728 x 90

سفیر لینکلن بلومفیلد: شورای ملی مقاومت دارای نقشه راه و ساختار منسجم برای سرنگونی رژیم ایران است

سفیر لینکلن بلومفیلد
سفیر لینکلن بلومفیلد

مصاحبهٔ سیمای آزادی با سفیر لینکلن بلومفیلد

مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا در امور سیاسی - نظامی

 

سفیر لینکلن بلومفیلد مدیرکل پیشین وزارت‌خارجه آمریکا در امور سیاسی - نظامی

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): سفیر بلومفیلد، بسیار سپاسگزارم که این مصاحبه با سیمای آزادی را پذیرفتید. با توجه به حضور در بسیاری از گردهمایی‌های «ایران آزاد» در طول سال‌ها، برداشت اصلی شما از این مبارزه و اجلاس «ایران آزاد» امسال چیست؟

سفیر بلومفیلد: بسیار سپاسگزارم بابت این فرصت. خوشحالم که برای حضور در پاریس دعوت شدم یک نکته در مورد اولین حضورم در سال ۲۰۱۱ و گردهمایی‌های بسیاری که در این میان برگزار شده، برایم جالب است و آن «تداوم هدف» و «تداوم پیام» است؛ از خانم رجوی گرفته تا مسعود رجوی و سخنانی که او در سال‌های ۱۹۷۹، ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ مطرح کرد. این پیام، پیامی یکسان است؛ نه این‌که مجاهدین به‌دنبال تصاحب قدرت در ایران باشند، بلکه آنها در تلاشند تا اطمینان یابند مردم ایران دارای حق انتخاب، حقوق و توانایی تعیین آینده خود باشند. با نگاه به سال ۱۹۰۶ و دوران مصدق، سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت تحت هدایت خانم رجوی و تیمش، همواره حامی حاکمیت ملی مردم ایران بوده‌اند. آنها هرگز از این موضع عقب‌نشینی نکرده‌اند و متأسفانه بیشتر مردم غرب، آن‌گونه که باید، این موضوع را درک نمی‌کنند.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): شما تحقیقات گسترده‌‌ای درباره ایران، مقاومت ایران و به‌ویژه درباره اتهامات و کمپین شیطان‌سازی علیه سازمان مجاهدین خلق مانند اتهام «مارکسیست اسلامی» یا این‌که آنها توسط دولتهای خارجی تأمین مالی می‌شوند، انجام داده‌اید. آیا می‌توانید خلاصه‌ای از این تحقیقات و آنچه درباره مقاومت و این اتهامات دریافته‌اید، ارائه دهید؟

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): همه چیز با بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق در دهه ۱۹۶۰ آغاز می‌شود؛ آنها دانشجویانی بودند که تحولات کوبا، الجزایر و ویتنام را مطالعه می‌کردند و می‌دیدند که در کشورهایی مانند لیبی و عراق تغییراتی در سلطنت‌ها در حال رخ دادن است. آنها آینده‌ای پسااستعماری برای ایران می‌خواستند. شاه این موضوع را به‌محض اطلاع، تهدیدی برای خود دید و به‌طور وحشیانه‌ای سعی در سرکوب مجاهدین داشت. اما فکر می‌کنم منصفانه است که بگوییم مجاهدین همواره حامی «دموکراسی» بوده‌اند. این شاه بود که آنها را «مارکسیست» نامید، زیرا آنها نوشته‌های مارکس درباره نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی را مطالعه کرده بودند. من خودم همان مطالب را به‌عنوان دانشجوی هاروارد مطالعه کرده‌ام. هر دانشجوی تحصیل‌کرده‌ای این متون را خوانده است. شاه بود که این بازی را شروع کرد. متأسفانه، سیاستمداران غرب، از جمله کشور خودم، این موضوع را باور کردند و هنوز هم در اندیشکده‌ها می‌شنویم که مجاهدین یا شورای ملی مقاومت مارکسیست هستند.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): ما این حرف‌ها را از لابی‌های رژیم و گاهی در رسانه‌های دولتی ایران می‌شنویم که آنها فرقه هستند و نمی‌توانند دموکراتیک باشند. تحقیقات شما درباره این اتهامات آخوندها چه می‌گوید؟

