گزارشی از لوموند:
«چین و روسیه رژیم سوریه را به کشتار بیشتر تشویق میکنند. این (اقدام) فینفسه یک موضع محکومکردنی است، اما بهنظر میرسد که نه مسکو و نه پکن هیچ چیزی بهدست نخواهند آورد... در آخر هفتهیی که گذشت در اروپا، آمریکا، آسیا و حتی در دنیای عرب، واکنشها یکسان بود: هیچکس این وتو روسیه و چین را... نه میفهمد و نه میپذیرد. البته این فقط یک متن سمبلیک درباره وضعیت سوریه بود. شورای امنیت به محکومکردن سرکوب خشونتبار رژیم اسد علیه قیام مردمی... بسنده کرده بود. آلن ژوپه (وزیر خارجه فرانسه) بهتازگی به چند عدد و رقم استناد کرد: ۶هزار کشته شامل ۳۸۴ کودک، ۱۵هزار زندانی، بیش از ۱۵هزار پناهنده سیاسی. آن هم فقط طی ۱۱ماه و بدون صحبت از شکنجههایی که در ابعاد کلان و با وحشیگری خاصی اعمال میشود... .
قطعنامه شورای امنیت مخالفتهای روسیه و چین را در نظر میگرفت. (این قطعنامه) تحت هیچ عنوانی به ضرورت تغییر رژیم در دمشق، چیزی که اتحادیه عرب خواهان آن است، اشارهیی نداشت. این متن هیچ چیزی درباره فروشهای تسلیحاتی به سوریه نمیگفت؛ آن هم در حالیکه مسکو قراردادهای جدیدی را با دولت بشار اسد امضا میکند. ... .
اعضای شورای امنیت با قبول درخواستهای مسکو و پکن برای نرمکردن متن اولیه، روی اجماع آرا حساب میکردند. آنها به یک تأثیرگذاری احتمالی روی دمشق در مسیر میانهروی امیدوار بودند. پکن و مسکو نخواستند که چنین بشود. وتو آنها که در دنیای عرب با بدنامی همراه بود، فقط یک برداشت برای دمشق داشت: چین و روسیه سرکوب را ”میپوشانند“.
روسیه، متحد قدیمی خانواده اسد، منافع عظیمی در سوریه دارد. این (کشور) بازار بسیار مهمی برای فروش تسلیحات آن است و یک پایگاه هم در مدیترانه در تارتوس دارد. چین هم از روسیه پیروی میکند و به همان اندازه مخالف هر چیزی است که تحت هر عنوانی به دخالت در امور داخلی یک کشور شباهت داشته باشد.
پشت این موضع مشترک یک واقعیت دیگر هم وجود دارد؛ واقعیتی بسیار ساده: رژیمهای چین و روسیه، عمیقاً ، ایده قیام یک خلق علیه رهبرانش را تحمل نمیکنند. با کمال میل میتوانیم علل این رویکرد را تصور کنیم. (رویکردی که) اجازه نمیدهد آنها بهعنوان قدرتهای مسئول رفتار کنند».
«چین و روسیه رژیم سوریه را به کشتار بیشتر تشویق میکنند. این (اقدام) فینفسه یک موضع محکومکردنی است، اما بهنظر میرسد که نه مسکو و نه پکن هیچ چیزی بهدست نخواهند آورد... در آخر هفتهیی که گذشت در اروپا، آمریکا، آسیا و حتی در دنیای عرب، واکنشها یکسان بود: هیچکس این وتو روسیه و چین را... نه میفهمد و نه میپذیرد. البته این فقط یک متن سمبلیک درباره وضعیت سوریه بود. شورای امنیت به محکومکردن سرکوب خشونتبار رژیم اسد علیه قیام مردمی... بسنده کرده بود. آلن ژوپه (وزیر خارجه فرانسه) بهتازگی به چند عدد و رقم استناد کرد: ۶هزار کشته شامل ۳۸۴ کودک، ۱۵هزار زندانی، بیش از ۱۵هزار پناهنده سیاسی. آن هم فقط طی ۱۱ماه و بدون صحبت از شکنجههایی که در ابعاد کلان و با وحشیگری خاصی اعمال میشود... .
قطعنامه شورای امنیت مخالفتهای روسیه و چین را در نظر میگرفت. (این قطعنامه) تحت هیچ عنوانی به ضرورت تغییر رژیم در دمشق، چیزی که اتحادیه عرب خواهان آن است، اشارهیی نداشت. این متن هیچ چیزی درباره فروشهای تسلیحاتی به سوریه نمیگفت؛ آن هم در حالیکه مسکو قراردادهای جدیدی را با دولت بشار اسد امضا میکند. ... .
اعضای شورای امنیت با قبول درخواستهای مسکو و پکن برای نرمکردن متن اولیه، روی اجماع آرا حساب میکردند. آنها به یک تأثیرگذاری احتمالی روی دمشق در مسیر میانهروی امیدوار بودند. پکن و مسکو نخواستند که چنین بشود. وتو آنها که در دنیای عرب با بدنامی همراه بود، فقط یک برداشت برای دمشق داشت: چین و روسیه سرکوب را ”میپوشانند“.
روسیه، متحد قدیمی خانواده اسد، منافع عظیمی در سوریه دارد. این (کشور) بازار بسیار مهمی برای فروش تسلیحات آن است و یک پایگاه هم در مدیترانه در تارتوس دارد. چین هم از روسیه پیروی میکند و به همان اندازه مخالف هر چیزی است که تحت هر عنوانی به دخالت در امور داخلی یک کشور شباهت داشته باشد.
پشت این موضع مشترک یک واقعیت دیگر هم وجود دارد؛ واقعیتی بسیار ساده: رژیمهای چین و روسیه، عمیقاً ، ایده قیام یک خلق علیه رهبرانش را تحمل نمیکنند. با کمال میل میتوانیم علل این رویکرد را تصور کنیم. (رویکردی که) اجازه نمیدهد آنها بهعنوان قدرتهای مسئول رفتار کنند».