در آستانه اجرای فاز دوم طرح حذف یارانهها، این طرح از طرف کارگزاران و باندهای مختلف حکومتی بیش از همیشه به چالش کشیده شده است. روز 29بهمن شمسالدین حسینی وزیر اقتصاد حکومتی آخوندی در یک مقاله طولانی به دفاع از این طرح پرداخت تا شاید از بار مخالفت باندهای مختلف حکومتی نسبت به آن بکاهد. همزمان احمد توکلی عضو مجلس ارتجاع 17 مورد نقض قانون توسط دولت پاسدار احمدینژاد در اجرای این طرح را برشمرده و آخوند مصباحی مقدم از استقراض 8هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی توسط دولت برای یارانهها خبر داد. این در حالی بود که طبق قانون هزینه یارانه نقدی را باید از درآمد حذف یارانهها تأمین میکرده است. آخوند مصباحی مقدم افزود:
«بر اساس گزارش رسمی دیوان محاسبات پنج هزار میلیارد تومان در یک نوبت و سه هزار میلیارد تومان در نوبت دوم از بانک مرکزی برای یارانهها استقراض شده است».
روزنامه حکومتی جهان صنعت ضمن اینکه روی آوردن وزیر اقتصاد رژیم به مقالهنویسی به جای پاسخ به سؤالات خبرنگاران را یکّه به قاضی رفتن قلمداد کرده، در مورد محل مصرف درآمد حذف یارانهها مینویسد: ”در مقاله حسینی به صرفهجویی 2/ 15 میلیارد دلاری اشاره شده است که اگر این رقم را در قیمت دلار در بازار- ۱۸۰۰ تومان- محاسبه کنیم درآمد دولت از صرفهجوییهای مورد ادعای وزیر اقتصاد 27هزارو 360 میلیارد تومان میشود اما اگر با نرخ دلار دولتی- ۱۲۲۶ تومان- این رقم محاسبه شود به عدد 18هزار 635 میلیارد تومان میرسیم که نیاز است تا شمسالدین حسینی چگونگی هزینه کرد این درآمد افسانهای را مانند دیگر آمارهای ارائه شده به مردم بدهد“.
وزیر اقتصاد رژیم به ارائه آمار و ارقام ساختگی در مورد کاهش نرخ تورم و نرخ بیکاری و افزایش تولید کشاورزی و صنعتی برای توجیه دفاعیات خود از طرح حذف یارانهها پرداخت که با تمسخر رسانههای حکومتی مواجه شد. روزنامه حکومتی شرق نوشت:
”روز گذشته وزیر اقتصاد در مقالهیی اوضاع صنعت را مطلوب ارزیابی کرد و رشد بخش صنعت را در سال 89 معادل 3/9درصد (نه و سه دهم) اعلام کرد“. در حالی که ”روز قبل از آن دبیر انجمن صاحبان صنایع استان تهران گفت: «21درصد کارخانهها نیمه فعال و 16درصد رو به تعطیلی هستند و 25درصد نیز عملاً تعطیل شدهاند».
این رسانه حکومتی اضافه کرد: ”چرا بین آمار و اطلاعاتی که از سوی مدیران دولتی اقتصاد منتشر میشود با آن چیزی که فعالان صنعتی میگویند باید تا به این حد فاصله وجود داشته باشد؟“ وزیر اقتصاد رژیم همچنین از درماندگی در تأمین منابع مالی این طرح پرده برداشت و تحت عنوان «تلاش دولت برای حفظ تعادل منابع در مصارف نقدی طرح» راهکار خود را باز هم تخلیه از جیب مردم دانست و نوشت:“ اهتمام ستاد هدفمند سازی مبنی بر انصراف داوطلبانه 10 میلیون نفر یا کمی بیش از یک دهک و یک چهارک دهک بر همین مبنا است. هرچند این گروه مخاطب میتواند حداقل به دو دهک یعنی 15 میلیون نفر افزایش یابد».
-اولا که به گفته کارگزاران همین رژیم در مجلس ارتجاع هیچکس حاضر به خود انصرافی نیست، ثانیا این آمار وزیر اقتصاد هم مثل بقیه آمارهای رژیم فقط برای توجیه چپاول مردم است، چرا که بر مبنای این آمار گویا 15 میلیون نفر از جمعیت 74 میلیونی که اینها مدعی هستند به اونها یارانه میدهند، دارای ثروتی هستند که نیاز به یارانه ندارند. در حالی که این حرف واقعی نیست و واقعیت این است که در ایران طبقه متوسط تقریباً از بین رفته و فاصله طبقاتی در ایران بسیار بسیار بیشتر شده است. عدهیی معدود که شاید به یک در دههزار جمعیت ایران هم نرسند دارای ثروتهای افسانهای هستند و به قول معروف پولشان از پارو بالا میرود، اما اکثر مردم تنگدست و حتی زیر خط فقر هستند و جمعیت بسیاری هم هستند که غذایشان را از میان زبالهها به دست میآورند.
به این ترتیب فاصله و شکاف طبقاتی آنقدر در ایران شدت گرفته که کارگزاران رژیم صحبت از این میکنند که بهدلیل شدت گرانیها نمیشود گفت خط فقر در سال چقدر است، باید ماهانه خط فقر را ارائه داد. بنابراین حذف یارانه نقدی 15 میلیون نفر چیزی نیست جز فریبکاری مفتضحانه رژیم آخوندی حق این خانوادهها.
«بر اساس گزارش رسمی دیوان محاسبات پنج هزار میلیارد تومان در یک نوبت و سه هزار میلیارد تومان در نوبت دوم از بانک مرکزی برای یارانهها استقراض شده است».
روزنامه حکومتی جهان صنعت ضمن اینکه روی آوردن وزیر اقتصاد رژیم به مقالهنویسی به جای پاسخ به سؤالات خبرنگاران را یکّه به قاضی رفتن قلمداد کرده، در مورد محل مصرف درآمد حذف یارانهها مینویسد: ”در مقاله حسینی به صرفهجویی 2/ 15 میلیارد دلاری اشاره شده است که اگر این رقم را در قیمت دلار در بازار- ۱۸۰۰ تومان- محاسبه کنیم درآمد دولت از صرفهجوییهای مورد ادعای وزیر اقتصاد 27هزارو 360 میلیارد تومان میشود اما اگر با نرخ دلار دولتی- ۱۲۲۶ تومان- این رقم محاسبه شود به عدد 18هزار 635 میلیارد تومان میرسیم که نیاز است تا شمسالدین حسینی چگونگی هزینه کرد این درآمد افسانهای را مانند دیگر آمارهای ارائه شده به مردم بدهد“.
وزیر اقتصاد رژیم به ارائه آمار و ارقام ساختگی در مورد کاهش نرخ تورم و نرخ بیکاری و افزایش تولید کشاورزی و صنعتی برای توجیه دفاعیات خود از طرح حذف یارانهها پرداخت که با تمسخر رسانههای حکومتی مواجه شد. روزنامه حکومتی شرق نوشت:
”روز گذشته وزیر اقتصاد در مقالهیی اوضاع صنعت را مطلوب ارزیابی کرد و رشد بخش صنعت را در سال 89 معادل 3/9درصد (نه و سه دهم) اعلام کرد“. در حالی که ”روز قبل از آن دبیر انجمن صاحبان صنایع استان تهران گفت: «21درصد کارخانهها نیمه فعال و 16درصد رو به تعطیلی هستند و 25درصد نیز عملاً تعطیل شدهاند».
این رسانه حکومتی اضافه کرد: ”چرا بین آمار و اطلاعاتی که از سوی مدیران دولتی اقتصاد منتشر میشود با آن چیزی که فعالان صنعتی میگویند باید تا به این حد فاصله وجود داشته باشد؟“ وزیر اقتصاد رژیم همچنین از درماندگی در تأمین منابع مالی این طرح پرده برداشت و تحت عنوان «تلاش دولت برای حفظ تعادل منابع در مصارف نقدی طرح» راهکار خود را باز هم تخلیه از جیب مردم دانست و نوشت:“ اهتمام ستاد هدفمند سازی مبنی بر انصراف داوطلبانه 10 میلیون نفر یا کمی بیش از یک دهک و یک چهارک دهک بر همین مبنا است. هرچند این گروه مخاطب میتواند حداقل به دو دهک یعنی 15 میلیون نفر افزایش یابد».
-اولا که به گفته کارگزاران همین رژیم در مجلس ارتجاع هیچکس حاضر به خود انصرافی نیست، ثانیا این آمار وزیر اقتصاد هم مثل بقیه آمارهای رژیم فقط برای توجیه چپاول مردم است، چرا که بر مبنای این آمار گویا 15 میلیون نفر از جمعیت 74 میلیونی که اینها مدعی هستند به اونها یارانه میدهند، دارای ثروتی هستند که نیاز به یارانه ندارند. در حالی که این حرف واقعی نیست و واقعیت این است که در ایران طبقه متوسط تقریباً از بین رفته و فاصله طبقاتی در ایران بسیار بسیار بیشتر شده است. عدهیی معدود که شاید به یک در دههزار جمعیت ایران هم نرسند دارای ثروتهای افسانهای هستند و به قول معروف پولشان از پارو بالا میرود، اما اکثر مردم تنگدست و حتی زیر خط فقر هستند و جمعیت بسیاری هم هستند که غذایشان را از میان زبالهها به دست میآورند.
به این ترتیب فاصله و شکاف طبقاتی آنقدر در ایران شدت گرفته که کارگزاران رژیم صحبت از این میکنند که بهدلیل شدت گرانیها نمیشود گفت خط فقر در سال چقدر است، باید ماهانه خط فقر را ارائه داد. بنابراین حذف یارانه نقدی 15 میلیون نفر چیزی نیست جز فریبکاری مفتضحانه رژیم آخوندی حق این خانوادهها.