728 x 90

-

«کف به کناری می‌رود» از: د. نجمی

-

در روز میلاد آخرین پیامبر بزرگ خدا، بد نیست به آیهٴ 17 از سورهٴ رعد نگاهی بیندازیم. در میانهٴ آیه، حقیقت شادی‌آفرین امروز ما نوشته شده است: «فأمّا الزّبد فیذهب جفاء»، کف به کناری می‌رود!.

بله! بر همهٴ شادیهای جشن این میلاد، یک شادی دیگر هم باید افزود؛ این‌که کف به کناری می‌رود!

کف چیست؟ همین جریانی که با خمینی قدرت گرفت و همهٴ خیانتها و جنایتها و غارتها و (همهٴ زشتیها را در ادامه ردیف کنید... .) را به اسم اسلام انجام داد. اما... اما... اما...، بر اثر مقاومت مردم ایران، و با فداهای مجاهدین خلق ایران، رسوا و شکست خورده و منفور تاریخ شد. کف بود. بله! اما کفی چرکین! و زمین را آلود، با درد و رنج. حتی، رودها و دریاچه‌ها را هم خشک و جنگلها را بیابان کرد. همین جریان ضدبشری که جنگ، و قتل‌عام، و شکنجه و دار و شلاق زدن به مردم در خیابانها و احکام گوناگون ضدبشری و انفجار برای مردم ایران و سایر کشورهای دیگر آورد. نیازی به نمونه‌ها نیست. همه می‌بینند همین آخوندهایی را که افزون بر جنایتها، خود و افرادشان، بیشتر از هر جبار حریص و غارتگری ثروت اندوختند و حتی لقمه نانی هم بر سر سفرهٴ مردم باقی نگذاشته‌اند.

اما این‌که «کف بود» و به کناری رفت، هم ادعا نیست. همه اعترافهای سران حکومت باقیمانده از خمینی را می‌بینیم که می‌گویند، همهٴ روشهایشان به شکست انجامیده. از جنگ تا ماهواره و اینترنت، تا سرکوب زنان و تا آویزان شدن به بمب اتمی. و این نوشته گنجایش نمونه‌ها را ندارد.

بله! باید شاد بود که این استبداد زیرپردهٴ دین و این استفادهٴ ارتجاعی از دین، از دوران بروز خود گذشت و رو به سرازیری است تا برای همیشه محو گردد.

اما چه می‌ماند؟ باز هم قرآن جواب می‌دهد: آنچه برای مردم نیکی دارد. «ماینفع الناس فیمکث فی‌الارض».

و این، همان پیام رحمت و رهایی پیامبرانی است که آخرینش محمد بود.

البته غیر از آرمان اسلام و پیامهای آن، سراسر زندگی پیامبرش هم پر از نمونه‌های رفتار محبت و انسانیت بود. و شرح آن یک کتاب بزرگ می‌خواهد: اما چند نمونه را برای شادی امروز به یادها بیاوریم:
ـ روز فتح مکه، هراس در دشمنان افتاده بود که محمد با آنها چه خواهد کرد، او به آنانی که سالها بر کشتن او همدست بودند گفت: بروید! شما آزاد هستید.

ـ تاریخ تمدن ویل دورانت جلد چهارم صفحه 234: ”پس از فتح مکه، غارت بین قبایل را ممنوع کرد و همهٴ عربستان، یعنی همه قلمرو اسلام آن وقت را، با معنی تازه یگانگی آشنا ساخت و برای همکاری و دوستی، افقی وسیعتر از آنچه قبلاً می شناختند در برابر آنها گشود“ ،

ـ ابن هشام در ”سیره الرّسول“ : مسیحیان اغلب در مسجد النّبی در مدینه، و در حضور حضرت محمد، نماز و آیینهای ویژه خود را اجرا می‌کردند!.

محمد هر وقت لشکری برای نبرد روانه می‌کرد، سفارش می‌کرد: مبادا به زنان آسیب برسانید! مبادا کودکان یا نابینایان را بکشید! مبادا معابد و صومعه ها رو ویران کنید! مبادا درختان را قطع کنید! یا مزارع را آتش بزنید!

به مجاهدانش حتی در مورد آزار نرساندن به حیوانات هم تأکید می‌کرد.

حضرت علی نقل کرد که از پیغمبر شنیدم: حتی سگ هار را، شکنجه و مثله نکنید.

محمد بود که می‌گفت:
ـ عربی بر عجمی برتری ندارد.
ـ هر که سیر باشد و همسایه‌اش گرسنه، مؤمن نیست. !
ـ هیچ‌کدام از شما مؤمن نیست مگر این‌که هر چیزی برای خودش می‌خواهد برای دیگران هم بخواهد.

ـ خداوند، مرا نفرستاده تا ایراد‌گیر باشم! بلکه تا آموزگار و آسانگیر باشم.

ـ حکومت با کفر باقی می‌ماند اما با ظلم هرگز!
- من برانگیخته شدم تا مرکز بردباری باشم
-اگر رفق و مدارا به‌صورت یک آفریده درمی‌آمد مردم پدیده‌ای زیباتر از آن نمی‌دیدند، و اگر نابردباری به‌صورت یک آفریده در می‌آمد مردم چیزی زشت تراز آن نمی‌یافتند.

-بیش از همه‌ی مردم تبسم برلب داشت (امام صادق)
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b70a5cbd-dd19-45ad-819a-eac658a61ddd"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات