پستونشینی و سکوت خامنهای از روز مذاکرات اتمی، تفسیرهای گوناگونی را بههمراه داشته است. سؤال این است: علت سکوت چیست؟
جواب این سؤال چندان دشوار نیست. نگاهی به اظهارات مهرهها و مطبوعات ولایت یک واقعیت را کاملاً برجسته میکند. جواب هم از همین واقعیت در میآید: تشدید روزانهٴ جنگ میان باندها. یعنی گرچه خامنهای از ظاهر شدن در صحنه (حتی برای دجالگری تحت عنوان عید غدیر) خودداری کرده، اما از پشت صحنه در آتش جنگ باندی دمیده است.
مهرهها و رسانههای باند رفسنجانی ضمن پاتکهای مشخص، آشکارا ابعاد این تشدید جنگ را اعلام میکنند. بهعنوان نمونه امروز (شنبه) اعتماد، روزنامه نزدیک به باند رفسنجانی حملات باند رقیب را «صفآرایی علیه دولت» توصیف کرده و نوشته «هنوز سه ماه هم از روی کارآمدن دولت» روحانی نگذشته، آنها «هر روز دامنه انتقاداتشان را گستردهتر و ادبیاتشان را گزندهتر میکنند»، بهطوری که «حالا رنگ و بوی جدیتر به خود گرفته است». این روزنامه یکی از اصلیترین موارد جنگ باندی را ایجاد مانع در راه «تغییر رابطه با آمریکا» و مورد دیگر را کشمکش بر سر ترکیب کابینه دانسته است.
حالا سؤال این است که چرا خامنهای از پشت صحنه به جنگ دامن میزند و خودش ظاهر نمیشود؟ جواب میتواند این باشد که ظهور خودش برای نزدیکی مذاکرات برنامهریزی کرده است. زیرا پس از این همه جنگ و جدال، لازم است یکبار دیگر تصمیم نهایی را اعلام کند و مهر بزند. روشن کند که آیا در ادامه رویکرد پر دود و دم کنونی، مذاکرات را متوقف میکند یا بر اساس نیاز حیاتی به خروج از تنگنای نفسگیر کنونی، آن را بههر قیمت دنبال خواهد کرد؟
جواب البته روشن است. تمامی واقعیتها حاکی از این است که خامنهای در جستجوی راه خروج از بنبست بحرانها، راهی جز ادامه مذاکرات به امید کاهش تحریمها ندارد و اخبار روزهای آینده این واقعیت را بهتر نشان خواهد داد.
اما یک سؤال همچنان باقی میماند: اینکه اگر خامنهای مثل رفسنجانی بهشدت نیازمند ادامه مذاکرات است، پس این همه دود و دم و جنگ باندی برای چیست؟ جواب در مقاله امروز (شنبهٴ ) روزنامه جوان، ارگان بسیج سپاه پاسداران بهروشنی داده شده است. احساس خطر از نقشهٴ مسیر باند رفسنجانی در مراحل آینده و پس از مذاکرات و کاهش احتمالی تحریمها. ارگان بسیج نوشته است: «هیچ گاه راهبرد اصلی تجدیدنظرطلبان که همان ”دکترین استحاله و فروپاشی از درون“ است مورد غفلت و فراموشی قرار نگرفته است». بله وحشت از فروپاشی درونی است که خامنهای را بر آن میدارد از همین حالا برای حذف نهایی باند رقیب صفآرایی و زمینهسازی کند. زیرا فروپاشی درونی به سرباز کردن قیامهای سراسری میانجآمد و پرتاب شدن به زبالهدان تاریخ بهدست توانای مردم و ارتش آزادیبخش ملی ایران را شتاب میدهد.
جواب این سؤال چندان دشوار نیست. نگاهی به اظهارات مهرهها و مطبوعات ولایت یک واقعیت را کاملاً برجسته میکند. جواب هم از همین واقعیت در میآید: تشدید روزانهٴ جنگ میان باندها. یعنی گرچه خامنهای از ظاهر شدن در صحنه (حتی برای دجالگری تحت عنوان عید غدیر) خودداری کرده، اما از پشت صحنه در آتش جنگ باندی دمیده است.
مهرهها و رسانههای باند رفسنجانی ضمن پاتکهای مشخص، آشکارا ابعاد این تشدید جنگ را اعلام میکنند. بهعنوان نمونه امروز (شنبه) اعتماد، روزنامه نزدیک به باند رفسنجانی حملات باند رقیب را «صفآرایی علیه دولت» توصیف کرده و نوشته «هنوز سه ماه هم از روی کارآمدن دولت» روحانی نگذشته، آنها «هر روز دامنه انتقاداتشان را گستردهتر و ادبیاتشان را گزندهتر میکنند»، بهطوری که «حالا رنگ و بوی جدیتر به خود گرفته است». این روزنامه یکی از اصلیترین موارد جنگ باندی را ایجاد مانع در راه «تغییر رابطه با آمریکا» و مورد دیگر را کشمکش بر سر ترکیب کابینه دانسته است.
حالا سؤال این است که چرا خامنهای از پشت صحنه به جنگ دامن میزند و خودش ظاهر نمیشود؟ جواب میتواند این باشد که ظهور خودش برای نزدیکی مذاکرات برنامهریزی کرده است. زیرا پس از این همه جنگ و جدال، لازم است یکبار دیگر تصمیم نهایی را اعلام کند و مهر بزند. روشن کند که آیا در ادامه رویکرد پر دود و دم کنونی، مذاکرات را متوقف میکند یا بر اساس نیاز حیاتی به خروج از تنگنای نفسگیر کنونی، آن را بههر قیمت دنبال خواهد کرد؟
جواب البته روشن است. تمامی واقعیتها حاکی از این است که خامنهای در جستجوی راه خروج از بنبست بحرانها، راهی جز ادامه مذاکرات به امید کاهش تحریمها ندارد و اخبار روزهای آینده این واقعیت را بهتر نشان خواهد داد.
اما یک سؤال همچنان باقی میماند: اینکه اگر خامنهای مثل رفسنجانی بهشدت نیازمند ادامه مذاکرات است، پس این همه دود و دم و جنگ باندی برای چیست؟ جواب در مقاله امروز (شنبهٴ ) روزنامه جوان، ارگان بسیج سپاه پاسداران بهروشنی داده شده است. احساس خطر از نقشهٴ مسیر باند رفسنجانی در مراحل آینده و پس از مذاکرات و کاهش احتمالی تحریمها. ارگان بسیج نوشته است: «هیچ گاه راهبرد اصلی تجدیدنظرطلبان که همان ”دکترین استحاله و فروپاشی از درون“ است مورد غفلت و فراموشی قرار نگرفته است». بله وحشت از فروپاشی درونی است که خامنهای را بر آن میدارد از همین حالا برای حذف نهایی باند رقیب صفآرایی و زمینهسازی کند. زیرا فروپاشی درونی به سرباز کردن قیامهای سراسری میانجآمد و پرتاب شدن به زبالهدان تاریخ بهدست توانای مردم و ارتش آزادیبخش ملی ایران را شتاب میدهد.