728 x 90

گرامیداشت یاد و خاطره قهرمان مجاهد خلق مهدی خانکی در چهلمین روز شهادت

قهرمان مجاهد خلق مهدی خانکی
قهرمان مجاهد خلق مهدی خانکی

گرامیداشت یاد و خاطره قهرمان مجاهد خلق مهدی خانکی

در چهلمین روز شهادت

مجاهد قهرمان مهدی خانکی

من یه نکته‌یی که می‌خواستم بگم این هست که افتخار می‌کنم عضو سازمانی هستم که ذیصلاح‌ترین زنان رهبری آنرا به‌عهده دارند.

 

سوگند مجاهد خلق مهدی خانکی

با درود و سلام به شیر همیشه بیدار و مهر تابان ایران‌زمین و مجاهدان دلاور که عهد بستند که تا خشت آخر این حاکمیت پلید و سفیانی را ویران کنند. من به‌عنوان یک کانون شورشی مجاهد خلق از خاک اسیر میهنمان ایران بنا به سنت دیرینه مجاهدین خواستم بگم که برای آزادی، عدالت و رهایی ایران همانند خواهران و برادرانم سوگند یاد می‌کنم حاضر حاضر حاضر به امید دیدار شما عزیزان دوست داشتنی...

 

صبح روز ۳۱ تیرماه، دژخیمان رژیم آخوندها مجاهد خلق مهدی خانکی ۲۷ساله، فارغ‌التحصیل حقوق را پس از ماه‌ها شکنجه‌های فیزیکی و روانی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین، حضور فعال در قیام دی‌ماه، و ساخت و تهیه اسلحه، سربدار کردند.

مهدی که همواره با شوری وصف ناپذیر، از روحیه‌ای خلاق و مبتکر برخوردار بود.

 

خروش مجاهد قهرمان مهدی خانکی

پس از آویختن تصاویر رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت از پل:

مرگ بر خامنه‌ای، درود بر رجوی، لعنت بر خمینی

 ایمان او به راه و آرمانی که انتخاب کرده بود، از او مجاهدی با صلابت، سرموضع و مستحکم و در عین‌حال صمیمی با دیگر یارانش ساخته بود.

 

مجاهد قهرمان سربدار

مهدی خانکی از زبان همبندیانش

مجاهد قهرمان مهدی خانکی جوانی ۲۷ ساله و فارغ‌التحصیل رشته حقوق بود که اگر چه از لحظه دستگیری تا سحرگاه سربدار شدنش، کمتر از پنج ماه طول کشید اما در همین مدت، خاطرات زیبایی از خود را در قلب و ضمیر یاران و همبندی‌هایش به یادگار گذاشت.

همبندیهای او، سیمای تابناک مجاهدی را روایت می‌کنند که با ایمان و باوری عمیق، در برابر دژخیمان خامنه‌ای ایستاد و با تهاجم و جسارت، زندان و سلول‌های انفرادی را به میدان رزم و نبرد تبدیل کرد.

یکی از همبندیهای مهدی درباره روز محاکمه او می‌نویسد:

«دادگاه مهدی در شعبه دوم کرج و به ریاست قاضی جنایتکار مهدی شهسواری برگزار شد. مهدی خانکی با شهامتی بی‌نظیر، چشم در چشم دژخیم ایستاد و با فریاد «درود بر مریم و مسعود رجوی» فضای رعب‌آور دادگاه را درهم شکست».

یکی دیگر از همبندیهای مهدی می‌نویسد: «دادگاه مهدی خانکی به‌دنبال ماهها زندان انفرادی و فشارهای طاقت‌فرسا برگزار شد. مهدی همه شکنجه‌ها را تاب آورد و سرانجام در روز دادگاه با آن فریاد شعله‌ور، تمام محاسبات دشمن را به هم ریخت. او ثابت کرد که قهرمان مجاهد خلق هرگز به زانو در نمی‌آید.

 

به روایت همین زندانی، سایر مزدوران و عوامل رژیم هم بارها سراغ مهدی رفتند تا با تطمیع و تهدید او را وادار به ندامت کنند. حتی به او گفتند اگر توبه نامه بنویسد آزادش می‌کنند

اما مهدی به دژخیمان خامنه‌ای همان جوابی را داد که سال‌ها پیش مجاهد قهرمان علی میهندوست به دژخیمان شاه داده بود: «اگر آزاد بشم، باز هم اسلحه گیر میارم و حساب تک‌به‌تکتون رو می‌رسم».

یکی دیگر از همبندی‌های مهدی در زندان مرکزی کرج می‌نویسد: «او تقریباً تمام چهار تا پنج ماه آخر را در سلول‌های انفرادی این زندان گذراند».

یاران و همبندیهای مهدی درباره مقاومت این مجاهد قهرمان و رزم روزانه او در زندان، سخنان زیادی دارند. یکی از همبندی‌هایش درباره او این‌طور نوشته:

«من توی عمرم آدمی به دوست‌داشتنی و پاکی مهدی ندیده بودم. اولین بار وقتی من رو دید. بلافاصله گفت تو مجاهدی؟ من گفتم بله. برق شادی در چشمهای مهدی درخشید و گفت: خدا رو شکر که تنها نیستم. مهدی از سرنوشتی که در انتظارش بود، آگاه بود و مسیر مجاهدت تا به آخر رو سرفرازانه انتخاب کرده بود. مهدی میدونست که اعدام میشه اما فروتن و مؤمن بود هیچگاه نمازش قطع نشد».

این همبندی مهدی قهرمان، همرزم شهیدش را با این جمله زیبا به‌خاطر می‌آورد.

«من می‌روم و اعدام می‌شوم. ولی تو سلام من رو به بچه‌ها برسون».

یکی دیگر از ویژگیهای مجاهدی و چشمگیر مهدی که در گزارشهای همبندیهای او ذکر شده، نظم و انضباط این مجاهد خلق و نشاط و سرزندگی‌اش بود.

یکی از همبندی‌هایش می‌نویسد: «مهدی در همان چند متر فضایی که در اختیار داشت، هر روز حدود ۱۵۰۰ متر راه می‌رفت و برای تک‌تک ساعت‌هایش در زندان برنامه مشخص داشت؛ نماز و ورزش بخشی از این برنامه بود».

به گفته همبندی‌هایش، مهدی حدود یک هفته نیز در بازداشتگاه پلیس امنیت و سپس در زندان دست به اعتصاب غذا زد.

یکی از آنها درباره شخصیت مهدی می‌نویسد:

«مهدی در معرفت و مهربونی نظیر نداشت. او مجاهدی استوار بود. من هیچ‌وقت ارزش‌های او را فراموش نمی‌کنم».

روایت دیگری از مهدی مربوط به یکی از بازداشت شدگان قیام است که او را در بازداشتگاه پلیس امنیت کرج دیده بود. او می‌نویسد: «مهدی خیلی قوی، سر موضع و پرانرژی بود. همیشه نماز می‌خوند و ورزش می‌کرد. یادمه یکبار با آرامش و استواری گفت: از من کلی اسلحه گرفتن و قطعاً اعدام می‌شم.

حکم اعدام نه تنها تأثیری در روحیه مهدی نداشت بلکه به‌گفته همبندی‌هایش روحیه او همیشه عالی و سرشار از اعتماد به‌نفس بود. به‌طوری که هرکس با او مواجه می‌شد و می‌فهمید که او یک زندانی زیر اعدام است. از این میزان روحیه و سرشاری مهدی شگفت‌زده می‌شد».

مهدی قهرمان تا پایان به راه روشن خویش وفادار ماند و بهای آزادی را با بوسه بر طناب دار، پرداخت. همرزمان و همبندیهای او سلام و پیام مهدی را به دوستان و یاران مجاهدش رساندند. پیام او وفای به عهد و ایستادگی تا پایان بود.

 

درودها و دسته گل‌های شورشگران

در چهلمین روز شهادت مجاهد قهرمان مهدی خانکی

۹ شهریور ۱۴۰۵

تهران– ۹ شهریور ۱۴۰۵

تاج گل با عکس رنگی شهید مجاهد مهدی خانکی با نوشته: مهدی دلاور هیچوقت فراموشت نمی‌کنیم نامت در قلب ما و یادت در هر لحظه با ماست

تهران– ۹ شهریور ۱۴۰۵

سبد گل با عکس رنگی مهدی خانکی با نوشته: مهدی عزیز نامت نماد مهربانی و دلاوری است

کرج– ۹ شهریور ۱۴۰۵

سبد گل با عکس رنگی مهدی خانکی با نوشته: مهدی عزیز یادت گرامی، نامت جاودان، راهت ادامه دارد

رشت– ۹ شهریور ۱۴۰۵

سبد گل با عکس رنگی مهدی خانکی با نوشته: مهدی جان تو رفتی، اما مهربانی هات و خاطره هات برای همیشه پیش ما می مونه

مسعود رجوی-۳۱ تیر ۱۴۰۵

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/889f7a6b-88f5-4de1-aed0-8c0196954963"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات