بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
بهمناسبت پنجاه و پنجمین سالگرد حماسه و رستاخیز سیاهکل
در تاریخ جنبش رهاییبخش مردم ایران، روز دوشنبه ١٩ بهمن، ١٣٤٩ بهعنوان یک روز تاریخی و نقطه عطفی در مبارزه با دیکتاتوری به ثبت رسیده است. در آن روز سرد و یخبندان زمستانی در جنگلهای دیلمان، شرارههای آتشی که گروه کوچکی از جوانان انقلابی برپا کردند، تار و پود جامعه را درنوردید، اندک اندک به گوشه و کنار کشور رخنه کرد و دیری نپایید که گرمای آن بر انجماد جامعه غلبه کرد، توازن «ضعف مطلق» تودهها در برابر «قدرت مطلق» دیکتاتوری شاه برهم خورد و آزادی را نوید داد.
اکنون و پس از پنجاه و پنج سال، و با گذشت یک سال پَر تلاطم در سراسر میهن دربندِ ارتجاع و استبداد، کُنش جسورانه گروه کوچکی که با خلعسلاح پاسگاه ژاندارمری در شهرک سیاهکل علیه دیکتاتوری سلطنتی قیام کردند، تکثیر میشود. حماسه سیاهکل گرچه کُنش نظامی کوچک بود، اما آن چنان تأثیر شگرفی در سراسر فلات آفتاب و باد بر جای گذاشت که بهعنوان رستاخیزی سیاسی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی در سپهر جنبش کمونیستی ایران را با نام سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بر تارک این جنبش به ثبت رساند.
پس از خلعسلاح پاسگاه سیاهکل، به فرمان محمدرضا شاه، نیروهای پُرشمار نظامی، آن منطقه را مورد تهاجم زمینی و هوایی قرار دادند و طی درگیریهای نابرابر پس از آنکه یازده روز جریان داشت، رفقا مهدی اسحاقی و محمد رحیم سماعی بهشهادت رسیدند و شش رزمنده دیگر به اسارت درآمدند و سرانجام و پس از شکنجههای فراوان، بیدادگاههای نظامی به نیابت از محمدرضا شاه، اُسرای حماسه سیاهکل را همراه با هفت تن دیگر که در روزهای پیش از ١٩ بهمن دستگیر شده بودند، محاکمه و در سپیده دَم روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ١٣٤٩ به جوخه اعدام سپردند.
در این روز رفقا غفور حسنپور اصیل، علیاکبر صفایی فراهانی، احمد فرهودی، محمدهادی فاضلی، عباس دانش بهزادی، جلیل انفرادی، محمدعلی محدث قندچی، ناصر سیف دلیل صفایی، هادی بنده خدا لنگرودی، شعاع الدین مشیدی، اسماعیل معینی عراقی، اسکندر رحیمی مسچی و هوشنگ نیری جان خود را برای آزادی و رهایی خلق محروم ایران فدا کردند.
بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران سپس درباره واکنشهای خمینی به حماسه سیاهکل میافزاید:
خمینی جلاد از همان ابتدا با فرومایگی علیه جنبش پیشتاز فدایی به موضعگیری پرداخت.
او در پاسخ به نامه ٦ اردیبهشت ١٣٥٠ مسئول اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا، در تاریخ ٢٨ اردیبهشت ١٣٥٠ نوشت: «باید حادثه سازیها و شایعهپردازیهایی را که در ممالک اسلامی برای تحکیم اساس حکومت استعماری است بررسی دقیق کنید، نظیر حوادث ترکیه و حادثه سیاهکل
موضع حقیرانه و ارتجاعی خمینی آنگونه بود که وقتی این پیام در همان زمان در نشریه «اسلام مکتب مبارز»، ارگان اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا به چاپ رسید، جمله «نظیر حوادث ترکیه و حادثه سیاهکل» حذف شد.
بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، در ادامه، به قیام سراسری مردم ایران در دیماه ۱۴۰۴ پرداخته و از جمله، مینویسد: جنبش انقلابی دیماه نتیجه انکشاف همهِ جنبشهای تودهیی در دوران حیات رژیم ولایت فقیه است.
خیزشهای دی بر این دیدگاه کارل مارکس مُهر تأیید زد که: «سلاح نقد به هر روی نمیتواند جای انتقاد با اسلحه را بگیرد.
قدرت مادی باید به نیروی مادی سرنگون شود».
