728 x 90

اشرف - حمايت بين المللي,

گرامیداشت شهیدان قتل‌عام اشرف در واشینگتن

-

--
--
سخنرانیهای شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی
و فرماندهان آمریکایی حفاظت از اشرفیها
14سپتامبر 2013 (23شهریور92)

سخنان تام ریج اولین وزیر امنیت آمریکا:
ما در این‌جا گردهم آمده‌ایم تا از 52 شهید تجلیل کنیم، مالکی! اگر تو و برادر شریرت ولی‌فقیه رژیم ایران خوب فکر کنید، خواهید دید که شما آتش این ایده را از بین نبرده‌اید، بلکه آن را سوزان‌تر کرده‌اید حتی یک دقیقه هم خیال نکن که مرگ آنها شعله ها را خاموش خواهد کرد
بعد از این‌که تقریباً دو تریلیون دلار خرج شده و 4500 آمریکایی جان خود را از دست داده‌اند بزرگترین شریک آمریکا در منطقه، رژیم مالکی است که از نظر اخلاقی فاسد و ورشکسته است و انتخاب کرده در کنار ابلیسی مثل ولی‌فقیه رژیم ایران قرار گیرد
کشور آمریکا باید بخشی از مسئولیت این امر را بپذیرد نمی‌توان فقط رژیم ایران و عراق و سازمان ملل را مسئول دانست حضور دائمی نیروهای کلاه آبی سازمان ملل در لیبرتی ضروری است و ما خواستار تی‌والهای حفاظتی جلیقه‌های ضدگلوله و کلاهخودها هستیم
ما مکرراً از دولت آمریکا می‌خواهیم آنچه را که صحیح است انجام دهد و ما صدایمان را هر چه می‌توانیم بلندتر خواهیم کرد وقتی در آمریکا تعهد یا قولی می‌دهیم باید به آن وفادار بمانیم بسیاری از ما تعهد را از پشت تلفن شنیدیم و به خانم رجوی منتقل کردیم و ما از آنها خواستیم که به آمریکا اعتماد کنند، شرم بر همه!

سونا صمصامی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آمریکا

من سونا صمصامی نماینده شورای ملی مقاومت ایران در آمریکا هستم و به همه شما خیرمقدم می‌گویم.
بیست و پنج سال پس از قتل‌عام 30هزار مجاهد و رزمنده توسط آدمکشان رژیم آخوندی در سال 1988 در زندانهای مخوف ایران، امروز شاهد قتل‌عام 52تن از بهترین و رشیدترین فرزندان مردم ایران توسط همان آدمکشان و دولت آلت دست آنها در عراق هستیم.
اعدامهای فراقضایی بدون تردید از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت که هرگز نباید در برابر آن سکوت کرد. اجازه بدهید خاطرنشان کنم که:
تک‌تک این زنان و مردان، وهفت نفری که به‌گروگان‌گرفته‌شده‌اند، کارتهای هویتی از طرف دولت آمریکا دریافت کرده بودند که آنها را به‌عنوان «افراد حفاظت‌شده» تحت کنوانسیونهای ژنو معرفی می‌کرد
تک‌تک این افراد با دولت آمریکا یک توافق ‌نامه امضا کرده بودند که در ازای گردآوری سلاح آنها حفاظت آنها را به عهده گرفته بود. آمریکا سلاحهایی که آنها از خودشان حفاظت می‌کردند را از آنها گرفت و آنها را بدون هیچ حفاظی در دهان جنایتکاران و مزدوران رژیم ایران که بر عراق حاکم کرده بود بدون هیچ‌گونه دفاعی رها کرد
بنابراین باید پرسید: در حالیکه گلوله‌ها در اشرف شلیک می‌شدند، دولت آمریکا کجا بود؟ سفارت آمریکا کجا بود؟ سازمان ملل کجا بود؟ کمیساریای عالی پناهندگان کجا بود؟ چرا دولت آمریکا به وعده‌های حفاظت خود از ساکنان پشت کرد و هشدارهای پیاپی در مورد حملات قریب‌الوقوع را نادیده گرفت؟
ایالات متحده آمریکا و سازمان ملل مسئولیت حقوقی و اخلاقی روشن و تعریف شده‌ای را در قبال این مرگها دارند.
چرا وزیر خارجه و رئیس‌جمهور آمریکا در برابر این حمله سکوت پیشه کرده‌اند؟ چرا اخطارهای روشن به دولت عراق داده نمی‌شود؟ چرا اقدامات مشخصی برای جلوگیری از ادامه فاجعه اتخاذ نمی‌شود؟ چرا آمریکا برای به‌عهده‌گرفتن حفاظت از سوی نیروهای بین‌المللی کلاه آبی اقدامی نمی‌کند؟ چرا برای الزامات حفاظتی لیبرتی گامی برنمی‌دارد؟ چرا برای بردن تی‌والها و کلاهخودها و جلیقه‌ها به داخل لیبرتی به دولت عراق فشار نمی‌آورد؟
ما خواهان آن هستیم که عاملان این جنایت علیه بشریت به پای میز محاکمه کشانده شوند. سازمان ملل و ایالات متحده باید تدابیر موثری را اتخاد کنند تا هفت‌ تن از ساکنانی که به‌ گروگان‌ گرفته شده‌اند فوراً آزاد شوند.
ما خواهان تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب بین‌المللی و تحقیقات جامع و بی‌ طرفانه هستیم. از آنجا که دولت عراق در این جنایت دست داشته است نمی‌تواند مورد اعتماد باشد.
اول سپتامبر (10شهریور) در تاریخ ایران ثبت خواهد شد. بگذارید از قهرمانان اشرف بیاموزیم، آنها بذر امید را در ضمیر و قلوب جریحه‌دار میلیون ها جوان و زن و مرد ایرانی کاشتند و سمبلهای انکارناپذیر شجاعت و فداکاری بودند، شجاعت و فداکاری که جستجوی آزادی بدون آنها پوچ و توخالی خواهد بود. جانفشانی آنها بدون شک مردم الهام‌بخش مردم ایران خواهد بود تا قیام کنند و رژیم ایران را سرنگون سازند.
از شما تشکر می‌کنم و مجدداً خیرمقدم می‌گویم.

میچل ریس، مدیر پیشین سیاست‌گذاری وزارت‌خارجه آمریکا

صبح به‌خیر، من میچل ریس هستم.
امیر، می‌دانم من از طرف همه در این اتاق صحبت می‌کنم و هر کسی که نظاره می‌کند و مطمئن هستم پدرت بسیار بسیار به تو افتخار می‌کند.
ما امروز در واشینگتن و سراسر جهان گردهم آمده‌ایم که به سوگ بنشینیم، به سوگ 52 انسان شجاع، پدران و مادران، دختران و پسران، خواهران و برادران، که درست چند روز پیش به قتل رسیدند.
ما همچنین برای نشان‌ دادن همبستگی و بزرگداشت خاطره آنها این‌جا هستیم و می‌خواهم از همه شما درخواست کنم بلند شوید و به افتخار آنها در یک دقیقه دست زدن به من بپیوندید.
ما می‌دانیم این صدا نه تنها چند بلوک آن طرف‌تر در کاخ سفید بلکه در بغداد و یک روز، یک روز به‌زودی، امیدواریم در تهران شنیده شود. ما همچنین امروز این‌جا گردهم آمده‌ایم که نگرانی‌مان را برای هفت نفری که ربوده شدند و سرنوشت آنها هنوز نامعلوم است، ابراز کنیم. ما امروز گردهم آمده‌ایم که خشممان را از آنهایی که مسئول اجرای این جنایات شنیع هستند و ناامیدیمان را از آنهایی که کنار ایستادند و هیچ کاری برای ممانعت از آن نکردند نشان دهیم.
ما امروز گردهم آمده‌ایم که یک بار دیگر خواستار عمل شویم. نه تنها حرف بلکه واقعاً عمل. ما خواستار عمل کاخ سفید، وزارت‌خارجه و یونامی هستیم که کلاه آبیها را بلافاصله در کمپ لیبرتی مستقر کنند. به دوستانمان در اروپا و قانونگذاران در کنگره می‌گوییم تهدید به عواقب واقعی در رابطه دوجانبه مان بکنند، مگر این‌که دولت مالکی اقدام فوری برای حفاظت از آنهایی که در کمپ لیبرتی هستند، بکند.

تام ریج اولین وزیر امنیت آمریکا

امیر ما همه بسیار تحت‌تاثیر عواطف، عشق و شجاعت تو قرار گرفتیم. تو گفتی که می‌خواهی مثل پدرت باشی. من فکر می‌کنم تو آن‌گونه شده‌ای. و مادر تو باید بسیار به تو افتخار کند.
یک شاعر انگلیسی قرن هفدهم میلادی به‌نام «جان دان» یک بار گفت: «مرگ هر انسانی کمبودی برای خود من است زیرا من در بطن بشریت قرار دارم».
ما در این‌جا گردهم آمده‌ایم تا از 52 شهید تجلیل کنیم؛ اما می‌دانیم که بسیاری دیگر، حتی هزاران تن دیگر، قبل از آنها جان خودشان را از دست داده بودند و مادامی که دولت آمریکا و سازمان ملل به قول خود وفا نکرده‌اند، متأسفانه تلفات بیشتری در تقدیر است.
بنابراین ما امروز در این مراسم تجلیل که آکنده از احترام و تأمل نسبت به آنها است کنار هم جمع شده‌ایم. اما ما همچنین جمع شده‌ایم تا به خودمان و به دولت آمریکا وعده‌هایی را یادآوری کنیم که داده شدند، اما بعداً نقض شدند.
امیر، تو محبت داشتی و به ما به‌عنوان دوستان آمریکایی اشاره کردی. شما دوستان آمریکایی بسیار بیشتری از تعداد حضار این مراسم دارید. آنچه که ما تحمل کرده‌ایم هرگز به آنچه زنان و مردان اشرف و لیبرتی تحمل کرده‌اند نمی‌رسد. آنچه ما گفته‌ایم این است که نباید تنها حرّافی کرد بلکه باید محکوم کرد. وعده‌هایی داده شدند و بعد نقض شدند. بنابراین بی‌ارزش هستند. ما به حرفهای زیادی از طرف سازمان ملل و آمریکا گوش کرده‌ایم که تابه‌حال بی‌معنی بوده‌اند.
بنابراین در تحلیل نهایی وقتی ما به تحولات می‌نگریم، نظر شخصی من این است که واقعاً فکر می‌کنم همه ما که از آغاز درگیر این موضوع بوده‌ایم، نسبت به‌ عملکرد کشورمان احساس شرم می‌کنیم و خجالت‌ زده‌ایم که اعمال آن کافی نبوده است. ما نسبت به‌عملکرد کشورمان آزار و رنج دیده‌ایم، نه آن‌گونه آزاری که خانواده‌ها و دوستان قربانیان احساس می‌کنند، اما ما که به حمایت از مبارزه مجاهدین برخاسته‌ایم، رنج کشیده‌ایم چرا که تمام عمرمان را صرف خدمت به دولت و کشوری کرده‌ایم که علاقه بسیار زیادی به آن داریم.
و متأسفانه بعد از این‌که تقریباً دو تریلیون دلار خرج شده و 4500 آمریکایی جان خود را از دست داده‌اند، ما می‌بینیم که بزرگترین شریک آمریکا در منطقه، رژیم مالکی است که از نظر اخلاقی فاسد و ورشکسته است. او انتخاب خود را کرده تا در کنار ابلیسی مثل ولی‌فقیه رژیم ایران قرار گیرد.
اما کشور آمریکا باید بخشی از مسئولیت این امر را بپذیرد. نمی‌توان فقط رژیم ایران و عراق و سازمان ملل را مسئول دانست. سازمان ملل بی‌فایده و سست بوده است و شاید بکار بردن کلمه متقلب برای آنها محبت‌آمیز باشد، اما من فکر می‌کنم آنها در واقع به خانم رجوی دروغ گفتند، آنها به ساکنان اشرف و لیبرتی دروغ گفتند و تا همین امروز هم دروغ می‌گویند و سرنوشت این میهن‌پرستان هیچ تفاوتی برای آنها نمی‌کند.
بنابراین ما مکرراً از دولت آمریکا می‌خواهیم که آنچه صحیح است را انجام دهد. ما به این کار ادامه خواهیم داد و مصّر خواهیم ماند. صدایمان را هرچه می‌توانیم بلندتر خواهیم کرد. ما جمع شده‌ایم تا بگوییم آمریکا یک ایده است. یکی دیگر از ایده‌هایی که بسیار برای ما پایه‌ یی است این است که وقتی تعهد و یا قولی می‌دهیم به آن وفادار بمانیم. ما تعهدی را قبول کردیم. در ضمن، ما این تعهد را از زمانی که تک‌تک ساکنان مدرک مکتوب آن را دریافت کرده‌اند، تکرار کرده‌ایم. وزیر خارجه کلینتون به آن استناد کرد. دانیل فیرید آن را تکرار کرد. و مکتوب شده است. بسیاری از ما همین تعهد را از پشت تلفن شنیدیم و به خانم رجوی منتقل کردیم. و او با احترام آن را به ساکنان اشرف و لیبرتی منتقل کرد. باید به شما اعتراف کنم که دوستان آمریکایی شما به ‌اندازه هر کس دیگری نسبت به مرگ این افراد احساس مسئولیت می‌کنند، چون ما از آنها خواستیم که به آمریکا اعتماد کنند. شرم بر همه.
فریب و حیله و خدعه بر خلاف وجدان است، غیراخلاقی و ضدآمریکایی است. و در عین‌حال که ما گذشته را محکوم می‌کنیم و به این کار ادامه خواهیم داد، اما می‌دانیم که صرف این کار مثمرثمر نخواهد بود و باید به آینده هم فکر کرد. آنچه ما حالا به آن نیاز داریم حضور دائمی نیروهای کلاه آبی سازمان ملل در کمپ لیبرتی است.
ما خواستار تی‌والهای حفاظتی، جلیقه‌ های ضدگلوله و کلاهخود هستیم. با این حال، دیدید که قربانیان در اشرف طی حمله مزدوران کلاهخود و جلیقه هم داشتند. وقتی این آدمکشان وارد صحنه می‌شوند کلاهخود و تی وال اثری ندارد مگر این‌که ایالات متحده و سازمان ملل افرادی را در آنجا مستقر سازند که سازمان ملل و آمریکا را نمایندگی می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که این قتل‌ عام تکرار نشود.
بنابراین ما از شهدا تجلیل و برای آنها دعای خیر می‌کنیم. و بله امیر آنها بیهوده زندگی خود را از دست ندادند. بیهوده زندگی خود را از دست ندادند. بلکه آرمان آنها پیروز خواهد شد. آرمان آنها حق است و زمانی پیروز خواهد شد.
برخی از شما شنیده‌اید که من قبلاً به بی‌نظیر بوتو اشاره کرده‌ام، اما دوست دارم باز هم تکرار کنم تا این‌که با یکدیگر به تهران برسیم. من نقل‌قول او را در یکی از سخنرانیهای او دیده بودم و یک سال قبل از ترور با او ملاقات کردم. او چیزی را می‌گفت که من فکر می‌کنم شما و ساکنان لیبرتی و اشرف هم به آن باور دارید. او گفت: «شما می‌توانید یک انسان را تبعید کنید، اما نه یک ایده را. شما می‌توانید یک انسان را زندانی کنید اما نه یک ایده را. شما می‌توانید یک انسان را بکشید اما نه یک ایده را».
مالکی و آخوندها باید خیلی به‌دقت گوش دهند. حمله وحشیانه و غیراخلاقی شما به افراد بیگناه و بی‌دفاع آرزویی را که آنها داشتند از بین نخواهد برد. آرزویی که خانواده‌ها و دوستان و سایر ساکنان کمپ لیبرتی دارند را از بین نخواهد برد. آرزو و ایده‌ای که تمام مردم ایران که تحت ستم شما زندگی می‌کنند به آن معتقدند را از بین نخواهد برد، همان آرزوی یک ایران آزاد و دمکراتیک.
مالکی، اگر تو و برادر شریرت ولی وفقیه رژیم خوب فکر کنید، شما آتش این ایده را از بین نبرده‌اید، بلکه آن را سوزان تر کرده‌اید چون بعد از مرگ آنها این ایده و آرزو و ایمانها برای تحقق بخشیدن قوی‌ تر خواهند شد. حتی یک دقیقه هم خیال نکن که مرگ آنها شعله ها را خاموش خواهد کرد و امید را از بین خواهد برد یا ایده آنها را تغییر خواهد داد، آنها تعهدی را به این ایده و آرمان دارند که در قلب و وجودشان حک شده است و برایش جان فدا کردند.
... من اجداد زیادی در سراسر جهان دارم. ... پدرم ایرلندی بود و یک ضرب‌المثل ایرلندی است که می‌گوید «مرگ، زخمی را در قلب انسان به جا می‌گذارد که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را التیام بخشد. عشق خاطره‌ای را به جا می‌گذارد که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را برباید».
امیر و همه شما باید بدانید که آنها نخواهند توانست خاطره پدران و دوستان شما را به سرقت ببرند و هرگز نخواهند توانست ایده و آرمان حق آزادی ایران را که آنها برای تحققش جانشان را فدا کردند به سرقت ببرند.
از شما متشکرم.

