728 x 90

ديدگاه كنگره 4مرداد 90,

کنفرانس در کنگره آمریکا، سیاست آمریکا در قبال ایران و کمپ اشرف: دیدگاه کنگره ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۱ (۴مرداد ۱۳۹۰)

-

کنفرانس درکنگره آمریکا دیدگاه کنگره 4مرداد 90
کنفرانس درکنگره آمریکا دیدگاه کنگره 4مرداد 90
ایلیانا رزلهتینن
رئیس کمیته خارجی کنگره آمریکا
قاضی تد پو
عضو کمیته خارجی کنگره آمریکا
عضو زیر کمیته تروریسم و منع گسترش تسلیحات کشتار جمعی

جان سانو
نایب‌رئیس بخش محرمانه و عضو مدیریت اطلاعات مرکزی آمریکا و ریاست تیم رهبری کننده شورای امنیت ملی در دولت جرج بوش

اندرو کارد
رئیس دفتر رئیس‌جمهور آمریکا ۲۰۰۱ - ۲۰۰۶
وزیر راه و ترابری ۱۹۹۲ - ۱۹۹۳
مایکل موکیزی
وزیر دادگستری آمریکا ۲۰۰۷ - ۲۰۰۹
جان بولتون
معاون وزیرخارجه ۲۰۰۱ - ۲۰۰۵
سفیر ایالات متحده در سازمان ملل۲۰۰۵ - ۲۰۰۶
باب فیلنر
نماینده کنگره آمریکا
نایب‌رئیس کمیته بازنشستگان نظامی
رئیس گروه پارلمانی حقوق‌بشر و دموکراسی در ایران
شیلا جکسون لی
عضو ارشد کمیته قضایی و کمیته امنیت داخلی کنگره آمریکا

ترنت فرانکس
عضو ارشد کمیته قوای مسلح کنگره آمریکا
راسکو بارت لت
نماینده ارشد کمیته قوای مسلح کنگره آمریکا
دن لانگرین
رئیس کمیته مدیریت کنگره آمریکا
جودی چو
عضو کمیته خارجی و کمیته قضایی کنگره آمریکا
پروفسور استیون اشنیبام
وکیل مجاهدان اشرف، استاد دانشگاه جان هاپکینز
سناتور رابرت توریسلی

قاضی تد پو
عضو کمیته خارجی کنگره آمریکا
صبح به‌خیر. من تد پو هستم و ایالت بزرگ تگزاس را در کنگره، نمایندگی می‌کنم. بسیار خوشحالم که امروز این‌جا در کنار شما و یک جمع از رزمندگان بسیار بسیار برجسته آزادی، من آنها را این طور می‌نامم، هستم.

رزمندگان آزادی، نظیر کسانی که هم‌اکنون در این جمع حضور دارند. نظیر رزمندگان آزادی در آن سوی دنیا در کمپ اشرف هستند.

می‌دانید در سراسر طول تاریخ ملتها هر کس که به دنیا آمده و زندگی کرده، در عمق وجود خود طالب آزادی بوده است. ساخت و طبیعت ما این طور است. اهل هر جا که باشیم، چهره و قیافه مان هر طور که باشد، یا در هر برهه از تاریخ که زندگی کرده باشیم، این طور خلق شده‌ایم.

با این حال و متأسفانه اکثر مردمانی که تا‌کنون به دنیا آمده‌اند با آزادی زندگی نکرده‌اند. تحت سلطه و ستم یک حاکم بوده‌اند. نبرد برای آزادی پایان ناپذیراست. تنها دشمنان آن تغییر می‌کنند و امروز ما درگیر یک نبرد بزرگ برای آزادی در کنار دوستان، هموطنان و برای بعضی از شما، اعضای خانواده هایتان در کمپ اشرف، هستیم.

کمیته امور خارجی کنگره که من در آن خدمت می‌کنم، هفته گذشته به مسائل متعددی در زمینه روابط خارجی رسیدگی کرد. یکی از کارهایی که کمیته امور خارجی انجام داد و به نظر من بسیار برجسته بود، تصویب الحاقیه مربوط به قطعنامه شماره ۲۵۸۳ بود که این‌جا روی دیوار نصب شده است. این الحاقیه با اعلام رأی شفاهی به اتفاق آرا در کمیته امور خارجی کنگره نمایندگان تصویب شد.

در این‌جا می‌خواهم از رئیس کمیته ایلیانا رزلهتینن از ایالت فلوریدا و تمام اعضای کمیته امور خارجه اعم از جمهوریخواه و دموکرات که موضعی قاطع گرفته و به آن الحاقیه رأی دادند، قدردانی کنم.
این اقدامی مهم است به چند دلیل، زیرا سیاست و جهت‌گیری ایالات متحده را در ارتباط با مسأله کمپ اشرف مشخص می‌کند.
اول این‌که ایالات متحده در قبال حفاظت اشرف و حصول اطمینان از امنیت ساکنان کمپ اشرف متعهد است.
دوم این‌که کمیته امور خارجه در این الحاقیه اعلام می‌کند که کمپ اشرف و ساکنان کمپ اشرف نباید در جای دیگری در عراق بازاسکان داده شوند. باید همان جا که هستند بمانند.