سفیر بلومفیلد: باز هم می‌گویم، داستان واقعی تقریباً شرم‌آور است. زمانی که پاپ‌ها قرن‌ها پیش رهبری فرانسه را برعهده داشتند، «اصلاحات» به اروپا رسید. در آن زمان به آنها «سکت» به‌معنای فرقه یا جدا شده فرقه می‌گفتند که ترجمه کلمه «سکت» است. این توهین در فرانسه و اروپا سال‌ها پیش به‌عنوان راهی برای گفتن این‌که آنها «انحراف‌طلب» هستند آغاز شد. آنها را متفاوت از دین رسمی یا خمینی می‌دیدند. سپس کلمه «فرقه» به آمریکا وارد شد و مردم فرض کردند که آنها یک فرقه هستند. چرا؟ چون آنها در مناطق حفاظت‌شده در عراق، در «اشرف» و سپس در آلبانی، در یک مکان حفاظت‌شده زندگی می‌کردند. چرا حفاظت‌شده؟ زیرا از سال ۱۹۷۹، زمانی که مسعود رجوی توسط خمینی برای دیدار دعوت شد و مسعود به او گفت که پیروان مسلمانش نمی‌توانند دیکتاتوری را بپذیرند، پس از آن‌که علیه دیکتاتوری شاه مبارزه کرده بودند، آنها گفتند مردم ایران دیگر دیکتاتوری نمی‌پذیرند. این منجر به صدور فتوایی دست‌نویس توسط خمینی شد که مسعود رجوی و کل جنبش را محکوم به مرگ کرد و ده‌ها هزار نفر از آنها را از سال ۱۹۸۱، ۱۹۸۸ و حتی ژانویه امسال کشتند. بنابراین، طبیعتاً مجاهدین به برخی اعضای به‌اصطلاح اپوزیسیون ایرانی اعتماد نمی‌کنند، زیرا آنها ممکن است توسط سرویس اطلاعاتی رژیم برای یافتن، شناسایی یا حتی کشتن آنها جذب شده باشند. بنابراین آنها در مکان‌های حفاظت‌شده زندگی می‌کنند، نه به این دلیل که یک فرقه هستند، بلکه به این دلیل که بازماندگانی هستند که به یکدیگر اعتماد دارند و مأموریتی برای برقراری دموکراسی و اعادهٔ حق حاکمیت به مردم ایران دارند.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): بحث‌های زیادی درباره «جایگزین» برای رژیم فعلی آخوندها وجود دارد. بر اساس تحقیقات و تجربه شما در طول این سال‌ها درباره ایران و اپوزیسیون، چه جایگزینی را معتبر و قابل‌اجرا می‌دانید؟

سفیر بلومفیلد: نظر شخصی من این است که هیچ دلیلی برای تعامل با رژیمی که به هیچ قانونی پایبند نیست و به هیچ حاکمیتی احترام نمی‌گذارد، وجود ندارد. از ابتدای انقلاب، زمانی که خمینی در فوریه ۱۹۷۹ بازگشت، بلافاصله خواستار تصاحب جنوب عراق شد و گفت که باید در بغداد علیه صدام حسین تغییر رژیم صورت گیرد. او شهرهای مقدس را می‌خواست. او گفت: «کربلا تا قدس»؛ یعنی او به قلمرو ایران احترام نمی‌گذاشت و به‌دنبال بیت‌المقدس و مسجدالاقصی به‌عنوان بخشی از قلمرو خود بود. بنابراین، من معتقدم رژیم ایران امتیازات یک دولت مستقل را از دست داده است. چرا باید در سراسر جهان سفارت داشته باشند؟ چرا باید دیپلمات به ایران اعزام کنیم؟ چرا باید به آنها امتیازاتی بدهیم؟ در سال ۲۰۱۸ آنها سعی کردند با جا به جایی بمب با یک پرواز تجاری به وین بمب‌گذاری کنند تا گردهمایی پاریس را منفجر کنند؛ جایی که من و همسرم نزدیک خانم رجوی نشسته بودیم. بنابراین، آنها نباید هیچ امتیازی داشته باشند. من به هیچ‌وجه با آنها تعامل نمی‌کردم. اما یک جایگزین وجود دارد. بیش از ۱۰۰ رئیس دولت سابق، ۸۷ برنده جایزه نوبل و ۴۰۰۰ پارلمانتر، از جمله اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا، از برنامه ۱۰ ماده‌ای خانم رجوی حمایت می‌کنند. این‌که وزارت‌خارجه ما با آنها صحبت نمی‌کند، میراث بحران گروگان‌گیری در دهه ۱۹۸۰ است. ما می‌ترسیدیم که اگر با مجاهدین صحبت کنیم، رژیم ایران بسیار ناراحت شود و درباره گروگان‌ها یا غنی‌سازی هسته‌‌ای توافق نکند. بنابراین ما سال‌ها آنها را راضی کردیم از چه چیزی می‌ترسیم؟ چرا از صحبت کردن با خانم رجوی می‌ترسیم؟ او یک رهبر صلح‌جو از یک جنبش است که توسط زنان اداره می‌شود و برای تغییر در ایران فعالیت می‌کند. شاید برای اولین بار بتوانیم چشمان وزارت‌خارجه‌های غربی را باز کنیم و این گفتگو را آغاز کنیم.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): بر اساس دانش شما و حمایت روزافزون از دولت موقت بر اساس برنامه ۱۰ ماده‌ای خانم رجوی، این برنامه ۱۰ ماده‌ای را برای آینده ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سفیر بلومفیلد: فکر می‌کنم کسانی که بیشترین اهمیت را دارند، ۹۲ میلیون شهروند ایران هستند. ما باید فروتن باشیم؛ من به‌عنوان یک آمریکایی باید فروتن باشم. این کشور من نیست و آینده من نیست، اگر چه تحت تأثیر آینده ایران قرار خواهم گرفت و در گذشته تحت تأثیر تروریسم (رژیم) ایران قرار گرفته‌ام. ما می‌خواهیم مردم ایران صدایی داشته باشند. همان‌طور که خانم رجوی گفت، اولین باری که در سال ۲۰۱۱ در پاریس دیدم که او سخنرانی می‌کند، گفت که مردم ایران باید تصمیم بگیرند چه کسی رهبرشان باشد. او گفت که ما افتخار می‌کنیم که در اپوزیسیون وفادار در یک «ایران آزاد» خدمت کنیم. او بارها و بارها همین حرف را زده است. این با آن مرد که پسر شاه است و هیچ پیشینه‌ای در سیاست یا امور ایران ندارد و می‌گوید «آنها دارند نام مرا صدا می‌زنند» و خود را پادشاه اعلام کرده، متفاوت است. مشخص نیست چه نقشی می‌تواند داشته باشد. اما خانم رجوی نماینده یک جنبش مقاومت ۶۰ ساله است که همواره ایستاده برای همان چیزی که همیشه برای آن ایستاده است: یک آینده دموکراتیک و مشروع که توسط مردم ایران اداره شود، درست همان‌طور که همه کشورهای غربی و مدرن خود را اداره می‌کنند.

