خانم رئیسجمهور، همکاران عزیز جدید و قدیم. من یک نمایندهٴ پیشین مجلس هستم و بههمین دلیل از مدتها قبل به پرونده ایران علاقهمند بودم. در این پرونده با دورانهای سختی مواجه بودم. وقتی دانشجو بودیم، علیه شاه ایران تظاهرات میکردیم. بعد سوسیالیست بودیم، حداقل خود من نزدیک به حزب سوسیالیست بودم و از اینکه فرانسوا میتران در اینجا از مجاهدین خلق ایران استقبال بهعمل میآورد خشنود میشدیم. این استقبال در شرایط فوقالعادهیی صورت میگرفت. در آن دوران استقبال از خارجیان و حق و حقوقی که برای مخالفان حکومتهای مختلف قائل میشدیم، یک موضوع جدل در فرانسه بود و یادم میآید که فرانسوا میتران در دل این مباحث متعهد شده بود قوانین یک کشور دموکراتیک را بهمورد اجرا بگذارد. و اولین باری که به این تعهد عمل کرد در رابطه با مجاهدین خلق ایران بود که از ماه ژوئیه 1981 و مدت کمی پس از انتخابش به ریاستجمهوری، از آنها در فرانسه استقبال بهعمل آورد و با آنها همانطور که شایستهاش بودند، رفتار کرد، و ما به این رفتار مفتخر بودیم.
در آن دوران فرانسه برخورد شایسته و موقری داشت و در غرب این مسأله بهشکل قابل قبولی پیش میرفت تا روزی که خاتمی به ریاستجمهوری رسید. فکر میکنم لازم است روی این سرفصل تمرکز کنیم، چون قضیهٴ روحانی بهنوعی تکرار واقعهیی است که در آن دوران رخ داد. به ما القا کردند که یک «مدره» به حکومت رسیده. این یک کشف جدید بود. در روزی که خاتمی به حکومت رسید، هیأتی از مجلس فرانسه به تهران رفت و مورد استقبال قرار گرفت. مشکلاتی که در این جلسه به آن اشاره شد، آن موقع نیز موضوع جدل بود. یادم میآید در آن دوران بود که من در کنار شما خانم (رجوی) وارد این مبارزه شدم؛ شما و مجاهدین خلق ایران. بهنظرم غیرقابلقبول میرسید که بگذاریم اینطور سرمان کلاه برود، در حالیکه متوجه بودیم چه اتفاقی دارد رخ میدهد. و این چیزی بود که بعدها به آن رسیدیم. وقتی به بیلان کار نشستیم، متوجه شدیم چه کلاهی بر سر غرب رفته است. نه تنها برای خاتمی فرش سرخ پهن کردند، بلکه سرکوب مجاهدین را هم شروع کردند، چرا که در این دوران بود که آنها در لیست تروریستی گنجانده شدند. در فرانسه حتی بیش از اینها کردیم، پروندهیی که مدتی بعد، با رسیدن راستها به حکومت به تحت تعقیب قرار دادن و دستگیری پر سر و صدای تعدادی از مجاهدین خلق و اعضای شورای ملی مقاومت ایران منجر شد.
بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟ بگذارید به اختصار یادآوری کنیم: نه یک یا دو بلکه 5 یا 6 دادگاه کشور همگی اعلام کردند، دلیلی ندارد که شما را در لیست سازمانهای تروریستی بگنجانند. احکام این دادگاهها این نبود که شما در گذشته تروریست بودهاید ولی به غلط در لیست گنجانده شدهاید، بلکه این بود که شما هرگز نباید در این لیست گنجانده میشدید. بنابراین دستگاه قضایی حرف دیگری دارد و میگوید آنها همواره افراد لایق گفتگو بودهاند؛ همواره مخالفینی بودهاند که باید از آنها دفاع میشد.
بعد از آن متوجه نکته دیگری هم شدیم که در همان دوران که خاتمی نقش فرشتهها را بازی میکرد و اینطور القا میکردند که مقداری بیشتر آزادی وجود دارد، دوران بزرگی است که طی آن مراکز اتمی راهاندازی شد. این کار بیسر و صدا در آن دوران صورت گرفت. من معتقدم، در واقع تمام این داستان برای این بود که جهان را سر کار بگذارند تا بتوانند آن چیزی را که بعدها بهیمن مجاهدین خلق ایران کشف کردیم راهاندازی کنند. بهعبارت دیگر (رژیم) ایران در آن دوران به عناصر بسیار خطرناکی دست یافته بود.
آیا فکر میکنید این تجربه درس عبرت شد؟ ابداً ! این بار نیز دقیقاً همان داستان تکرار میشود. خاتمی را کنار گذاشتند و یکی دیگر را بهنام روحانی بهجایش پیشنهاد کردند. اینکه میگویم پیشنهاد کردند، بهدلیل قانون اساسی (رژیم) ایران است که یک قانون اساسی دموکراتیک نیست و ایران هم یک جمهوری واقعی نیست، یک حکومت استبدادی است که ظواهر جمهوری را بهخود گرفته. شما سخنانی را که در همین جلسه ایراد شد شنیدید، هیچگاه میزان اعدام و نقض فاحش آزادیها، مثل دوران حکومت روحانی نبوده است. در واقع تفاوتی که با جریان خاتمی مشاهده میشود، یعنی انتخاب یک بهاصطلاح مدره برای راهاندازی انرژی هستهیی، این است که الآن خلاف آن دوران است، یعنی در رابطه با مسائل هستهیی مذاکره میشود تا هدف دیگری حاصل گردد. این هدف چیست؟ نقض آزادیها در کشور، ولی همچنین در سیاست بینالمللی. این قابلقبول نیست که هیأتی به ایران برود و هیچ سؤالی در رابطه با رفتار این رژیم در سوریه که موجب نگرانی همگان است، یا در لبنان که این هم موجب نگرانی همگان است، یا باز هم در عراق، بهعمل نیاورد. همین الآن که من با شما صحبت میکنم، چه اتفاقی دارد در عراق رخ میدهد؟ با تقلب در انتخابات عراق تلاش میشود کسی را در حکومت حفظ کنند که تمام زندگی سیاسیاش قبل از بازگشت به بغداد، در تهران سپری شده است. اینرا نباید فراموش کرد. نباید فراموش کرد که حکومت عراق دقیقاً روشهای حکومت ایران را بهاجرا میگذارد، از جمله با تشکیل نهادی معادل پاسداران. و بالأخره نباید فراموش کرد که مجاهدین خلق ایران که آنقدر بلاها بر سرشان آمده، در عراق محبوس هستند. چه رفتاری به آنها تحمیل میشود؟ آنها اعدام میشوند و مورد تهاجم قرار میگیرند، این داستان لیبرتی است. همهٴ اینها نقض فاحش آزادیها است و به بهانهٴ اینکه در رابطه با انرژی هستهیی گفتگو میشود، بهراحتی آب خوردن از روی همهٴ اینها میگذرند.
افکار عمومی فرانسه از شما مستقیماً حمایت میکنند. آنها از کسانی که مدافع شما هستند نیز حمایت میکنند.
حال بگذارید به واقعهٴ دیگری بپردازم و کمی به عقب باز گردم. آن چیزی که در شما خانم رئیسجمهور و در مجاهدین خلق نظر مرا جلب کرده و علت اینکه هنوز بعد از بازنشستگیام هم به شما بهطور خاص علاقهمند هستم، این است که پیروزی شما در دادگاهها نه تنها پیروزی قانون بهشمار میآید، بلکه پیروزی دموکراسی نیز هست. اغلب پارلمانها از شما در برابر دولتها حمایت بهعمل میآورند. این در واقع پیروزی دموکراسی و قانون بر منافع حکومتی است.
تنها کاری که باید کرد، کاری است که امروز میکنیم، یعنی افشای این رفتار غیرقابل قبول. همهٴ ما همانطور که مشغول آن هستیم، باید نه از دولت ایران، بلکه از مردم ایران حمایت بهعمل بیاوریم. باید از مردم ایران در برابر دولتی نامشروع، غیرقابلقبول و غیردموکراتیک حمایت بهعمل بیاوریم. برای ما که فرانسوی هستیم، نزدیکترین و معتبرترین نمایندگان مردم ایران، شما هستید؛ شما مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران که از سالها پیش در شرایطی سخت، با هرکاستی و توانایی، باقی ماندید. شما باقی ماندید، چون پشتوانه اجتماعی دارید، چون همانطور که بارها به شما گفتهام، بخش اعظمی از مردم ایران پشت شما هستند. با تشکر از شما خانم رئیسجمهور.
در آن دوران فرانسه برخورد شایسته و موقری داشت و در غرب این مسأله بهشکل قابل قبولی پیش میرفت تا روزی که خاتمی به ریاستجمهوری رسید. فکر میکنم لازم است روی این سرفصل تمرکز کنیم، چون قضیهٴ روحانی بهنوعی تکرار واقعهیی است که در آن دوران رخ داد. به ما القا کردند که یک «مدره» به حکومت رسیده. این یک کشف جدید بود. در روزی که خاتمی به حکومت رسید، هیأتی از مجلس فرانسه به تهران رفت و مورد استقبال قرار گرفت. مشکلاتی که در این جلسه به آن اشاره شد، آن موقع نیز موضوع جدل بود. یادم میآید در آن دوران بود که من در کنار شما خانم (رجوی) وارد این مبارزه شدم؛ شما و مجاهدین خلق ایران. بهنظرم غیرقابلقبول میرسید که بگذاریم اینطور سرمان کلاه برود، در حالیکه متوجه بودیم چه اتفاقی دارد رخ میدهد. و این چیزی بود که بعدها به آن رسیدیم. وقتی به بیلان کار نشستیم، متوجه شدیم چه کلاهی بر سر غرب رفته است. نه تنها برای خاتمی فرش سرخ پهن کردند، بلکه سرکوب مجاهدین را هم شروع کردند، چرا که در این دوران بود که آنها در لیست تروریستی گنجانده شدند. در فرانسه حتی بیش از اینها کردیم، پروندهیی که مدتی بعد، با رسیدن راستها به حکومت به تحت تعقیب قرار دادن و دستگیری پر سر و صدای تعدادی از مجاهدین خلق و اعضای شورای ملی مقاومت ایران منجر شد.
بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟ بگذارید به اختصار یادآوری کنیم: نه یک یا دو بلکه 5 یا 6 دادگاه کشور همگی اعلام کردند، دلیلی ندارد که شما را در لیست سازمانهای تروریستی بگنجانند. احکام این دادگاهها این نبود که شما در گذشته تروریست بودهاید ولی به غلط در لیست گنجانده شدهاید، بلکه این بود که شما هرگز نباید در این لیست گنجانده میشدید. بنابراین دستگاه قضایی حرف دیگری دارد و میگوید آنها همواره افراد لایق گفتگو بودهاند؛ همواره مخالفینی بودهاند که باید از آنها دفاع میشد.
بعد از آن متوجه نکته دیگری هم شدیم که در همان دوران که خاتمی نقش فرشتهها را بازی میکرد و اینطور القا میکردند که مقداری بیشتر آزادی وجود دارد، دوران بزرگی است که طی آن مراکز اتمی راهاندازی شد. این کار بیسر و صدا در آن دوران صورت گرفت. من معتقدم، در واقع تمام این داستان برای این بود که جهان را سر کار بگذارند تا بتوانند آن چیزی را که بعدها بهیمن مجاهدین خلق ایران کشف کردیم راهاندازی کنند. بهعبارت دیگر (رژیم) ایران در آن دوران به عناصر بسیار خطرناکی دست یافته بود.
آیا فکر میکنید این تجربه درس عبرت شد؟ ابداً ! این بار نیز دقیقاً همان داستان تکرار میشود. خاتمی را کنار گذاشتند و یکی دیگر را بهنام روحانی بهجایش پیشنهاد کردند. اینکه میگویم پیشنهاد کردند، بهدلیل قانون اساسی (رژیم) ایران است که یک قانون اساسی دموکراتیک نیست و ایران هم یک جمهوری واقعی نیست، یک حکومت استبدادی است که ظواهر جمهوری را بهخود گرفته. شما سخنانی را که در همین جلسه ایراد شد شنیدید، هیچگاه میزان اعدام و نقض فاحش آزادیها، مثل دوران حکومت روحانی نبوده است. در واقع تفاوتی که با جریان خاتمی مشاهده میشود، یعنی انتخاب یک بهاصطلاح مدره برای راهاندازی انرژی هستهیی، این است که الآن خلاف آن دوران است، یعنی در رابطه با مسائل هستهیی مذاکره میشود تا هدف دیگری حاصل گردد. این هدف چیست؟ نقض آزادیها در کشور، ولی همچنین در سیاست بینالمللی. این قابلقبول نیست که هیأتی به ایران برود و هیچ سؤالی در رابطه با رفتار این رژیم در سوریه که موجب نگرانی همگان است، یا در لبنان که این هم موجب نگرانی همگان است، یا باز هم در عراق، بهعمل نیاورد. همین الآن که من با شما صحبت میکنم، چه اتفاقی دارد در عراق رخ میدهد؟ با تقلب در انتخابات عراق تلاش میشود کسی را در حکومت حفظ کنند که تمام زندگی سیاسیاش قبل از بازگشت به بغداد، در تهران سپری شده است. اینرا نباید فراموش کرد. نباید فراموش کرد که حکومت عراق دقیقاً روشهای حکومت ایران را بهاجرا میگذارد، از جمله با تشکیل نهادی معادل پاسداران. و بالأخره نباید فراموش کرد که مجاهدین خلق ایران که آنقدر بلاها بر سرشان آمده، در عراق محبوس هستند. چه رفتاری به آنها تحمیل میشود؟ آنها اعدام میشوند و مورد تهاجم قرار میگیرند، این داستان لیبرتی است. همهٴ اینها نقض فاحش آزادیها است و به بهانهٴ اینکه در رابطه با انرژی هستهیی گفتگو میشود، بهراحتی آب خوردن از روی همهٴ اینها میگذرند.
افکار عمومی فرانسه از شما مستقیماً حمایت میکنند. آنها از کسانی که مدافع شما هستند نیز حمایت میکنند.
حال بگذارید به واقعهٴ دیگری بپردازم و کمی به عقب باز گردم. آن چیزی که در شما خانم رئیسجمهور و در مجاهدین خلق نظر مرا جلب کرده و علت اینکه هنوز بعد از بازنشستگیام هم به شما بهطور خاص علاقهمند هستم، این است که پیروزی شما در دادگاهها نه تنها پیروزی قانون بهشمار میآید، بلکه پیروزی دموکراسی نیز هست. اغلب پارلمانها از شما در برابر دولتها حمایت بهعمل میآورند. این در واقع پیروزی دموکراسی و قانون بر منافع حکومتی است.
تنها کاری که باید کرد، کاری است که امروز میکنیم، یعنی افشای این رفتار غیرقابل قبول. همهٴ ما همانطور که مشغول آن هستیم، باید نه از دولت ایران، بلکه از مردم ایران حمایت بهعمل بیاوریم. باید از مردم ایران در برابر دولتی نامشروع، غیرقابلقبول و غیردموکراتیک حمایت بهعمل بیاوریم. برای ما که فرانسوی هستیم، نزدیکترین و معتبرترین نمایندگان مردم ایران، شما هستید؛ شما مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران که از سالها پیش در شرایطی سخت، با هرکاستی و توانایی، باقی ماندید. شما باقی ماندید، چون پشتوانه اجتماعی دارید، چون همانطور که بارها به شما گفتهام، بخش اعظمی از مردم ایران پشت شما هستند. با تشکر از شما خانم رئیسجمهور.