گرامیداشت لرد رابین کوربت
دیوید ایمس:
سخنران بعدی از راهی دور آمده او ژنرال دیوید فیلیپس است که فرمانده پیشین نیروهای پلیس نظامی پایگاه ایالت میسوری و فرمانده کل پیشین نیروهای پلیس نظامی آمریکا در عراق بوده است. خانمها و آقایان شما از ژنرالی که مسئولیت حفاظت کمپ اشرف را برعهده داشته است، استقبال کردید.
سخنرانی فیلیپس
متشکرم. خانم کوربت از اینکه من را دعوت کردید متشکرم. میهمانان گرامی، اقوام و دوستان ساکنان اشرف، از اینکه امروز با شما هستم مفتخرم. باید بگویم که با توجه به معرفی که مرا کردید، یادتان باشد که من بار سنگینی را بردوش خود دارم، بهخاطر اینکه بخشی از نیرویی بودم که افراد را در اشرف گردآوری کرد و سلاحهای آنان را تحویل گرفت.
من بیش از سه دهه را بهطور فعال در ارتش ایالات متحده سپری کردم. من هنگامی که ساکنان اشرف در سال ۲۰۰۳ از سراسر عراق گرد آمدند حضور داشتم. من هنگامی که آنها داوطلبانه خلعسلاح شدند حضور داشتم. بله ما همچنین عکسبرداری و انگشت نگاری هم کردیم. ما سپس تیمی را متشکل از نیروهای مختلف ائتلاف، از جمله بریتانیا، تشکیل دادیم و بیش از سه هزار نفر را مورد تحقیق قراردادیم. من بهدنبال دلیلی بودم که بدانم چرا با این افراد اینگونه رفتار میکنیم؟ و چرا ما آنها را در داخل این کمپ بدون هیچ پروسه دارای حق دادرسی قرار دادهایم؟ هنگامی که مأمور ارشد اف.بی.آی بازگشت او به من گفت: «ما داریم برمیگردیم کارمان تمام شد». مأمور اف.بی.آی گفت: «هیچی! حتی یک اتهام معتبر و مدرک علیه هیچیک از ۳۸۰۰نفر کمپ اشرف پیدا نشد. خوش بگذرد!»
سپس ما اتهاماتی مبنی بر شکنجه، زندانی کردن و مخفی کردن سلاح داشتیم که به دستمان میرسید. من سه بار به کمپ برای جستجو رفتم، ساعت 2 صبح یا 4بعدازظهر دست بهعملیات میزدیم و مقرها را مورد جستجو قرار میدادیم. ما هرگز سلاحی نیافتیم. هرگز شکنجهای وجود نداشت و مطمئناً ما هیچکس را نیافتیم. اینها تماماً تبلیغات دروغینی بود که از سوی رژیم ایران میآمدند و تلاش میکردند ما را قانع کنند که این افراد واقعاً تروریست هستند. آنجا تنها مکان در عراق بود (که نیازی به حمل سلاح نبود) ـ و البته باید به شما بگویم که زمانهایی که من به همراه ژنرال پترائوس در دفتر مالکی به دفعات رفتم، همواره مسلح بودم، ولی هنگامی که با ساکنان اشرف بودم سلاحم را در داخل هاموی میگذاشتم زیرا نیازی به مسلح بودن نبود.
دوران سختی بود. من باید آن شرایط را تحمل میکردم زیرا بعد از تحقیقات ما و آن عده از ما که مسئولیت حفاظت ساکنان اشرف را به عهده داشتیم به ما گفته شد که آنها طبق کنوانسیون چهارم ژنو افراد حفاظتشده هستند و من به نیروهای تحت فرماندهیم بسیار افتخار میکردم. یگان پلیس نظامی 89 تکتک شما از آن محلی که آرم یگان ما نصب شده و ما آن را بر روی بازوهای خود نصب کردهایم عبور کردهاید ولی متوجه آن نشدهاید. من خیلی به آن سازماندهی افتخار میکردم و احساسی بسیار قوی نسبت به قولی که کشورمان به آنها داده بود داشتم. من آن علامت یگانمان را روی کارت شناسایی کلیه افراد کمپ اشرف قرار دادم. روی پرده در اینجا شما میبینید، اینجا شما میبینید. روی این کارت، من علامت یگان خودمان را قرار دادم که میگوید: «افراد حافظت شده»
شماره شناسنامه آنها و عکسشان و شماره تلفنی که اگر هرزمان اتفاقی برایشان افتاد بتوانند تماس بگیرند روی کارت قرار دارد. متأسفانه صاحبان عکسهایی که کارتهایشان پشتمان در سالن قرار گرفته، و این دو نفر اینجا خوب حفاظت نشدند زیرا توسط عراقیها در آوریل گذشته به ضرب گلوله از پای درآمدند. من هنوز اینجا دارم در مورد این موضوع صحبت میکنم، زیرا آن علامت، علامت یگان من بود. سربازان آمریکایی که جان خود را دادند آن علامت را بر خود داشتند و از ساکنان اشرف حفاظت میکردند. ما در مورد آنها چه کار کردیم؟ ما آنها را رها کردیم. چه میزان تعهد در آن دیده میشود؟
بیش از 5هزار سرباز آمریکایی و تعدادی از سربازان ائتلاف طی زمانی که ما در آنجا بودیم از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ در اشرف کار کردهاند. آیا شنیدهاید که حتی یکی از آنها در مورد اینکه تروریستها در آنجا هستند نظری دهند؟ آنها هنوز دارند سر خود را تکان میدهند. بسیاری از آنها با من تماس میگیرند و به من میگویند ژنرال ادامه بده، ژنرال ادامه بده، زیرا آنچه که ما داریم انجام میدهیم احمقانه است. زیرا ما آنها را رها کردیم و منتظر ایستادهایم و داریم نظاره میکنیم. کمپ لیبرتی در شرایط مطلوب برای کار، تحویل عراقیها داده شد. ژنراتورها کار میکردند، سیستم تهویه در کلیه اماکن کار میکرد. ما حتی در باک ژنراتورها سوخت گذاشتیم. بعد از سوی کانالهای ارتباطی عراقیها که داشتم، با من تماس گرفته شد. من طی سالیان با عراقیها کار کردهام. اکثریت آنها افرادی بسیار عالی میباشند و نگران آینده کشورشان هستند و شاهد این هستند که کشورشان توسط یک دیکتاتور دیگر دارد به گروگان گرفته میشود.
تعدادی از رهبران عالیرتبه به من گفتند: «ژنرال فیلیپس، دوست من! کمپ لیبرتی آن چیزی نیست که به یاد داری. این کمپ به غارت رفته و نابود شده و محلی که آنها میخواهند افراد اشرف را به آن منتقل کنند وحشتناک است». در شرایط خیلی سخت در بعضی از گفتگوها با دوستان عراقیم واژه «گولاگ» و «اردوگاه کار اجباری» مطرح شد. اخیراً یکی از دوستان عراقی من تماس گرفت، زیرا کشورش برایش اهمیت دارد و گفت ما نمیخواهیم واژه کمپ لیبرتی مترادف با اردوگاههای «بوخن والد» و «داخائو» باشد، ولی قضیه به آن سمت میرود.
ساکنان اشرف این کتابچه را که من با خودم در همه جا حمل میکردم و در آن یادداشت میکردم دیدهاند. اما هرگز فکر نمیکردم که از داخل آن مدرکی را بیرون بکشم و نشان بدهم که این است کمپ لیبرتی، اردوگاه کار اجباری که 397نفر از اشرفیها مجبور به زندگی در آن شدند. یک یادداشت تفاهم بود که توسط سازمان مللمتحد امضا شده بود، اما موضوع این نیست.
23تن از مقامهای ارشد از جمله خود من تقاضا کردیم که به خرج خودمان به عراق رفته و از کمپ لیبرتی بازدید کنیم اما به ما اجازه داده نشد. عراقیها نمیخواستند ما از آنجا بازدید کنیم. آنها چه چیزی را از چشم ما در پشت دیوارهای بتونی 4متری پنهان میکردند.
