728 x 90

ژان پیر اسپیتزر: «مقاومت ایران: وقتی دیپلماسی با عدالت تداخل می‌کند»

ژان پیر اسپیتزر حقوقدان فرانسوی و متخصص حقوق اروپا
ژان پیر اسپیتزر حقوقدان فرانسوی و متخصص حقوق اروپا

لا تریبون فرانسه

«مقاومت ایران: وقتی دیپلماسی با عدالت تداخل می‌کند»

نوشته ژان پیر اسپیتزر

وکیل مدافع مقاومت ایران متخصص حقوق اروپا

مهمترین مشاهده قاضی مارک ترویدیک

مربوط به سؤالی است که امروزه نیز بسیار مهم است

دموکراسی‌ها چگونه باید به جنبش‌های مقاومتی

که با دیکتاتوری مقابله می‌کنند، نگاه کنند؟

قاضی مارک ترویدیک اظهار داشت که مجاهدین خلق

علیه سرکوب وحشیانه در ایران جنگیده بودند

و در آن زمان از قابلیت‌های نظامی قابل توجهی برخوردار بودند

به نظر او، این قابلیتها می‌توانست امروزه در تلاش‌ها

برای سرنگونی رژیم ایران مفید باشند

 

ژان پیر اسپیتزر حقوقدان فرانسوی و متخصص حقوق اروپا در مطلبی در لاتریبون فرانسه می‌نویسد:

قاضی مارک ترویدیک، چهره برجسته مبارزه با تروریسم فرانسه، اخیراً طی سخنرانی در نانت، یکی از مهمترین پرونده‌های دوران حرفه‌یی خود را مورد بررسی مجدد قرار داد. این پرونده مربوط به برخورد قانونی با سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او یادآوری کرد که نامگذاری مجاهدین خلق به‌عنوان یک سازمان تروریستی بیشتر ناشی از ملاحظات سیاسی بوده است تا تحلیل حقوقی صحیح.

ترویدیک سؤال مهمی را مطرح می‌کند: از چه زمانی باید از زدن برچسب تروریستی به سازمانی که در برابر دیکتاتوری مقاومت می‌کند، دست برداشت و از چه زمانی باید در این کار به منافع رژیمی که با آن می‌جنگد، خدمت کرد؟

مداخله او تأثیر شخصی بر من گذاشت زیرا واقعیتی را برجسته کرد که تعداد کمی از مقامات دولتی در آن زمان حاضر به پذیرش آن بودند: منافع سیاسی می‌تواند تصمیمات قضایی را تحریف کند، حتی در چارچوب تفکیک دقیق قوا، و کسانی که در برابر استبداد مقاومت می‌کنند، می‌توانند اولین قربانیان این تحریف باشند.

نزدیک به ده سال، من بخشی از تیم حقوقی بودم که گنجاندن سازمان مجاهدین خلق ایران در فهرست سازمانهای تروریستی را در دادگاههای اروپایی به چالش کشید. این روند در نهایت منجر به حذف سازمان مجاهدین خلق ایران از فهرست‌های سازمانهای تروریستی اروپا شد.

ژان پیر اسپیتزر حقوق‌دان فرانسوی تحت عنوان حق اساسی مقاومت کردن برای افراد تحت آزار و اذیت، می‌افزاید: من به‌سرعت فهمیدم که دیگر با مسائل حقوقی عادی سر و کار ندارم. این یک هدف بود: حق اساسی افراد تحت آزار و اذیت برای مقاومت کردن در برابر ظلم با استفاده از ابزارهای مشروع. به‌گفته قاضی مارک ترویدیک، مقامات فرانسوی در زمانی که پاریس به‌دنبال توسعه روابط تجاری و دیپلماتیک خود با تهران بود، مخالفان ایرانی را هدف قرار دادند. افرادی که قبلاً به‌عنوان پناهنده سیاسی شناخته شده بودند، ناگهان خود را مظنون یافتند. سیاست بر اصول اولویت پیدا کرده بود.

اما مهمترین مشاهده مارک ترویدیک مربوط به سؤالی است که امروزه نیز بسیار مهم است: دموکراسی‌ها چگونه باید به جنبش‌های مقاومتی که با دیکتاتوری مقابله می‌کنند، نگاه کنند؟

او با اشاره به مجاهدین خلق، واقعیتی را اذعان کرد که منتقدانش اغلب بدون در نظر گرفتن زمینه بر آن تأکید می‌کنند. بله، این سازمان علیه سرکوب وحشیانه در ایران جنگید. همان‌طور که ترویدیک اشاره کرد، اهداف آن (سازمان) شامل مقامات عالیرتبه نظامی و چهره‌هایی بود که مستقیماً با سرکوب، شکنجه و دستگاه خشونت دولتی مرتبط بودند. قاضی مارک ترویدیک هم‌چنین اظهار داشت که مجاهدین خلق علیه سرکوب وحشیانه در ایران جنگیده بودند و در آن زمان از قابلیت‌های نظامی قابل توجهی برخوردار بودند. او اذعان کرد که به نظر او، این قابلیتها می‌توانست امروزه در تلاش‌ها برای سرنگونی رژیم ایران مفید باشند.

اهمیت این بیانات در ابعاد نظامی آن نیست. بلکه در هویت فردی است که آن را بیان می‌کند. این‌ها سخنان یک فعال، عضو مجاهدین خلق یا حامی مقاومت ایران نیستند. این‌ها سخنان قاضی‌ای است که سال‌ها در زمینه مبارزه با تروریسم کار کرده و اتهامات علیه این جنبش را بررسی کرده است. نتیجه‌گیری او به‌طور ضمنی روایت ساده‌انگارانه‌ای را که مقاومت در برابر دیکتاتوری را می‌توان به تروریسم تقلیل داد، به چالش می‌کشد.

او حتی فراتر رفت. و اظهار داشت که ما فرانسوی‌ها، و هم‌چنین آمریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها در از بین بردن این قابلیتها مشارکت داشتیم. او در یک جمله، پارادوکسی را که دهه‌هاست سیاست غرب در قبال ایران را مشخص می‌کند، برجسته کرد: دولتها در عین‌حال که وحشیگری رژیم حاکم را به‌رسمیت شناختند ولی همزمان یکی از معدود نیروهای سازمان‌یافته‌ای که قادر به مبارزه با آن بود، را تضعیف کردند.

به‌رغم ناکامیهای پی‌درپی ناشی از سیاست‌های ما و تحمیل شده توسط تسلیم دیپلماتیک غرب در برابر رژیم ایران، مجاهدین خلق بار دیگر نقش رهبری را در مبارزه مردم ایران برای آزادی و جمهوری دموکراتیک ایفا می‌کند. در ماه‌های اخیر، حدود ده عضو این سازمان اعدام شده‌اند، بسیاری دیگر در حال حاضر در انتظار اعدام هستند و هزاران نفر از هواداران آن زندانی و با مجازات اعدام نیز روبه‌رو هستند. با توجه به اشتباهات گذشته، آیا دولتهای غربی اکنون تعهد اخلاقی ندارند که حق مقاومت و نقش مجاهدین خلق را به‌رسمیت بشناسند، به‌خصوص که ایران خود را در دوره‌ای از تحولات عمیق می‌بیند؟

برای کسانی از ما که سال‌ها در دادگاههای اروپایی، نامگذاری سازمان مجاهدین خلق را به‌عنوان یک سازمان تروریستی به چالش کشیده‌ایم، اظهارات قاضی مارک ترویدیک اهمیت ویژه‌یی دارد. آنها تأیید می‌کنند که مسأله اصلی هرگز صرفاً یک اختلاف حقوقی بر سر نامگذاریهای اداری نبوده است. این یک سؤال عمیقاً سیاسی بود. آیا کسانی که با یکی از سرکوبگرترین رژیم‌های جهان مخالفت کردند، باید مبارزان آزادی یا جنایتکار تلقی شوند؟ اغلب اوقات، دولتهای دموکراتیک به تهران اجازه داده‌اند تا بر این پاسخ تأثیر بگذارد.

دادگاهها سرانجام این بی‌عدالتی را اصلاح کرده‌اند. نامگذاری به‌عنوان یک سازمان تروریستی لغو و حذف شده است. اما پیروزیهای حقوقی به‌طور خودکار سال‌ها افترا را پاک نمی‌کنند و برداشت‌های عمومی اغلب از تصمیمات دادگاه بیشتر دوام می‌آورند. آنچه مارک ترویدیک به یاد آورد، چیزی است که من بیش از ده سال تجربه کردم. برخی از پرونده‌ها از موضوع اولیه خود فراتر می‌روند و خود به یک مبارزه تبدیل می‌شوند. اختلاف بر سر نامگذاریهای تروریستی به تدریج خود را به‌عنوان دفاع از اصول دموکراتیک نشان داد: احترام به حاکمیت قانون، استقلال قوه قضاییه و حق مردم برای مقاومت در برابر ظلم. به همین دلیل است که عنوان کتاب من هم‌چنان بهترین توصیف برای این داستان است. این هرگز صرفاً یک پرونده بزرگ نبود. این یک مبارزه بزرگ بوده و هست.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/1fb2e53c-bb4d-45cd-927d-b0fa9f3c0477"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات