
عصر بهخیر، خانم رجوی، همه میهمانان ارجمند اینجا، من خیلی مفتخرم که اینجا حضور دارم. باید بگویم وقتی به این جمعیت نگاه میکنم و به مکانی که در آن حضور دارم فکر میکنم، نمیتوانم از این احساس بسیار بسیار قوی رها شوم که در شهر برلین هستم. من در شهری هستم که نسبت به سرکوب و عدم وجود حقوقبشر مطلع است. من در شهری هستم که سالهای زیادی از قرن گذشته را زیر حکومت نازی و شوروی سپری کرد. شهری که در آن افراد کشته شدند، به قتل رسیدند، به آنها شلیک شد، افرادی که مجاز نبودند از دیواری عبور کنند، در هنگام عبور از پل به آنها شلیک میشد، در حالیکه در جستجوی آزادی بودند. آنها فقط آزادی میخواستند اما کشته شدند و به قتل رسیدند، تحت نام نازیسم و کمونیسم. چه فرقی میکند؟ هر دو این مبارزهها، اولین آنها، علیه نازیسم که بهدلیل مماشات بهوجود آمد، بهدلیل اینکه غرب حاضر نبود در برابر هیتلر بایستد، بهدلیل نخستوزیر انگلستان که فکر میکرد با سندی به خانه بازگشته است که صلح را تضمین میکرد، و بعد جهان وارد جنگ شد. 60 میلیون انسان کشته شدند. 6 میلیون یهودی از بین رفتند و نسلکشی صورت گرفت. اقداماتی صورت گرفت که مذهب ارتودوکس را از بین ببرند. همه این موارد به این دلیل صورت گرفت که میخواستیم مماشات کنیم و دنبال روشی سادهتر برای خروج از مخمصه بودیم. دنبال توافقی بودیم فقط بهخاطر اینکه توافقی داشته باشیم. این حرفها آشنا به نظر نمیآیند؟ آیا به نظر نمیآید که تاریخ یک بار دیگر دارد تکرار میشود؟ آیا به نظر نمیآید افرادی در قدرت هستند که نمیتوانند از تاریخ درس بگیرند و درک نمیکنند؟
بار دیگر با یک ایدئولوژی مواجه هستیم که نمیتوانیم با آن زندگی کنیم. ما با یک ایدئولوژی مواجه هستیم که همه ما را تهدید میکند. ما با ایدئولوژی مواجه هستیم که خواهان محروم کردن ما از حقوق پایهییمان است. این رژیمی است که به ما اثبات کرده که نباید به آن اعتماد کرد، با هر گونه ظرفیت هستهیی. از شما این سؤال را میپرسم. چرا رژیم ایران نیاز به انرژی صلحآمیز هستهیی دارد؟ چرا؟ ایران 300سال نفت و بیشتر از اون گاز طبیعی دارد. کمبود انرژی ندارد. اگر برای یک لحظه به حرفهای روحانی و خامنهای باور کنید، که بهدنبال انرژی صلحآمیز هستهیی هستند، میدانید چی هستید؟ شما احمق هستید! شما نفهم و نادان هستید. یا آنقدر بهدنبال رسیدن به یک توافق هستید که همان کاری که چمبرلن کرد را تکرار میکنید. یک تکه کاغذ میگیرید که ارزشی ندارد و ما را به جنگ هدایت میکنید.
فردا روز جهانی زن است. در یکی از بهترین اپراهای مورد علاقه من یک زن بود که همسر خودش را پانسمان کرد. این اپرا اثر بتهوون بود. ما امروز با موزیک او وارد این سالن شدیم. قسمت آخر سمفونی نهم. زنان ضعیف نیستند. زنان بدون قدرت نیستند. زنان دارای قدرت بالایی هستند. با یکدیگر شما نیرویی هستید که نمیتوان متوقفش کرد. من مایلم همه زنان اینجا بایستند. لطفاً بایستید. بایستید. فقط میخواهم زنان را ببینم. به خودتان نگاه کنید. فقط نگاه کنید. آنها دارند با خواهران شما در ایران، سوریه، عراق و یمن چه کار میکنند؟ با آنها رفتار غیرانسانی دارند. نباید اجازه دهید چنین اتفاقی بیافتد و باید جهان را مطلع کنید. جهان باید با تحریف اسلام آشنا شود و اینکه بنیادگرایی اسلامی چه بلایی بر سر زنان میآورد، چه چیزی از آنها غصب میکند.
