روزنامههای حکومتی در روز شنبه دهم تیرماه 96اغلب تیترهای مهم و اصلی صفحات اول خود را به شکست داعش یا گرمای هوا در خوزستان اختصاص دادهاند. و کمتر به بحرانهای داخلی و منطقهیی و یا جهانی رژیم تیتر اختصاص دادهاند. اما مقالاتشان همه به بحرانهای مختلف گریبانگیر نظام اختصاص یافته است. روزنامههای باند روحانی نسبت به پیآمد جنگ قدرت بین باندهای حکومتی و تحولات منطقه هشدار دادهاند.
جمهوری اسلامی: سرمقاله: مردم چیز دیگری میگویند
برخلاف دو جریان فکری موجود در عرصه سیاست و حکومت که هر دو مدعی هستند حرف مردم را میزنند، مردم چیز دیگری میگویند غیر از آنچه از این دو جریان شنیده میشود.
وضعیت معیشتی بخش قابل ملاحظهای از مردم خوب نیست. مسئولان و فعالان سیاسی به جای اینکه وقت و نیروی خود را صرف دعواها و بگومگوها کنند، به داد مردم فقیر برسند.
ادامه دشمنیها و تبلیغات مسموم علیه همدیگر، به محروم شدن مسئولان و نخبگان هر دو جناح از پشتوانه مردمی و در نهایت، بیپشتوانه شدن نظام منجر خواهد شد و این خطر بزرگی است که هر طور شده باید از بروز آن جلوگیری شود.
ابتکار:سرمقاله: دولت روحانی و ابر چالشهای پیش رو
چالشهای زیادی سربرآورده و فشار اجتماعی روزافزون گشته است.
هر کدام از بحرانهای امروز، دیروز یک مسأله بودولی در پروسه زمان و در غفلت مدیریتی امروز به بحران و در مواردی به ابر چالش تبدیل شده است؛ بحران آب، محیطزیست، بیکاری و... . چنین سرنوشتی دارند این روزها، خبر ورشکستگی برخی مؤسسات مالی در صدر اخبار است. این طور که از شواهد پیدا است مؤسسات بسیار دیگری نیز وجود دارند که در مرز ورشکستگی هستند.
اعلام ورشکستگی تعدادی از این موسسات، فضای شاعبه انگیز و شایعه آسایی ساخته است و در دیوار اعتماد عمومی به نظام پولی و بانکداری کشور ترک انداخته است. هر روز شاهد کاهش اعتماد مردم به نظام بانکی هستیم. حقیقتاً نیز مؤسسات مالی غیرمجاز، بهمثابه بمب ساعتی است که باید خنثی شوند.
روزنامههای باند حسن روحانی در کانون تحولات منطقه به موضوع قطر پرداختهاند و نظام پیشنهاد عقبنشینی و منع دخالت دادهاند:
جهان صنعت: اثرات تداوم بحران عربی بر خاورمیانه
مهمترین پیآمد تداوم بحران عربی، بازگشایی دو جبهه جدید در جغرافیای ملتهب و پرتنش خاورمیانه است. در این رویارویی یک جبهه با محوریت ایران و ترکیه و جبهه دیگر با محوریت مجموعههای اقماری اسراییل به سرکردگی و کارگردانی عربستان آن هم برای اجرا و تحقق بازی برد- باخت شکل میگیرد.
در این نظمهای جدید راهبردی، نگاه محافل عرب معطوف به سنجش واکنش ایران، تسلیم قطر در قبال خواستهها و در نهایت واگرایی در روابط دیپلوماتیک ایران و قطر است.
مسلم است که با ورود آمریکا به بحران عربی و با توجه به جایگاه ایران در نگرش و تفکر رهبران جدید کاخ سفید، نظم راهبردی محافل عربی ابعاد گستردهتری به خود خواهد گرفت.
در این ارتباط مهمترین سیاستی که جمهوری اسلامی ایران باید اتخاذ کند، عدم حمایت سیاسی آشکار از قطر در منازعهای است که بخشی از اتهامهای طرف قطری آن، داشتن رابطه با ایران است. بنابراین خویشتنداری و اتخاذ راهبرد صبر و اجتناب و پرهیز از هر گونه اقدامات بهانهساز، کلید بیاثر کردن اهداف محافل عربی خواهد بود.
شرق:سرمقاله: ایران پس از داعش
آنچه مردم را در میدان نگه داشته، امید به بهبود است: بهبود اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و مهمتر از همه مصون نگهداشتن ایران از آتش جنگ در خاورمیانه؛ خاورمیانهای که در میانه جنگی تمامعیار است و مردم ایران بیم آن دارند که پایشان به جنگی مستقیم باز شود. جنگ با عربستان یا اسرائیل. این فکر با شکست گروه داعش در منطقه و سهمخواهی کشورهای درگیر بعد از پیروزی بیشتر قوت میگیرد.
نادیدهگرفتن خواستههای مردم، در مسائل بینالمللی کار را سختتر و پیچیدهتر میکند. دولتهایی موفقاند که مردم را در پیروزی و شکست خود شریک میکنند.
روزنامههای باند ولیفقیه ضمن ابراز نگرانی از تنگتر شدن حلقه تحریمهای جدید بر گردن نظام اظهارات حسن روحانی و دولتش را به چالش کشیدهاند:
وطن امروز: FATF ابزار تحریمهای هوشمند... نکته دیگر در این قضیه وضع تحریمهای ثانویه جدید از سوی آمریکاست. هر کسی آشنایی اجمالی با تحریمها داشته باشد، هیچ وقت، هیچ وقت در زمانی که قانون «سیدا» در حال تصویب است، وعده بهبود روابط بانکی را به مردم نمیدهد. این قانون جدید تحریمی که بهمعنای واقعی سیاهچاله تحریم است، تمام روابطی را که تاکنون شکل گرفته است تحت تاثیر خود قرار میدهد. این قانون با افزایش هزینه جرم همکاری با نهادهای تحت تحریم ایرانی از جمله وزارت دفاع و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آنچنان ریسک همکاری را افزایش میدهد که بهراحتی میتوان پیشبینی کرد همین روابط اندک ایجاد شده با بانکهای کوچک خارجی هم دچار اختلالات اساسی شود.
روزنامههای باند علی خامنهای در کانون نگرانیهای خود وضعیت تحریمها در مورد سپاه را ابزار جنگ باندی کردهاند:
کیهان: پاس گل نمیدادیم گستاخ نمیشدند
چرایی تلاشهای غرب و متحدانش برای تضعیف سپاه که مسبوق به سابقه است، قابل درک است اما آنچه قابل درک نیست، برخی اظهارنظرهای داخلی علیه این نهاد است
هدف اما هر چه که باشد، زخم زبان زدن و «تکه پرانی» به چنین نهادی روش مناسبی نیست و قطعاً نتیجه عکس خواهد داشت.
نکته مهم دیگر آن است که، این نیش و کنایهها و فشارهای داخلی، همزمان شده با تلاشهای غرب برای تحت فشار قرار دادن سپاه که انشاءالله کاملاً اتفاقی است. البته ممکن است علت این همزمانی، زیاد هم «اتفاقی» نباشد. شاید دولت به فکر کلید زدن برجام 2و 3است! غربیها میگویند، برجام 1همان بود که دیدید و اگر بهدنبال بهرهبرداری از منافع اقتصادی آن هستید، باید در حوزه مسائل منطقهیی هم با ما وارد مذاکره شوید. اظهارات اخیر آقای ظریف در برلین درباره لزوم حل بحران منطقه با مذاکرهای شبیه به مذاکرات هستهای! تداعیکننده برجام 2 بود.
برجام تجربه موفقی نبود و مؤلفه قدرت هستهیی ما را هدف قرار داد، بنابراین 2و 3و 4کردن آن، سایر مولفههای قدرت را از ما گرفته و ایران را به لقمه راحتی برای بلعیده شدن تبدیل خواهد کرد
دشمن امروز، «شرایط» فشار را مهیا دیده و این نیش و کنایههای داخلی است که آن شرایط را فراهم کرده! دشمن دو قطبیسازیهای کاذب را که در داخل به آن دامن زده میشود، یک «فرصت» میبیند برای ضربه زدن به دولت و سپاه بهطور توأمان. بنابراین به نفع دولت هم هست که با ارسال پالسهای «غلطانداز»، به دشمن پاس گل ندهد.