بعدازظهر روز یکشنبه ٧ دی ١٤٠٤ بازاریان تهران در پاساژ چارسو، علاالدین و... همراه با چند شهر دیگر در اعتراض به سقوط ارزش ریال دست به اعتراض گسترده زدند. این اعتراض روز بعد بهسرعت به گوشه و کنار کشور گسترش پیدا کرد و بخشهای گوناگون جامعه در کنار هم برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه در تمامیت آن و با همه دستهبندیها و باندهای درونی آن قیام کرده تا باری دیگر مسیر پیروزی نهایی انقلاب را تمرین ٣ کنند. میلیونها تن از زنان و مردان ایرانزمین طی دو هفته با گامهای استوار خیابان را از آن خود کردند و عینیترین حقیقت جامعه ایران را بدون هر گونه بَزَکِ حکومت ساخته در کف خیابان به نمایش گذاشتند. فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» تجلی این واقعیت است که مردم ساکن در بخشهای این سرزمین رنگینکمانی نظام ننگین ولایت فقیه را بر نمیتابند و برای تحقق آزادی و عدالت و سرنگونی ولایت جبار خامنهای در تمامیت آن و با همه باندها و دستهبندیهای درونش، انقلاب را تمرین کردند.
یک ویژگی برجسته خیزش دیماه، گستره طبقاتی شرکتکنندگان در قیام است. این امر معلول تشدید وخامت اقتصادی و فلج شدن رژیم حاکم در برابر بحرانهایی چندگانهای است که آفریده. خاستگاه حرکت نیروهای اجتماعی به سوی قیام اگر چه متفاوت است، اما همگی آنها در ضرورت تغییر بنیادی شرایط حاکم اشتراک نظر دارند. نیروی محرک کارگران صنعتی و خدماتی، زحمتکشان شهری و حاشیهنشینها، کشاورزان و جوانان خارج شدن از جهنم معیشت است که زندگی آنها را به نبردی مشقتبار و غیرانسانی برای بقا بدل گردانده. آنها مدتهاست که مسیر تغییر را در خارج از نظم حاکم میبینند و جستجو میکنند. این گرایش بهویژه در شهرستانها و شهرهای کوچک، نیرومند و محرک دار است. شرکت بیسابقه ساکنان این مناطق در خیزش دی، همین واقعیت را بازگو میکند.
به گواهی هویت طبقاتی شهیدان و اسرایی که نام و شغل آنان تاکنون برملا شده، «هسته و جریان» اصلی قیامهای سراسری را «جبهه خلق» شامل نیروهای کار، فرودستان، تهیدستان، کسبه، اصناف، دانشجویان، دانشآموزان، کارمندان، بازنشستگان، هنرمندان، ورزشکاران و... تشکیل میدادند.
شرکت میلیونی تودههای محروم در منطقههای کارگری در تهران، از جمله در نازیآباد، شهرری و زندگی و شغل شهیدان جاوید نام به این امر گواهی میدهد:
در بخش پایانی بیانیه سالگرد حماسه سیاهکل آمده است:
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران استفاده از تمامی اشکال مبارزه به شمول مبارزه و قیام مسلحانه را حق مسلم مردم میداند و کارگران، مزدبگیران، کارمندان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، دانشآموزان، زنان، جوانان، روشنفکران و نیروهای ترقیخواه ایران را به اتحاد و مبارزه بهمنظور سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه و ایجاد یک جمهوری غیردینی، دموکراتیک و مستقل فرامیخواند.
ما آلترناتیو سازی برای مردم ایران را رد کرده و آن را ایدهای مخرب و بهشدت زیانبار برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی کشور و منافع جامعه میدانیم. در این راستا ما در همان حال که از اعمال تحریمهای بینالمللی و منزوی کردن سیاسی رژیم جمهوری اسلامی پشتیبانی میکنیم، همزمان با مداخله نظامی برای سرنگونی آن مخالف هستیم. چنین مداخلهای در انتها مطامع مداخله گران و نه خواستهها و آرزوهای دیرینه مردم ما را برآورده میکند.
برای تحقق این خواست ما از شورای ملی مقاومت ایران پشتیبانی کرده و به سهم خود در این ائتلاف دموکراتیک مداخله میکنیم. تلاشهای مذبوحانه برای درهم شکستن اتحاد ما در شورا چه آگاهانه و از جانب نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و چه ناآگاهانه و غرض ورزانه، نمیتواند خللی در عزم ما برای ادامه راهی که بدون تزلزل و فرصتطلبی انتخاب کردهایم، ایجاد کند.
«ما بیشمارانیم و برای سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه متحد و متشکل میشویم» «مرگ بر دیکتاتوری، مرگ بر خامنهای، زنده باد آزادی» «برافراشته باد پرچم انقلاب دموکراتیک مردم ایران»