روحانی چه نوع اصلاحطلبی است؟ آیا دولت کشور من این را نمیفهمد؟ آنها دارند با فردی مذاکره میکنند که حقوق زنان را از آنها سلب میکند و فردی که دستور اعدام هزاران نفر را داده است.
در شماره دیروز نیویورک تایمز دیروز، که من معمولاً زیاد آن را نمیخوانم، تیتری داشت که نوشته بود «استراتژی آمریکا در عراق بهطور فزاینده متکی به ایران است». ما هزاران تن از زنان و مردان خود را از دست دادیم تا عراق را آزاد کنیم و حالا داریم آن را به رژیم ایران میدهیم. ما را چه میشود؟ در خطوط مقدم نبرد در عراق قاسم سلیمانی حضور دارد. یکی از هوانوردانی که در آن جنگ شرکت داشت میگوید، قاسم سلیمانی، که او میشناخت، یک مدل دولتیتر اسامه بنلادن است.
و بعد همه این مسائل، همه این مسائل وحشتناکی که برای زنان پیش میآید. این توافق وحشتناکی که مورد بحث است. میگویند آلترناتیوی وجود ندارد و باید چنین توافقی داشته باشیم. هیچ آلترناتیو وجود ندارد. فقط بیائید اینجا و به این همه نفر اینجا نگاه کنید که اینجا در آلمان گردهم آمدهاند. میتوانید ببینید خانم رجوی چند نفر را در پاریس گردهم آورد؟ 100هزار نفر. اگر چند هفته پیش با من در آریزونا میبودید، میدیدید که تقریباً کل قانونگذاران این ایالت جمع شده بودند. چرا میگویید که هیچ آلترناتیوی وجود ندارد؟ آلترناتیوی وجود دارد.
خیلی واضح است. آلترناتیو اینجاست، ایران غیراتمی، ایرانی که انتخابات عادلانه سالم برای مقامات خود داشته باشد، هیچ تک مذهبی نباید وجود داشته، یا همه مذاهب یا هیچ. باید قانون اساسی باشد که حقوق برابر برای زنان و مردان را تضمین کند. باید قانون اساسی باشد که حاکمیت قانون را بنا کند.
آنزمان است که به تعهدمان به ساکنان لیبرتی عمل میکنیم. من همیشه حرفهایم را با صحبت با آنها به پایان میرسانم. ما داریم صحبت میکنیم و میجنگیم و به سختی تلاش میکنیم. من همه شما را میستایم و احترام من به خانم رجوی بینهایت است. اما افرادی در گرو هستند ساکنان کمپ اردوگاه مرگی به نام لیبرتی هستند. این کمپ نه تنها توسط عراق بلکه توسط مللمتحد و آمریکا ساخته شده بود. من گناه خیلی زیادی را از جانب کشورم خودم حس میکنم. من از بابت کشورم خجالتزده هستم و اگر یک دقیقه دیگر اینجا بایستم احتمالاً شروع به گریستن میکنم. کشور من به همه آن ساکنان در لیبرتی وعده داد، به همه آنها کاغذی داد که توسط افسری از ارتش آمریکا امضاء شده بود، به آنها قول داد که توسط ایالات متحده آمریکا حفاظت خواهند شد. سه هفته پیش در دفتر سناتور مککین بودم و به یکی از این اسناد نگاه کردیم و نمیتوانم به شما بگویم که چه حرفهایی رد و بدل شد چون قابل تکرار نیستند. اما من خجالتزده و شرمنده هستم. کشور من باید به قول خود عمل کند. همه آنها که قول دادند سرهنگها و ژنرالها در چنین تریبونی ایستاده و از کشور مان خواستهاند تا به این قول عمل کنند.
برای ساکنان لیبرتی، لطفاً بدانید که فداکاری شما، در نهایت دلیلی خواهد بود که کشور شما آزاد خواهد شد. چیزی بهتر و زیباتر از این نیست، چیزی بالاتر از آن نیست که زندگی خود را وقف آن کنید که مردم خود را آزاد کنید. در روزی که ایران آزاد شود 2 روز بعد ما خواهیم گفت چطور آنقدر سریع صورت گرفت؟ میدانید چطور آنقدر سریع صورت گرفت؟ چرا که میلیونها نفر تحت سرکوب زندگی میکنند. آنها یک چیز نیاز دارند، آنها یک رهبر نیاز دارند. به یک اقدام نیاز دارند که آنها را به جلو حرکت دهد. و شما، زنان ایران و زنان خاورمیانه و زنان جهان، شما میتوانید این را هدایت کنید، رژیم ایران خطرناکترین رژیم در جهان است و بهخاطر امنیت جهان باید سرنگون شود و ما باید در کنار مردم ایران بایستیم که میخواهند دست به این کار بزنند. بگذار شجاع باشیم. همواره امیدوار باشید و خدا شما را حفظ کند.
لیندا چاوز-رئیس پیشین روابط عمومی کاخ سفید

چاوز: قبل از اینکه خودم سخنانم را ارائه کنم میخواهم رشته کلام را به چند خانم بدهم. آنها شامل کیم کمپبل، نخستوزیر سابق کانادا؛ فرانسس تاونزند، مشاور سابق امنیت داخلی تحت ریاستجمهوری جرج بوش؛ اینگرید بتانکور، کاندید سابق ریاستجمهوری در کلمبیا؛ و اولین دادستان کل زن بعد از انقلاب در پرتغال، خانم ماریا کاندیدا المیدا. لطفاً به روی سن بیائید.
در حالیکه آنها به روی سن میآیند مایلم چند کلمهیی با شما در میان بگذارم. و به شما میگویم که حضور در اینجا با شما در برلین مایه خوشوقتی من است چون آخرین باری که اینجا بودم در سال 1987 بود و برلین در آن زمان شهر بسیار متفاوتی بود. دیواری این شهر و مردم آلمان را تجزیه کرده بود.
امروز ایدئولوژی دیگری میلیونها انسان در سراسر جهان را به بردگی کشیده است. آن ایدئولوژی یک مذهب نیست بلکه یک ایدئولوژی شوم بنیادگرایی اسلامی است که در واقع اسلام را تحریف میکند.
این پدیده دیواری اطراف مردم خود ایجاد میکند. ایران پشت این دیوار ایدئولوژی بنیادگرایی به بردگی کشیده شده است. این همه مردم ایران را به بردگی میکشد، اما بهطور خاص زنان، که حتی در آن جامعه از حقوق محدودی که مردان دارند برخوردار نیستند. وقتی زنان به بیرون از خانه میروند و اگر به هر طریقی تشخیص داده شود که از قوانین ملایان بنیادگرا تبعیت نمیکنند، با خطر زندانی شدن، توهین و حتی حملات فیزیکی و اسیدپاشی به روی صورتشان مواجه هستند. اما همانطور که شهردار رودی جولیانی گفت، رهبران کشور من، یعنی رهبران آمریکا بهنحوی معتقدند یک رژیم جدید در ایران وجود دارد. بهنحوی برخورد میکنند که انگار انتخاب حسن روحانی معنی متفاوتی برای مردم ایران داشت. اما از زمانی که روحانی رئیس گزینشی این کشور بوده است، چرا که در رئیس واقعی کشور ملایان هستند، از زمانی که روحانی به قدرت رسیده است افراد بیشتری نسبت به قبل اعدام شدهاند. تحت ریاست روحانی زنان بیشتری وارد زندان شده و مورد تعقیب قرار میگیرند.
من به اینجا آمدهام که به شما بگویم آن دیوار ایدئولوژی همه ما را تهدید میکند
اجازه دهید در پایان بگویم چرا که در مورد دیوار نامریی بنیادگرایی اسلامی صحبت کردم که بسیاری را به بردگی کشیده است. یک دیوار فیزیکی هم وجود دارد که افرادی را به بردگی کشیده که آمریکا وعده حفاظت از آنها را داده بود. این دیوار اطراف کمپ لیبرتی است. من به رئیسجمهور باراک اوباما و نخستوزیر العبادی در عراق میگویم این دیوار کمپ لیبرتی را فرو بریزید و مردمان ما را آزاد کنید.
