گزارشهای شورشگران در جریان قیام از مشهــد
دوشنبه ۸دی ۱۴۰۴ تظاهرات از خیابان سعدی شروع شد و به چهارراه فردوسی و میدان شهدا گسترش پیدا کرد و با ورود نیروهای انتظامی درگیری شروع شد. مردم هر چه در دسترس داشتند به سمت آنها پرتاب میکردند و مزدوران هم با باتون و گازاشکآور به مردم حمله کردند. روز سهشنبه قیام به محله احمدآباد و بازار کشیده شد و کسبه با بستن مغازهها به قیام پیوستند. چهارشنبه دانشجویان وارد تظاهرات شدند. پنجشنبه در میدان دانشجو و بلوار راهنمایی تظاهرات بود و مردم شعار مرگ بر خامنهای دادند.
جمعه ۱۲دی اعتصاب و درگیری به بلوار فلاحی و بازار رضا و مجتمع تجاری ۱۷شهریور و احمدآباد کشیده شد. رژیم در احمدآباد مسیرها را بست که باعث درگیری مردم با نیروهای انتظامی شد. مردم شعار میدادند میجنگیم میمیریم ایرانو پس میگیریم و نیروی انتظامی عقبنشینی کرد. روزهای شنبه و یکشنبه ۱۳ و ۱۴دی شعار امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه و شعار مرگ بر دیکتاتور خیلی زیاد شده بود. مزدوران شلیک میکردند و دنبال دستگیری افرادی بودند که در درگیریها فعال بودند.
سهشنبه ۱۶دی تجمع در بازار رضا و مجتمع تجاری ۱۷شهریور و بلوار فلاحی شروع شد و در چهارراه عمارت زعفران تظاهرات ادامه داشت. در اینجا درگیری با مزدوران رژیم شروع شد و مستمر گاز اشکآور میزدند. مردم شعار ایرانی میمیرد ذلت نمیپذیرد میدادند. تظاهرات تا شب طول کشید. در شب در بازار وکیل با آتش زدن لاستیک راهبندان ایجاد کردند و شعار امسال سال خونه سید علی سرنگونه میدادند. در قاسمآباد تجمع مردم گسترده بود که با مزدوران موتورسوار درگیر شدند و مزدوران را فراری دادند و مردم شعار میدادند وایسا نرو کجا میری. مزدوران رژیم به سمت مردم شلیک کردند که تعدادی مجروح و کشته بهجا گذاشت.
چهارشنبه ۱۷دی تظاهرات گسترده از صبح از فلکه اول هفت تیر شروع شد و به بلوار صارمی و هاشمیه حرکت کردند که جمعیت حدود ۵۰۰۰نفر بود و بعد به طرف وکیلآباد رفتند که جمعیت ۲-۳برابر شد. مردم ماشین و موتور نیروهای سرکوب را آتش زدند و تعدادی را گوشمالی دادند. در همین شب تجمع و تظاهرات در کوی امیر با آتش زدن کانکس پلیس و آتش زدن موتور مزدوران و شعار میکشم میکشم آنکه برادرم کشت ادامه پیدا کرد. سه اتوبوس مزدوران در طبرسی و پل فجر به آتش کشیده شد.
در خیابان هفت تیر یک خودرو به مزدوران کوبید و سریع از صحنه خارج شد. مردم در مرکز شهر به قفسی که بازداشتیها در آن نگهداری میشد حمله کرده و نفرات را آزاد کردند. در خیابان خیام جنوبی مردم پایگاه مالک اشتر رژیم را به آتش کشیدند. در مناطق مختلف شامل راهنمایی، رجایی، فلسطین، بازار موبایل، نوده، طباطبایی، صیاد و وکیلآباد درگیری بود. مزدوران رو به مردم شلیک میکردند و مردم با سنگ به مزدوران حمله میکردند.
پنجشنبه ۱۸دی تظاهرات از مرکز شهر با شعار آزادی آزادی و تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود شروع شد. در کوی امیر درگیری با مزدوران و پرتاب سنگ به طرف آنها بود که باعث فرار مزدوران شد. شعار تظاهرات شبانه در خیابان وکیلآباد با شعار امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه بود. مردم به یک کلانتری وکیلآباد حمله کرده و آن را به آتش کشیدند و سلاحهای آن به دست جوانان افتاد. مزدوران به سمت مردم شلیک کردند و تعدادی را کشتند. روز جمعه ۱۹دی تظاهرات و درگیریهای فشرده بود. مردم بیش از ۱۰ اتوبوس حامل مزدوران را به آتش کشیدند و تعدادی حوزههای جهل و جنایت را هم به آتش کشیدند. یک بسیجی بهدست مردم کشته شد. شب در خیابان نوده و وکیلآباد تجمع و تظاهرات گسترده جوانان بود که با آتش ایجاد راهبندان کردند.
شنبه ۲۰دی هم تظاهرات گسترده با جمعیت زیاد در وکیلآباد شکل گرفت و مردم با ایجاد راهبندان در خیابانها شعار میدادند تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود. مردم صدا و سیمای مشهد مرکز خراسان رضوی را به آتش کشیدند. خیابانهای هفت تیر، امامت، هنرستان، میدان آزادی، ۱۷ شهریور و طبرسی و طلاب شلوغ بود. مردم به بانکها و پاسگاههای انتظامی حمله کردند و خیلی از این مکانها را منهدم کردند. شب بستن بلوار با آتش و سنگربندی خیابان، درگیری با مزدوران که شلیک مستقیم میکردند که تعدادی نفرات در این شب شهید شدند. روز یکشنبه ۲۱دی هم در شب چند تظاهرات شکل گرفت. گروهی از جوانان با نیروهای سرکوب بهصورت مسلح درگیر شدند و چند نفر از رژیم کشته شدند.
در صحنههای قیام که جمعیت زیاد بود، هرکس هر کار میخواست میکرد از بستن خیابان تا دیوارنویسی تا حمله به خودروها و تابلوها و کندن و آتش زدن بنرها و ایجاد راهبندان با آتش. اتحادی که بین افرادی که حضور داشتند و شعار سرمیدادند بالا بود. مامورها با شلیک هوایی و گاز اشکآور میآمدند و در مرحله بعد هم تیر میزدند به سمت مردم، اما مردم با دیدن ویدیو های اعتراضی و حجم زیاد افراد ترس رو گذاشتن کنار و خودم دیدم از بچه ۱۰ساله تا مردان و زنان ۸۰ساله حضور داشتند و واقعاً خیلی حس و حال خوبی بود که میدیدم از همه سن و سالها خانوادگی حاضر میشدن و دست همو میگرفتن و در کنار بقیه به خیابان میآمدند.
در یکی از شبها در راسته وکیلآباد قیامت بود، هفت تیر، امامت، هنرستان، میدان آزادی، صدا و سیما مشهد ۱۷ شهریور و طبرسی و طلاب هم شلوغ بود. در شهر بهجز افق کوروش که مربوط به سپاهه و بهجز سوپرمارکتها بقیه مغازهها تعطیل هستند و اعتصابن. سوپرمارکتها هم تک و توک باز هستند، اتوبوسهای خط واحد تا ساعت ۱ کار میکنند و مترو هم غیرفعاله.
وقتی مردم کلانتری هفت تیر را آتش زدند توانستند به اسلحهخانه راه پیدا کنند و جوانها مسلح شدن. در همین صحنه ما با ۲تا از بسیجی درگیر شدیم و کتکشان زدیم و خلع سلاحشون کردیم که سلاحشونو بچهها بردن.
روز ۲۲دی یک کیوسک پلیس را در چهارراه مخابرات آنش زدند. در امامیه مزدوران در نزدیک کلانتری قاسمآباد شلیک جنگی کردند. مردم وقتی دیدند که دوشکا و کلاش کف خیابان هست، ترسیدند حتی فرصت جمع شدن به مردم نمیدادند. مردم را که میزدند فرار میکردند ولی دوباره جمع میشدند. کسانی که برای سرکوب آوردند مثل یگان ویژه و بسیج نبودند که سوتی بدهند و مردم بتوانند مثل روزهای قبل اسلحهشان را بگیرند. گاز خردل و اشکآور و بمب صوتی میزنند که نفسگیر است. در یک مورد ۴ساعت دائم سرکوب میکردند، مردم مقاومت میکردند ولی دستشان خالی بود. پنجشنبه در وکیلآباد دوشکا آورده بودند ولی مردم مقاومت کردند. مزدوران در بین ۲دسته از مردم گیر کرده بودند و میترسیدند. مردم کاری کردند که آنها عقبنشینی کنند. در وکیلآباد قدم به قدم نیرو گذاشتند و اصلاً نمیشد تجمع کرد.
خیلیها کشته شدند. در بهشت رضوان مشهد منبع معتبر گفته که قبر کندند و گفتند کاری نداشته باشید و ۲۰۰جنازه ریختند در گودال رویش خاک ریختن. یکی دیگر را در مشهد کشتند خودشان بردند نیشابور دفن کردند. خانواده یواشکی رفتند قبر را باز کردند که بچه را ببرند روستا، بعد دیدن ۴جنازه دیگر روی همان جنازه هست. یک مغازه که سنگقبر درست میکند گفت فقط ۱۴۸سنگ سفارش دادن که همه متولد ۸۶ تا ۷۹ دختر و پسر هستند هیچکس نمیتواند عمق فاجعه را بفهمد. یک نفر گفت رفتم جنازه رفیقم را تحویل بگیرم یک برگه جلوی پدرم گذاشتند و گفتند امضا کن که این جنازه به دست منافقین کشته شد و جزو بسیج بوده. این پیرمرد هم نمیدانسته چی امضا کرده و جنازه را تحویل گرفته. برادر یک دوستم میرود جنازهاش را بگیرد، میگویند امضا کن برادرش امضا نمیکند، جنازه را تحویل نمیدهند.