نشریه ایتالیایی پانوراما
بچه شاه به فعالیت سیاسی خود ادامه میدهد
اما او با همان سرعتی که وارد مرکز توجه شده بود از آن خارج شده است
نشریه ایتالیایی پانوراما در گزارشی درباره توهم بازگشت بچه شاه به ایران نوشت: کنارهگیری سریع پسر آخرین شاه ایران از مرکز توجه، نشان میدهد که تبدیل کردن یک نماد رسانهیی به یک رهبر سیاسی تا چه اندازه خطرناک است؛ اقدامی که امیدهای غرب را با واقعیت ایران درهم میآمیزد.
ماهها بود که. مصاحبهها، همایشها، دیدارهای رسمی و حضور او در رسانهها، از نگاه بسیاری از ناظران غربی، او را به فردی تبدیل کرده بود که قرار است سقوط جمهوری اسلامی را رهبری کند. گویی سرنوشت ایران از پیش رقم خورده بود و فرزند آخرین شاه آماده بود میراث قدرت را در دست بگیرد.
اما امروز او تقریباً از صفحات اخبار ناپدید شده است. و این سکوت ناگهانی باید مایه تأمل باشد.
واقعیت این است که از همان ابتدا نیز آشکار بود روایت ساختهشده پیرامون پهلوی، تا حد زیادی با وزن واقعی سیاسی او تناسبی نداشت.
در هفتههای پرتنش جنگ اسراییل و آمریکا با ایران، تقریباً این باور شکل گرفته بود که جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی است و تنها کافی است برای «روز بعد» چهرهای شناختهشده پیدا شود.
این همان الگویی است که بارها در تاریخ معاصر خاورمیانه دیده شده است: جستوجوی «فرد مناسب» برای قرار دادن در برابر دیکتاتور وقت.
اما تاریخ نشان داده است که تغییر حکومتها در همایشهای بینالمللی ساخته نمیشوند و از دل کارزارهای رسانهیی بهوجود نمیآیند. چنین تحولاتی به حمایت داخلی، ساختاری سازمانیافته، طبقهای از مدیران و مشروعیتی نیاز دارند که نمیتواند صرفاً از خارج از کشور تأمین شود.
مخالف جمهوری اسلامی بودن، الزاماً بهمعنای طرفداری از پهلوی نیست. این تمایز، در بسیاری از موارد، کاملاً نادیده گرفته شده است.
به نظر میرسد که بار دیگر، روایتی ساده بر واقعیتی بسیار پیچیده ترجیح داده شده است.
این تصویرسازی، در نهایت، انتظاراتی غیرواقعبینانه ایجاد کرد و اکنون به نظر میرسد که رویدادها از آن پیشی گرفتهاند.
پیچیدگی جامعه ایران قربانی تبلیغات رسانهیی و نیاز به یافتن چهرهای شد که بتوان آن را بهسادگی به افکار عمومی غرب عرضه کرد.
رضا پهلوی امروز، طبعاً، همچنان به فعالیت سیاسی خود ادامه میدهد، اما با همان سرعتی که وارد مرکز توجه شده بود، از آن خارج شده است.