سرخوردگی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی رژیم آخوندی، در آینه مطبوعات حکومتی هم نمود دارد
به قسمتی کوچکی از این وضعیت درمانناپذیر نگاه میکنیم.
جهان صنعت:جامعهای بدون آزادی دیجیتال
ایران در یک بنبست ساختاری عمیق گرفتار شده است؛ بنبستی که دیگر نمیتوان آن را با الفاظ زیبا یا وعدههای سیاسی توجیه کرد. رییسجمهور بهعنوان عالیترین مقام اجرایی کشور ابزار موثری برای اجرای تصمیماتش ندارد و هیچ نهادی پاسخگو نیست. چنین وضعیتی نشاندهنده بحران مشروعیت دولت است. یکی از بارزترین نمادهای این بحران، وضعیت اینترنت و سیاستهای محدودکننده دسترسی به اطلاعات است. وقتی رییسجمهور بهطور رسمی درآمد سالانه ۳۰هزارمیلیارد تومانی بازار فیلترشکنها را اعلام میکند، به معنای پذیرش شکست سیاستهای محدودسازی اینترنت است. با این حال نهتنها تغییری در سیاستها ایجاد نمیشود بلکه ادامه این مسیر، فساد اقتصادی و رانت را تقویت و هزینههای سنگینی را بر دوش مردم تحمیل میکند.
توسعه ایرانی:سرمایهگذاری در ایران به حالت تعلیق درآمده است
به علت سرمایهگذاری منفی، قدرت بارآوری سرمایههای موجود نیز هرساله، به نسبتی، از دست میروند. اکنون که رشد سرمایهگذاری ما منفی ۱۵ درصد شده است، یعنی استهلاک زیرساختهای موجود را جبران نکردیم. همچنین نیروی انسانی توانمند و ماهر ما جبران نشده است و نیروهای موجود بامهارت و استعدادهای دانشگاهی ما هم مهاجرت کردهاند…
در رشد منفی سرمایهگذاری باید به ۲ مسئله توجه کرد. اولین بحث مربوط به سرمایهگذاری در تجهیزات جدید است که این امر اکنون در فرآیند تولیدات جدید انجام نمیگیرد و به حالت تعلیق درآمده است.… سرمایهگذاریهای بعدی در سرمایه در گردش و موجودی انبار است و به دلیل رکود، این سرمایهگذاریها هم وارد تعلیق شدهاند. قسمت بعدی، سرمایهگذاری در جبران استهلاکها از طریق تعمیر و نگهداری است. وقتی چشمانداز مثبتی نداشته باشیم، استهلاکهای ایجاد شده از طریق تعمیر و نگهداری بهبود نمییابد و اینگونه است که وارد سرمایهگذاری منفی میشویم. به علت سرمایهگذاری منفی، قدرت بارآوری سرمایههای موجود نیز هرساله، به نسبتی، از دست میروند. اکنون که رشد سرمایهگذاری ما منفی 15 درصد شده است، یعنی استهلاک زیرساختهای موجود را جبران نکردیم. همچنین نیروی انسانی توانمند و ماهر ما جبران نشده است و نیروهای موجود بامهارت و استعدادهای دانشگاهی ما هم مهاجرت کردهاند.
دنیای اقتصاد:پیامدهای فقر در طبقه متوسط
بخش بزرگی از کسانی که پیشتر طبقه متوسط محسوب میشدند، در حال سقوط به طبقه فرودست هستند. بررسی روند تغییر اندازه طبقه متوسط نیز همین واقعیت را تایید میکند. بانک جهانی در برخی مطالعات خود فرض کرده، افرادی که بین ۱.۵ تا ۵برابر خط فقر مطلق درآمد دارند، در طبقه متوسط قرار میگیرند.…
بعید است کسی گمان کند ماجرا پایان یافته است. درست است که این اعتراضات از بازار تهران و بهدلیل افزایش قیمت ارز شروع شد، اما این صرفا جرقهای بود که به خرمن خشم و فقر و تبعیض افتاد. دینامیک طبقاتی جامعه ایران تغییر کرده و دیگر نمیشود جامعه ایران را به دو طبقه فرودست و متوسط تقسیم کرد و نتیجه گرفت طبقه متوسط مطالبات سیاسی و فرهنگی دارد و طبقه فرودست مطالبات اقتصادی دارد.… امروز بخش بزرگی از جامعه کسانی هستند که هم از نادیده گرفته شدن مطالبات فرهنگی و سیاسیشان خستهاند و هم از فقر جان به لب شدهاند. اسم اینها را هر چه میخواهید بگذارید، مهم این است که بدانید با جامعه جدیدی روبهرو هستید که تغییرات اساسی در همه وجوه اداره کشور را طلب میکند.
جهان صنعت: ایستاده پای آخرین نفس های تالاب گاوخونی
خشکیدن تالاب، تنها از بین رفتن یک پهنه طبیعی نیست، بلکه تهدیدی برای سلامت، معیشت و آینده ساکنان این سرزمین است. در این مسیر پرهزینه و پرمشقت، او با وجود همه دشواریها، پای این باور ایستاده ؛ باوری که حفاظت از تالاب گاوخونی را نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای اصفهان و نسلهای آینده میداند.
سیاست روز:یک درصد بیشتر؛ یک بیعدالتی بزرگتر!
در شرایطی که تورم مزمن، قدرت خرید خانوارها را به شدت فرسوده و سفره طبقه متوسط و ضعیف را کوچکتر از همیشه کرده است، طرح هر سیاستی که به افزایش فشار مالی مستقیم بر مردم منجر شود، به طور طبیعی با واکنش انتقادی روبرو میشود. مسئله صرفاً یک تصمیم مالی نیست؛ بلکه نوع نگاه به عدالت اقتصادی و شیوه توزیع بار مشکلات است. وقتی بجای اصلاح ساختارهای پرهزینه، مهار هزینههای غیر ضروری و افزایش شفافیت، سادهترین مسیر یعنی افزایش درآمد از محل مصرف عمومی انتخاب میشود، این پیام به جامعه منتقل میشود که باز هم مردم باید هزینه ناکارآمدیها را بپردازند.