البته الآن میدانیم. من با سفیر کوبلر به کرات تماس گرفتم. صلاحیتهای خودم را روی میز گذاشتم و گفتم من میدانم که اداره یک کمپ با 4هزار سرباز چگونه است. من به آنجا میآیم من خواهان کمک به او شدم من دوستان زیادی در میان رهبران عراقی دارم. آنهایی که قلبشان بهخاطر آن چه که در کشورشان و در اشرف میگذرد خونبار است. من روابط خوبی با آنها دارم. من روابط خوبی با ساکنان اشرف دارم و آقای سفیر کوبلر میتوانم کارتان را برای شما انجام دهم و شما میتوانید تمام اعتبار آن را برای خود استفاده کنید و همه هزینهاش را خودم میپردازم. ولی او از جواب دادن به ایمیل یا تلفن من خودداری میکند. اگر شما، سفیر کوبلر، میترسید من دخترم را میفرستم تا او این کار را انجام دهد و شما میتوانید در داخل ساختمان در جایی که هستید پنهان بمانید.
من فردا میتوانم یک پرواز گرفته و با هزینه خودم به بغداد رفته و آنجا را چک کنم. من از حمایت همسرم نیز در این کار برخوردارم چون ما میخواهیم بدانیم در آنجا چه میگذرد؟ عراقیها میخواهند ببینند که در آن محل چه میگذارد. آنها میخواهند که آنجا معتبر باشد که دیگر مالکی و بازیچههای دستش و جلادانش نتوانند یک جنایت دیگر به راه بیندازند.
اما اجازه دهید من به شما بگویم: من شاهد این بودم که ساکنان کمپ اشرف بهشتی را در میان بیابان درست کردند. ولی هیچکس، هیچکس بر روی این زمین قادر نیست که شرایط مناسبی در میان فاضلاب بهدست بیاورد و آن چیزی که در سوی دیگر دیوار وجود دارد این است. بنابراین، اگر قرار است فردا من به جایی در دنیا بروم، هرجا، آنجا کجا خواهد بود؟
آن انجام قولی است که من به آن افراد دادهام، اینکه به اشرف بازگردم و به آنها بگویم برگشتم! و ما از شما حفاظت خواهیم کرد زیرا که به شما قول حفاظت دادیم. اکنون زمان آن رسیده است که دولت من نام شما را از لیست خارج کند و کار صحیح را انجام دهد، کاری که به شما قول انجام آن را داده بودیم مبنی بر اینکه در ازای تحویل دادن سلاحهایتان، از شما حفاظت خواهیم کرد.
متشکرم
دیوید ایمس:
اجازه بدهید سخنران بعدی را معرفی کنم. سرهنگ وسلی مارتین. او افسر ضدتروریسم برای نیروهای ائتلاف در عراق و فرمانده پایگاه مربوط به کمپ اشرف بوده است.
وسلی مارتین:
با درخواست ویژه من از ژنرال فیلیپس خواستم که او ابتدا صحبت کند و بعد من دنبال کنم، بهخاطر اینکه من همه آن چیزی را که ژنرال فیلیپس گفت میدانستم و با آن موافقم. من هم عین این تجارب را داشتهام. تا یک ماه پیش من و دیوید همدیگر را نمیشناختیم. ما در مورد همدیگر میدانستیم و به اعتبار همدیگر احترام میگذاشتیم ولی ما بهطور مستقل به جمعبندی مشابهی رسیدهایم و تجارب مشابهی داشتهایم. مخرج مشترک ما چیست؟ معیار مشترک ما حقیقت است.. به همین خاطر دیوید و من اینجا هستیم، بهدلیل وصلمان به متحدانمان، با دوستانمان، با برادران و خواهرانمان در اشرف و بهخاطر اینکه میبینیم که واقعیت بهخاطر مماشات با رژیم ایران زیر پا گذاشته میشود.
وزارتخارجه ادعا میکند که سازمان مجاهدین یک سازمان تروریستی است. این طور که من تصور میکنم ما بهتر میفهمیم، زیرا از همان ابتدا در کمپ اشرف سلاحهایشان را تحویل دادند و در اشرف تجمع کردند وقتی من به ویدیوهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ نگاه میکنم، افرادی را میبینم که مورد شلیک قرار میگیرند و ساکنان دیگر اشرف میدوند تا آنها را نجات دهند. وقتی بوروکراتهای وزارتخارجه نمیدانند چه کار کنند، قرارداد آتشبس ۲۰۰۳ دور انداخته میشود و استاتوی افراد حفاظتشده نقض میشود و سازمان مجاهدین به نیروهای مالکی طرفدار رژیم ایران تحویل داده میشود.
من وقتی از مأموریتم در اشرف به آمریکا برگشتم بهشدت از وزارتخارجه بهخاطر نمایندهیی که در آنجا داشتند، بیزار بودم. رفتار وی بهشدت بیزار کننده بود چون شایعه پراکنی میکرد و من مجبور بودم مانند دیوید بروم دعوا کنم و این داستان بیپایان بود و حتی یکی از آن حرفها ربطی با واقعیت نداشت و اثبات نشد. او داشت اطلاعات حساس مربوط به ساکنان اشرف را در اختیار موفقالربیعی قرار میداد و ما میدانیم که او یعنی ربیعی یک مأمور رژیم ایران است و این حتی چیز پوشیدهیی در عراق نیست و من این را در اشرف به او گفتم. ولی من به آمریکا برگشتم و سعی کردم که شروع بهکار با وزارتخارجه کنم. من با نماینده آنها ملاقات کردم، او پرونده در دستش بود، من باید با جزئیات وارد پرونده میشدم، من باید یکی یکی عکسهای اشرف را به او نشان میدادم، به او نشان میدادم که کمپ چگونه تأسیس شده و باید عکسهای خودم را در یونیفرم نشانش میدادم و اینها موضوعات تخصصی بودند و آنها هیچ اطلاعی نداشتند. من حتی کپی نامه وزیر خارجه عراق هوشیار زیباری را در ا ختیارشان قرار دادم که مطرح میکرد مجاهدین هرگز به کردستان حمله نکردهاند. این نامه تأیید شد، این نامه به دفتر بغداد فرستاده شد و با وزیر خارجه هوشیار زیباری چک شد و او گفت بله من این نامه را نوشتم و این واقعیت دارد. 6ماه بعد لیست جدید منتشر شد و دوباره مجاهدین در آن بودند و دوباره به موضوع کردکشی اشاره کرده بودند. من دوباره با آن نفرات تماس گرفتم و گفتم چه چیزی دارید میگویید. من فکر کردم که این موضوع را با هم حلوفصل کردهایم. او گفت ما با کسانی (در وزارت خارجه) که این لیست را میدهند ارتباط نداریم. گفتم شما چی دارید میگویید، آنها در ساختمان آن طرفی هستند. گفت ما این کار را نمیکنیم.
آنها مستمراً شایعه پراکنی میکنند و هیچوقت سعی نمیکنند آن را حلوفصل کنند. دیگر آنها از پاسخ دادن به تلفنهایم امتناع کردند.
یک چیزی که من میخواهم به آن اشاره کنم این است که وقتی دادگاه استیناف آمریکا تصمیم خود را در تابستان ۲۰۱۰ گرفت و اعلام کرد که این وضعیت باید حل شود 6ماه فرصت قائل شده بود. مدت زمانی که برای وزارتخارجه طول کشیده که این کار را نکند به همان میزانی است که آمریکا در جنگ جهانی اول صرف کرد. جالب است که با همه تکنولوژی که امروز داریم صد سال بعد یک تصمیم نمیتواند در مدت زمانی مشابه آنچه کشور ما در جنگ بود اتخاذ شود. من الآن میفهمم که چرا جنگ علیه تروریسم آنقدر طول کشیده است، چون بوروکراتهای واشینگتن نمیتوانند یک تصمیم بگیرند.
سفیر کوبلر، من نمیدانم تو فاکتهایت در مورد کمپ لیبرتی را از کجا آوردهیی ولی من میگویم که تو کفشهای مهمانی خودت را درنیاوردی تا بفهمی چه چیزی دارد میگذرد.
همچنین سفیر جفری، من نمیدانم شما موقعی که به سناتور مککین و سناتور لوین گفتید که امنیت کمپ اشرف با نیروهای مالکی تأمین میشود چه فکری میکردید و دو ماه بعد ما حمله ۲۰۱۱ را داشتیم.
من به هیلاری کلینتون میگویم: وضعیت در اشرف و در لیبرتی نباید بر اساس سیاست باشد بلکه باید بر اساس انسانیت باشد. نباید بر اساس استمالت از بنیادگراهای دولت تندرو ایران باشد بلکه باید بر اساس احترام گذاشتن دولت آمریکا به توافق آتشبس و تحویل دادن سلاحها باشد. نباید بر این اساس باشد که بوروکراتهای شما حقیرانه از خودشان راضی باشند درحالی که متخصصان را نادیده میگیرند بلکه باید بر اساس رعایت قوانینی که در کنگره تصویب شده و احکام ثبت شده در دادگاهها باشند. خانمها و آقایان از شما متشکرم.
دیوید ایمس
سخنران بعدی ماتیو آفورد است. عضو پارلمان هندون
ماتیو افورد
خوشآمد گرم برای کمیته پارلمانی امروز.
میهمانان عالیقدر، خانمها و آقایان و همچنین بسیاری از دوستان در میان حاضرین،
این یک افتخار بزرگ است که امروز من با همه شما هستم. این بسیار جای خوشوقتی است که به صحبتهای برخی از دوستان آمریکاییمان گوش دادیم که مستقیماً با ساکنان اشرف کار کردهاند. ساکنان اشرف همانهایی هستند که لرد کوربت آنها را «شجاعترین شجاعان» معرفی کرد و من یقین دارم که همه ما قطعاً با این موضوع اتفاقنظر داریم. همچنین یک گروه دیگر را به شما یادآوری کنم که جمعی از ایرانیان، خانوادهها و دوستان ساکنان اشرف هستند که اکنون برای بیش از 300روز است در ژنو تحصن کردهاند. من خوشحال شدم که در ماه سپتامبر گذشته آنها را دیده و با آنها ملاقات کردم و به حرفهایشان و آنچه میخواستند به سازمان مللمتحد بگویند گوش فرا دادم. آنها مصممند در آنجا بمانند تا اینکه عزیزانشان آزاد و امن شوند. من امروز از اینجا از لندن به آنها درود میفرستم، همچنانکه به ساکنان شجاع اشرف درود میفرستم. سلام اشرف.
ما بار دیگر در اینجا گرد آمدهایم تا درباره وضعیت انسانی خطیر کمپ اشرف صحبت کنیم. امروز ما به موضوع قولهای زیر پا گذاشته شده و شکسته شده، تعهدات نقض شده، مسئولیتهای به فراموشی سپرده شده و فقدان شجاعت، سیاستهای شکست خورده و اقدامات مخرب خواهیم پرداخت که مجموعاً موانع عمدهای برای دستیابی به یک راهحل انسانی و صلحآمیز برای بحران در کمپ اشرف را پدید آوردهاند.
نقض تعهدات آمریکا که ساکنان اشرف را بهعنوان افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون چهارم ژنو بهرسمیت شناخت و به ساکنان تضمینهای مکتوب داد که در عوض تحویل ابزار و وسایل حفاظت از خود از آنها حفاظت میکند.
قولهای زیر پا گذاشته شده و نقض تعهدات نماینده ویژه دبیرکل در عراق، به اینکه چیزی را در رابطه با آینده ساکنان اشرف بدون آگاهی و تأیید آنها امضا نمیکند. با اینحال او در 25دسامبر یک یادداشت تفاهم را با دولت عراق امضا کرد.
عهد شکنیهای سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و آمریکا مبنی براینکه جابهجایی ساکنان به مکان جدید بهنام کمپ لیبرتی بر اساس یادداشت تفاهم امضا شده، داوطلبانه خواهد بود و حالا میبینیم که چگونه آقای کوبلر ساکنان را تهدید میکند که اگر آنها این پیشنهاد را قبول نکنند باید خود را برای روبهرو شدن با حمله بیرحمانه و تعرض دولت عراق آماده کنند. دولت عراق، تحت فشار رژیم ایران در پروسه کمیساریای عالی پناهندگان و حتی یادداشت تفاهم کارشکنی میکند. آنها مانع میشوند ساکنان اموال منقول و داراییهای منقول خود را به کمپ لیبرتی ببرند و حتی جلو خود افراد ساکنان کمپ لیبرتی را برای برجسته کردن این وضعیت فاجعهبار و بیعدالتی نقض تعهدات گرفتند. با این وجود آقای کوبلر هیچ کاری برای جلوگیری از آن نکرد.
تعهد مکتوب دولت عراق در رفتار انسانی با آنها نقض شده است و همان نیروهایی که قرار بود از آنها حفاظت کنند به آنها حمله کردند. بیماران بهشدت مریض و مجروح اشرف از رسیدگیهای مناسب پزشکی محروم شدهاند. این محرومیت علاوه بر فشار غیرانسانی، محاصره ظالمانه و شکنجه روحی است که افراد داخل کمپ متحمل آن شدهاند.
کوتاهی و غفلت جامعه جهانی و سازمان مللمتحد از مسئولیتش برای تضمین حفاظت از ساکنان اشرف مطابق بر قانون اتخاذ شده سازمان ملل در ۲۰۰۶ که مسئولیت برای حفاظت، آرتوپی، نامیده شده است، قابل پذیرش نیست.
کوتاهی و غفلت آمریکا از مسئولیتش برای حسابرسی از دولت عراق بهخاطر سه سال مکرر آزار و شکنجه عمدی و نقض حقوقبشر ساکنان کمپ اشرف، قابل پذیرش نیست.
کوتاهی و غفلت سازمان مللمتحد از مسئولیتش برای حسابرسی از دولت عراق بهخاطر دو حمله خونین به کمپ اشرف که در نتیجه آنها 47 ساکن بیدفاع و بیگناه کشته شدند، قابل پذیرش نیست. اعمالی که از سوی جامعه بینالمللی محکوم شد و همه خواهان تحقیقات مستقل، شفاف و فوری درباره استفاده گسترده از خشونت توسط نیروهای عراقی شدند. تاکنون هیچ تحقیقاتی انجام نشده است و هنوز هیچکس متهم به این جنایات علیه بشریت نشده است.
عدم شهامت و جرأت سازمان مللمتحد و یونامی در «نه» گفتن به دولت عراق هنگامیکه آنها تلاش کردند یک ضربالاجل مسخره را برای بستن کمپ اشرف اعمال کنند، قابل پذیرش نیست. این ایده که ۳۴۰۰ ساکن بیدفاع و غیرمسلح امنیت ملی عراق و حکومت عراق را تهدید میکنند کاملاً مسخره، گیج کننده و بیمنطق است.
سیاستهای آمریکا در ابقای سازمان مجاهدین خلق ایران، بهعنوان گروه تروریستی خیلی ساده بگویم مضحک و مسخره است. این صرفاً یک هدف دارد و آن مماشات جویی از رژیم ایران بهعنوان تشویق این رژیم برای آمدن بر سر میز مذاکره درباره برنامه اتمی مخفی و مظنونش میباشد که سیاستی شکست خورده است. این بهرغم حکم دادگاه استیناف حوزه دی.سی است، که به وزیر خارجه دستور داد درباره این نامگذاری تجدیدنظر کند و توصیه کرد بر اساس شواهدی که دادگاه دیده آن نامگذاری لغو شود ولی بعد از 180روز هیچ اقدامی انجام نشده است. بنابراین، اینکه مجاهدین خلق هنوز در لیست قرار دارند نه تنها یک سیاست شکست خورده است، بلکه همچنین اهانت به دادگاه است. بدتر از همه، این نامگذاری بهانه و دستآویزی برای دولت عراق شده تا با ۳۰۰۰ ساکن کمپ اشرف رفتار غیرانسانی کند و با مصونیت به آنها حمله کند. این چراغ سبزی به رژیم ایران است تا اپوزیسیون اصلیش را نابود کند که در ضمن توسط ارگان پناهندگی سازمان مللمتحد بهعنوان پناهجو شناخته شدهاند.
سیاستهای شکست خورده آمریکا و اتحادیه اروپا که هنوز بر این باورند که میتوانند با گفتگو و مذاکره رژیم ایران را راضی کنند برنامه تسلیحات اتمیش را کنار بگذارد، یک محصول فرعی سیاست شکست خورده مماشات 15ساله توسط ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان مللمتحد و همچنین توسط دولت ما میباشد.
باید به اقدامات مخرب سازمان ملل متحد، یونامی و آقای کوبلر نماینده ویژه دبیرکل در عراق اشاره کنم که هنوز به نخستوزیر عراق اعتماد میکند و سلامت و امنیت ساکنان کمپ اشرف را در دستان نخستوزیر عراق قرار میدهد که این سیاست غیرقابلقبول است.
اکنون که به تمام این تعهدات نقض شده و کوتاهی و غفلت از مسئولیتها اشاره کردم، روشن است که سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، آمریکا و آقای کوبلر باید تمام موارد بالا را معکوس کنند. آنها باید قوی و شجاع و با جرأت باشند و بالاتر از همه باید در برابر زورگویی دولت عراق و رژیم ایران بایستند.
آنها باید با یک صدا و بلند صحبت کنند و به دولت عراق بگویند «نه»، باید بگویند دیگر بس است، به رژیم ایران دیگر اجازه داده نخواهد شد جامعه جهانی را مسخره کند. آنها باید بگویند بقیه ساکنان اشرف نباید منتقل شوند، پروسه کمیساریای عالی پناهندگی باید بلافاصله در کمپ اشرف شروع شود.
در آخر میخواهم به شما افرادی که امروز در این سالن هستید بگویم، شما را تشویق میکنم. سرنوشت هر حکومت ترور و وحشت، سرنوشت هر مستبد یا دیکتاتوری محتوم به سقوط بهدست سرکوب شدهه است.
مهم نیست این ساعتهای چقدرتیره و تاریک باشد، مهم نیست جاده چقدر سخت و طولانی باشد، مهم نیست این فداکاری چقدر مشکل باشد، مهم نیست این جاده چقدر خلوت باشد، استبداد رقیبی برای آزادی و عدالت نیست. آزادی و عدالت پیروز خواهند شد.
به گفته وینستون چرچیل، سیاستمداری که امروز از وی اسم بردهایم میگویم، «هرگز، هرگز، هرگز تسلیم نشوید». و من مطمئن هستم که برای بسیاری از شما این تداعی کننده و منعکسکننده آنچیزی است که خانم رجوی میگوید «میتوان و باید».
یک تغییر دموکراتیک خواهد آمد و پیروزی به ایران خواهد رسید. بهخاطر مردم شجاع ایران، افراد شجاع اشرف و افراد شجاعی که امروز اینجا حضور دارند. مقاومت شما سمبل مبارزه و آزادی برای دموکراسی است که ما شدیداً خواهان آن در کمپ اشرف هستیم. و مطمئن باشید که اگرچه ما در چند روز اخیر یک حامی بزرگ خودمان در حمایت از آرمانی که داریم را از دست دادهایم، ولی ما به حمایتمان از ساکنان شجاع اشرف ادامه خواهیم داد و ما به همراه تمامی افراد شجاع در این مسیر گام به گام این سفر بسوی یک ایران آزاد و دموکراتیک، ادامه خواهیم داد.
از همه شما بسیار متشکرم.
دیوید ایمس
و حالا از مارتا جین بیکر خواهیم شنید که لیگ بینالمللی زنان برای صلح و آزادی را نمایندگی میکند که حمایت بینالمللی برای حفاظت از ساکنان کمپ اشرف را دنبال میکند.
مارتا جین بیکر
با تشکر از اینکه از من دعوت کردهاید که در این کنفرانس سخن بگویم. در روزهای اخیر با مهمانهای مختلفی که به اینجا آمدهاند سروکار داشتهام. مهمانانی از فیلیپین، ترکیه، چچن، داغستان، بلاروس و کلمبیا تا در مورد حمایت از حامیان حقوقبشر صحبت کنیم. یعنی همان موضوعاتی که ما در اینجا به آنها اشاره میکنیم. مایلم در مورد زنان صحبت کنم زیرا که در اینجا صحبتی از زنان نشد و البته سعی میکنم در مورد موضوعات تکراری سخن نگویم. آنطور که من موضوع را درک میکنم زنان اشرف این شعله را بهعنوان یک غرور و یک امید به دموکراسی در ایران آزاد فردا فروزان نگهداشتهاند.
همچنین بسیار خوشحالم که سخنان دو تن از هممیهنانم را در اینجا شنیدم. زیرا موضوعاتی که آنها به آن اشاره کردند با مواردی که ما به خواندن یا دیدن و یا شنیدن آن در این زمانه از سوی آمریکا عادت داشتهایم متفاوت است. من بسیار خوشحال شدم که این موضوعات را از سوی آنها میشنوم.
ابتدا قریب به 10سال پیش برای اولین بار در مورد کمپ اشرف شنیدهام. در مقابل من مادر کسی که موضوع اشرف را با من در میان گذاشت نشسته است. ما در لیگ بینالمللی زنان برای صلح و آزادی (WILPF) عضوی به نام ماندانا داشتیم. خانم دکتر جوانی از ایران که با ما در مورد کمپ اشرف صحبت کرد و توجه همه ما را به این موضوع جلب کرد و ما را درگیر این موضوع کرد. به همین دلیل من میخواهم به سیاق سازمانی خود بخشی از سخنانم را بهعنوان ستایش از زنی شجاع که حامی اشرف بود اختصاص دهم. متأسفانه او در سن جوانی از میان ما رفت.
سازمان WILPF در سال ۱۹۱۵ تأسیس گردیده تا در مورد علت ریشهیی اختلافات به تحقیق و بررسی بپردازد و مواردی که تأثیرات آن شامل حال زنان میشود را مورد بررسی قرار میدهد و در مواردی از بروز اختلافات ممانعت نموده و راهحل صلحآمیز ارائه میدهد. دبیرکل ما خانم مادلین ریس، که شاید برخی از شما با نامش آشنا باشید، سابقاً در بخش حقوقبشر سازمان مللمتحد بهعنوان کارشناس امور جنسیتی بهکار مشغول بوده و پیشتر بارها در مورد کمپ اشرف صحبت کرده است. ما در رابطه با موضوع کمپ اشرف فعالیتهایی داشتهایم. من به این فکر میکنم که چه کارهایی میشود در حمایت موضوعی که در اینجا بحث میشود انجام داد.
یکی از موضوعات کلیدی برای WILPF قطعنامه شماره ۱۳۲۵ سازمان مللمتحد است که در مورد حضور زنان در تصمیمگیریها صحبت میکند. ما همچنین میخواهیم از رهبری سازمان شما، خانم مریم رجوی، بهعنوان رهبری شجاع و کاریزماتیک قدردانی نماییم. ما در مورد نقض حقوقبشر بینالمللی ساکنان اشرف و انتقال آنها به مکانی دیگر شنیدهایم. آنها زنان و مردان حفاظتشده طبق قوانین بینالمللی هستند. آنها پناهندگان سیاسی محسوب شده و مورد حمایت کنوانسیون ژنو میباشند. ما شنیدهایم که لیبرتی نامی است تمسخرآمیز که با واقعیت موجود در این کمپ و وقایعی که در آن رخ میدهد مطابقت ندارد.
من امیدوارم که روزی برسد که این افراد (افراد حاضر در کمپ لیبرتی) با امنیت کامل به کشور ثالث انتقال یابند. به امید روزی که آنها بتوانند به ایران آزاد و دموکراتیک فردا بازگردند. میخواهم بسیار مختصر به ندای زنان اشاره کنم. بهدلیل اینکه زنان همانند خانم مریم رجوی اغلب راهحلهایی را ارائه میدهند که مردان نظامی و بسیاری از مردها به آن نرسیدهاند. یکی از شعارهای مطلوب من در این سازمان این است که برای تغییر به زنان گوش فرادهید.
دیوید ایمس:
سخنران بعدی از راهی دور آمده او ژنرال دیوید فیلیپس است که فرمانده پیشین نیروهای پلیس نظامی پایگاه ایالت میسوری و فرمانده کل پیشین نیروهای پلیس نظامی آمریکا در عراق بوده است. خانمها و آقایان شما از ژنرالی که مسئولیت حفاظت کمپ اشرف را برعهده داشته است، استقبال کردید.
سخنرانی فیلیپس
متشکرم. خانم کوربت از اینکه من را دعوت کردید متشکرم. میهمانان گرامی، اقوام و دوستان ساکنان اشرف، از اینکه امروز با شما هستم مفتخرم. باید بگویم که با توجه به معرفی که مرا کردید، یادتان باشد که من بار سنگینی را بردوش خود دارم، بهخاطر اینکه بخشی از نیرویی بودم که افراد را در اشرف گردآوری کرد و سلاحهای آنان را تحویل گرفت.
من بیش از سه دهه را بهطور فعال در ارتش ایالات متحده سپری کردم. من هنگامی که ساکنان اشرف در سال ۲۰۰۳ از سراسر عراق گرد آمدند حضور داشتم. من هنگامی که آنها داوطلبانه خلعسلاح شدند حضور داشتم. بله ما همچنین عکسبرداری و انگشت نگاری هم کردیم. ما سپس تیمی را متشکل از نیروهای مختلف ائتلاف، از جمله بریتانیا، تشکیل دادیم و بیش از سه هزار نفر را مورد تحقیق قراردادیم. من بهدنبال دلیلی بودم که بدانم چرا با این افراد اینگونه رفتار میکنیم؟ و چرا ما آنها را در داخل این کمپ بدون هیچ پروسه دارای حق دادرسی قرار دادهایم؟ هنگامی که مأمور ارشد اف.بی.آی بازگشت او به من گفت: «ما داریم برمیگردیم کارمان تمام شد». مأمور اف.بی.آی گفت: «هیچی! حتی یک اتهام معتبر و مدرک علیه هیچیک از ۳۸۰۰نفر کمپ اشرف پیدا نشد. خوش بگذرد!»
سپس ما اتهاماتی مبنی بر شکنجه، زندانی کردن و مخفی کردن سلاح داشتیم که به دستمان میرسید. من سه بار به کمپ برای جستجو رفتم، ساعت 2 صبح یا 4بعدازظهر دست بهعملیات میزدیم و مقرها را مورد جستجو قرار میدادیم. ما هرگز سلاحی نیافتیم. هرگز شکنجهای وجود نداشت و مطمئناً ما هیچکس را نیافتیم. اینها تماماً تبلیغات دروغینی بود که از سوی رژیم ایران میآمدند و تلاش میکردند ما را قانع کنند که این افراد واقعاً تروریست هستند. آنجا تنها مکان در عراق بود (که نیازی به حمل سلاح نبود) ـ و البته باید به شما بگویم که زمانهایی که من به همراه ژنرال پترائوس در دفتر مالکی به دفعات رفتم، همواره مسلح بودم، ولی هنگامی که با ساکنان اشرف بودم سلاحم را در داخل هاموی میگذاشتم زیرا نیازی به مسلح بودن نبود.
دوران سختی بود. من باید آن شرایط را تحمل میکردم زیرا بعد از تحقیقات ما و آن عده از ما که مسئولیت حفاظت ساکنان اشرف را به عهده داشتیم به ما گفته شد که آنها طبق کنوانسیون چهارم ژنو افراد حفاظتشده هستند و من به نیروهای تحت فرماندهیم بسیار افتخار میکردم. یگان پلیس نظامی 89 تکتک شما از آن محلی که آرم یگان ما نصب شده و ما آن را بر روی بازوهای خود نصب کردهایم عبور کردهاید ولی متوجه آن نشدهاید. من خیلی به آن سازماندهی افتخار میکردم و احساسی بسیار قوی نسبت به قولی که کشورمان به آنها داده بود داشتم. من آن علامت یگانمان را روی کارت شناسایی کلیه افراد کمپ اشرف قرار دادم. روی پرده در اینجا شما میبینید، اینجا شما میبینید. روی این کارت، من علامت یگان خودمان را قرار دادم که میگوید: «افراد حافظت شده»
شماره شناسنامه آنها و عکسشان و شماره تلفنی که اگر هرزمان اتفاقی برایشان افتاد بتوانند تماس بگیرند روی کارت قرار دارد. متأسفانه صاحبان عکسهایی که کارتهایشان پشتمان در سالن قرار گرفته، و این دو نفر اینجا خوب حفاظت نشدند زیرا توسط عراقیها در آوریل گذشته به ضرب گلوله از پای درآمدند. من هنوز اینجا دارم در مورد این موضوع صحبت میکنم، زیرا آن علامت، علامت یگان من بود. سربازان آمریکایی که جان خود را دادند آن علامت را بر خود داشتند و از ساکنان اشرف حفاظت میکردند. ما در مورد آنها چه کار کردیم؟ ما آنها را رها کردیم. چه میزان تعهد در آن دیده میشود؟
بیش از 5هزار سرباز آمریکایی و تعدادی از سربازان ائتلاف طی زمانی که ما در آنجا بودیم از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ در اشرف کار کردهاند. آیا شنیدهاید که حتی یکی از آنها در مورد اینکه تروریستها در آنجا هستند نظری دهند؟ آنها هنوز دارند سر خود را تکان میدهند. بسیاری از آنها با من تماس میگیرند و به من میگویند ژنرال ادامه بده، ژنرال ادامه بده، زیرا آنچه که ما داریم انجام میدهیم احمقانه است. زیرا ما آنها را رها کردیم و منتظر ایستادهایم و داریم نظاره میکنیم. کمپ لیبرتی در شرایط مطلوب برای کار، تحویل عراقیها داده شد. ژنراتورها کار میکردند، سیستم تهویه در کلیه اماکن کار میکرد. ما حتی در باک ژنراتورها سوخت گذاشتیم. بعد از سوی کانالهای ارتباطی عراقیها که داشتم، با من تماس گرفته شد. من طی سالیان با عراقیها کار کردهام. اکثریت آنها افرادی بسیار عالی میباشند و نگران آینده کشورشان هستند و شاهد این هستند که کشورشان توسط یک دیکتاتور دیگر دارد به گروگان گرفته میشود.
تعدادی از رهبران عالیرتبه به من گفتند: «ژنرال فیلیپس، دوست من! کمپ لیبرتی آن چیزی نیست که به یاد داری. این کمپ به غارت رفته و نابود شده و محلی که آنها میخواهند افراد اشرف را به آن منتقل کنند وحشتناک است». در شرایط خیلی سخت در بعضی از گفتگوها با دوستان عراقیم واژه «گولاگ» و «اردوگاه کار اجباری» مطرح شد. اخیراً یکی از دوستان عراقی من تماس گرفت، زیرا کشورش برایش اهمیت دارد و گفت ما نمیخواهیم واژه کمپ لیبرتی مترادف با اردوگاههای «بوخن والد» و «داخائو» باشد، ولی قضیه به آن سمت میرود.
ساکنان اشرف این کتابچه را که من با خودم در همه جا حمل میکردم و در آن یادداشت میکردم دیدهاند. اما هرگز فکر نمیکردم که از داخل آن مدرکی را بیرون بکشم و نشان بدهم که این است کمپ لیبرتی، اردوگاه کار اجباری که 397نفر از اشرفیها مجبور به زندگی در آن شدند. یک یادداشت تفاهم بود که توسط سازمان مللمتحد امضا شده بود، اما موضوع این نیست.
23تن از مقامهای ارشد از جمله خود من تقاضا کردیم که به خرج خودمان به عراق رفته و از کمپ لیبرتی بازدید کنیم اما به ما اجازه داده نشد. عراقیها نمیخواستند ما از آنجا بازدید کنیم. آنها چه چیزی را از چشم ما در پشت دیوارهای بتونی 4متری پنهان میکردند.
البته الآن میدانیم. من با سفیر کوبلر به کرات تماس گرفتم. صلاحیتهای خودم را روی میز گذاشتم و گفتم من میدانم که اداره یک کمپ با 4هزار سرباز چگونه است. من به آنجا میآیم من خواهان کمک به او شدم من دوستان زیادی در میان رهبران عراقی دارم. آنهایی که قلبشان بهخاطر آن چه که در کشورشان و در اشرف میگذرد خونبار است. من روابط خوبی با آنها دارم. من روابط خوبی با ساکنان اشرف دارم و آقای سفیر کوبلر میتوانم کارتان را برای شما انجام دهم و شما میتوانید تمام اعتبار آن را برای خود استفاده کنید و همه هزینهاش را خودم میپردازم. ولی او از جواب دادن به ایمیل یا تلفن من خودداری میکند. اگر شما، سفیر کوبلر، میترسید من دخترم را میفرستم تا او این کار را انجام دهد و شما میتوانید در داخل ساختمان در جایی که هستید پنهان بمانید.
من فردا میتوانم یک پرواز گرفته و با هزینه خودم به بغداد رفته و آنجا را چک کنم. من از حمایت همسرم نیز در این کار برخوردارم چون ما میخواهیم بدانیم در آنجا چه میگذرد؟ عراقیها میخواهند ببینند که در آن محل چه میگذارد. آنها میخواهند که آنجا معتبر باشد که دیگر مالکی و بازیچههای دستش و جلادانش نتوانند یک جنایت دیگر به راه بیندازند.
اما اجازه دهید من به شما بگویم: من شاهد این بودم که ساکنان کمپ اشرف بهشتی را در میان بیابان درست کردند. ولی هیچکس، هیچکس بر روی این زمین قادر نیست که شرایط مناسبی در میان فاضلاب بهدست بیاورد و آن چیزی که در سوی دیگر دیوار وجود دارد این است. بنابراین، اگر قرار است فردا من به جایی در دنیا بروم، هرجا، آنجا کجا خواهد بود؟
آن انجام قولی است که من به آن افراد دادهام، اینکه به اشرف بازگردم و به آنها بگویم برگشتم! و ما از شما حفاظت خواهیم کرد زیرا که به شما قول حفاظت دادیم. اکنون زمان آن رسیده است که دولت من نام شما را از لیست خارج کند و کار صحیح را انجام دهد، کاری که به شما قول انجام آن را داده بودیم مبنی بر اینکه در ازای تحویل دادن سلاحهایتان، از شما حفاظت خواهیم کرد.
متشکرم
دیوید ایمس:
اجازه بدهید سخنران بعدی را معرفی کنم. سرهنگ وسلی مارتین. او افسر ضدتروریسم برای نیروهای ائتلاف در عراق و فرمانده پایگاه مربوط به کمپ اشرف بوده است.
وسلی مارتین:
با درخواست ویژه من از ژنرال فیلیپس خواستم که او ابتدا صحبت کند و بعد من دنبال کنم، بهخاطر اینکه من همه آن چیزی را که ژنرال فیلیپس گفت میدانستم و با آن موافقم. من هم عین این تجارب را داشتهام. تا یک ماه پیش من و دیوید همدیگر را نمیشناختیم. ما در مورد همدیگر میدانستیم و به اعتبار همدیگر احترام میگذاشتیم ولی ما بهطور مستقل به جمعبندی مشابهی رسیدهایم و تجارب مشابهی داشتهایم. مخرج مشترک ما چیست؟ معیار مشترک ما حقیقت است.. به همین خاطر دیوید و من اینجا هستیم، بهدلیل وصلمان به متحدانمان، با دوستانمان، با برادران و خواهرانمان در اشرف و بهخاطر اینکه میبینیم که واقعیت بهخاطر مماشات با رژیم ایران زیر پا گذاشته میشود.
وزارتخارجه ادعا میکند که سازمان مجاهدین یک سازمان تروریستی است. این طور که من تصور میکنم ما بهتر میفهمیم، زیرا از همان ابتدا در کمپ اشرف سلاحهایشان را تحویل دادند و در اشرف تجمع کردند وقتی من به ویدیوهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ نگاه میکنم، افرادی را میبینم که مورد شلیک قرار میگیرند و ساکنان دیگر اشرف میدوند تا آنها را نجات دهند. وقتی بوروکراتهای وزارتخارجه نمیدانند چه کار کنند، قرارداد آتشبس ۲۰۰۳ دور انداخته میشود و استاتوی افراد حفاظتشده نقض میشود و سازمان مجاهدین به نیروهای مالکی طرفدار رژیم ایران تحویل داده میشود.
من وقتی از مأموریتم در اشرف به آمریکا برگشتم بهشدت از وزارتخارجه بهخاطر نمایندهیی که در آنجا داشتند، بیزار بودم. رفتار وی بهشدت بیزار کننده بود چون شایعه پراکنی میکرد و من مجبور بودم مانند دیوید بروم دعوا کنم و این داستان بیپایان بود و حتی یکی از آن حرفها ربطی با واقعیت نداشت و اثبات نشد. او داشت اطلاعات حساس مربوط به ساکنان اشرف را در اختیار موفقالربیعی قرار میداد و ما میدانیم که او یعنی ربیعی یک مأمور رژیم ایران است و این حتی چیز پوشیدهیی در عراق نیست و من این را در اشرف به او گفتم. ولی من به آمریکا برگشتم و سعی کردم که شروع بهکار با وزارتخارجه کنم. من با نماینده آنها ملاقات کردم، او پرونده در دستش بود، من باید با جزئیات وارد پرونده میشدم، من باید یکی یکی عکسهای اشرف را به او نشان میدادم، به او نشان میدادم که کمپ چگونه تأسیس شده و باید عکسهای خودم را در یونیفرم نشانش میدادم و اینها موضوعات تخصصی بودند و آنها هیچ اطلاعی نداشتند. من حتی کپی نامه وزیر خارجه عراق هوشیار زیباری را در ا ختیارشان قرار دادم که مطرح میکرد مجاهدین هرگز به کردستان حمله نکردهاند. این نامه تأیید شد، این نامه به دفتر بغداد فرستاده شد و با وزیر خارجه هوشیار زیباری چک شد و او گفت بله من این نامه را نوشتم و این واقعیت دارد. 6ماه بعد لیست جدید منتشر شد و دوباره مجاهدین در آن بودند و دوباره به موضوع کردکشی اشاره کرده بودند. من دوباره با آن نفرات تماس گرفتم و گفتم چه چیزی دارید میگویید. من فکر کردم که این موضوع را با هم حلوفصل کردهایم. او گفت ما با کسانی (در وزارت خارجه) که این لیست را میدهند ارتباط نداریم. گفتم شما چی دارید میگویید، آنها در ساختمان آن طرفی هستند. گفت ما این کار را نمیکنیم.
آنها مستمراً شایعه پراکنی میکنند و هیچوقت سعی نمیکنند آن را حلوفصل کنند. دیگر آنها از پاسخ دادن به تلفنهایم امتناع کردند.
یک چیزی که من میخواهم به آن اشاره کنم این است که وقتی دادگاه استیناف آمریکا تصمیم خود را در تابستان ۲۰۱۰ گرفت و اعلام کرد که این وضعیت باید حل شود 6ماه فرصت قائل شده بود. مدت زمانی که برای وزارتخارجه طول کشیده که این کار را نکند به همان میزانی است که آمریکا در جنگ جهانی اول صرف کرد. جالب است که با همه تکنولوژی که امروز داریم صد سال بعد یک تصمیم نمیتواند در مدت زمانی مشابه آنچه کشور ما در جنگ بود اتخاذ شود. من الآن میفهمم که چرا جنگ علیه تروریسم آنقدر طول کشیده است، چون بوروکراتهای واشینگتن نمیتوانند یک تصمیم بگیرند.
سفیر کوبلر، من نمیدانم تو فاکتهایت در مورد کمپ لیبرتی را از کجا آوردهیی ولی من میگویم که تو کفشهای مهمانی خودت را درنیاوردی تا بفهمی چه چیزی دارد میگذرد.
همچنین سفیر جفری، من نمیدانم شما موقعی که به سناتور مککین و سناتور لوین گفتید که امنیت کمپ اشرف با نیروهای مالکی تأمین میشود چه فکری میکردید و دو ماه بعد ما حمله ۲۰۱۱ را داشتیم.
من به هیلاری کلینتون میگویم: وضعیت در اشرف و در لیبرتی نباید بر اساس سیاست باشد بلکه باید بر اساس انسانیت باشد. نباید بر اساس استمالت از بنیادگراهای دولت تندرو ایران باشد بلکه باید بر اساس احترام گذاشتن دولت آمریکا به توافق آتشبس و تحویل دادن سلاحها باشد. نباید بر این اساس باشد که بوروکراتهای شما حقیرانه از خودشان راضی باشند درحالی که متخصصان را نادیده میگیرند بلکه باید بر اساس رعایت قوانینی که در کنگره تصویب شده و احکام ثبت شده در دادگاهها باشند. خانمها و آقایان از شما متشکرم.
دیوید ایمس
سخنران بعدی ماتیو آفورد است. عضو پارلمان هندون
ماتیو افورد
خوشآمد گرم برای کمیته پارلمانی امروز.
میهمانان عالیقدر، خانمها و آقایان و همچنین بسیاری از دوستان در میان حاضرین،
این یک افتخار بزرگ است که امروز من با همه شما هستم. این بسیار جای خوشوقتی است که به صحبتهای برخی از دوستان آمریکاییمان گوش دادیم که مستقیماً با ساکنان اشرف کار کردهاند. ساکنان اشرف همانهایی هستند که لرد کوربت آنها را «شجاعترین شجاعان» معرفی کرد و من یقین دارم که همه ما قطعاً با این موضوع اتفاقنظر داریم. همچنین یک گروه دیگر را به شما یادآوری کنم که جمعی از ایرانیان، خانوادهها و دوستان ساکنان اشرف هستند که اکنون برای بیش از 300روز است در ژنو تحصن کردهاند. من خوشحال شدم که در ماه سپتامبر گذشته آنها را دیده و با آنها ملاقات کردم و به حرفهایشان و آنچه میخواستند به سازمان مللمتحد بگویند گوش فرا دادم. آنها مصممند در آنجا بمانند تا اینکه عزیزانشان آزاد و امن شوند. من امروز از اینجا از لندن به آنها درود میفرستم، همچنانکه به ساکنان شجاع اشرف درود میفرستم. سلام اشرف.
ما بار دیگر در اینجا گرد آمدهایم تا درباره وضعیت انسانی خطیر کمپ اشرف صحبت کنیم. امروز ما به موضوع قولهای زیر پا گذاشته شده و شکسته شده، تعهدات نقض شده، مسئولیتهای به فراموشی سپرده شده و فقدان شجاعت، سیاستهای شکست خورده و اقدامات مخرب خواهیم پرداخت که مجموعاً موانع عمدهای برای دستیابی به یک راهحل انسانی و صلحآمیز برای بحران در کمپ اشرف را پدید آوردهاند.
نقض تعهدات آمریکا که ساکنان اشرف را بهعنوان افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون چهارم ژنو بهرسمیت شناخت و به ساکنان تضمینهای مکتوب داد که در عوض تحویل ابزار و وسایل حفاظت از خود از آنها حفاظت میکند.
قولهای زیر پا گذاشته شده و نقض تعهدات نماینده ویژه دبیرکل در عراق، به اینکه چیزی را در رابطه با آینده ساکنان اشرف بدون آگاهی و تأیید آنها امضا نمیکند. با اینحال او در 25دسامبر یک یادداشت تفاهم را با دولت عراق امضا کرد.
عهد شکنیهای سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و آمریکا مبنی براینکه جابهجایی ساکنان به مکان جدید بهنام کمپ لیبرتی بر اساس یادداشت تفاهم امضا شده، داوطلبانه خواهد بود و حالا میبینیم که چگونه آقای کوبلر ساکنان را تهدید میکند که اگر آنها این پیشنهاد را قبول نکنند باید خود را برای روبهرو شدن با حمله بیرحمانه و تعرض دولت عراق آماده کنند. دولت عراق، تحت فشار رژیم ایران در پروسه کمیساریای عالی پناهندگان و حتی یادداشت تفاهم کارشکنی میکند. آنها مانع میشوند ساکنان اموال منقول و داراییهای منقول خود را به کمپ لیبرتی ببرند و حتی جلو خود افراد ساکنان کمپ لیبرتی را برای برجسته کردن این وضعیت فاجعهبار و بیعدالتی نقض تعهدات گرفتند. با این وجود آقای کوبلر هیچ کاری برای جلوگیری از آن نکرد.
تعهد مکتوب دولت عراق در رفتار انسانی با آنها نقض شده است و همان نیروهایی که قرار بود از آنها حفاظت کنند به آنها حمله کردند. بیماران بهشدت مریض و مجروح اشرف از رسیدگیهای مناسب پزشکی محروم شدهاند. این محرومیت علاوه بر فشار غیرانسانی، محاصره ظالمانه و شکنجه روحی است که افراد داخل کمپ متحمل آن شدهاند.
کوتاهی و غفلت جامعه جهانی و سازمان مللمتحد از مسئولیتش برای تضمین حفاظت از ساکنان اشرف مطابق بر قانون اتخاذ شده سازمان ملل در ۲۰۰۶ که مسئولیت برای حفاظت، آرتوپی، نامیده شده است، قابل پذیرش نیست.
کوتاهی و غفلت آمریکا از مسئولیتش برای حسابرسی از دولت عراق بهخاطر سه سال مکرر آزار و شکنجه عمدی و نقض حقوقبشر ساکنان کمپ اشرف، قابل پذیرش نیست.
کوتاهی و غفلت سازمان مللمتحد از مسئولیتش برای حسابرسی از دولت عراق بهخاطر دو حمله خونین به کمپ اشرف که در نتیجه آنها 47 ساکن بیدفاع و بیگناه کشته شدند، قابل پذیرش نیست. اعمالی که از سوی جامعه بینالمللی محکوم شد و همه خواهان تحقیقات مستقل، شفاف و فوری درباره استفاده گسترده از خشونت توسط نیروهای عراقی شدند. تاکنون هیچ تحقیقاتی انجام نشده است و هنوز هیچکس متهم به این جنایات علیه بشریت نشده است.
عدم شهامت و جرأت سازمان مللمتحد و یونامی در «نه» گفتن به دولت عراق هنگامیکه آنها تلاش کردند یک ضربالاجل مسخره را برای بستن کمپ اشرف اعمال کنند، قابل پذیرش نیست. این ایده که ۳۴۰۰ ساکن بیدفاع و غیرمسلح امنیت ملی عراق و حکومت عراق را تهدید میکنند کاملاً مسخره، گیج کننده و بیمنطق است.
سیاستهای آمریکا در ابقای سازمان مجاهدین خلق ایران، بهعنوان گروه تروریستی خیلی ساده بگویم مضحک و مسخره است. این صرفاً یک هدف دارد و آن مماشات جویی از رژیم ایران بهعنوان تشویق این رژیم برای آمدن بر سر میز مذاکره درباره برنامه اتمی مخفی و مظنونش میباشد که سیاستی شکست خورده است. این بهرغم حکم دادگاه استیناف حوزه دی.سی است، که به وزیر خارجه دستور داد درباره این نامگذاری تجدیدنظر کند و توصیه کرد بر اساس شواهدی که دادگاه دیده آن نامگذاری لغو شود ولی بعد از 180روز هیچ اقدامی انجام نشده است. بنابراین، اینکه مجاهدین خلق هنوز در لیست قرار دارند نه تنها یک سیاست شکست خورده است، بلکه همچنین اهانت به دادگاه است. بدتر از همه، این نامگذاری بهانه و دستآویزی برای دولت عراق شده تا با ۳۰۰۰ ساکن کمپ اشرف رفتار غیرانسانی کند و با مصونیت به آنها حمله کند. این چراغ سبزی به رژیم ایران است تا اپوزیسیون اصلیش را نابود کند که در ضمن توسط ارگان پناهندگی سازمان مللمتحد بهعنوان پناهجو شناخته شدهاند.
سیاستهای شکست خورده آمریکا و اتحادیه اروپا که هنوز بر این باورند که میتوانند با گفتگو و مذاکره رژیم ایران را راضی کنند برنامه تسلیحات اتمیش را کنار بگذارد، یک محصول فرعی سیاست شکست خورده مماشات 15ساله توسط ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان مللمتحد و همچنین توسط دولت ما میباشد.
باید به اقدامات مخرب سازمان ملل متحد، یونامی و آقای کوبلر نماینده ویژه دبیرکل در عراق اشاره کنم که هنوز به نخستوزیر عراق اعتماد میکند و سلامت و امنیت ساکنان کمپ اشرف را در دستان نخستوزیر عراق قرار میدهد که این سیاست غیرقابلقبول است.
اکنون که به تمام این تعهدات نقض شده و کوتاهی و غفلت از مسئولیتها اشاره کردم، روشن است که سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، آمریکا و آقای کوبلر باید تمام موارد بالا را معکوس کنند. آنها باید قوی و شجاع و با جرأت باشند و بالاتر از همه باید در برابر زورگویی دولت عراق و رژیم ایران بایستند.
آنها باید با یک صدا و بلند صحبت کنند و به دولت عراق بگویند «نه»، باید بگویند دیگر بس است، به رژیم ایران دیگر اجازه داده نخواهد شد جامعه جهانی را مسخره کند. آنها باید بگویند بقیه ساکنان اشرف نباید منتقل شوند، پروسه کمیساریای عالی پناهندگی باید بلافاصله در کمپ اشرف شروع شود.
در آخر میخواهم به شما افرادی که امروز در این سالن هستید بگویم، شما را تشویق میکنم. سرنوشت هر حکومت ترور و وحشت، سرنوشت هر مستبد یا دیکتاتوری محتوم به سقوط بهدست سرکوب شدهه است.
مهم نیست این ساعتهای چقدرتیره و تاریک باشد، مهم نیست جاده چقدر سخت و طولانی باشد، مهم نیست این فداکاری چقدر مشکل باشد، مهم نیست این جاده چقدر خلوت باشد، استبداد رقیبی برای آزادی و عدالت نیست. آزادی و عدالت پیروز خواهند شد.
به گفته وینستون چرچیل، سیاستمداری که امروز از وی اسم بردهایم میگویم، «هرگز، هرگز، هرگز تسلیم نشوید». و من مطمئن هستم که برای بسیاری از شما این تداعی کننده و منعکسکننده آنچیزی است که خانم رجوی میگوید «میتوان و باید».
یک تغییر دموکراتیک خواهد آمد و پیروزی به ایران خواهد رسید. بهخاطر مردم شجاع ایران، افراد شجاع اشرف و افراد شجاعی که امروز اینجا حضور دارند. مقاومت شما سمبل مبارزه و آزادی برای دموکراسی است که ما شدیداً خواهان آن در کمپ اشرف هستیم. و مطمئن باشید که اگرچه ما در چند روز اخیر یک حامی بزرگ خودمان در حمایت از آرمانی که داریم را از دست دادهایم، ولی ما به حمایتمان از ساکنان شجاع اشرف ادامه خواهیم داد و ما به همراه تمامی افراد شجاع در این مسیر گام به گام این سفر بسوی یک ایران آزاد و دموکراتیک، ادامه خواهیم داد.
از همه شما بسیار متشکرم.
دیوید ایمس
و حالا از مارتا جین بیکر خواهیم شنید که لیگ بینالمللی زنان برای صلح و آزادی را نمایندگی میکند که حمایت بینالمللی برای حفاظت از ساکنان کمپ اشرف را دنبال میکند.
مارتا جین بیکر
با تشکر از اینکه از من دعوت کردهاید که در این کنفرانس سخن بگویم. در روزهای اخیر با مهمانهای مختلفی که به اینجا آمدهاند سروکار داشتهام. مهمانانی از فیلیپین، ترکیه، چچن، داغستان، بلاروس و کلمبیا تا در مورد حمایت از حامیان حقوقبشر صحبت کنیم. یعنی همان موضوعاتی که ما در اینجا به آنها اشاره میکنیم. مایلم در مورد زنان صحبت کنم زیرا که در اینجا صحبتی از زنان نشد و البته سعی میکنم در مورد موضوعات تکراری سخن نگویم. آنطور که من موضوع را درک میکنم زنان اشرف این شعله را بهعنوان یک غرور و یک امید به دموکراسی در ایران آزاد فردا فروزان نگهداشتهاند.
همچنین بسیار خوشحالم که سخنان دو تن از هممیهنانم را در اینجا شنیدم. زیرا موضوعاتی که آنها به آن اشاره کردند با مواردی که ما به خواندن یا دیدن و یا شنیدن آن در این زمانه از سوی آمریکا عادت داشتهایم متفاوت است. من بسیار خوشحال شدم که این موضوعات را از سوی آنها میشنوم.
ابتدا قریب به 10سال پیش برای اولین بار در مورد کمپ اشرف شنیدهام. در مقابل من مادر کسی که موضوع اشرف را با من در میان گذاشت نشسته است. ما در لیگ بینالمللی زنان برای صلح و آزادی (WILPF) عضوی به نام ماندانا داشتیم. خانم دکتر جوانی از ایران که با ما در مورد کمپ اشرف صحبت کرد و توجه همه ما را به این موضوع جلب کرد و ما را درگیر این موضوع کرد. به همین دلیل من میخواهم به سیاق سازمانی خود بخشی از سخنانم را بهعنوان ستایش از زنی شجاع که حامی اشرف بود اختصاص دهم. متأسفانه او در سن جوانی از میان ما رفت.
سازمان WILPF در سال ۱۹۱۵ تأسیس گردیده تا در مورد علت ریشهیی اختلافات به تحقیق و بررسی بپردازد و مواردی که تأثیرات آن شامل حال زنان میشود را مورد بررسی قرار میدهد و در مواردی از بروز اختلافات ممانعت نموده و راهحل صلحآمیز ارائه میدهد. دبیرکل ما خانم مادلین ریس، که شاید برخی از شما با نامش آشنا باشید، سابقاً در بخش حقوقبشر سازمان مللمتحد بهعنوان کارشناس امور جنسیتی بهکار مشغول بوده و پیشتر بارها در مورد کمپ اشرف صحبت کرده است. ما در رابطه با موضوع کمپ اشرف فعالیتهایی داشتهایم. من به این فکر میکنم که چه کارهایی میشود در حمایت موضوعی که در اینجا بحث میشود انجام داد.
یکی از موضوعات کلیدی برای WILPF قطعنامه شماره ۱۳۲۵ سازمان مللمتحد است که در مورد حضور زنان در تصمیمگیریها صحبت میکند. ما همچنین میخواهیم از رهبری سازمان شما، خانم مریم رجوی، بهعنوان رهبری شجاع و کاریزماتیک قدردانی نماییم. ما در مورد نقض حقوقبشر بینالمللی ساکنان اشرف و انتقال آنها به مکانی دیگر شنیدهایم. آنها زنان و مردان حفاظتشده طبق قوانین بینالمللی هستند. آنها پناهندگان سیاسی محسوب شده و مورد حمایت کنوانسیون ژنو میباشند. ما شنیدهایم که لیبرتی نامی است تمسخرآمیز که با واقعیت موجود در این کمپ و وقایعی که در آن رخ میدهد مطابقت ندارد.
من امیدوارم که روزی برسد که این افراد (افراد حاضر در کمپ لیبرتی) با امنیت کامل به کشور ثالث انتقال یابند. به امید روزی که آنها بتوانند به ایران آزاد و دموکراتیک فردا بازگردند. میخواهم بسیار مختصر به ندای زنان اشاره کنم. بهدلیل اینکه زنان همانند خانم مریم رجوی اغلب راهحلهایی را ارائه میدهند که مردان نظامی و بسیاری از مردها به آن نرسیدهاند. یکی از شعارهای مطلوب من در این سازمان این است که برای تغییر به زنان گوش فرادهید.