل اجرای این طرح کارشکنی نکند، ظرف کمتر از یک ماه با هزینه ساکنان قابل تحقق است.
در این کنفرانس که بهریاست سید احمد غزالی نخستوزیر سابق الجزایر و رئیس کمیته عربی- اسلامی در دفاع از اشرف، برگزار شد، شخصیتهای اسلامی و ائمه جماعت از فرانسه و شخصیتهای مسیحی و همچنین پاتریک کندی شرکت داشتند و شماری از آنها سخنرانی کردند. در کنفرانس پاریس، همچنین خانم بریسا خیاری، معاون سنای فرانسه سخنرانی کرد.
***
سخنرانی رئیسجمهور برگزیده مقاومت در کنفرانس بینالمللی عربی- اسلامی و افطار ماه مبارک رمضان در پاریس
اهلا و سهلا بکم
رمضان کریم و رمضان مبارک.
ارحب بکم فی هذا الحفل الکریم انا مسروره جدا به حضور اخواتی و اخوانی الاعزاء من دول العربیه و الاسلامیه
خواهران و برادران گرامی
دوستان عزیز
به یکایک شما درود میفرستم.
ابتدا سالروز میلاد دومین پیشوای شیعیان، امام حسن مجبتی (ع) را به همه تهنیت میگویم.
من میخواهم در این کنفرانس که بهمناسبت ماه رمضان برگزار شده، درباره آزادی سخن بگویم. آزادی فروغ خدایی که پیام اسلام محمدی است.
اما امروز طلیعه هر سخنی درباره آزادی گرمترین سلامها به رزمآوران پرافتخاری است که اکنون یک نبرد ستایشانگیز را در سوریه پیش میبرند.
(کف زدن جمعیت)
در 17ماه گذشته، 20هزار نفر از خواهران و برادران سوری ما بهشهادت رسیدهاند، دامنه جنایت مدتی است به خواهران و برادران فلسطینی ما نیز در سوریه گسترش یافته و شمار زیادی از آنان بهشهادت رسیدهاند.
این رود خون، پیام خروشانی از سوی خلقهای خاورمیانه است که زمان دیکتاتورها بهسر آمده است.
امروز از یک طرف فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، با انواع کمکهای تسلیحاتی، اطلاعاتی، مالی و لجستیکی برای حفظ حکومت اسد تلاش میکند از طرف دیگر صاحبان قدرت از شرق تا غرب عالم یا به خیانت و جفاکاری با مردم سوریه مشغولند یا جانب سکوت و بیعملی در پیش گرفتهاند.
با این همه این ملت سوریه و ارتش آزاد قهرمان سوریه است که نبرد را به سوی آزادی پیش میبرند. و آنها هستند
(کف زدن جمعیت)
و آنها هستند که سرنوشت پیروزی را میسازند.
از جانب مردم و مقاومت ایران به همه آنها و به شهیدان سرفرازشان درود میفرستیم.
درود درود درود
(کف زدن جمعیت)
بسمالله الرحمن الرحیم
یا أیّها الّذین آمنوا/ کتب علیکم الصّیام/ کما کتب علی الّذین من قبلکم/ لعلّکم تتّقون/
رمضان ماه تقوا و آزادی است.
ماه عبادتی است که مقصد شورانگیز آن کرامت بنی نوع انسان است.
پیامبر ما، محمد (ص) هنگامی که برانگیخته شد، پیاماش ساده و کوتاه بود: قولوا لااله الاالله تفلحوا
بگو نیست خدایی جز او تا رستگار و آزاد شوید.
این پیامی است که امروز نیز همه را فرا میخواند: بگو دیکتاتورها سرنگون میشوند
بگو فاشیسم ولایتفقیه شکست میخورد
و بگو مظاهر ستم و بندگی فرو میریزند تا رستگار شوید.
چنین است که
(کف زدن جمعیت)
چنین است که ما در صلای اذان در هر سحر و افطار رمضان، و در کلمات لااله الاالله و اللهاکبر بشارت آزادی را میشنویم. بشارت نفی همه بتها و مظاهر اسارت و بندگی، و بشارت واژگونی حکومت ولایتفقیه و بشارت یک جامعه آزاد و بسامان و عادلانه
حضار محترم، دوستان عزیز
سی و سه سال پیش مردم ایران برای آزادی قیام کردند ولی با استبداد زیرپرده دین روبهرو شدند...
در آن سالها، خیلی از برادران و خواهران عرب ما، مخصوصاً در فلسطین عزیز، چشم به انقلاب ایران دوخته بودند ولی همه با خیانت آخوندها رو به روشدند.
خمینی شروع به سرکوب آزادیها کرد.
بهار آزادی ایران را به خون کشید.
و هر اقدام سرکوبگرانه را به نام اسلام انجام میداد. سوءاستفاده از اسلام برای سرکوب و دیکتاتوری، بدترین خیانت خمینی بود.
مردم ایران هزار هزار در زندانها و میدانهای جنگ قربانی جنایات رژیم شدند ولی جنایت و خیانت بزرگتر خمینی و آخوندها این بود که تمامی این جنایات را به اسم اسلام انجام داد و انجام دادند. در آن سالها همه دیدند که چگونه خمینی از هیچ چیز نمیگذرد برای حفظ قدرتش. او با کردار و گفتارش این دین حنیف را بهصورت ابزار سهمگینترین دیکتاتوری و آزادی کشی معرفی کرد.
حالا از جهان اسلام و عرب تا ایران همه در جستجوی آزادی هستند
خلقها آزادی میخواهند، خلقها دیکتاتوری را نفی میکنند.
و همه میپرسند که اسلام در مورد آزادی چه میگوید؟ آیا اسلام موتور محرک آزادی است یا مانعی در مقابل آن؟
عملکرد خمینی و جانشینانش و بنیادگرایانی که بعد از خمینی در بسیاری از نقاط جهان اسلام قدرت یافتهاند. راستی چه ربطی به اسلام دارد؟
من میخواهم امروز از تجربه خودمان در ایران بگویم از رویارویی مجاهدین مسلمان ایرانی با رژیمی که خودش را اسلامی مینامد...
هر قدر که زمان گذشته این رویارویی تشدید شده و حالا سی و سه سال گذشته و باز هم نیروی اصلی مخالف این رژیم، مجاهدین مسلمان هستند، همین مجاهدان اشرف و لیبرتی...
راستی این مجاهدین مسلمان ایرانی، در مورد اسلام چه میگویند؟ و از همان ابتدا، در مقابل خمینی حرفشان چه بود؟
من اگر بخواهم بهطور خلاصه برای شما بگویم، میگویم: در یک کلام دعوا بر سر آزادی بود و حالا هم دعوا بر سر آزادیست.
این را مسعود در اولین و آخرین ملاقاتی که با خمینی داشت به او گفت و در همان ملاقات، از قرآن و از نامه علی علیهالسلام به مالک اشتر برای خمینی دلیل آورد و خمینی هم ناگزیر شد که بگوید اسلام به آزادی عنایت دارد و همین را روزنامههای ایران در آن دوران تیتر خبرهای خود کردند...
اتفاقاً خمینی و حاکمیت ملاها از آن نظر مجاهدین را دشمنترین دشمنان خود میداند که بهطور آشتیناپذیری مدافع آزادی هستند.
مجاهدین از روز اول حضرت علی را اینچنین شناختند.
علی علیهالسلام کسی است که به مالک اشتر نوشت:
أشعر قلبک الرّحمت للرّعیّه/ و المحبّه لهم/ و اللّطف بهم/ و لا تکوننّ علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم أکلهم/ فإنّهم صنفان/ إمّا أخ لک فیالدّین/ و إمّا نظیر لک فیالخلق/
قلب خودت را برای مردم بگشا و به آنها محبت کن و مبادا با آنها درنده خویی کنی، چون مردم یا برادران تو در دین هستند، یا نظایر تو در خلقت و بشریت...
اما خمینی حرفش این بود که برای حفظ نظامش تحت نام اسلام، سرکوب مخالفان و تبعیض و حتی دروغ و فریب، مباح و بلکه واجب است. و مسعود هم جرمی نداشت جز اینکه دیکتاتوری دینی که خمینی تحت عنوان ولایتفقیه آورده بود را رد میکرد و با صدای بلند آن را علیه اسلام و تعالیم رهایی بخش آن معرفی میکرد.
مسعود حاضر نشد که دعوت خمینی را برای جایگزین کردن حاکمیت مردم و رأی مردم با ولایت سفیانی خمینی بپذیرد.
او میگفت؛ مرزبندی و صفبندی و تبعیض بین اسلامی و غیراسلامی در امور کشور درست نیست،
در یک کلام حرف مجاهدین با خمینی این بود که حاکمیت از آن مردم است و نه از آن آخوند، آزادی احزاب و آزادی بیان کسانی که اندیشه دیگری دارند حق است و اسلام باید حافظ این حق باشد و اسلام حافظ این حق است.
خمینی صریحاً میگفت: اگر من بهعنوان ولیفقیه چیزی بگویم و همه مردم چیز دیگری بگویند، حرف من مهم است... و دیگران مهم نیستند. و حرفشان اعتباری ندارد.
اما حضرت علی هنگامی حکومت را قبول کرد که توده مردم به سوی او هجوم آوردند و به اجماع از او خواستند زمام حکومت را در دست بگیرد. حضرت علی صریحاً میگفت که در غیراین صورت حکومت برای من ارزش ندارد.
یک سال بعد از انقلاب ایران، وقتی که بحث بر سر قانون اساسی بود، مثل همین الآن که بحث قانون اساسی در همه کشورهای بهار عربی مطرح است، ما به قانون اساسی ولایتفقیه که حاکمیت را از مردم سلب میکرد رأی ندادیم، زیرا ولایتفقیه قبل از هر چیز رودرروی اسلام محمدی است. و خلاف سنت پیامبر است.
چرا؟ زیرا حق رأی مردم را پایمال میکند.
رأی مردم و شور و مشورت مردم را تحت نام اسلام نمیتوان از میان برداشت...
ولی خمینی پایه کارش را تحت نام اسلام بر اساس ولایتفقیه و دیکتاتوری دینی گذاشت.
او در سال 66 در نامهیی به خامنهای نوشت که برای پیشبرد حرف حکومت و حفظ حکومت ولایتفقیه حتی تعطیل کردن نماز و حج هم مجاز است.
این گفته صریح خمینی در کتابهای سخنرانی او ثبت شده است که گفت برای حفظ اسلام یعنی قدرت خودش، دروغ گفتن واجب است، شرب خمر واجب است، جاسوسی واجب است. و اینچنین بزرگترین خیانت به اسلام را مرتکب شد.
خواهران و برادران عزیز
دین ما دین پیامبری است که خدا درباره او گفته است که برای باز کردن زنجیر از دست و پای مردم آمده است: ویضع عنهم إصرهم والأ غلال الّتی کانت علیهم.
باز کردن زنجیر از دست و پای مردم یعنی آزادی از جبر و تحمیل،
یعنی آزادی از اختناق
یعنی آزادی از هر گونه ستم و بهرهکشی.
در حقیقت مهمترین وجه تمایز اسلام حقیقی با تلقی بنیادگرایانه از اسلام همین است.
یک طرف اسلام مدافع ستم و تجاوز و استثمار یک طرف اسلام مخالف بهرهکشی استبداد.
آری، اسلام دین آزادی است. خدای ما خدای آزادی است.
در انسانشناسی توحیدی آدمی با آگاهی و آزادی شناخته میشود. انسان موجودی است مختار و از حق آزادی و انتخاب برخوردار است.
(کف زدن جمعیت)
قرآن تأکید دارد که این خود انسان است که میتواند راه خود را انتخاب کند:
إنّا هدیناه السّبیل إمّا شاکرًا وإمّا کفورًا انسان
از قدرت تشخیص دادن خیر و شر برخوردار است.
«فألهمها فجورها و تقویها» و این خود انسان است که میتواند سرنوشت خودش را تغییر دهد:
إنّ اللّه لا یغیّر ما بقومٍ حتّی یغیّروا ما بأنفسهم
آزادی گوهر و پیام اسلام است. پس آنچه بر اساس آزادی نیست و آنچه مبتنی بر جهل و اجبار و تحمیل است، اسلام نیست.
ما میگوییم اعتقاد و عمل به اسلام باید بر اساس اختیار و انتخاب و آگاهی و آزادی باشد، نه بر اساس اجبار.
هیچ دینی نمیتواند اجباری باشد زیرا به قلب و اعتقاد مردم مربوط است.
هر کس آزاد است که مذهب خود را خودش انتخاب کند.
به سوره بقره مراجعه میکنیم: لا اکراه فیالدین... .
هیچ اکراه و اجباری در دین روا نیست.
به سوره یونس مراجعه میکنیم: و اگر پروردگارت میخواست تمامی اهل زمین ایمان میآوردند، پس آیا تو (ای پیامبر) مردم را به اکراه وادار میکنی که مؤمن شوند؟
به سوره هود مراجعه میکنیم: نوح به قومش گفت: پس آیا میتوانم در حالی که شما (حجت خدا) را ناخوش میدارید، شما را به آن ملزم کنم ؟
بله، توحید و اسلام با آزادی انسان و حق رأی مردم عجین و قرین است...
هر چیز که مخالف اختیار و آزادی انسان باشد از نظر اسلام اعتباری ندارد. نه دین اجباری، نه عبادت اجباری، نه حجاب اجباری.
(کف زدن جمعیت)
پس به ما بگویید در کجای قرآن آمده است که هر کس دینی را نپذیرفت باید مجازات شود؟
حال آن که اسلام دین تساهل و تسامح است.
قرآن کریم میگوید میان پیامبران ما تفاوتی نیست
از اینرو ما مسیح را نیز پیامبر خود میدانیم و راه موسی را از محمد جدا نمیکنیم.
اسلام حقیقی مدافع رأی مردم است و این رأی مردم است که اساس مشروعیت سیاسی است. قرآن حتی به پیامبر خدا میگوید
وشاورهم فیالأمر/ فإذا عزمت فتوکّل علی اللّه/
و خدا در مورد مؤمنان هم میگوید:
والّذین استجابوا لربّهم/ وأقاموا الصّلاه/ وأمرهم شوری بینهم/
یعنی قرآن شورا و رأی مردم را در ردیف نماز قرارمیدهد...
اسلام همچنین مدافع آزادی بیان و از جمله ابراز مخالفت و انتقاد نسبت به حاکمان است نه منع کننده آن.
پیشوایان اسلامی حتی با دهریون و کسانی که اعتقادی به خدا نداشتند مباحثه میکردند و حق بیان آنها را محترم میدانستند
به سوره زمر مراجعه میکنیم:
والّذین اجتنبوا الطّاغوت أن یعبدوها/ وأنابوا إلی اللّه/ لهم البشری/ فبشّر عبادالّذین یستمعون القول/ فیتّبعون أحسنه/ أولئک الّذین هداهم اللّه/ وأولئک هم أولوا الألباب/
بشارت از آن کسانی است که از طاغوت و دیکتاتوری دوری میکنند و همه سخنها را میشنوند و بهترین را برمیگزینند از روی خرد و اندیشه... .
در عهدنامه مالکاشتر درباره آزادی انتقاد آمده است:
حضرت علی میگوید: «باید که نزد تو برگزیدهترین وزیران، کسانی باشد که بیشتر به تو سخن تلخ حق بگویند و کمتر تو را در گفتار و کردارت بستایند؛ که خدا برای دوستانش نمیپسندد. …
... پارهیی از وقت خود را به نیازمندان اختصاص بده تا در یک مجلس عمومی حاضر شوند. با آنان فروتنی در پیش بگیر و لشگریان و دربانان و نگهبانان را از آن بازدار که از سخن گفتن بیترس و نگرانی آنها جلوگیری کنند. …
من از رسول خدا بارها شنیدم که میفرمود هرگز امتی پاک و آراسته نگردد مگر آنکه در آن مردم ناتوان قادر شوند بیلکنت و بدون ترس و نگرانی حق خود از قدرتمندان بگیرند».
بله تمام مسأله همین است.
بگذارید مردم بدون ترس و نگرانی سخن بگویند
بگذارید سرکوب شدگان آنچه را در دل دارند بیان کنند.
بگذارید محرومان و به بند کشیده شدگان حرف بزنند. این است پیام اسلام واقعی، این است پیام قران و این است پیام محمد
(کف زدن جمعیت)
حضار محترم، دوستان عزیز
اسلامی که مایه پایداری جنبش ما در برابر شقیترین دیکتاتوری جهان امروز است، مبتنی بر آزادی است. از اینرو در تاریخ معاصر ایران دو اسلام متضاد و دو اسلام متخاصم در برابر هم صفآرایی کردهاند
یک طرف اسلام ریایی، اسلام ارتجاعی، اسلام مدافع ستم و استبداد و بهرهکشی
طرف دیگر اسلام راستی و یگانگی، اسلام رحمت و رهایی و اسلامی که پیام آن آزادی است.
در مقابل اصل ارتجاعی ولایتفقیه، ما از اسلام دموکراتیک دفاع کردهایم که در آن حق حاکمیت مردم بالاترین حقی است که برای مردم بهرسمیت میشناسد.
در مقابل جنگطلبی و صدور تروریسم و ارتجاع تحت نام اسلام، ما از اسلامی پیروی کردهایم که قبل از هر چیز مبشر صلح و دوستی و برادری بین ملتهاست.
در مقابل زنستیزی آخوندها، ما از اسلامی دفاع کردهایم که برابری زن و مرد را رسالت خود میداند. اسلامی که متکی به برابری و رهایی زن است. هزار زن پیشتاز اشرفی امروز از برجستهترین مظاهر این اعتقادند.
در مقابل تبعیض و ستم دینی، ما به دفاع از اصل آزادی مذهب برخاستهایم. 27سال پیش از این شورای ملی مقاومت ایران طرح جدایی دین و دولت را ارائه کرده است.
و در مقابل شریعت آخوندی که همه چیز را بر اجرای احکام و مقررات ۱۴۰۰سال پیش بنا کرده است، ما به دینامیزم قرآن و اسلام معتقدیم. آیات قرآن، دگمهای لایتغیر برای زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را رد میکند. و به جای آن بهعنوان یک متد برای فهم و پیاده کردن قرآن باب اجتهاد یعنی پیاده کردن اصول و محکمات قرآنی مبتنی بر شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی زمان را در خود قرآن مطرح میکند و تا آن جا جلو میرود که بهروشنی میگوید که برخی از آیات قرآنی حتی در زمان خود پیامبر برخی دیگر را که در شرایط متفاوتی نازل شده بودند، نسخ میکنند. از هر نظر که بنگریم دو اسلام سراپا متفاوت رودرروی همند.
حرمت اسلام و پیام رحمت اسلام، احترام به حقوقبشر است، پیام عفو و گشایش است و نهایت احترام برای آزادیهای فردی و اجتماعی است.
به همین دلیل من بارها این را تصریح کردم و باز هم تکرار میکنم که:
هدف این جنبش به دست گرفتن قدرت به هر قیمت نبوده و نیست. هدف ما تضمین آزادی و دموکراسی به هر قیمت است
(کف زدن جمعیت)
و همچنان که بارها گفتهایم همین که بر سر مزار شهیدانمان در خاوران باشیم برای ما کافی است.
آرمان ما آرمان آزادی، برابری و حق رأی مردم است و هدف ما یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت است که در آن همه ادیان و مذاهب از حق مساوی برخوردار باشند و برنامه ما در این سه کلمه خلاصه میشود: آزادی، دموکراسی و برابری.
حضار محترم
مدافعان اسلام محمدی امروز در اشرف و لیبرتی در برابر بدترین دشمنان اسلام و قرآن پایداری میکنند.
آنها به پاخاستگان و پایداری کنندگان و پیشتازان نبرد برای آزادیاند.
کسانی که به عهد خود با خدای خود وفا میکنند
الّذین یوفون بعهدالله
و کسانیکه گفتند پروردگار ما خداست و پایداری کردند و از چیزی نهراسیدند
الّذین قالوا ربناالله/ ثمّ استقاموا/
مجاهدان آزادی اسلام را در عملشان اثبات و ارائه کردهاند، در صدق و یگانگی، در پاکی مناسبات انسانیشان، در محترم شمردن آزادی و برابری زنان، در پیروی از اخلاق محمدی، در فروتنی و دوری از منیت و خودخواهی، در بخشش و نیکی و پیوند و همدلی با همنوعانشان.
مجاهدان در اشرف و لیبرتی اکنون بیش از سه سال و نیم است که بهدستور رژیم دیکتاتوری حاکم بر ایران مورد تعرض و تهاجم و تحت یک محاصره ضدانسانی و ظالمانه قرار دارند.
اصل موضوع حضور مجاهدین در اشرف یا لیبرتی یا انتقال آنها به خارج از عراق نیست دعوا بر سر وجود جنبش مقاومت سازمانیافتهیی است که آخوندهای حاکم آن را تنها تهدید موجودیت خود میدانند و مذبوحانه تلاش میکنند آن را نابود و یا زیر فشار وادار به تسلیم کنند. اما هیهات مناالذله
(کف زدن جمعیت)
نارضایتی و خشم عمومی در ایران به حد انفجار رسیده است. آخوندها میخواهند قبل از فوران نارضایتیها جنبش مقاومت را از سر راه بردارند.
دیکتاتوری سوریه محور اساسی جبهه رژیم در حال خرد شدن است، آنها میخواهند قبل از آن، مهمترین عامل هدایت کننده تغییر و دگرگونی در ایران را منهدم کنند.
زندانسازی از لیبرتی و جلوگیری از دسترسی مجاهدان آزادی به حداقل نیازهای انساندوستانه تماماً به همین خاطر است و با این هدف.
دولت عراق بر اساس طرح و سفارش رژیم ولایتفقیه، لیبرتی را به یک زندان تبدیل کرده است. تا این جا ما ماکزیمم انعطاف را نشان دادهایم.
ساکنان دامنه خواستهای خود را محدودتر و محدودتر کردهاند و برای حرکت ستون ششم، تنها خواستار تحقق هشت فقره الزامات انسانی شدهاند. برای همین هشت مورد هم راه کارهای عملی و تفاهم آمیز ارائه کردهاند و ارائه کردهایم که تماماً با وسایل خود ساکنان و با هزینه خود آنها و در یک زمانبندی کوتاه دست یافتنی است. اما دولت عراق با تمام قوا مخالفت میکند.
اگر بهراستی دولت عراق خواستار اخراج مجاهدین از اشرف و از عراق است چرا نمیگذارد آنها این نیازمندی اولیه را در لیبرتی تأمین کنند... ؟ و حالا در روزهای اخیر با گستاخی تمام تهدید میکند که اگر سایر مجاهدان اشرف خانه و کاشانهشان را بدون این حداقلها ترک نکنند، آنها را بهزور و غیرداوطلبانه جابهجا خواهند کرد.
در این میان مللمتحد و دولت آمریکا با ابراز رضایت از کیفیت و استانداردهای زندگی در لیبرتی آب به آسیاب دولت عراق و سیاستهای سرکوبگرانهاش میریزند.
نماینده ویژه دبیرکل با مواضع جانبدارانه در ماههای اخیر و بهویژه در اجلاس اخیر شورای امنیت دولت عراق را گستاختر کرده است و در هر آسیبی که از این پس به مجاهدان برسد و هر خونی که خدای ناکرده از آنان به زمین ریخته شود مستقیماً در آن مسؤل است.
(کف زدن جمعیت)
اگر نماینده ویژه راست میگوید که استانداردهای انسانی در لیبرتی موجود است چرا از دولت عراق نمیخواهد در لیبرتی را بروی پارلمانترها و وکلا و حتی افسران آمریکایی که سالها در عراق و اشرف خدمت کردهاند باز کنند؟
بگذارید این را هم خاطرنشان کنم که دولت آمریکا همچنانکه نمایندگان کنگره و سنای این کشور بارها و بهویژه در هفته اخیر اعلام کردهاند در چارچوب کنوانسیون چهارم ژنو و موافقتنامهای که با تکتک مجاهدان امضا کرده است، مسئول تمامعیار حفاظت از آنهاست اگر ایالات متحده، به تعهدات خود در قبال مجاهدان اشرف پایبند بود، نه اجازه میداد دو بار قتلعام صورت بگیرد و نه دولت عراق در اعمال محدودیت ضدانسانی علیه آنان دست باز پیدا میکرد.
این را هم باید یادآوری کنم که از آنجایی که از آغاز جابهجایی هر گروه از ساکنان بر اساس قولهای صریح و مکتوب دولت آمریکا جابهجایی از اشرف به لیبرتی را پذیرفتند، مسئولیت آمریکا در قبال این وضعیت به مراتب بیشتر است.
به همین دلیل وزارتخارجه آمریکا را به قیام به این مسئولیت فرا میخوانم و هشدار میدهم که اگر دولت عراق بار دیگر دست به جنایت علیه بشریت بزند، دولت آمریکا باید پاسخگو باشد.
(کف زدن جمعیت)
و سرانجام همه مسلمانان را به یاری خواهران و برادرانشان در اشرف و لیبرتی فرا میخوانم.
این یک وظیفه مبرم اسلامی است نه فقط برای یاری رساندن به فرزندان ملت ایران، بلکه در دفاع از مدافعان اسلام حقیقی و در برابر بدترین دشمنان اسلام و حضرت محمد (ص).
مجاهدان آزادی با دشمنانی مواجهند که بیرحمی، دنائت و دروغ را با انواع سلاحها و وسائل سرکوبگرانه بهکار گرفتهاند. اما اشرفیها سلاحی دارند که دشمنانشان ندارند. و آن ایمان به آزادی است. و این
(کف زدن جمعیت)
و این هدفی است که بر همه دسیسهها و سرکوبها چیره میشود. این مشیت خداست. این حکم تاریخ است و این منطق تکامل است.
آزادی این فروغ خدایی پیروز میشود و استبداد ولایتفقیه فرو خواهد ریخت.
از خدای بزرگ نصرت و یاری به مردم و مقاومت ایران را مسألت میکنم.
خدایا خلقهای ستمزده و سرکوب شده این منطقه را به آزادی و رهایی برسان
خدایا ملت قهرمان سوریه را در این نبرد سرنوشتساز یاری کن و فتح نهایی انقلاب سوریه و آزادی دمشق و سراسر این کشور به خون نشسته را نزدیک و نزدیکتر کن
از همه شما متشکرم.
رمضان مبارک تقبل الله