رسالت: صدای بلند طبل خصومت ورزی آمریکا
نمیدانم صدای طبل جنگ و خصومت ورزی آمریکاییها که درون هیأت حاکمهشان یک لحظه قطع نمیشود و گاهی پژواک آن در سازمان ملل، اروپا و کشورهای منطقه هم شنیده میشود، در کریدورهای وزارت خارجه، شورای امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی، هیأت نظارت بر برجام و نیز دفتر رئیسجمهوری اسلامی ایران هم شنیده میشود؟
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهویژه سپاه قدس هدف این سر و صداهاست. آیا برای دفاع از این رکن از انقلاب... کاری میکنیم یا متأسفانه گاهی با صدای طبل خصومت ورزی آمریکا همنوایی میکنیم؟!
آمریکاییها این مواضع خصمانه را وارد فاز نظامی کردهاند... ماجراجوییهای آمریکا هر روز وارد مرحلهای تازه میشود. آیا وقت آن نرسیده است که صدای طبل خصومتورزی آمریکا را با مواضع قاطع و روشن دولت، خاموش کنیم؟
رئیسجمهور باید بداند بازی تمام شده است. اصلاً بازیای در کار نبوده، هر چه بوده دشمنی و خصومت بوده است. دولت دوازدهم باید آهنگ جدیدی در دیپلوماسی خارجی بنوازد که بتواند صدای طبل بلند زیر پای چپ آمریکاییها را خاموش کند. سپاه در این دوران جدید در تیررس هدف آمریکاییهاست، نباید در داخل کسانی جرأت کنند همصدا با آمریکا و سازمان ملل و... در زدن سپاه همنوایی کنند و صدای طبل خصومتورزی واشینگتن را بلندتر از آنچه هست واتاب دهند.
وطن امروز: قرار بود قاسم سلیمانی به سوریه و عراق نرود!
درباره مفاد قطعنامه 2231شورای امنیت درباره ایران که یکی از اسناد توافق هستهیی ایران و 1+5است تفاسیر و انتقادات مفصلی مطرح شده است. بهصورت ویژه مهمترین نگرانیها درباره این قطعنامه مفاد مربوط به محدودیت برنامه موشکی ایران و نیز فعالیت مستشاری ایران علیه تروریسم در منطقه بوده است. تفاسیر مختلفی درباره مفاد قطعنامه 2231مطرح شد و حتی برخی کارشناسان بر اساس مفاد این قطعنامه هشدار دادند که بهدلیل ناتوانی و ضعف تیم مذاکرهکننده، امکان اعمال برخی محدودیتها درباره فرماندهان نظامی و مستشاران ایران وجود دارد.
نمایندگان آمریکا و فرانسه در شورای امنیت در جلسه اخیر این شورا که درباره میزان پایبندی ایران به قطعنامه بوده است، در اظهاراتی عجیب مدعی شدند بر اساس قطعنامه 2231باید از سفرهای حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به کشورهای عضو سازمان ملل ممانعت بهعمل میآمد. نماینده آمریکا در این رابطه بهصورت مشخص گفت که باید از سفرهای سلیمانی به عراق و سوریه جلوگیری میشد. آنها همچنین تداوم برنامه دفاع موشکی ایران را خلاف مفاد قطعنامه 2231دانستند... هیلی با مخاطب قرار دادن اعضای شورای امنیت، گفت: «هشدارآمیزتر از اقدامات عقرب، سادهلوح بودن قورباغه است؛ ایران بارها و از روی عمد، قطعنامه 2231شورای امنیت را نقض کرده و شورا هیچ اقدامی حتی اقدامات حداقلی در مقابله با این نقض قطعنامه انجام نداده است». نیکی هیلی ادامه داد: «این تخلفات در خفا انجام نشده بلکه در عیان و با پوشش رسانهیی انجام شده ولی شورای امنیت هیچ عکسالعملی نشان نداده است». هیلی به سفر سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عراق و سوریه اشاره کرده و ضمن تأکید بر غیرقانونی بودن این سفر ذیل قطعنامه 2231گفت: «همه اعضای سازمان ملل باید از ورود وی به خاک کشورشان جلوگیری میکردند»... علاوه بر آمریکا و فرانسه، معاون نماینده دائم بریتانیا در سازمان ملل نیز مدعی شده لندن نمیتواند چشمان خود را روی فعالیتهای ایران که بهزعم وی نقض قطعنامههای شورای امنیت بهشمار میرود، ببندد.
روزنامههای باند خامنهای سفر ظریف و مواضع وی در مورد برجام را رو در روی روزنامههای باند رقیب شکست خورده ارزیابی کردهاند:
آفتاب یزد: فضای مثبت حاکم بر شورای امنیت سازمان ملل پس از تور وزیر خارجه در قاره سبز، یارگیری موفق ظریف در اروپا
کیهان: آمریکا عوض نشده شما خود را فریب میدادید
مرور آخرین مواضع محمدجواد ظریف در توئیتهایش نشان میدهد که او به هر دلیل نمیخواهد نقض مخرب برجام را جدی بگیرد.
ظریف دیروز یک پیام توئیتری نوشت: «سازمان ملل و تمام دنیا میگوید ایران بهطور کامل به تعهداتش (در برجام) پایبند است اما نفرت نهادینه آمریکا از ایران، آن را به انکار واقعیت، وادار میکند».
وی همچنین دقایقی بعد در توئیت دیگری نوشت: «دیدارهایی عالی با رهبران در برلین، رم و پاریس داشتم. بهرغم دشمنیهای آمریکا، اتحادیه اروپا به برجام و تعامل سازنده پایبند است.»
ظریف در توئیت سوم مینویسد: «ایالات متحده مادربزرگهای ایرانی را از دیدن نوههایشان محروم میکند. این کار واقعاً نمایش شرمآور دشمنی با تمام ایرانیهاست».
درباره این توئیتها شایان ذکر است که اولاً ، توئیت و ایمیل و از این قبیل همچنان که دولت اوباما را وادار به وفای عهد نکرد، برای دولت ترامپ هم بازدارنده نیست.
ثانیاً طرف اصلی برجام، آمریکاست نه اروپا
آقای ظریف، در گذشته برخلاف امروز میگفت «امضای کری (آمریکا) تضمین است» که تیتر اول رسانههای حامی دولت هم شد. اما اکنون از نفرت نهادینه آمریکا و انکار واقعیتها سخن میگوید. در واقع آمریکا، همینی بود که امروز هم نشان میدهد اما دوستان نمیخواستند بپذیرند.
تقلیل تحریمهای مربوط به ویزا علیه اتباع 38کشور در صورت مراوده با ایران، به «محروم کردن مادربزرگها از دیدار با نوههای خود». هیچ تفاوتی در اصل ماجرا که گسترش فزاینده تحریمها در یک سال اخیر است، ایجاد نمیکند و بدین ترتیب خسارتهای برجام باقی میماند، بدون عایدی مورد نظر از آن.
جمهوری اسلامی: سرمقاله: مردم چیز دیگری میگویند
برخلاف دو جریان فکری موجود در عرصه سیاست و حکومت که هر دو مدعی هستند حرف مردم را میزنند، مردم چیز دیگری میگویند غیر از آنچه از این دو جریان شنیده میشود.
وضعیت معیشتی بخش قابل ملاحظهای از مردم خوب نیست. مسئولان و فعالان سیاسی به جای اینکه وقت و نیروی خود را صرف دعواها و بگومگوها کنند، به داد مردم فقیر برسند.
ادامه دشمنیها و تبلیغات مسموم علیه همدیگر، به محروم شدن مسئولان و نخبگان هر دو جناح از پشتوانه مردمی و در نهایت، بیپشتوانه شدن نظام منجر خواهد شد و این خطر بزرگی است که هر طور شده باید از بروز آن جلوگیری شود.
ابتکار:سرمقاله: دولت روحانی و ابر چالشهای پیش رو
چالشهای زیادی سربرآورده و فشار اجتماعی روزافزون گشته است.
هر کدام از بحرانهای امروز، دیروز یک مسأله بودولی در پروسه زمان و در غفلت مدیریتی امروز به بحران و در مواردی به ابر چالش تبدیل شده است؛ بحران آب، محیطزیست، بیکاری و... . چنین سرنوشتی دارند این روزها، خبر ورشکستگی برخی مؤسسات مالی در صدر اخبار است. این طور که از شواهد پیدا است مؤسسات بسیار دیگری نیز وجود دارند که در مرز ورشکستگی هستند.
اعلام ورشکستگی تعدادی از این موسسات، فضای شاعبه انگیز و شایعه آسایی ساخته است و در دیوار اعتماد عمومی به نظام پولی و بانکداری کشور ترک انداخته است. هر روز شاهد کاهش اعتماد مردم به نظام بانکی هستیم. حقیقتاً نیز مؤسسات مالی غیرمجاز، بهمثابه بمب ساعتی است که باید خنثی شوند.
روزنامههای باند حسن روحانی در کانون تحولات منطقه به موضوع قطر پرداختهاند و نظام پیشنهاد عقبنشینی و منع دخالت دادهاند:
جهان صنعت: اثرات تداوم بحران عربی بر خاورمیانه
مهمترین پیآمد تداوم بحران عربی، بازگشایی دو جبهه جدید در جغرافیای ملتهب و پرتنش خاورمیانه است. در این رویارویی یک جبهه با محوریت ایران و ترکیه و جبهه دیگر با محوریت مجموعههای اقماری اسراییل به سرکردگی و کارگردانی عربستان آن هم برای اجرا و تحقق بازی برد- باخت شکل میگیرد.
در این نظمهای جدید راهبردی، نگاه محافل عرب معطوف به سنجش واکنش ایران، تسلیم قطر در قبال خواستهها و در نهایت واگرایی در روابط دیپلوماتیک ایران و قطر است.
مسلم است که با ورود آمریکا به بحران عربی و با توجه به جایگاه ایران در نگرش و تفکر رهبران جدید کاخ سفید، نظم راهبردی محافل عربی ابعاد گستردهتری به خود خواهد گرفت.
در این ارتباط مهمترین سیاستی که جمهوری اسلامی ایران باید اتخاذ کند، عدم حمایت سیاسی آشکار از قطر در منازعهای است که بخشی از اتهامهای طرف قطری آن، داشتن رابطه با ایران است. بنابراین خویشتنداری و اتخاذ راهبرد صبر و اجتناب و پرهیز از هر گونه اقدامات بهانهساز، کلید بیاثر کردن اهداف محافل عربی خواهد بود.
شرق:سرمقاله: ایران پس از داعش
آنچه مردم را در میدان نگه داشته، امید به بهبود است: بهبود اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و مهمتر از همه مصون نگهداشتن ایران از آتش جنگ در خاورمیانه؛ خاورمیانهای که در میانه جنگی تمامعیار است و مردم ایران بیم آن دارند که پایشان به جنگی مستقیم باز شود. جنگ با عربستان یا اسرائیل. این فکر با شکست گروه داعش در منطقه و سهمخواهی کشورهای درگیر بعد از پیروزی بیشتر قوت میگیرد.
نادیدهگرفتن خواستههای مردم، در مسائل بینالمللی کار را سختتر و پیچیدهتر میکند. دولتهایی موفقاند که مردم را در پیروزی و شکست خود شریک میکنند.
روزنامههای باند ولیفقیه ضمن ابراز نگرانی از تنگتر شدن حلقه تحریمهای جدید بر گردن نظام اظهارات حسن روحانی و دولتش را به چالش کشیدهاند:
وطن امروز: FATF ابزار تحریمهای هوشمند... نکته دیگر در این قضیه وضع تحریمهای ثانویه جدید از سوی آمریکاست. هر کسی آشنایی اجمالی با تحریمها داشته باشد، هیچ وقت، هیچ وقت در زمانی که قانون «سیدا» در حال تصویب است، وعده بهبود روابط بانکی را به مردم نمیدهد. این قانون جدید تحریمی که بهمعنای واقعی سیاهچاله تحریم است، تمام روابطی را که تاکنون شکل گرفته است تحت تاثیر خود قرار میدهد. این قانون با افزایش هزینه جرم همکاری با نهادهای تحت تحریم ایرانی از جمله وزارت دفاع و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آنچنان ریسک همکاری را افزایش میدهد که بهراحتی میتوان پیشبینی کرد همین روابط اندک ایجاد شده با بانکهای کوچک خارجی هم دچار اختلالات اساسی شود.
روزنامههای باند علی خامنهای در کانون نگرانیهای خود وضعیت تحریمها در مورد سپاه را ابزار جنگ باندی کردهاند:
کیهان: پاس گل نمیدادیم گستاخ نمیشدند
چرایی تلاشهای غرب و متحدانش برای تضعیف سپاه که مسبوق به سابقه است، قابل درک است اما آنچه قابل درک نیست، برخی اظهارنظرهای داخلی علیه این نهاد است
هدف اما هر چه که باشد، زخم زبان زدن و «تکه پرانی» به چنین نهادی روش مناسبی نیست و قطعاً نتیجه عکس خواهد داشت.