با تشکر.
کیم کمپبل-نخست وزیر پیشین کانادا

کمپل: عصر بهخیر، من کیم کمپبل، نخستوزیر سابق کانادا هستم. من هنوز تنها زنی هستم که به منصب نخستوزیری در این کشور رسیدم. اما هنوز مواظب خودم هستم تا سلامتی خود را حفظ کنم تا شاهد سوگند دومین نخستوزیر زن در کشورم باشم. این سومین فرصتی است که برای این جمع سخنرانی کنم و میخواهم از خانم رجوی تشکر کنم که به من چنین فرصتی داد زیرا همواره نه تنها از دینامیسم زنان در اینجا الهام میگیرم، بلکه کار مشترک میان زنان و مردان در اینجا همیشه چشمگیر است و آنها درک میکنند چه چیزی برای تغییر جامعه لازم است و اینکه ایران باید چگونه باشد.
وقتی زن جوانی بودم، قبل از اینکه ملایان در ایران به قدرت برسند، وقتی تلاش میکردم وارد دانشگاه شوم با زنان دیگری کار میکردم و تلاش میکردم دیده شوم و فرصتی پیدا کنم کاری بکنم و در مورد من بالاخره به نقطهیی رسیدم که نخستوزیر شدم. این خیلی سخت بود، زیرا زنان زیادی نبودند که نشان بدهند توان این کار را دارند. ما مجبور بودیم بگوییم لطفاً اجازه بدهید که نشان بدهیم ما هم میتوانیم. لطفاً به ما هم فرصتی بدهید. آنچه جالب است این است که تعداد قابل توجهی از ما توانستیم به مناصب کلیدی برسیم.
اکنون تحقیقات زیادی وجود دارد و سابقه امر زیاد است و این بدین معنی است که دیگر لازم نیست درخواستهای خیلی زیادی بکنیم. میتوانیم به تحقیقات اشاره کنیم که میگوید وقتی زنان وارد سازمانی میشوند، وقتی زنان در مدیریت حضور دارند، سازمانهای مربوطه بهتر عمل میکنند
آن چه محققان که در این رابطه بهطور جدی کار کردهاند و در روند تبدیل کشورها به دموکراسی نقش دارند، آنچه آنها شناسایی کردهاند این است که یکی از اصلیترین نشانههای پیشرفت دموکراتیک بهبود وضعیت زنان است. اگر زنان آزاد نباشند، دارای شرایط برابر نباشند و حفاظت نشوند نمیتوانید کشورهای دموکراتیک با توانایی بالا داشته باشید. بنابراین بار دیگر باید به این دانستهها مجهز شویم. این تنها آرزو کردن نیست. تحقیقات جدی نشان میدهد اگر پیشرفت زنان در کار نباشد به یک دموکراسی موفق دست نخواهید یافت.
بنابراین زنان، شما کلید آینده هستید. نه به این دلیل که بهتر هستید، بلکه شما نیمه دوم حیاتی جامعه هستید و نیاز نیست متکی به حرف من باشید، نیاز نیست بر اساس حقیقت، زیبایی و عدالت برای آن التماس کنید، هر چند بهطور قطع و یقین باعث محقق شدن حقیقت، زیبایی و عدالت خواهد شد. اما شما میتوانید بگویید بهلحاظ علمی اثبات شده است که بدون حضور زنان، جامعه نمیتواند آن چیزی باشد که میتواند باشد. بنابراین، حتماً تلاش کنید. متشکرم
فرانسیس تاونزند-مشاور پیشین رئیسجمهور آمریکا

مفتخرم که در اینجا حضور دارم. میخواهم به دو موضوع سریع اشاره کنم. یکی اینکه چرا آنقدر حیاتی است که اجازه ندهیم آخوندها در ایران به ظرفیت هستهیی برسند. در حالیکه به خوبی میدانیم این یک واقعیت غیرقابل انکار است که رژیم ایران بزرگترین دولت حامی تروریسم در جهان است. نباید اجازه بدهیم توانایی هستهیی داشته باشند. هر گونه توانمندی در اختیار رژیمی که تروریسم را ترویج کرده و بهکارگیری آن را بهعنوان ابزاری از سیاست خارجی خود تشویق میکند، برای من غیرقابل فهم است که وارد چنین مذاکراتی میشویم بدون اینکه از آنها بخواهیم بهکارگیری تروریسم را رد کنند، نه تنها علیه مردم خود، بلکه علیه افرادی در سراسر جهان.
بنابراین، در آستانه روز جهانی زن در شرایطی با هم جمع میشویم که دوران سیاهی برای زنان است. خواهران ما در ایران، افغانستان و یمن با خطیرترین دورانها در طول زندگی ما در رابطه با آزادی و امنیت زنان مواجه هستند. بنابراین، میخواهم بهطور خاص به زنان کمپ لیبرتی بگویم ما صدای شما هستیم. ما مبارزه خود را برای شما متوقف نمیکنیم، شما را فراموش نخواهیم کرد، همواره صدای شما در جهان آزاد خواهیم بود.
همین هفته در واشینگتن این افتخار را داشتم که در اجلاس آزادی زنان شرکت کنم و گروهی از زنان ایرانی تلاش میکردند توجه واشینگتن را به آزادی زنان جلب کنند. یک کلیپ ویدئویی از چندین زن جوان را دیدم که به طرز وحشتناکی در ایران مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفته بودند. صورت آنها دچار نقصعضو شده بود. یکی از زنان با قاطعیت گفت: میتوانید صورت من را نابود کنید اما اعتقاداتم را خیر. البته این موضوع، من را به یاد جملهیی از ملاله (یوسفزای) انداخت که وقتی در پاکستان دختر جوانی بود به طرز وحشتناکی مورد حمله قرار گرفت. او گفت میتوانید یک فرد را بکشید، اما آرمانش را خیر.
حضور شما در اینجا امروز همین حرف را اثبات میکند. آنها بستگان شما را به قتل رسانده و گروگان گرفتهاند. آنها هنوز افرادی را در ایران و کمپ لیبرتی در بازداشت دارند. آنهایی که برای آزادی میجنگند، آنها میتوانند خواهران و برادران ما را بکشند، میتوانند ما را بکشند، اما نمیتوانند مبارزه ما برای آزادی را از بین ببرند. این افتخار من است که در کنار شما بایستم و ما همواره با شما خواهیم بود تا همه ما آزاد شویم.
با تشکر
اینگرید بتانکور -کاندیدای ریاستجمهوری کلمبیا

با تشکر. مایلم ابتدا به زنان در کمپ لیبرتی ادای احترام کنم. فکر میکنم امروز نمیتوانیم هیچ جملهیی را شروع کنیم، در آستانهٴ روز جهانی زن، بدون اینکه آنها را بهیاد داشته باشیم. اما من امروز همچنین بدین منظور به اینجا آمدهام تا اعتراض کنم، بیش از اینکه جشن بگیرم. با قلبی دردمند آمدهام و برایم سخت است که فکر کنم، فردا در روز زن چه چیزی را میتوانم جشن بگیرم؟ ولی میخواهم اعتراض کنم، ابتدا اعتراض کنم چون در تمامی ویدئوها در سراسر جهان تصاویری دیدهام از افراطگرایان اسلامی که آثار و شهر باستانی نمرود و بینالنهرین را نابود میکنند. شنیدهام یونسکو اعتراض کرده و آنرا یک جنایت جنگی خوانده است. ولی هیچجا تصاویری را که در یوتیوب دیدهام مشاهده نکردهام، از زنانی که در قفس در بازار موصل به فروش میروند امسال اینهمه مراسم یادبود داشتهایم، یادبودهای سیاه که به وقایع وحشتناک گذشته اذعان میکنند. آخرین مورد آن دیروز فکر میکنم راهپیمایی سلما بود که طی آن سیاهپوستان آمریکایی راهپیمایی کردند و خواهان حقوق و برابری خود را در آمریکا درخواست کردند. پرزیدنت اوباما آنجا بود، ولی چرا در مورد آپارتاید علیه زنان صحبتی نمیشود؟ این یک آپارتاید بهخاطر نژاد، یا مذهب یا ملیت نیست، بلکه بدترین نوع آپارتاید است. یک آپارتاید در داخل خانوادههاست. چرا در غرب و جهان آزاد، چیزی در مورد این آپارتاید گفته نمیشود؟ چرا همینطور کنار زده میشود، طوری که انگار یک ویرگول در یک جمله است. لذا من به سکوت جهان آزاد و رهبران جهان آزاد اعتراض میکنم. من از دیدن این شوکه شدهام که در این عصر تاریکی، ما رهبران روشنایی نداریم. خب میبینید تنها کسی که دیدهام راجع به ضرورت وجود تحریمها علیه رژیم ایران صحبت کرده، چون که مؤثر است و تنها چیزی است که آنها میفهمند، خانم رجوی بوده است. وی کسی بوده که تأکید کرده است، از آنجایی که این اهرم وجود دارد ما نباید در پی از دستدادن آن باشیم. عجیب اینکه تنها طرف دیگری که این معادله را فهم کرده سعودیها بودهاند که نفت را به بازار میریزند تا قیمت آن پایین بیاید و پول رژیم ایران هر چه کمتر بشود. آیا این واضح نیست؟ گاهی فکر میکنم موضوعات بدیهی برای کسانی که باید تصمیمگیری کنند غیرواضح بهنظر میرسد. بههمین دلیل اگر چیزی باشد که امروز بخواهم بهخاطر آن جشن بگیرم، آن چیزی است که شما اینجا انجام میدهید. چون این گردهمایی و این جلسه تحت رهبری خانم رجوی (فقط) برای ما نیست. ما میدانیم کی هستیم، میدانیم چند نفر هستیم و میدانیم تا چه حد نسبت به این آرمان متعهدیم. این چیزی است که آخوندها دارند تماشا میکنند و ما داریم تبدیل به ناظران اوضاع ایران میشویم. لذا، همین تغییر را ایجاد میکند، گفتن، محکوم کردن و انگشتان را اشاره رفتن، وضعیت را تغییر میدهد.
و مایلم صحبتهایم را با این جمله تمام کنم که چون ما به شما نیاز داریم، به شما نیاز داریم، شما که اینجا هستید به شما نیاز داریم، نه فقط برای ایران، نه فقط برای نجات جان خواهران و برادرانمان در کمپ لیبرتی، بلکه ما به شما نیاز داریم برای کل جهان.
به من یادآوری شد که در قانون اساسی (رژیم) ایران، ایده خلافت جهانی، آقای آلخو اینرا به من یادآوری کرد، همین الآن وجود دارد. این حتی یک ایده مربوط به داعش نیست، بلکه محصول جنون آخوندها بوده است. لذا شما مهم هستید، نه فقط برای کشورتان ایران، نه فقط برای اشرفیها، بلکه برای همهٴ ما، چون آخوندها بهدنبال برقراری یک خلافت جهانی هستند. این یک امپریالیسم افراطیگری است و این چیزی است که ما علیه آن میجنگیم. ولی یک خبر خوب هم دارم. من یک فرد معتقدم، فردی با اعتقادات بسیار قوی و در کتاب مقدس گفته شده که وقتی خدا میخواهد دشمنانش را شکست بدهد آنها را دیوانه میکند؛ و این چیزی است که در ایران اتفاق میافتد، آنها دیوانهاند.
ماریا کاندیدا آلمیدا-دادستان کل پرتغال

عصر بهخیر، خانم رجوی، دوستان عزیز، قبل از معرفی خودم مایلم بابت دعوت شما از من برای اینکه بتوانم بخشی از روز جهانی زن در برلین باشم تشکر کنم و بگویم که از حضور در اینجا بسیار مفتخرم.
هر وقت مبارزهیی برای حفاظت و دفاع از حقوق زنان هست احساس میکنم، باید بخشی از آن باشم؛ میخواهم بخشی از آن باشم. هر وقت مبارزهیی برای حقوق برابر و حقوقبشر هست، احساس میکنم باید بخشی از آن باشم، باید حضور داشته باشم و میخواهم حضور داشته باشم. چون بهعنوان یک حقوقدان و یک زن، مبارزه برای حقوق و فرصتهای برابر و نمایندگی کردن شرافت انسانی وظیفه و افتخار من و دلیل حضورم در اینجاست.
من ماریا کاندیدا آلمایدا هستم، دادستان کل از پرتغال. من اولین زن دادستان کل بعد از انقلاب پرتغال بودم و تنها 40سال پیش بهرغم داشتن صلاحیت کار کردن در این موضع، این حق از من سلب شد، فقط به این دلیل که یک زن بودم. من عضو اتحادیه زنان حقوقدان پرتغال هستم و سالها است برای دفاع از حقوق زنان فعالیت کردهام. من معنای محروم کردن فردی را از حقوقش تنها بهدلیل زن بودن، درک میکنم. از طریق اسناد بینالمللی دریافتهام که امروزه حقوق زنان ایران در همهٴ عرصههای زندگی شخصی و عمومی از آنان سلب میشود. مثلاً در قوانین اعمالشده زنان نمیتوانند قاضی و دادستان بشوند، شهادت یک زن نیمی از شهادت یک مرد ارزش دارد، فقط به این دلیل که زن هستند و مرد برتر است.
بسیاری از نقضها و تبعیضات که روزانه در ایران علیه زنان جریان دارد فقط بهدلیل زن بودنشان است. بهعنوان یک متخصص حقوق، میدانم که قوانین بینالمللی برای کنترل حقوق افراد و بهخصوص زنان وجود دارند، اما رژیم ایران از قوانین بینالمللی تبعیت نمیکند، مانند کنوانسیون حذف هر نوع تبعیض علیه زنان که برای حفاظت از زنان در برابر تبعیض بنا شده، اما (رژیم ایران) امضاکننده آن نیست. از اینرو خشونت علیه زنان در ایران قانونی و در واقع سیستماتیک است.
از طریق اسناد بینالمللی مؤسسات جهانی همچنین شنیدهام که وضعیت مخالفان ایرانی در کمپ لیبرتی بسیار بد است. آنها چندین نوبت مورد حمله قرار گرفتهاند، اما اکنون از حداقل حقوق انسانی خود محروم میشوند. یک محاصره ظالمانه پزشکی علیه آنها اعمال شده و سادهترین بیماریها که میتوانست بهراحتی درمان شود باعث مرگ بسیاری شده است. آنها در صفوف طولانی در انتظار دریافت رسیدگی پزشکی هستند. بر اساس قانون بینالمللی این یک جنایت علیه بشریت است، اما دارد رخ میدهد. ساکنان کمپ لیبرتی باید به رسیدگیهای درمانی و پزشکان، دسترسی آزادانه داشته باشند. آنها نباید از سوخت و حداقلهای روزمره محروم شوند. تحت قوانین بینالمللی بایستی به آنها احترام گذاشته شود و باید مورد حفاظت قرار گیرند، همانطور که به آنان قول داده شده است.
خانم رجوی گرامی، دوستان عزیز، من کسی نیستم، ولی مایلم بگویم از شما و مبارزه شما برای آزادی حمایت میکنم و میتوانم بگویم که در پرتغال در پرتغال، مردم کشورم و زنان آزاده، با شما هستند. همیشه با شما هستند، روزانه با شما رنج میکشند، ولی بههمراه شما مبارزه میکنند، و میدانم روزی شما پیروز خواهید شد؛ همچون پرتغال در سال 1974. ما طی 50سال تحت دیکتاتوری بودیم؛ فکر میکنم شما هم موفق خواهید شد.
اینرا تکرار میکنم، خانم رجوی گرامی و دوستان عزیز، من از شما حمایت میکنم در مبارزهتان برای آزادی، عدالت، برابری و حقوق زنان. فکر میکنم میتوانم بگویم، همانطور که در پرتغال میگوییم، چون این مبارزه ادامه دارد.
با تشکر.