جیمز وولسی: رئیس پیشین اطلاعات مرکزی آمریکا

ایالات متحده عموماً به‌عنوان مجری قانون بوده است. برخی اوقات تحت عنوان سازمان ملل و برخی اوقات نیز مانند زمانی که بیل کلینتون به کوزوو با حملات هوایی بدون اجازه کنگره آمریکا و سازمان ملل وارد شد عمل کرده است. اما به‌طور کلی که صحبت کنیم ما این نقش را مفروض گرفته‌ایم، نه همیشه به‌طور عاقلانه و چرچیل درباره ما گفت که ”آمریکائیها همیشه کار درست را انجام می‌دهند اما متأسفانه همیشه بعد از این است که تمامی احتمالات دیگر را انجام داده‌اند“.
اما وقتی ما تصمیم می‌گیریم همان‌طور که با توجه به وضعیتی که در عراق و ایران وجود داشت و آشکارا مربوط به سازمان مجاهدین می‌شد، چیزی که ما نمی‌توانیم انجام دهیم بیرون کشیدن بدون سر و صدا و بزدلانه است.
ما الآن یک مشکل جدی در این زمینه داریم. دنیا ما را دیده است و متاسفم که خیلی دقیق نیز اینکار را کرده است هنگامی که نشانمان را قبل از این‌که کارمان را به اتمام برسانیم در خاک پرتاب کردیم. حالا، چرا این کار ما نیست که از اشرف حفاظت کنیم، با رژیم ایران در بیافتیم؟ با عراق در بیافتیم؟ کس دیگری نمی‌تواند آن را انجام دهد؟ نه، بواقع نه. اگر حرکت موثری باید انجام گیرد که کار را به سرانجام برساند در آن منطقه از جهان با دولتهای وحشتناکی مانند سوریه و ایران و عراق و فعالیتهای جنایتکارانه ملاهای ایران و کسانی که با آنها کار می‌کنند، ما باید اینکار را انجام دهیم.
هیچ‌راه دیگری وجود ندارد
حالا می‌خواهم سخنانم را به‌طور خاص با یک ایده برای امیر و همه آنهایی که مانند او عزیزان، خویشاوندان و دوستانی را در حوادث وحشتناک اول سپتامبر از دست داده‌اند به پایان ببرم.
این شاید یک شعر نباشد بلکه یک متن است که منتسب به ویکتور هوگو است. اسم آن «محو شده از دیدگان من» است.
”ایستاده‌ام در ساحل دریا. کشتی در کنار من بادبانهای سپید خود را برافراشته و به مدد باد قصد اقیانوس آبی را می‌کند. این کشتی که مظهر زیبایی و قدرت است. من در جای خود ایستاده و به آن خیره می‌شوم تا در دوردست بسان لکه ابری سپید در نقطه تلاقی دریا و آسمان آویخته می‌شود. آنگاه فردی که در کنارم ایستاده می‌گوید: «نگاه کن، کشتی رفت». اما من می‌گویم کجا رفت؟ این کشتی تنها از دیدگان من محو شده است، همین. پرچم آن هنوز به همان عظمت، و بدنه و دکل آن هنوز با همان ابهتی هستند که مرا ترک کردند و این کشتی هنوز می‌تواند همان اندازه بار را به بندر و مقصد برساند. عظمت آن فقط در نگاه من تقلیل یافته و نه در خود او. و درست در همان لحظه که کسی می‌گوید «نگاه کن، کشتی رفت»، چشمان دیگری حاضرند که تماشاگر ظهور و سر رسیدن آن باشند و حنجره‌های دیگری که آماده‌اند فریاد آکنده از شادمانی سر دهند که: «نگاه کن، دارد می‌رسد».

پرفسور داناهیوز رئیس بخش تحقیقات زنان در دانشگاه رودآیلند

سلام به همه دوستانی که به کرامت، آزادی و دموکراسی معتقد هستند. امروز قلبم اندوهگین است. ما این‌جا جمع شده‌ایم که یاد 52 مرد و زن را که برای آزادی ایران زندگی می‌کردند، گرامی بداریم. آنها زندگی خودشان را وقف آزادی کشورشان از دیکتاتوری مذهبی، خشونت و اذیت و آزار کرده بودند.
ما این‌جا جمع شده‌ایم که به کشتار آنها توسط شبه‌نظامیان نخست‌ وزیر عراق نوری مالکی به دستور ولی‌فقیه رژیم ایران، علی خامنه‌ای شهادت بدهیم. ما این‌جا جمع شده‌ایم که تأکید کنیم ایالات متحده و ملل‌متحد به قولهای خودشان برای حفاظت از 3000 ساکنان زندانی شده در کمپ لیبرتی وفا کنند.
من باید تأکید کنم که لیبرتی اسمی که آمریکا به این کمپ داد. اکنون، یک زندان و کشتارگاه برای آزادیخواهان ایرانی است.
به‌عنوان یک آمریکایی، من عمیقاً شرمنده‌ام و همان‌طور که تام ریج گفت، شرم می‌کنم که آمریکا تا این حد در ارائه حفاظتی که قول آن را داده بودند، سهل انگار است.
ما باید به آزادی شش زن و یک مردی که از اشرف ربوده شدند، فراخوان بدهیم. دولت مالکی باید برای بازگرداندن آنها مسئول شناخته شود.
رهبران رژیم ایران و سپاه پاسداران باید در دادگاه بین‌المللی جنایی به‌خاطر جنایت علیه بشریت، مورد محاکمه قرار گیرند، به‌خاطر کشتار این 52 مرد و زن و به‌خاطر کشتار افراد غیرمسلح در حملات قبلی در کمپهای لیبرتی و اشرف، و به‌خاطر سوءقصدهای سیاسی که آنها از دهه 1980 در سراسر جهان مرتکب شده‌اند و به‌خاطر کشتار 30000 زندانی سیاسی در 25سال پیش.
بسیاری از 52نفری که در کشتار اول سپتامبر کشته شدند، رهبران بودند. 9تن از مردان فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی ایران و زندانیان سیاسی سابق در دوران حکومت خمینی بودند.
6تن از زنان عضو شورای رهبری مجاهدین بودند. همه آنها زندانیان سابق سیاسی بودند. من می‌خواهم چند لحظه وقت بگذارم و بطورخاص خاطره زهره قائمی را گرامی بدارم، همردیف مسئول اول مجاهدین. او در روز قتل ‌عام رهبر کمپ اشرف بود. زهره قائمی یکی از زنان مقاومت بود که مصمم بود که سرکوب زنان در ایران را خاتمه دهد.
من از سخنرانی مریم رجوی در سالگرد روز جهانی زن در سال 2001 نقل‌قول می‌کنم. اسم آن سخنرانی، بهای آزادی بود. «یک زن حق خودش را به ‌دست خواهد آورد. اولین قدم این است که ما باور کنیم که می‌توانیم. می‌توان و باید مبارزه کرد تا آزاد شد و دیگران را آزاد کرد. این یک واقعیت جدی است و جوهری است که در رگهای این مقاومت و مردان و زنانش می‌جوشد. ولی ما هرگز نباید فراموش کنیم که باید برای آزادی قیمت داد».
این 52 مرد و زن مقاومت ایران به‌شهادت رسیدند و هزاران نفر دیگر از ایرانیان آزادیخواه جان باخته‌اند و به دست حاکمیت ولی‌فقیه کشته شده‌اند. اما، آرمان یک ایران آزاد زنده است. این 52 زن و مرد به جهان و به‌طور خاص به میلیون ها جوان ایرانی نشان می‌دهند که می‌توان با کرامت، با آزادی و شجاعت زندگی کرد.
این آرمان تا زمان تحققش ادامه خواهد یافت.

رابرت جوزف معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا در امور کنترل تسلیحات و امنیت بین‌المللی

این مراسم تا به این لحظه بسیار مرا تحت‌تاثیر قرار داده است و قطعاً مایه افتخار و سربلندی من است که در این‌جا حضور داشته باشم و من هم مانند سایرین عمیق‌ترین میزان همدردی خودم را ابراز می‌کنم و به امیر، خانم رجوی و تمام خانواده‌ها و دوستان قربانیان قتل‌عام 10شهریور در کمپ اشرف تسلیت می‌گویم.
به مادران، پدران، فرزندان، خواهران و برادرانی که عزیزان خود را از دست داده‌اند می‌گویم که صمیمانه به شما تسلیت می‌گویم.
بنابراین امروز ما از قربانیان و این قهرمانان تجلیل می‌کنیم و از فداکاری قهرمانانه آنان برای یک ایران آزاد و دموکراتیک تقدیر می‌کنیم. 52 شهیدی که در آخرین فاجعه جان خود را از دست دادند، اکنون به هزاران نفر دیگری پیوسته‌اند که جان خود را فدای همان آرمان شرافتمندانه کرده‌اند. فداکاری آنان هرگز نباید از خاطرات محو شود و هرگز فراموش نخواهد شد.
آنها شهروندان غیرمسلح و بی‌دفاع تحت حفاظت آمریکا و سازمان ملل بودند.
عاملان این جنایت علیه بشریت باید شناسایی شده و مجازات شوند و در خلال آن رژیم آخوندها و جنایات و حیله‌های بیشمار آن باید افشا شوند. این یک نظام جنایتکار است که باید سرنگون شود و از بین برود.
ما همچنین باید خواستار آزادی فوری هفت گروگانی شویم که توسط نیروهای امنیتی عراق گرفته شده‌اند و انتقال اجباری آنها به ایران به‌معنی شکنجه و مرگ حتمی آنها خواهد بود.
ببینید چقدر خنده‌دار است که وزارت حقوق‌بشر عراق اعلام کرده است که این هفت نفر دستگیر و زندانی شده‌اند، زیرا این گروگانهای غیرمسلح به گفته او به نیروهای تا دندان مسلح امنیتی حمله کرده‌اند! این مصداق همان «دروغ بزرگ» است، دروغی که آن‌قدر مهمل و مضحک و خالی از حقیقت و عاطفه است که به یاد آورنده حکومت نازیها است.
علاوه بر مجازات عاملان و کسب آزادی هفت گروگان، ما باید به آینده هم توجه داشته باشیم. باید خواستار آن باشیم که دولت عراق اجازه دهد ضرورت ها و نیازهای حفاظتی برای اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که در کمپ لیبرتی در عراق هستند، در مقابل حملات آینده تأمین شود. از جمله قرار دادن دیوارهای تی وال و تأمین لوازم حفاظت شخصی و امکانات پزشکی و امدادرسانی.
مهم‌تر از آن، ناظران سازمان ملل باید در داخل کمپ مستقر شوند تا از حمله بعدی جلوگیری کنند. استقرار نیروهای کلاه آبی باید به‌طور اضطراری صورت گیرد. باید همین حالا صورت گیرد.
در چارچوب سیاست آمریکا در قبال عراق، نقطه عزیمت باید این باشد که دولت مالکی دوست آمریکا نیست بلکه آلت دست ملایان تهران است.
در رابطه با رژیم ایران، درسهای 10شهریور واضح است. انتخابات رژیم در ماه ژوئن هیچ تغییری ایجاد نکرد بلکه تنها جنایتکاران سپاه پاسداران و سایر ارگانهای سرکوب رژیم را تشجیع و جری‌تر کرده است.
چشم دوختن به این امید واهی که روحانی رفرمیست است فقط موجب تحقق کابوس ما خواهد شد که همانا یک استبداد مذهبی افراطی مجهز به سلاح اتمی است و رژیمی که مصمم است تا حکومت و نفوذ خود را از طریق از بین بردن دوستان، متحدان، و منافع و مهمتر از همه ارزشهای آمریکا گسترش دهد.
به‌جای ترک تحریمها به این امید که تعامل سازنده در رابطه با برنامه هسته‌یی ایجاد خواهد شد، ما باید ماهیت خبیث رژیم ایران را درک کنیم. اگر ما عقب بنشینیم، اگر خیال‌بافی کنیم، اگر خودمان را گول بزنیم، و اگر نتوانیم لکه سیاه قتل‌عام 10شهریور را که بر دامان اعتبار آمریکا نشسته پاک کنیم، ما مشوق و تسهیل کننده سرکوب بیشتر در ایران، وحشیگری بیشتر در عراق و حملات بیشتر در منطقه و فراتر از آن خواهیم بود.
از شما بسیار متشکرم.

سرهنگ وسلی مارتین – فرمانده حفاظت اشرف

خانمها و آقایان از شما متشکرم. امیر من از تو عذرخواهی می‌کنم. این سرنوشتی نبود که افسران آمریکا در زمان جنگ برای پدر تو می‌خواستند. به برادران و خواهرانمان در اشرف می‌گویم که این واقعه‌ای به ‌غایت مذموم و نکوهش پذیر بود.
چند ساعت قبل از شروع حمله، من گزارش هفتگی خودم را تکمیل و فرستاده بودم. نتیجه‌گیری و ارزیابی من در گزارش آن هفته چنین بود: اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در اشرف و لیبرتی هنوز در رادار مالکی هستند. او اخیراً برق اشرف را قطع کرده و بوروکراتهای سازمان ملل و آمریکا را به این باور رسانده که ظاهراً با وصل مقطعی برق به یک پیروزی دست یافته‌اند.
باید حق را در آنجا که لازم است به‌رسمیت شناخت. مالکی در ایامی که یک دستفروش در خیابانهای دمشق بود درسهای خوبی را آموخته است. او می‌داند که متاعی که یا بی‌ارزش است و یا اصلاً وجود ندارد را چگونه به مشتری بفروشد. رژیم ایران او را یک متحد نزدیک خود می‌داند.
چیزی که مالکی فراموش می‌کند، این است که دوران بازنشستگی دیکتاتورهای عراقی خیلی رضایتبخش نیست. نوبت مالکی هم خواهد رسید
من در لحظه‌ای که داشتم گزارش را به دوستان آمریکایی، استروان استیونسون و پائولو کازاکا، پارلمان اروپا، و اسکات رید از پارلمان کانادا می‌فرستادم، نیروهای مالکی در حال ازدحام پشت در اشرف بودند. من در رشته کوههای آپالاچی (در شرق آمریکا) توانستم به این ارزیابی برسم اما وزارت‌خارجه که پشت دیوارهای امن در سفارت بغداد نشسته نتوانست به نتیجه‌گیری مشابه برسد.
من یک چیز را می‌دانم و آن این است که اگر جابه‌ جایی به لیبرتی صورت نمی‌گرفت، این حمله وحشیانه که ما شاهد آن بودیم زودتر انجام می‌شد چون مالکی نیروهای خود را جمع‌آوری کرده بود و برای یک حمله دیگر آماده‌سازی می‌کرد. در نزدیکی اشرف مقر یکی از لشگرهای مالکی است چون در جریان مخاصمات او با مسعود بارزانی، او یک لشگر کامل را در آن محل مستقر کرد تا بتواند به کردستان حمله کند. آنها تانک و تجهیزات دیگر در آنجا دارند. شما نمی‌توانید حتی یک ساعت یک آتش روشن کنید بدون این‌که نیروی اطراف آنجا متوجه نشود، مخصوصاً وقتی آن نیرو در واقع در آن حمله نقش دارد و این همان چیزی است که اتفاق افتاد. آن یک حمله توسط ارتش عراق بود.
و بعد ما حزب‌الله در عراق را به‌خاطر می‌آوریم که رهبر آن البطاط گفت که حملات موشکی به لیبرتی به‌دست آنها صورت گرفته است. او گفت 18 موشک شلیک کرده است. اما 40 موشک بودند که برخی از بالای کمپ گذشتند و برخی نیز به آن اصابت کردند. حداقل 30 موشک به داخل کمپ اصابت کرد. البطاط گفت که 18 موشک شلیک شده است. او هیچ موشکی شلیک نکرد. ما ویدئوی محل حمله را مشاهده کردیم. سایتهای مختلفی وجود داشتند که موشکها از آن نقاط به سمت لیبرتی نشانه رفته بودند. به همین دلیل صادق دیوارهای لیبرتی که آمریکاییها قبلاً در آنجا قرار داده بودند را برداشت، و کوبلر ادعا می‌کرد که این بخشی از کارهای مربوط به جابه‌ جایی است و باعث جلوگیری از کشتار بیشتر خواهد شد. وقتی صادق آمد و این دیوارها را برداشت، کوبلر حداقل باید اعتراض می‌کرد چرا که این نقض قرارداد بود. اما او به‌دنبال حفظ منافع تجاری آلمان بود، بهمراه زنش سفیر آلمان و دل مشغولی این دو فقط همین بود. او با مالکی کار می‌کرد و به او هرچه می‌خواست داد و به دنیا آنچه را می‌گفت که مالکی می‌خواست به دنیا بگوید.
من موافقم که نیروهای کلاه آبی در لیبرتی مستقر شوند. بیش از یک سال پیش، سازمان ملل اعلام کرد که به یک افسر امنیتی نیاز دارد. من ده سال از خانواده خودم دور بوده‌ام و بنابراین زیاد میل نداشتم که برای این کار اعلام آمادگی کنم اما به هر حال ثبت‌نام و اعلام آمادگی کردم. گفتم به آنجا خواهم رفت و به‌عنوان افسر امنیتی کار خواهم کرد. اما در جواب به من گفتند: از شما متشکریم که برای شغل افسر ارشد امنیتی عملیات سازمان ملل ثبت‌نام کردید اما متأسفانه باید به اطلاع شما برسانیم که در این زمان شما انتخاب نشدید.
من به‌عنوان افسر ضدتروریسم سراسر عراق توانستم از کشتار بیشتر القاعده جلوگیری کنم که این امر از وقوع جنگ داخلی پیشگیری کرد، توانستم نقشه انفجار در کنوانسیون پزشکان را خنثی کنم، و نگذارم که مقتدی صدر هزاران کوبالت 60 را به سرقت ببرد، اما ظاهراً صلاحیت این را ندارم که به کمپ لیبرتی بروم.
متشکرم. باید حرفهایم را تمام کنم. وقتی من در آن کمپ مستقر باشم و کمپ مورد حمله قرار گیرد و گزینه‌یی جز مرگ نداشته باشم، فکر نمی‌کنم تقدیری بهتر از این باشد که در کنار انسانهایی مانند آن 52نفر که توسط دولت عراق کشته شدند بمیرم. من آماده‌ام.
«ما همچنین در انتظار تحقیقات پیرامون دو حمله موشکی به کمپ لیبرتی هستیم که مجموعاً 10 کشته بر جای گذاشت. این‌که از دولتی که در حملات دست داشته خواسته شود تا یک تحقیقات بی‌طرفانه را به‌راه اندازد و آن را عمومی کند مترادف این است که اجازه پنهان کاری صادر شود. اما ما به هیچ‌وجه انتظار بیطرفی نداریم.
مالکی بسادگی این خواسته را نادیده می‌گیرد و واکنش‌های ضعیف آمریکا و سازمان ملل را به‌عنوان چراغ سبز برای ارتکاب فجایع بیشتر می‌بیند. مطمئن باشید که حملات بیشتری بر علیه ساکنان بی‌سلاح در تقدیر است.
تا زمانیکه ساکنان به خارج از عراق منتقل نشده‌اند، نیروهای کلاه آبی سازمان ملل باید در هر دو کمپ حضور داشته باشند. همه ما یا در و یا با دولت آمریکا کار کرده‌ایم. و می‌دانیم که همواره برای کسانی‌که صادقانه به‌دنبال راه‌حل هستند راه‌حل وجود دارد. دولت آمریکا همه توافقات مکتوب خود با سازمان مجاهدین خلق ایران را نقض کرده است. آنها به توافقات خود عمل کردند و در روز 1سپتامبر 2013، 52تن از ساکنان نتیجه این کار را دیدند. در پشت سر ما عکس‌های کسانی را می‌بینید که سرنوشت آنها نتیجه خلف وعده و نیز بهای شرافتمند ماندن است.
متشکرم.

سرهنگ توماس کنت ول از فرماندهان حفاظت اشرف

خانم رجوی، اعضای مجاهدین و 52 قربانی این جنایت که اخیراً در کمپ اشرف واقع شد و 7 گروگانی که اکنون می‌دانیم در دست پلیس مخفی در جایی در عراق هستند از همه شما تشکر می‌کنم و خدا همراه شما باشد.
من می‌خواهیم چند دقیقه درباره کمپ اشرف صحبت کنم زیرا می‌خواهم به انسانیت ساکنان اشرف اشاره کنم. من تعدادی از آنها را می‌شناسم و کمی کمتر از یک‌سال در آنجا بودم. یک دوست خودم فرماندهی بود که جایگزین من در کمپ اشرف شد. او قرار بود امروز این‌جا باشد ولی مشکلات مسافرت داشت. سرهنگ کریس ویلسون و من تسلیتهای او را به همه شما و نیز تسلیتهای سرهنگ دن مک الروی، یکی دیگر از فرماندهان اشرف را تقدیم می‌کنم.
من فکر می‌کنم اکثر ما فرماندهان ارتش آمریکا که در آنجا بودیم، هم نظر هستیم. در سال 2003 من اولین افسر پلیس دژبان بودم که به قرارگاه اشرف رفتم و ما می‌خواستیم بفهمیم نقش ما چیست. ما دستورات قانونی داشتیم. مجاهدین در لیست تروریستی بودند و به ما گفته شد که آنها تروریست هستند و ما فکر می‌کردیم به آنجا رفته‌ایم که آنها را زندانی کنیم.
لذا، رئیس وقت من، ژنرال ادیرنو به آنجا رفت و به او گفته شد ما نمی‌توانیم تسلیم شویم زیرا ما با شما در جنگ نبودیم. خوب، مشکل بود روی این حرف جدل کرد زیرا همان‌ طور که می‌دانید، هیچ آمریکایی توسط مجاهدین مورد خسارتی قرار نگرفته است. هیچ آمریکایی، آنطور که ما مطلع بودیم، مورد شلیک مجاهدین قرار نگرفت، در حالی که ما در مراحل اولیه جنگ تعدادی از قرارگاههای آنها را بمباران کردیم و برخی از آنها را کشتیم و برخی را مجروح کردیم.
لذا، در جریان تلاش برای طراحی این سیاست من وقت زیادی را بین اشرف و بغداد صرف کردم، از جمله صحبت مستقیم با سپهبد ریکاردو سانچز، فرمانده همه نیروهای نظامی در عراق در آن زمان. ژنرال سانچز نظراتی در مورد این‌که باید چه کار کند داشت و این وظیفه من بود که به او واقعیت تصمیمهایش را بگویم و من به او گفتم ژنرال ضروری است که تو بیایی و کمپ اشرف را خودت ببینی. لذا، او این کار را کرد.
خوب، در روزی که آمد، او به مقر من آمد که در داخل کمپ اشرف، 40 کیلومتر مربع، تقریباً بود. یک قرارگاه عظیم. او با هلیکوپتر آمد. او و هیأت همراهش. همه آنها پیاده شدند و همه تمامی تجهیزات جنگی خودشان را با خودشان داشتند، تسلیحاتشان، همه چیز و من از آنها استقبال کردم. من یونیفورم صحرایی‌ام را به تن داشتم و او گفت «تجهیزات حفاظتی تو کجاست؟». من گفتم «ژنرال به امن‌ترین نقطه در عراق خوش آمدی».
من فکر نمی‌کنم او حرف مرا باور کرد. در هرحال، ما قرار بود او را برای یک بازدید ببریم زیرا همان‌طور که گفتم اشرف 40 کیلومتر مربع بود. یک محل عظیم است. و لذا هر دو ما سوار یک هاموی زرهی شدیم و ما یک تیم حفاظتی بزرگ هم داشتیم که متناسب با جایگاه او بود و ما در مسیر خیابان اصلی در وسط اشرف شروع به حرکت کردیم. یک بلوار خیلی بزرگ است که شما در تصاویر دیده‌اید.
لذا، به‌طور واقعی، او می‌باید می‌دید که باور می‌کرد. وقتی شما یک کیلومتر از رودخانه‌ها در استان دیالی عراق فاصله بگیرید، فقط خاک است، خاک سوخته داغ. برای همین کل منطقه با کانالهای آبیاری تأمین می‌شود. این کمپ واقعاً یک شهر است، در مورد شما نمی‌دانم ولی من وقتی درباره کمپ فکر می‌کنم، انگار که پیشاهنگان به آنجا می‌روند. ولی اشرف به‌طور واقعی یک شهرکوچک بود و نیروگاه برق داشت، ایستگاه رادیویی داشت، باغ داشت، موزه داشت. یک کارخانه پپسی داشت، نانوایی داشت و همه این چیزها و با صبر و حوصله و عزم و اراده کسانی در وسط بیابان ساخته شد که یک نظر و دیدگاهی بزرگتر از خودشان داشتند. لذا، به نکته اولم که برگردم، اشرف خیلی بیشتر از یک کمپ بود. یک آرمان بود و آن آرمان، من فکر می‌کنم، یک ایران آزاد و دموکراتیک است.
لذا، من یکی دو نکته دارم. نخست آن‌که آنچه شنیدیم که توسط خانم صمصامی و سایر سخنرانان برجسته جمع‌بندی شد، در مورد قولهای آمریکا. من اینها را عمیقاً احساس می‌کنم زیرا به‌عنوان یک فرمانده نظامی در سال 2003، من مأمور دولت آمریکا بودم برای خلع‌سلاح مجاهدین و دوست من، کریس ویلسون، که به او اشاره کردم، شخصآ حداقل یکی از کارتهایی که موقعیت فرد حفاظت‌شده را تضمین می‌کرد به یکی از ساکنان داد.
لذا، برای ما، البته، ما به‌عنوان افسران پلیس نظامی حرفه‌ای، ما کنوانسیون ژنو را درک می‌کنیم و در گمان این بود که آنها استاتوی افراد حفاظت‌شده داشتند و این استاتو در تئوری به‌رغم این‌که شما کنترل فیزیکی روی یک نفر دارید یا نه، به قوت خودش باقی است. لذا، ما بسادگی نمی‌توانیم کسی را که تحت حفاظت ماست به کس دیگری بدهیم اگر بنا‌ به دلایلی معتقد باشیم که امنیت، سلامت آنها به خطر خواهد افتاد.
لذا، از نظر من، آنچه برای مجاهدین اتفاق افتاد خیلی بدتر از تحویل زندانیان به‌طور مخفیانه به دولتهای سرکوبگر بود که در دوران دولت بوش اتفاق افتاد، زیرا ما داریم در مورد 3000نفر صحبت می‌کنیم. ما درباره کسانی صحبت می‌کنیم که می‌دانستیم هیچ جنایتی مرتکب نشده‌اند و حتی هیچ اقدام تعرضی علیه ایالات متحده نکرده بودند. و ما این را چگونه می‌دانیم به‌خاطر این‌که ا.ف.بی‌آی چنین نتیجه‌گیری کرده بود. با این همه، ما آنها را به دولت عراق تحویل دادیم.
لذا، من فکر می‌کنم، ما 5 حمله را شاهد بوده‌ایم که علیه مجاهدینی که ما قول داده بودیم حفاظت کنیم، رخ داده است. و دولت قرار بود تضمین کننده امنیت و سلامت آنها باشد. بسادگی، همان‌طور که وسلی مارتین و دیگران گفته‌اند، غیرقابل باور است که دولت عراق در مورد سلامت و امنیت مجاهدین جدی باشد. بسادگی غیرقابل باور است که نیروهای امنیتی عراق چیزی درباره آنچه ظرف چهار ساعت در اشرف اتفاق افتاد نمی‌دانستند. زیرا همان‌طور که در ابتدای این برنامه دیدیم، صدای شلیک مستمر به گوش می‌رسید، شلیک حساب شده طی یک مدت که زنان و مردانی که عکسشان پشت سر من است مورد هدف قرار گرفتند و سپس اعدام شدند و تجهیزات منهدم شدند. این غیرقابل باور و غیرقابل توضیح است.
به همین سیاق، من می‌گویم که این غیرقابل باور است که ما از دولت عراق انتظار داشته باشیم یک تحقیقات در این زمینه به‌عمل بیاورد زیرا چنین تحقیقاتی نه هیچ معنی و نه از هیچ اعتباری برخوردار نیست.
این واقعیت که 7نفر در حال حاضر، بدون سلاح، در دست این افراد در بغداد هستند، در حالی که ما این‌جا نشسته‌ایم، غیرقابل باور است زیرا، شما می‌دانید که ما دو سال در عراق بودم. من در در آنجا در سال 2003 و 2005 و 2006 و مدتی در سال 2007 بودم. شما می‌دانید، ما می‌دانیم که این عراقیها چه کار می‌کنند. و 7تن از دوستان ما اکنون در بازداشت آنها هستند.
من آرزو می‌کنم ما با افتخار و حیثیت خودمان عمل کنیم و از این افراد حفاظت کنیم زیرا در تحلیل نهایی، چه کسی از افراد بیگناه حفاظت خواهد کرد، اگر ما نکنیم. و من این را با کسانی که عکسشان در پشت سرم روی دیوار هست، سهیم هستم. و من می‌دانم این‌که در معرض خطر باشی چگونه است وقتی که جان خودت را کف دستت می‌گذاری و دوباره به عراق می‌روی، مثل سال 2005 و 2006 که گردن می‌زدند. و آن وقت چه چیزی می‌ماند؟ برای ما، اعتقادم می‌ماند. آنها می‌توانند همه چیز مرا از جمله سرم را از من بگیرند ولی آنها هرگز نخواهند توانست اعتقاد مرا به خدا از من بگیرند و برای اشرفی‌ها، آنها یک چیز هم بیشتر دارند و آن تعهدشان به یک ایران آزاد و دموکراتیک است.
فکر می‌کنم شایسته است اگر شما به این پوستر نگاه کنید، یک کهکشان را پشت سر قربانیان اشرف می‌بینید. زیرا، می‌دانید که بسیاری از ستاره‌هایی که در این کهکشان نشان داده شده‌اند، مدتها قبل از بین رفته‌اند، ولی نور که در طول فضا حرکت می‌کند، حضور آنها را در هستی حفظ می‌کند و این در مورد این 52نفری که عکسهایشان روی دیوار است و بسیاری دیگر که عکسهایشان در کتاب شهدای مجاهدین است که به‌خاطر ایران به‌شهادت رسیده‌اند، صدق می‌کند. آنها هنوز زنده هستند و نورشان در این جهان در حال درخشش است.
لذا، دعای من امروز این است که ما زنده بمانیم و یک ایران آزاد و دموکراتیک را ببنیم و ما به‌عنوان آمریکا سریعاً به قولمان وفا کنیم و 3000نفر را که قول دادیم حفاظت کنیم، در کمپ لیبرتی حفاظت کنیم و ما بدون توقف تلاش کنیم که 7نفری را که گروگان هستند آزاد کنیم و بعد ما یک تحقیقات توسط دولت عراق را نپذیریم، بلکه یک تحقیقات بین‌المللی را که روزی به دادگاه بین‌المللی جنایی منجر شود و کسانی که تا ابد از نظر اخلاقی به‌خاطر عملکردی که در آن روز سیاه یک هفته پیش مرتکب شدند، رنج می‌برند، در مقابل دادگاه نیز قرار گیرند. با تشکر از همه شما.