نکته مهم دیگر آن است که، این نیش و کنایهها و فشارهای داخلی، همزمان شده با تلاشهای غرب برای تحت فشار قرار دادن سپاه که انشاءالله کاملاً اتفاقی است. البته ممکن است علت این همزمانی، زیاد هم «اتفاقی» نباشد. شاید دولت به فکر کلید زدن برجام 2و 3است! غربیها میگویند، برجام 1همان بود که دیدید و اگر بهدنبال بهرهبرداری از منافع اقتصادی آن هستید، باید در حوزه مسائل منطقهیی هم با ما وارد مذاکره شوید. اظهارات اخیر آقای ظریف در برلین درباره لزوم حل بحران منطقه با مذاکرهای شبیه به مذاکرات هستهای! تداعیکننده برجام 2 بود.
برجام تجربه موفقی نبود و مؤلفه قدرت هستهیی ما را هدف قرار داد، بنابراین 2و 3و 4کردن آن، سایر مولفههای قدرت را از ما گرفته و ایران را به لقمه راحتی برای بلعیده شدن تبدیل خواهد کرد
دشمن امروز، «شرایط» فشار را مهیا دیده و این نیش و کنایههای داخلی است که آن شرایط را فراهم کرده! دشمن دو قطبیسازیهای کاذب را که در داخل به آن دامن زده میشود، یک «فرصت» میبیند برای ضربه زدن به دولت و سپاه بهطور توأمان. بنابراین به نفع دولت هم هست که با ارسال پالسهای «غلطانداز»، به دشمن پاس گل ندهد.
رسالت: صدای بلند طبل خصومت ورزی آمریکا
نمیدانم صدای طبل جنگ و خصومت ورزی آمریکاییها که درون هیأت حاکمهشان یک لحظه قطع نمیشود و گاهی پژواک آن در سازمان ملل، اروپا و کشورهای منطقه هم شنیده میشود، در کریدورهای وزارت خارجه، شورای امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی، هیأت نظارت بر برجام و نیز دفتر رئیسجمهوری اسلامی ایران هم شنیده میشود؟
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهویژه سپاه قدس هدف این سر و صداهاست. آیا برای دفاع از این رکن از انقلاب... کاری میکنیم یا متأسفانه گاهی با صدای طبل خصومت ورزی آمریکا همنوایی میکنیم؟!
آمریکاییها این مواضع خصمانه را وارد فاز نظامی کردهاند... ماجراجوییهای آمریکا هر روز وارد مرحلهای تازه میشود. آیا وقت آن نرسیده است که صدای طبل خصومتورزی آمریکا را با مواضع قاطع و روشن دولت، خاموش کنیم؟
رئیسجمهور باید بداند بازی تمام شده است. اصلاً بازیای در کار نبوده، هر چه بوده دشمنی و خصومت بوده است. دولت دوازدهم باید آهنگ جدیدی در دیپلوماسی خارجی بنوازد که بتواند صدای طبل بلند زیر پای چپ آمریکاییها را خاموش کند. سپاه در این دوران جدید در تیررس هدف آمریکاییهاست، نباید در داخل کسانی جرأت کنند همصدا با آمریکا و سازمان ملل و... در زدن سپاه همنوایی کنند و صدای طبل خصومتورزی واشینگتن را بلندتر از آنچه هست واتاب دهند.
وطن امروز: قرار بود قاسم سلیمانی به سوریه و عراق نرود!
درباره مفاد قطعنامه 2231شورای امنیت درباره ایران که یکی از اسناد توافق هستهیی ایران و 1+5است تفاسیر و انتقادات مفصلی مطرح شده است. بهصورت ویژه مهمترین نگرانیها درباره این قطعنامه مفاد مربوط به محدودیت برنامه موشکی ایران و نیز فعالیت مستشاری ایران علیه تروریسم در منطقه بوده است. تفاسیر مختلفی درباره مفاد قطعنامه 2231مطرح شد و حتی برخی کارشناسان بر اساس مفاد این قطعنامه هشدار دادند که بهدلیل ناتوانی و ضعف تیم مذاکرهکننده، امکان اعمال برخی محدودیتها درباره فرماندهان نظامی و مستشاران ایران وجود دارد.
نمایندگان آمریکا و فرانسه در شورای امنیت در جلسه اخیر این شورا که درباره میزان پایبندی ایران به قطعنامه بوده است، در اظهاراتی عجیب مدعی شدند بر اساس قطعنامه 2231باید از سفرهای حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به کشورهای عضو سازمان ملل ممانعت بهعمل میآمد. نماینده آمریکا در این رابطه بهصورت مشخص گفت که باید از سفرهای سلیمانی به عراق و سوریه جلوگیری میشد. آنها همچنین تداوم برنامه دفاع موشکی ایران را خلاف مفاد قطعنامه 2231دانستند... هیلی با مخاطب قرار دادن اعضای شورای امنیت، گفت: «هشدارآمیزتر از اقدامات عقرب، سادهلوح بودن قورباغه است؛ ایران بارها و از روی عمد، قطعنامه 2231شورای امنیت را نقض کرده و شورا هیچ اقدامی حتی اقدامات حداقلی در مقابله با این نقض قطعنامه انجام نداده است». نیکی هیلی ادامه داد: «این تخلفات در خفا انجام نشده بلکه در عیان و با پوشش رسانهیی انجام شده ولی شورای امنیت هیچ عکسالعملی نشان نداده است». هیلی به سفر سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عراق و سوریه اشاره کرده و ضمن تأکید بر غیرقانونی بودن این سفر ذیل قطعنامه 2231گفت: «همه اعضای سازمان ملل باید از ورود وی به خاک کشورشان جلوگیری میکردند»... علاوه بر آمریکا و فرانسه، معاون نماینده دائم بریتانیا در سازمان ملل نیز مدعی شده لندن نمیتواند چشمان خود را روی فعالیتهای ایران که بهزعم وی نقض قطعنامههای شورای امنیت بهشمار میرود، ببندد.
روزنامههای باند خامنهای سفر ظریف و مواضع وی در مورد برجام را رو در روی روزنامههای باند رقیب شکست خورده ارزیابی کردهاند:
آفتاب یزد: فضای مثبت حاکم بر شورای امنیت سازمان ملل پس از تور وزیر خارجه در قاره سبز، یارگیری موفق ظریف در اروپا
کیهان: آمریکا عوض نشده شما خود را فریب میدادید
مرور آخرین مواضع محمدجواد ظریف در توئیتهایش نشان میدهد که او به هر دلیل نمیخواهد نقض مخرب برجام را جدی بگیرد.
ظریف دیروز یک پیام توئیتری نوشت: «سازمان ملل و تمام دنیا میگوید ایران بهطور کامل به تعهداتش (در برجام) پایبند است اما نفرت نهادینه آمریکا از ایران، آن را به انکار واقعیت، وادار میکند».
وی همچنین دقایقی بعد در توئیت دیگری نوشت: «دیدارهایی عالی با رهبران در برلین، رم و پاریس داشتم. بهرغم دشمنیهای آمریکا، اتحادیه اروپا به برجام و تعامل سازنده پایبند است.»
ظریف در توئیت سوم مینویسد: «ایالات متحده مادربزرگهای ایرانی را از دیدن نوههایشان محروم میکند. این کار واقعاً نمایش شرمآور دشمنی با تمام ایرانیهاست».
درباره این توئیتها شایان ذکر است که اولاً ، توئیت و ایمیل و از این قبیل همچنان که دولت اوباما را وادار به وفای عهد نکرد، برای دولت ترامپ هم بازدارنده نیست.
ثانیاً طرف اصلی برجام، آمریکاست نه اروپا
آقای ظریف، در گذشته برخلاف امروز میگفت «امضای کری (آمریکا) تضمین است» که تیتر اول رسانههای حامی دولت هم شد. اما اکنون از نفرت نهادینه آمریکا و انکار واقعیتها سخن میگوید. در واقع آمریکا، همینی بود که امروز هم نشان میدهد اما دوستان نمیخواستند بپذیرند.
تقلیل تحریمهای مربوط به ویزا علیه اتباع 38کشور در صورت مراوده با ایران، به «محروم کردن مادربزرگها از دیدار با نوههای خود». هیچ تفاوتی در اصل ماجرا که گسترش فزاینده تحریمها در یک سال اخیر است، ایجاد نمیکند و بدین ترتیب خسارتهای برجام باقی میماند، بدون عایدی مورد نظر از آن.