کانون صنفی معلمان ایران در بیانیه خود خطاب به فرهنگیان سراسر کشور از جمله نوشت:
به نام خداوند جان و خرد
اسفندماه برای معلمان عضو یا علاقهمند به کانون صنفی معلمان، پیش از آنکه نویدبخش پایان فصل سرد و آغاز روشنایی بهار باشد، یادآور تداوم تیرگی در نگاهی است که حضور و رشد تشکلهای مستقل را برنمیتابد. یادآور برخورد پرخشونت و غیرقانونی با معلمان در 23اسفند 1385 توسط دولتی است که کوس رسوایی دولتمردانش در سوء مدیریت، حیفومیل اموال عمومی، جنجالآفرینی و کشاندن کشور به شرایط دشوار و خطرناک، دستکم اکنون برای همگان آشکار شده است.
در حالی در آستانه 23اسفند قرار داریم که احکام صادر شده برای همکاران ما در طی روزهای اخیر این مسأله را برای ذهن تداعی میکند که بهرغم تغییر دولتها نگاه امنیتی به فعالیت صنفی، همچنان نگاهی مسلط است. برخورد خشن و دستگیری معلمان در مقابل پاستور در سال 1380، دستگیری و بازداشت گسترده اعضای کانونهای صنفی در سراسر کشور در سال 1385 و برخوردهای اخیر بهخصوص بازداشت دسته جمعی فعالان در 31 تیر 94 و صدور احکام سنگین برای اعضای کانون در همین سال، بهخصوص صدور احکام جدید برای اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، مهدی بهلولی و محمدرضا نیکنژاد و رسول بداقی و ادامه حبس علیاکبر باغانی هر یک مصداقی از این مدعا است که فرادستان در قدرت و حاکمیت هیچگاه فعالیت صنفی مستقل را برنتابیدهاند.
همکاران فرهنگی عزیز:
همانطور که میدانید سال 1394 برای کانونهای صنفی سراسر کشور و کانون صنفی معلمان ایران (تهران) سال پرفراز و نشیبی بود سالی که ریشه تحولات آن را بایستی در سال پیش و بهخصوص 10اسفند 1393 مورد تحلیل قرارداد. شما بیشک تجمعات مسالمتآمیز سکوت در 10اسفندماه سال گذشته را بهخاطر میآورید. 10اسفند از این منظر برای ما اهمیت دارد و یک سرفصل تلقی میگردد که در طی روزهای قبل از آن ما شاهد طرح مطالبات سراسری توسط همکاران در سراسر کشور بودیم. اعتراضات دی و بهمن 93 که بهصورت خودجوش و بر اساس واقعیت عینی و ملموس تبعیض در اعتراض به وضعیت معیشت و رفاه موجود معلمان شکل گرفت، مجموعه شورای هماهنگی و کانونها را به این جمعبندی رساند که یک تشکل صنفی مستقل باید در کنار بدنه بایستد. پیش از هر اقدامی توسط تشکلها، معلمان آگاه ایران بر اثر فشار تبعیضها و نارساییها، به مدد شبکههای اجتماعی مجازی که پلی ارتباطی میان صدها هزار فرهنگی در سراسر کشور بود، مسیر و افق جدیدی برای تحقق مطالبات خود گشودند. در اصل ما در 10اسفند با بدنه فعال و مطالبه محور همگام شدیم و کانونها بهواسطه برخورداری از اعتماد و پایگاه اجتماعی در بین معلمان توانستند تجمع 10اسفند را با عقلانیت و امید به بهبود وضعیت مدیریت نمایند.
10اسفند از نظر ما بیش از هر چیز بیانگر رشد جامعهی معلمان در پیگیری قانونی حقوق صنفی خود با تکیه بر توان جمعیشان بود. ولی 10اسفند پایان راه نبود چرا که بهخاطر عدم پاسخگویی دولت و مجلس به مطالبات بر حق، روند اعتراضات در سال 94 ادامه یافت، تجمع سراسری 27 فروردین 1394 که به ابتکار فعالان سراسر کشور و به کمک سازمان دهی گسترده معلمان در فضای مجازی برنامهریزی و اجرا شد، نشان داد که معلمان قادر هستند از هر ظرفیت ممکن برای بیان خواستهای بر حق خود استفاده کنند. این تجمع سراسری بدون دخالت کانونها بهوقوع پیوست و صحنه زیبایی از اتحاد و همدلی معلمان را رقم زد.
اما هر چه کانونها با سکوت و طرح مسالمتآمیز مطالبات به اتکای مرام و مسلک معلمی بهپیش رفتند دستگاههای امنیتی مختلف و موازی مسیر دیگری را پیمودند. احضارها و تهدیدهایی که از 10اسفند شروع شده بود شدت بیشتری یافت و با بازداشت محمدرضا نیکنژاد و مهدی بهلولی و متعاقب آن محمود بهشتی لنگرودی، در شهریورماه و در آستانه بازگشایی مدارس، وارد مرحلهی جدیدی شد.
بدین ترتیب مهر سال 94 را ما در حالی شروع کردیم که 6تن از اعضای برجسته کانون پشت میلههای زندان بودند. بسان نوروز 86 که بیش از 20نفر از فعالان صنفی بهخاطر بازداشت 23اسفند، زمان تحویل سال نو را در انفرادی 209 سپری کردند.
فعالان صنفی سراسر کشور، پیشکسوتان و معلمان عزیز:
همانطور که میدانید این فعالیتها بینتیجه نبوده است. ما نسبت به گذشته بیشتر متحد شدهایم و بر سر اصول مشترک صنفی بیشتر تأکید میکنیم. دستاوردهایی نظیر تغییر ضریب افزایش حقوق معلمان و نزدیک نمودن آن به مصوبهی قانونی و یا اجرای شتابزدة طرح رتبهبندی از شروع سال تحصیلی جاری، نتیجه همین تلاش معلمان و فعالان سراسر کشور است؛ همچنین تبدیل مطالبات معلمان به مسألهای اجتماعی و درگیر نمودن اذهان جامعه با این مسأله، بالا رفتن روحیهی اتحاد و همدلی در معلمان برای پیگیری مطالبات برحقشان و معرفی فعالان صنفی جوان و پیگیر به جامعهی معلمان دستاوردهای انکارناپذیر در یکسالة اخیر بوده است. لیکن متأسفانه هزینههایی را نیز به تشکلها بهویژه کانون تهران تحمیل نمود که آخرین آنها صدور احکام سنگین زندان برای چهار تن از اعضا و مرتبطان با کانون صنفی معلمان است.
آیا تأخیر هشتساله در تمدید پروانه یک تشکل صنفی و یا تعیین تکلیف آن امری قانونی است؟
چرا وزارت کشور به وظایف قانونی خود عمل نمیکند؟ چرا با تشکلهای منتسب به معلمان سلیقهای و جناحی برخورد میشود تشکلهای سیاسی منتسب به معلمان بهحق اجازه فعالیت دارند اما تشکلهای صنفی مستقل با روشهای غیرقانونی، غیرقانونی اعلام میشوند؟!
چگونه است در حالیکه سیاست رسمی در وزارت آموزشوپرورش تبدیل فرهنگ امنیتی به امنیت فرهنگی برای همه از جمله تشکلها اعلام میشود؛ وجود تشکلها فرصت و نه تهدید تلقی میگردد؛ باز هم نگاهی که تداوم خط حاکم بر نهادهای امنیتی دولت پیشین است، در نهاد موازی، فرصت مییابد برخلاف سیاست اعتدالی اعلامشده تاختوتاز نماید و مانع و اعتراض آشکار و مهمی در مقابل خود نمیبیند؟!
از ریاست محترم قوهی قضاییه میپرسیم:
کانون صنفی معلمان تهران در کدام دادگاه صالح محکوم و غیرقانونی اعلامشده است که اکنون به استناد آن همکاران ما در دادگاهها به اتهام عضویت یا فعالیت برای تشکل غیرقانونی، به زندان محکوم میشوند؟
آیا آشکار ساختن کاستیها و بیسامانیهای نظام آموزشی در نزد مسئولان و در نشریات بهقصد اصلاح آنها، شرکت در تجمعی که حدود یک سال از برگزاری آن میگذرد و هیچگونه پیآمد سوء امنیتی برای کشور نداشته و از همه تأسفبارتر شرکت در مراسم افطاری که توسط معلمان ترتیب داده شده است، عمل مجرمانه محسوب میشود که به استناد آن، سه تن از همکاران ما هر کدام به پنج سال حبس تعزیری محکوم میشوند؟
بر اساس کدام منش اخلاقی و انسانی، علیاکبر باغانی بعد از تحمل یک سال حبس بهدلیل فعالیتهای صنفی، باید بدون حتی یک روز مرخصی و دیدار با خانواده، بر اساس حکم ناعادلانه به تبعیدگاه فرستاده شود؟ آیا حضور یک معلم در جمع خانواده و دوستان تا بدین حد هراسآور است که تأکید دارید این حکم ناعادلانه-تبعید به شهرستان زابل- با تعجیلی حیرتآور اجرایی شود؟ فأین تذهب؟
بزرگترین دلیل اعتراضات معلمان در حدود 15سال اخیر رفع تبعیض موجود میان حقوق و مزایای شغلی آنان با سایر کارکنان دولت بوده است. در این فاصله دستکم سه برنامهی 5ساله تدوین و اجرا شده است و چهارمین آنها (برنامه ششم) نیز در حال تدوین و تصویب است. آیا کار دشواری است که در قالب یکی از برنامههای پنجساله، تبعیض موجود رفع شود؟ کیفیتبخشی به آموزش در اولویت قرار گیرد تا بتوان این ایراد جدی به آموزش کشور را که گرفتار چرخة معیوبی است و به تولید نمیرسد را برطرف نمود؟
از معلمان که بگذریم آیا کودکان و نوجوانان کنونی و سازندگان نسلهای آیندهی کشور، ارزش چنین سرمایهگذاری را ندارند؟
همکاران گرامی:
کانونهای صنفی معلمان در سراسر کشور دستکم در هشتماهة گذشته برای پیگیری خواستههای صنفی خود، تلاش نمودهاند. روشهای آزمودة پیشین از جمله رایزنی با مسئولان مختلف و نمایندگان مجلس، قوه قضاییه و... را در اولویت کاری خود قرار دهند. در این راستا دهها ساعت گفتگو، ارائة برخی طرحها و نامهنگاری با مسئولان را انجام داده و همچنان ادامه خواهند داد؛ اما متأسفانه تنها پاسخی که تا کنون دریافت شده، صدور احکام جدید زندان برای همکاران خود و تداوم اجرای احکام قبلی سایر همکاران است. احکامی که با روح حاکم بر قانون مغایرت آشکار دارند.
بازنشستگان و معلمان شریف سراسر کشور میدانند کانونها خواستهای بهجز مطالبات اکثریت معلمان و خانوادههای دانشآموزان را مطرح نمینمایند. از این منظر است که تأکید داریم مطالبات محقق نشده را مرور کنیم تا برای همگان یادآوری شود که ما خواهان چه چیزی هستیم.
1- بهبود معیشت و افزایش حقوق به بالاتر از خط فقر برای عموم فرهنگیان شاغل و بازنشسته با اجرای کامل دقیق قانون مدیریت خدمات کشوری، بهگونهیی که فرهنگیان کشور از همهی حقوق و مزایایی که سایر کارکنان دولت برخوردارند، بیهیچ تبعیضی برخوردار گردند.
2- آزادی معلمان زندانی و صدور قرار منع تعقیب برای معلمانی که دارای حکم هستند.
3- بهبود وضعیت بهداشت و درمان معلمان با برقراری یک نوع بیمة درمانی مؤثر، کارآمد و فراگیر، با حق بیمة معقول و منطقی.
4 - حق تشکل یابی صنفی مستقل، با تأکید بر تمدید پروانه کانون و صدور مجوز برای برنامههای کانون.
5- تأکید بر آموزش کیفی و برابر و رایگان برای تمام کودکان ایران و توقف برنامههای خصوصیسازی که موجب کالایی شدن آموزش و کاهش کیفیت آموزشی و فشار بر اقشار فرودست جامعه و محرومیت بخشی از کودکان این سرزمین از حق برخورداری از آموزش عمومی میشود.
6 - تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی و پیمانی که از حداقل امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند؛ و حمایت از حقوق صنفی و آموزشی معلمان شاغل در مدارس غیردولتی.
7- مشارکت معلمان و تشکلهای صنفی در ساختار نظام آموزشی با تأکید بر حق مشارکت در سیاستگذاریها.
برای اطلاع همگان یادآوری مینماییم، تنها اتهامی که به این مطالبات نمیچسبد اتهام امنیتی است و ما بهعنوان نمایندگی بخشی از بدنه معلمان برای پیگیری این مطالبات تلاش میکنیم و نیک میدانیم که مسیر پیموده شده تا کنون عاری از نقص نبوده است. برای آسیبشناسی حرکتهای خود درگذشته و گشودن افقهای جدید برای فعالیت صنفی کانون، انتقادهای بدنه فعال صنفی و منتقدانی که دل در گرو ارتقای فعالیتهای صنفی و رشد جامعه فرهنگی و ارتقا آموزش کشور دارند را با جان و دل میپذیریم.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
به نام خداوند جان و خرد
اسفندماه برای معلمان عضو یا علاقهمند به کانون صنفی معلمان، پیش از آنکه نویدبخش پایان فصل سرد و آغاز روشنایی بهار باشد، یادآور تداوم تیرگی در نگاهی است که حضور و رشد تشکلهای مستقل را برنمیتابد. یادآور برخورد پرخشونت و غیرقانونی با معلمان در 23اسفند 1385 توسط دولتی است که کوس رسوایی دولتمردانش در سوء مدیریت، حیفومیل اموال عمومی، جنجالآفرینی و کشاندن کشور به شرایط دشوار و خطرناک، دستکم اکنون برای همگان آشکار شده است.
در حالی در آستانه 23اسفند قرار داریم که احکام صادر شده برای همکاران ما در طی روزهای اخیر این مسأله را برای ذهن تداعی میکند که بهرغم تغییر دولتها نگاه امنیتی به فعالیت صنفی، همچنان نگاهی مسلط است. برخورد خشن و دستگیری معلمان در مقابل پاستور در سال 1380، دستگیری و بازداشت گسترده اعضای کانونهای صنفی در سراسر کشور در سال 1385 و برخوردهای اخیر بهخصوص بازداشت دسته جمعی فعالان در 31 تیر 94 و صدور احکام سنگین برای اعضای کانون در همین سال، بهخصوص صدور احکام جدید برای اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، مهدی بهلولی و محمدرضا نیکنژاد و رسول بداقی و ادامه حبس علیاکبر باغانی هر یک مصداقی از این مدعا است که فرادستان در قدرت و حاکمیت هیچگاه فعالیت صنفی مستقل را برنتابیدهاند.
همکاران فرهنگی عزیز:
همانطور که میدانید سال 1394 برای کانونهای صنفی سراسر کشور و کانون صنفی معلمان ایران (تهران) سال پرفراز و نشیبی بود سالی که ریشه تحولات آن را بایستی در سال پیش و بهخصوص 10اسفند 1393 مورد تحلیل قرارداد. شما بیشک تجمعات مسالمتآمیز سکوت در 10اسفندماه سال گذشته را بهخاطر میآورید. 10اسفند از این منظر برای ما اهمیت دارد و یک سرفصل تلقی میگردد که در طی روزهای قبل از آن ما شاهد طرح مطالبات سراسری توسط همکاران در سراسر کشور بودیم. اعتراضات دی و بهمن 93 که بهصورت خودجوش و بر اساس واقعیت عینی و ملموس تبعیض در اعتراض به وضعیت معیشت و رفاه موجود معلمان شکل گرفت، مجموعه شورای هماهنگی و کانونها را به این جمعبندی رساند که یک تشکل صنفی مستقل باید در کنار بدنه بایستد. پیش از هر اقدامی توسط تشکلها، معلمان آگاه ایران بر اثر فشار تبعیضها و نارساییها، به مدد شبکههای اجتماعی مجازی که پلی ارتباطی میان صدها هزار فرهنگی در سراسر کشور بود، مسیر و افق جدیدی برای تحقق مطالبات خود گشودند. در اصل ما در 10اسفند با بدنه فعال و مطالبه محور همگام شدیم و کانونها بهواسطه برخورداری از اعتماد و پایگاه اجتماعی در بین معلمان توانستند تجمع 10اسفند را با عقلانیت و امید به بهبود وضعیت مدیریت نمایند.
10اسفند از نظر ما بیش از هر چیز بیانگر رشد جامعهی معلمان در پیگیری قانونی حقوق صنفی خود با تکیه بر توان جمعیشان بود. ولی 10اسفند پایان راه نبود چرا که بهخاطر عدم پاسخگویی دولت و مجلس به مطالبات بر حق، روند اعتراضات در سال 94 ادامه یافت، تجمع سراسری 27 فروردین 1394 که به ابتکار فعالان سراسر کشور و به کمک سازمان دهی گسترده معلمان در فضای مجازی برنامهریزی و اجرا شد، نشان داد که معلمان قادر هستند از هر ظرفیت ممکن برای بیان خواستهای بر حق خود استفاده کنند. این تجمع سراسری بدون دخالت کانونها بهوقوع پیوست و صحنه زیبایی از اتحاد و همدلی معلمان را رقم زد.
اما هر چه کانونها با سکوت و طرح مسالمتآمیز مطالبات به اتکای مرام و مسلک معلمی بهپیش رفتند دستگاههای امنیتی مختلف و موازی مسیر دیگری را پیمودند. احضارها و تهدیدهایی که از 10اسفند شروع شده بود شدت بیشتری یافت و با بازداشت محمدرضا نیکنژاد و مهدی بهلولی و متعاقب آن محمود بهشتی لنگرودی، در شهریورماه و در آستانه بازگشایی مدارس، وارد مرحلهی جدیدی شد.
بدین ترتیب مهر سال 94 را ما در حالی شروع کردیم که 6تن از اعضای برجسته کانون پشت میلههای زندان بودند. بسان نوروز 86 که بیش از 20نفر از فعالان صنفی بهخاطر بازداشت 23اسفند، زمان تحویل سال نو را در انفرادی 209 سپری کردند.
فعالان صنفی سراسر کشور، پیشکسوتان و معلمان عزیز:
همانطور که میدانید این فعالیتها بینتیجه نبوده است. ما نسبت به گذشته بیشتر متحد شدهایم و بر سر اصول مشترک صنفی بیشتر تأکید میکنیم. دستاوردهایی نظیر تغییر ضریب افزایش حقوق معلمان و نزدیک نمودن آن به مصوبهی قانونی و یا اجرای شتابزدة طرح رتبهبندی از شروع سال تحصیلی جاری، نتیجه همین تلاش معلمان و فعالان سراسر کشور است؛ همچنین تبدیل مطالبات معلمان به مسألهای اجتماعی و درگیر نمودن اذهان جامعه با این مسأله، بالا رفتن روحیهی اتحاد و همدلی در معلمان برای پیگیری مطالبات برحقشان و معرفی فعالان صنفی جوان و پیگیر به جامعهی معلمان دستاوردهای انکارناپذیر در یکسالة اخیر بوده است. لیکن متأسفانه هزینههایی را نیز به تشکلها بهویژه کانون تهران تحمیل نمود که آخرین آنها صدور احکام سنگین زندان برای چهار تن از اعضا و مرتبطان با کانون صنفی معلمان است.
آیا تأخیر هشتساله در تمدید پروانه یک تشکل صنفی و یا تعیین تکلیف آن امری قانونی است؟
چرا وزارت کشور به وظایف قانونی خود عمل نمیکند؟ چرا با تشکلهای منتسب به معلمان سلیقهای و جناحی برخورد میشود تشکلهای سیاسی منتسب به معلمان بهحق اجازه فعالیت دارند اما تشکلهای صنفی مستقل با روشهای غیرقانونی، غیرقانونی اعلام میشوند؟!
چگونه است در حالیکه سیاست رسمی در وزارت آموزشوپرورش تبدیل فرهنگ امنیتی به امنیت فرهنگی برای همه از جمله تشکلها اعلام میشود؛ وجود تشکلها فرصت و نه تهدید تلقی میگردد؛ باز هم نگاهی که تداوم خط حاکم بر نهادهای امنیتی دولت پیشین است، در نهاد موازی، فرصت مییابد برخلاف سیاست اعتدالی اعلامشده تاختوتاز نماید و مانع و اعتراض آشکار و مهمی در مقابل خود نمیبیند؟!
از ریاست محترم قوهی قضاییه میپرسیم:
کانون صنفی معلمان تهران در کدام دادگاه صالح محکوم و غیرقانونی اعلامشده است که اکنون به استناد آن همکاران ما در دادگاهها به اتهام عضویت یا فعالیت برای تشکل غیرقانونی، به زندان محکوم میشوند؟
آیا آشکار ساختن کاستیها و بیسامانیهای نظام آموزشی در نزد مسئولان و در نشریات بهقصد اصلاح آنها، شرکت در تجمعی که حدود یک سال از برگزاری آن میگذرد و هیچگونه پیآمد سوء امنیتی برای کشور نداشته و از همه تأسفبارتر شرکت در مراسم افطاری که توسط معلمان ترتیب داده شده است، عمل مجرمانه محسوب میشود که به استناد آن، سه تن از همکاران ما هر کدام به پنج سال حبس تعزیری محکوم میشوند؟
بر اساس کدام منش اخلاقی و انسانی، علیاکبر باغانی بعد از تحمل یک سال حبس بهدلیل فعالیتهای صنفی، باید بدون حتی یک روز مرخصی و دیدار با خانواده، بر اساس حکم ناعادلانه به تبعیدگاه فرستاده شود؟ آیا حضور یک معلم در جمع خانواده و دوستان تا بدین حد هراسآور است که تأکید دارید این حکم ناعادلانه-تبعید به شهرستان زابل- با تعجیلی حیرتآور اجرایی شود؟ فأین تذهب؟
بزرگترین دلیل اعتراضات معلمان در حدود 15سال اخیر رفع تبعیض موجود میان حقوق و مزایای شغلی آنان با سایر کارکنان دولت بوده است. در این فاصله دستکم سه برنامهی 5ساله تدوین و اجرا شده است و چهارمین آنها (برنامه ششم) نیز در حال تدوین و تصویب است. آیا کار دشواری است که در قالب یکی از برنامههای پنجساله، تبعیض موجود رفع شود؟ کیفیتبخشی به آموزش در اولویت قرار گیرد تا بتوان این ایراد جدی به آموزش کشور را که گرفتار چرخة معیوبی است و به تولید نمیرسد را برطرف نمود؟
از معلمان که بگذریم آیا کودکان و نوجوانان کنونی و سازندگان نسلهای آیندهی کشور، ارزش چنین سرمایهگذاری را ندارند؟
همکاران گرامی:
کانونهای صنفی معلمان در سراسر کشور دستکم در هشتماهة گذشته برای پیگیری خواستههای صنفی خود، تلاش نمودهاند. روشهای آزمودة پیشین از جمله رایزنی با مسئولان مختلف و نمایندگان مجلس، قوه قضاییه و... را در اولویت کاری خود قرار دهند. در این راستا دهها ساعت گفتگو، ارائة برخی طرحها و نامهنگاری با مسئولان را انجام داده و همچنان ادامه خواهند داد؛ اما متأسفانه تنها پاسخی که تا کنون دریافت شده، صدور احکام جدید زندان برای همکاران خود و تداوم اجرای احکام قبلی سایر همکاران است. احکامی که با روح حاکم بر قانون مغایرت آشکار دارند.
بازنشستگان و معلمان شریف سراسر کشور میدانند کانونها خواستهای بهجز مطالبات اکثریت معلمان و خانوادههای دانشآموزان را مطرح نمینمایند. از این منظر است که تأکید داریم مطالبات محقق نشده را مرور کنیم تا برای همگان یادآوری شود که ما خواهان چه چیزی هستیم.
1- بهبود معیشت و افزایش حقوق به بالاتر از خط فقر برای عموم فرهنگیان شاغل و بازنشسته با اجرای کامل دقیق قانون مدیریت خدمات کشوری، بهگونهیی که فرهنگیان کشور از همهی حقوق و مزایایی که سایر کارکنان دولت برخوردارند، بیهیچ تبعیضی برخوردار گردند.
2- آزادی معلمان زندانی و صدور قرار منع تعقیب برای معلمانی که دارای حکم هستند.
3- بهبود وضعیت بهداشت و درمان معلمان با برقراری یک نوع بیمة درمانی مؤثر، کارآمد و فراگیر، با حق بیمة معقول و منطقی.
4 - حق تشکل یابی صنفی مستقل، با تأکید بر تمدید پروانه کانون و صدور مجوز برای برنامههای کانون.
5- تأکید بر آموزش کیفی و برابر و رایگان برای تمام کودکان ایران و توقف برنامههای خصوصیسازی که موجب کالایی شدن آموزش و کاهش کیفیت آموزشی و فشار بر اقشار فرودست جامعه و محرومیت بخشی از کودکان این سرزمین از حق برخورداری از آموزش عمومی میشود.
6 - تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی و پیمانی که از حداقل امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند؛ و حمایت از حقوق صنفی و آموزشی معلمان شاغل در مدارس غیردولتی.
7- مشارکت معلمان و تشکلهای صنفی در ساختار نظام آموزشی با تأکید بر حق مشارکت در سیاستگذاریها.
برای اطلاع همگان یادآوری مینماییم، تنها اتهامی که به این مطالبات نمیچسبد اتهام امنیتی است و ما بهعنوان نمایندگی بخشی از بدنه معلمان برای پیگیری این مطالبات تلاش میکنیم و نیک میدانیم که مسیر پیموده شده تا کنون عاری از نقص نبوده است. برای آسیبشناسی حرکتهای خود درگذشته و گشودن افقهای جدید برای فعالیت صنفی کانون، انتقادهای بدنه فعال صنفی و منتقدانی که دل در گرو ارتقای فعالیتهای صنفی و رشد جامعه فرهنگی و ارتقا آموزش کشور دارند را با جان و دل میپذیریم.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)