جان سانو نایب‌رئیس بخش محرمانه اطلاعات مرکزی آمریکا در دولت بوش

ابتدا تسلیت هایم را به خانواده‌ها، دوستان و ساکنان آن منطقه تقدیم می‌کنم.
غیرقابل بیان بود، مشخصاً نباید فقط تقصیر را به گردن رژیم ایران و عراق‌انداخت.
دولت آمریکا نیز مقصر است. همان‌طور که فرماندار ریچ صراحتاً گفت، این مایع خجالت ماست. این امری غافلگیر کننده نبود. بسیاری از کسانی که امروز در این گردهمایی جمع شده‌اند هشدار داده بودند که این اتفاق خواهد افتاد. چنین مواردی در گذشته پیش آمده است. پس انگشت را کجا باید بگذاریم؟ ما به شکل متساوی مسئول هستیم.
در حالیکه ممکن است ما خودمان را با این تفکر که ما به‌عنوان یک دولت کاری کرده‌ایم فریب بدهیم، در واقع امر، عمل صدایش خیلی بلندتر از کلام است. این اقدام یک نیروی نظامی کلاسیک نیست. اینها قاتلان بی‌رحمی بودند. آنها اطلاعات قبلی از اهدافشان داشتند. آنها دقیقاً می‌دانستند که دنبال چه کسی باید بروند. آنها برای هدف قرار دادن فرماندهی اقدام کردند.
حالا، اینها چرا اقدام به این کار کردند؟ من فکر می‌کنم که یک نمونه روشن این است که رژیم ایران و مالکی، من او (مالکی) را جزو این گروه می‌گذارم. او فقط یک عروسک خیمه‌شب بازی است.
سازمان مجاهدین خلق ایران تنها تهدید برای بقای رژیم حاکم بر تهران است.
مالکی طی این سالها واقعیت خودش را نشان داده است و این‌که از او بخواهیم که در جنایاتی که خودش کاملاً در آن نقش داشته است تحقیقات کند مطلقاً غیرقابل‌قبول است و ما نباید اجرای یک تحقیقات را به‌دست کسی بسپاریم که خودش عامل آن است.
اما الان، سازمان مجاهدین خلق ایران کماکان تنها تهدید بزرگ برای ادامه حیات رژیم آنهاست و ایالات متحده و کشورهای دیگر جهان در حال فریب خود هستند.
من در کنفرانسهای قبلی در مورد وزارت اطلاعات رژیم ایران و سازمان اطلاعات ایران و پلیس مخفی صحبت کرده‌ام. آنها وحشی هستند، آنها به‌خوبی آموزش دیده‌اند، آنها بی‌رحم اند.
تنها هدف آنها تداوم یک رژیم سرکوبگر و بی‌رحم است. همان‌طور که من و بسیاری از نفرات دیگر در گذشته بارها و بارها گفته‌اند با این‌گونه رژیمها نمی‌شود با مهربانی برخورد کرد. از آنجایی که آمریکا و کشورهای دیگر در جهان معمولاً می‌خواهند یک راه‌حل جامع برای درگیریها داشته باشند تا از رفتن به جنگ جلوگیری کنند، و همان‌طور که آقای مدیر ولسی گفتند، ما وارد این‌گونه مسائل نمی‌شویم، ولی این سازمانها چطور اقدام می‌کنند، این کشورها مانند ایران، اینها چگونه نوع اقدامی را که می‌خواهند علیه ایالات متحده آمریکا و کشورهای دموکراتیک دیگر بکنند وارد مسائل می‌شوند؟
آنها اینرا به‌سادگی به‌عنوان ضعف تلقی می‌کنند و شما نمی‌توانید با رژیمهای دیکتاتور از موضع ضعف برخورد کنید. تاریخ اینرا به اثبات رسانده است. تنها چیزی که آنها می‌فهمند و تنها چیزی که من از تجربه شخصی‌ام دارم این است که وزارت اطلاعات رژیم ایران تنها زبان قدرت و پتانسیل استفاده از زور را می‌فهمد. رژیم ایران و عراق در این حمله چنین کاری نکردند، چرا؟ به‌خاطر این‌که می‌خواستند که این تصاویر از آنجا خارج شود. می‌خواهند که جهان بداند، چرا آنها اینکار را می‌کنند؟ چون فکر می‌کنند که می‌توانند مجاهدین را بترسانند.
ولی آنها اشتباه می‌کنند. این امر مجاهدین را فقط قویتر می‌کند. این فقط باعث انگیزش نه تنها مجاهدین، بلکه تمامی مردم ایران خواهد شد، انگیزش برای حرکت بسوی یک ایران آزاد و دموکراتیک. تا نهایتاً بپاخیزند و این رژیم ناکارآمد و سرکوبگر را سرنگون کنند.
فکر می‌کنم یکی از سخنرانان قبل از من گفت که روزهای مالکی به شمارش افتاده است. محکم پای تعهدمان بایستیم و هر آنچه را که برای پیروزی این جنبش مطلقاً ضروری است انجام بدهیم، اگر به‌خاطر سازمان مجاهدین خلق ایران نبود، اگر به‌خاطر انسانهای شجاعی که جانهایشان را فدا کردند و انسانهای شجاعی که هنوز فداکاری می‌کنند، نبود، ما در ایالات متحده آمریکا اطلاعات کمتری در مورد آنچه که در جریان است می‌داشتیم. با تشکر.

میچل ریس، مدیر پیشین سیاست‌گذاری وزارت‌خارجه آمریکا
ما به یادبود و گرامیداشت کسانی که از دستشان دادیم ادامه خواهیم داد. ولی از آگاهی‌مان قدرت می‌گیریم که این حمله ناشی از ترس و احساس خطر حاکمان در تهران بود. این ترس که مجاهدین نیرویی را نمایندگی می‌کند که باید آن را جدی گرفت. نیرویی که تهدیدی برای آخوندهاست. ما به‌طور مشخص فراخوان به آزادی فوری 7 گروگان خواهیم داد. ما فراخوان به تقویت فوری وضعیت امنیت کمپ لیبرتی خواهیم داد، به‌طور مشخص، تی‌والها، کلاه خودها، جلیقه‌ها و هر چیز دیگری که به آنها قول داده شده است ولی هنوز برآورده نشده است. ما فراخوان به استقرار کلاه آبیها خواهیم داد، نه به‌صورت موقت، بلکه به‌صورت دائم. تا زمانی که به هدفمان برای انتقال این دوستانمان، اقوام و عزیزانمان در خارج عراق دست‌یابیم. و به‌خصوص من و همکاران آمریکایی‌ام به پرزیدنت و کنگره فشار خواهیم آورد تا دست به اقدام بزنند و جلوی مالکی و طرحهایش را بگیرند و از کسانی که قول دادیم حفاظت کنیم، حفاظت کنیم. ما تجدیدعهد می‌کنیم برای مبارزه برای آزادی، دموکراسی و حقوق‌بشر و فراتر از همه، همان‌طور که بسیاری سخنرانان پیشتر به آن اشاره کردند، ما نسبت به این آرمان تجدیدعهد می‌کنیم و این آرمان را به پیش خواهیم برد که آینده بهتری برای ایران وجود دارد، آینده‌ای که مجاهدین آن را نمایندگی می‌کنند و به آن معتقدند. آرمانهایی که این 52 شهید شجاع جان خودشان را فدای آن کردند.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b0edd056-2937-473a-be11-617da55c4ab3"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات