قسمتهایی از گزارش رویترز بهنقل از سایت تحقیقی کانورسیشن
۲۳ ژانویه ۲۰۲۶
برخی از ایرانیان رضا پهلوی را شخصیتی فرصتطلب
با کارنامهای بحث برانگیز تلقی میکنند
شعارهای طرفدار سلطنت
به تقویت تلاشهای حکومت برای بیاعتبار کردن اعتراضات کمک کرد
بهگونهیی که آنها را توطئهیی از سوی دشمنان خارجی و داخلی
برای بیثباتسازی کشور جلوه میداد
اکنون این پرسش مطرح است که آیا او واقعاً
توانایی ایفای نقش یک رهبر اپوزیسیون را دارد
یا صرفاً یک فرصتطلب سیاسی است
رضا پهلوی که در لسآنجلس زندگی میکند، فرزند آخرین شاه ایران است که پیش از سرنگونیاش در جریان انقلاب ۱۹۷۹ کشور را با بیرحمی اداره میکرد.
رضا پهلوی در جریان ناآرامیهای اخیر، بهعنوان یک مخالف سیاسی در تبعید ظاهر شد با این حال، همچنان مشخص نبوده که او تا چه اندازه در داخل ایران از حمایت مردمی برخوردار است؛ همچنین این پرسش مطرح بوده که آیا او، بهعنوان فرزند یک شاه، واقعاً به دموکراسی پایبند است یا خیر.
رویترز در ادامه خاطرنشان کرده است: برخی ایرانیان او را شخصیتی فرصتطلب و کارنامهای بحثبرانگیز تلقی میکنند.
شاه ایران تا سال ۱۹۷۹ کشور را با مشت آهنین اداره میکرد. او با حمایت مالی و آموزشی ایالات متحده و اسراییل، نیروی پلیس مخفی ساواک را ایجاد کرد؛ نهادی که مخالفان سیاسی را تحت نظارت، بازداشت، شکنجه و اعدام قرار میداد.
رویترز افزوده است: در سال ۱۹۸۰، شاه به اشتباهات خود اذعان کرد و از جمله پذیرفت که رژیمش شهروندان ایرانی را شکنجه کرده است.
شاه و خانوادهاش در سال ۱۹۷۹ از ایران گریختند و پس از آن جمهوری اسلامی تأسیس شد. پس از مرگ شاه در سال ۱۹۸۰، رضا پهلوی خود را شاه بعدی ایران اعلام کرد
رویترز افزوده است: به نظر میرسد رضا پهلوی فاقد یک جنبش سلطنتطلب جدی و نیز ارتباطی مستحکم با رهبران و فعالان اپوزیسیون داخل ایران باشد. گفته میشود او حمایت اندکی، یا هیچ حمایتی در میان جریانهای اصلاحطلب یا لیبرال داخل کشور داشته است.
همین ابهام در میزان حمایت داخلی از رضا پهلوی، تردید مقامهای آمریکایی، از جمله رئیسجمهور دونالد ترامپ، را برای تعامل با او توضیح میدهد.
با وجود بحثها و اختلافنظرها درباره میزان حمایت داخلی از رضا پهلوی، شعارهای طرفدار سلطنت بهطور فزایندهیی در شبکههای اجتماعی ایرانی و در اعتراضات ضدحکومتی دیده شد.
این شعارها همچنین به تقویت تلاشهای حکومت برای بیاعتبار کردن اعتراضات کمک کرد؛ بهگونهیی که آنها را توطئهیی از سوی دشمنان خارجی و داخلی برای بیثباتسازی کشور جلوه میداد.
همزمان، او از سوی زندانیان سیاسی سرشناس و دیگر فعالان و شهروندان ایرانی بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت؛ منتقدان او را به خیانت به کشور متهم کردند، چرا که از حملات اسراییل حمایت کرده و آنها را محکوم نکرده بود.
در قسمت دیگری از این گزارش آمده است:
پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، روزنامهنگاران تحقیقی اسراییلی از افشای یک عملیات نفوذ خبر دادند که هدف آن، تبلیغ رضا پهلوی بهعنوان یک رهبر بالقوه در ایران پس از جمهوری اسلامی، در میان مخاطبان فارسیزبان شبکههای اجتماعی بود.
این کارزار اطلاعات نادرست، تردید و جنجال گستردهیی درباره میزان واقعی محبوبیت رضا پهلوی در داخل ایران ایجاد کرد.
در پانزده سال گذشته، رضا پهلوی تلاشهای خود را برای متحد کردن اپوزیسیون سیاسی و افزایش حضور و دیدهشدن عمومی تشدید کرده است؛ روندی که در نهایت به ظهور او بهعنوان یکی از چهرههای محوری در تازهترین اعتراضات انجامید.
با این حال، همچنان این پرسش مطرح است که آیا او واقعاً توانایی ایفای نقش یک رهبر اپوزیسیون را دارد یا صرفاً یک فرصتطلب سیاسی است.