سفیر بلومفیلد: وقتی به آینده نگاه می‌کنید، واقع‌بینانه، هیچ چیزی درباره رضا پهلوی وجود ندارد که او را آماده کند تا به هر طریقی به بازسازی کشور بر اساس یک مبنای نهادی مشروع کمک کند. در حالی که «شورای ملی مقاومت ایران» برنامه‌ها، کمیته‌ها، ساختار و نقشه راه گسترده‌‌ای برای کمک به ایران برای گذار از این کابوس وحشتناک آخوندهای فاسد که از اسلام برای منافع سیاسی سوءاستفاده کرده‌اند و پول کشور را برداشته و در خارج از ایران خرج کرده‌اند، دارد. برای گذار به چیزی که مدرن، عادلانه و یک دولت مرفه است که تمام انرژی مردم بزرگ ایران را جذب می‌کند.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): اکنون یک سؤال شخصی‌تر. شما سال‌ها با مقاومت ایران بوده‌اید. آنها را در واشنگتن، پاریس و سراسر اروپا دیده‌اید. بهترین خاطرات شما در این مبارزه و هم‌چنین سخت‌ترین لحظات، اگر می‌توانید به ما بگویید، چیست؟

سفیر بلومفیلد: فکر می‌کنم چیزی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار می‌دهد، میزان اندوه و رنجی است که تک‌تک اعضای جامعه ایرانیان در تبعید، چه عضو مقاومت باشند چه حامی آن، تحمل کرده‌اند و شجاعت و شهامتی است که آنها از ایستادن در کنار یکدیگر به‌عنوان یک جنبش کسب می‌کنند. آنها بسیار شاد هستند، اما وقتی این اعدام‌ها را روزبه‌روز تماشا می‌کنند، بسیار غمگینند. این بسیار دردناک است. بسیاری از مردم نمی‌توانند سر خود را بالا نگه دارند و به‌وضوح فکر کنند، در حالی که تماشا می‌کنند افرادی که می‌شناسند در حال اعدام هستند. از سوی دیگر، آنها چیز جدیدی می‌بینند؛ نسل جدیدی از حامیان وجود دارد که آنها نمی‌شناسند. این جوانان با همان شجاعت و همان تعهد و همان اصول، حتی با به خطر انداختن جان خود، ایستاده‌اند؛ درست همان‌طور که نسل قبلی انجام داد. این برای دوستان من در مقاومت بسیار الهام‌بخش است. بنابراین فکر می‌کنم این‌که آنها در کنار هم ایستاده‌اند، وفادار به یکدیگرند و به یکدیگر اعتماد دارند، مهم است. نه تنها من مقاومت را مطالعه کرده‌ام، بلکه من به‌عنوان یک مقام امنیت ملی آمریکا، عمیقاً نگران بوده‌ام که دولت خودم داستان واقعی اتفاقات و چرایی این‌که مقاومت چنین تهدیدی برای رژیم است را درک نمی‌کند. این به اعتقاد آنها برمی‌گردد که اسلام یعنی آزادی، اسلام با حقوق کامل، برابری جنسیتی، حقوق سیاسی، قوه قضاییه مستقل، رویه قضایی و قانون بین‌الملل سازگار است. این کاملاً برعکس دیکتاتوری قرون‌وسطایی خمینی است. و به همین دلیل است که آنها را منافق می‌نامند، زیرا آنها مسیر متفاوتی دارند. آنها افتخار می‌کنند که برای چیزهای درست در برابر این کابوس وحشتناکی که ایران را برای مدت زیادی گرفتار کرده، ایستاده‌اند.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): شما به نسل جدیدی اشاره کردید که به مقاومت می‌پیوندند. هم‌چنین برخی از آنها توسط رژیم ایران اعدام شدند، به‌ویژه آن ۶ عضو سازمان مجاهدین با سرودشان که در سراسر جهان گسترده پخش شد. نظر شما درباره این نسل و اعدام‌های آنها توسط رژیم ایران چیست؟ هدف آنها چیست و با این اعدام‌ها و هم‌چنین اعدام‌های معترضان ژانویه که در تمام روزها ادامه دارد، چه چیزی به دست می‌آورند؟

سفیر بلومفیلد: مطالعه من درباره دیکتاتوریها، از کالج و دانشکده تحصیلات تکمیلی، به من می‌گوید که اگر دیکتاتور هستید، به مردان جوان نگاه می‌کنید و فکر می‌کنید این مردان می‌توانند مرا سرنگون کنند. پس چه کار می‌توانم بکنم تا آنها را مشغول نگه دارم؟ آنها را به سوریه بفرستم، به لبنان، به یمن بفرستم؛ آنها را مشغول نگهدارید. یک لیست حقوق و دستمزد ایجاد کنید. حافظ اسد در سوریه همیشه ۴۰ هزار مرد در لبنان داشت. چرا؟ برای این‌که آنها را از دمشق دور نگه دارد. بنابراین اعدام‌ها یک هدف دارند؛ یکی این است که افراد رژیم را مشغول نگه‌دارند، تا باور کنند کاری انجام می‌دهند، و شماره دو، منحرف کردن جنبش مقاومت است. زیرا رویدادهای بزرگی در حال وقوع است؛ این مرا به یاد حملات علیه اشرف ۲ در عراق، «کمپ لیبرتی» می‌اندازد که قرار بود مقاومت را از تمرکز بر موضوع بزرگ‌تر، یعنی سرنگونی رژیم و دامن‌زدن به قیام، منحرف کند. بنابراین وقتی به آلبانی رسیدند، همه چیز تغییر کرد. من معتقدم انقلاب خواهد آمد. معتقدم به‌زودی خواهد آمد و هیچ چیزی که در واشنگتن، اسراییل یا تهران می‌بینید، برای آن لحظه آماده نیست. بنابراین ما باید این آخر هفته درباره آن صحبت کنیم.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): اگر قرار بود پیامی در این سال داشته باشید، اگر بخواهید مستقیماً با مردم ایران که مصاحبه شما را در سیمای آزادی تماشا می‌کنند صحبت کنید، چه پیامی داشتید؟

سفیر بلومفیلد: اول از همه، آرزو می‌کنم صحبت کردن با مردم ایران آسان‌تر بود. آرزو می‌کردم دولتم ابزار بزرگی برای پخش داشت. متأسفانه، ما توانایی پخش خود را در زمانی کاهش داده‌ایم که فضای نبرد با رژیم، اطلاعات است. بنابراین پیام من این است که هیچ‌چیزی که این افراد باقیمانده، اعضای سپاه یا قالیباف یا عراقچی انجام می‌دهند، قیام مردم ایران را متوقف نخواهد کرد. آنها باید شجاع باشند. آنها باید بدانند که حمایت عظیم و قوی دارند شما خواهید دید که دیپلماسی در حال وقوع، تنها حمایت و درک بیشتری را در غرب درباره داستان واقعی این رژیم شرور و داستان واقعی قیام مردم ایران فعال خواهد کرد که به‌زودی در راه است.

مصاحبه‌کننده (سیمای آزادی): سفیر بلومفیلد، از وقتی که گذاشتید بسیار سپاسگزاریم. متشکرم.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/dc771b96-db32-4779-9c39-639a74bf6570"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات