728 x 90

هادی غفاری: در برخی شهرها تنها یک درصد در انتخابات شرکت کردند

هادی غفاری
هادی غفاری

روزنامه حکومتی مستقل روز چهارشنبه ۲۶شهریور به‌نقل از هادی غفاری نوشت: «راه افزایش مشارکت در انتخابات این است که، با کسانی که پایگاه مردمی دارند و حتی مانند بخش‌هایی از حاکمیت فکر نمی‌کنند با ســعه صدر و بدون بازی سیاســی برخورد کنیم و دســت از نظارت استصوابی بکشیم و اجازه دهیم این افراد خود را در معرض رأی مردم قرار دهند».

وی افزود: «اگر وضعیت موجود ادامه پیدا کند، درصد مشــارکت پایین می‌ماند. برای مثال بنده اطلاعاتی را کســب کردم که در برخی شهرستانها تنها یک درصد از واجدین شــرایط در دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی در پای صندوق های رأی حاضر شده‌اند».

آخوند هادی غفاری از سران سابق چماقداری رژیم، با اشاره به نظارت استصوابی شورای نگهبان و حذف خود از انتخابات و این‌که نیم قرن سرسپار رژیم جنایتکار بوده است، گفت: «بنده این سؤال را از شورای نگهبان دارم که چگونه فردی همانند من که پنجاه ســال در لباس روحانیت به انقلاب و جمهوری اســلامی حتی جبهه‌های نبرد خدمت کردم، باید با دو موضوع عدم التزام عملی به اسلام و عدم اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی از گردونه انتخابات کنار گذاشته شوم؟»

وی هم‌چنین با گله‌مندی از رژیم و برای حفظ نظام هشدار داد: «روی کار آمدن یک رئیس‌جمهور نظامی امری بســیار خطرناک اســت؛ زیرا یک فرد نظامی تنها تفکر نظامی دارد و با مســائل به شکل پادگانی برخورد می‌کند. کشور ما نیازمند یک فضای پادگانی نیست، بلکه ما نیاز داریم فردی در کشور رئیس‌جمهور شــود که فن مذاکره را بداند و بر اساس قانون عمل کند».

وی اشکال اساسی بر سر به بن‌بست رسیدن رژیم را با عنوان بداخلاقی مطرح کرد و گفت: «علت به‌وجود آمدن وضعیت کنونی کشــور در مسأله معیشت، وجود اشکالات ساختاری در قانون اساسی است. متأسفانه روابط اقتصادی کشور به این دلیل با دنیا به بن‌بست رسیده که نوعی بد اخلاقی در سیاست خارجی کشور وجود داشته است. متأسفانه این نگاه وجود دارد که همه دنیا بد اســت و تنها ما در جایگاه خوبیها قرار داریم. باید بپذیریم دنیای امروز دیگر بددهنی را نمی‌پسندد».

گفتنی است که در زمان انتخابات رژیم هادی غفاری به جنتی گفته بود: زمان انتخابات مجلس پنجم رد صلاحیت شدم. به آقای جنتی گفتم با شما به چهار گوشه تهران؛ می‌رویم و می‌ایستیم تا تاکسی بگیریم. ببینیم مردم من را سوار می‌کنند یا شما را سوار می‌کنند. مطمئن باشید مردم شما را سوار نمی‌کنند. مردم از شما خوششان نمی‌آید. نگاه به عده‌یی که دور شما هستند و جایگاه حکومتی شما نکنید.