و سوم، در الحاقیه گفته شده که یونامی و سازمان ملل‌متحد برای نظارت بر امنیت کمپ اشرف در کمپ حضور خواهند داشت. و اینها همه به نام حفظ صلح و حفاظت از کسانی که در آن‌جا ساکنند باید انجام شود. آن طور که من می‌نامم رزمندگان آزادی
اخیراً خود من و بعضی دیگر از اعضای کمیته امورخارجی کنگره به عراق رفتیم به چند دلیل، که یکی از آنها رفتن به کمپ اشرف و مشاهده مستقیم شرایط کمپ بود، زیرا گزارشهایی در دست داشتیم درباره آن‌چه در این کمپ می‌گذرد و این‌که چگونه دولت عراق در حال سرکوب آزادی در آن‌جاست.
لذا با مالکی در نشستی شرکت کردیم که تقریباً ۲ساعت طول کشید. در گفتگویی که با آقای مالکی داشتیم می‌خواستیم روایت طرف عراقی از ماجرای حمله به کمپ اشرف در ماه آوریل را بشنویم که در آن بیش از ۳۰تن کشته شدند
آقای مالکی هم موضع رسمی عراق را به ما تحویل داد که تقصیر ساکنان کمپ اشرف بوده که همه آن افراد کشته شده‌اند، یعنی آن ۳۰نفر و بیشتر و دیگران که زخمی ‌شده‌اند.
پس از پایان مطالب او ما گفتیم بسیار خوب حالا بیایید برویم به کمپ اشرف و روایت طرف دیگر را بشنویم. من مدتهای طولانی قاضی بوده‌ام و همیشه هر دعوایی دو طرف دارد.

پس گفتیم بسیارخوب شما حرفتان را زدید حال برویم بشنویم ساکنان بازمانده درباره حمله آوریل چه می‌گویند. اما او گفت این طور نخواهد شد و شما به کمپ اشرف نخواهید رفت. چرا نمی‌شود؟ آیا آقای مالکی از حقیقت واهمه داشت؟ آیا می‌ترسید که ما حقیقت را دریابیم؟ دلیلش چه بود که اجازه نمی‌داد اعضای کنگره به کمپ بروند و مستقیماً ببینند آن‌جا چه گذشته است، نه فقط در آوریل گذشته، بلکه از ابتدای موجودیت این کمپ و این‌که الآن چه می‌گذرد. اما او نگذاشت ما برویم.

به نظر من حقیقت همیشه از نخستین تلفات یک رژیم سرکوبگر است. به این ترتیب ما به کمپ اشرف نرفتیم. و نتوانستیم طرف دیگر ماجرا را بشنویم، گو این‌که می‌دانیم آن‌جا چه اتفاقی افتاده است.
پس امنیت این ساکنان اولویت درجه اول است. ما تعهد داریم، ایالات متحده تعهد دارد اطمینان حاصل کند این ساکنان در امنیت و ایمنی باشند، حال چه آقای مالکی خوشش بیاید چه نیاید.

من حقیقتاً از بابت نفوذ رژیم ایران و آن کوتوله وحشی احمدی‌نژاد، که دوست دارم این طور صدایش کنم، نگرانم. از اعمال نفوذ او بر دولت مالکی ودستوراتش برای رفتار با کمپ اشرف. این طور به نظر من می‌رسد که اگر مقامات رژیم ایران خواستار جابه‌جایی کمپ هستند، ما به‌طور اتوماتیک با آن مخالفت خواهیم کرد، چرا که احمدی‌نژاد دوست ایالات متحده نیست. او یک دیکتاتور سرکوبگر مردم است و می‌خواهد ایرانیان را در یک کشورخارجی، در عراق، نیز سرکوب کند.

خوب چرا ما نباید از هم‌اکنون فعال شویم؟ این قطعنامه، این الحاقیه به لایحه کمیته امورخارجی از امنیت این ساکنان حفاظت خواهد کرد. به نظر من این هم اهمیت و اولویت بسیار بالایی دارد که ایالات متحده به جلو گام بردارد و نام سازمان مجاهدین را از لیست حذف کند. وزارت امور خارجه نمی‌خواهد این کار را بکند. من تمام اسنادی را که آنها در توانشان بوده ارائه کنند دیده‌ام و اصلاً قانع نشده‌ام که سازمان مجاهدین خلق باید در لیست باقی بماند.

به همین دلیل همراه با ۸۰ عضو جمهوریخواه و دموکرات کنگره قطعنامه‌یی را مبنی بر حذف مجاهدین از لیست پیشنهاد کردم. زمان این اقدام فرا رسیده زیرا تا زمانی که مجاهدین لیست‌گذاری شده تلقی می‌شوند، حفظ آزادی ساکنان کمپ اشرف دشوارتر خواهد بود و آقای مالکی و دولتش و رژیم ایران لیست آمریکا را برای سرکوب ساکنان اشرف بهانه می‌کنند. هیچ لزومی ندارد که ما هم‌چنان چنین بهانه‌یی به دست آنها بدهیم.

پس من از همه شما که این‌جا هستید قدردانی می‌کنم. به این دلیل که خانواده و دوستانتان در کمپ اشرف هستند و شما نگرانشان هستید و برای امنیتشان نگران هستید. و به آنها هم می‌گویم که ما در واشنگتن عده زیادی هستیم که از شرایط سخت و رنج آنها آگاهیم و می‌خواهیم آنها به همان چیزی برسند که در عمق وجود هر یک از ما وجود دارد، یعنی توان آزاد بودن. توان تعیین سرنوشت خود و توان زندگی در آزادی در هر جا که انتخاب کنند و اگر انتخابشان این باشد که روزی به ایران بازگردند، آن کشور در دست مردم ایران باشد نه آن کوتوله وحشی، احمدی‌نژاد.

اکنون می‌خواهم سناتور رابرت توریسلی از نیوجرسی را معرفی کنم. او مدت ۱۴سال عضو مجلس نمایندگان بوده و یک سناتور ایالات متحده است. از دانشگاه راتگرز لیسانس حقوق گرفت. سپس به هاروارد رفت و فوق‌لیسانس علوم اداری گرفت. لقب او «مشعل» است.

من البته دقیقاً نمی‌دانم دلیل این لقب چه بوده اما می‌توانم حدس بزنم که او مشعلدار برخی آرمانها است و یکی از آنها آرمان آزادی است. اجازه بدهید به سناتور توریسلی خوشآمد بگوییم.

سناتور رابرت توریسلی
من می‌خواهم از همه شما برای حضورتان در این‌جا تشکر کنم.

یک اصل پایه‌یی در سخنرانی و بحث وجود دارد که کسی نباید یک اتهام را که بی‌پایه است تکرار کند زیرا تکرار آن به آن پایه و مبنا می‌دهد و من گفته‌ام که در طول عمرم، موضوعی که با شما مطرح شد، تا چه اندازه مهم است. یک بحث مشروع وجود دارد. ما می‌توانیم حول موضوع مجاهدین بحث کنیم، در مورد آینده قرارگاه اشرف و رابطه آمریکا با ایران بحث کنیم. ولی من نمی‌دانم چه چیزی بیش از این امر در مورد بحث مشروعی حول سیاست آمریکا مطرح است که تکرار همین اتهامات توخالی و دروغهای بی‌پایه در مورد مجاهدین است که ما آن را در روز شنبه در روزنامه نیویورک تایمز مشاهده کردیم.

من خلاصه می‌کنم ولی باید گفته شود. اگر شما حرفی در مورد این‌که چرا مجاهدین نباید از لیست خارج شوند دارید، اگر عدم حمایت از ساکنان اشرف کار درستی است، اگر ادعایی علیه مجاهدین دارید، و این به نفع منافع آمریکاست، خوب اجازه بدهید آن را بشنویم.

من به مجاهدین سمپاتی دارم من خودم یک آمریکایی هر روز هفته هستم، اگر این امر به نفع آمریکا نیست حرفتان را بزنید. ولی این‌که این اتهامات مسخره را تکرار کنید، یک بحث دیگر است. مجاهدین مارکسیست نیستند. والله نیستند. شما می‌توانید این ادعا را بکنید. شما می‌توانید مستمراً این را بنویسید. شما می‌توانید تمام روز آن را تکرار کنید ولی مجاهدین مارکسیست نیستند. خانم رجوی در سخنرانی‌اش در رم پلاتفرم و منشور سازمانش را معرفی کرد که برنامه‌اش به یک نظام بازار آزاد، به حقوق‌بشر، به غیراتمی بودن، روابط مسالمت‌آمیز با همسایگانش و یک نظام چند حزبی دموکراتیک متعهد است.

ممکن است شما نخواهید این را بشنوید ولی بدون ارائه هیچ‌گونه مدرکی، صرفاً تکذیب این واقعیت ممکن است موضع شما باشد و شما بیش از بیش احمق به نظر می‌رسید.

این اتهام به مجاهدین که مارکسیست هستند به‌خاطر این‌که در سال ۱۹۷۰ برخیها به رهبری رسیدند که گرایشات مارکسیستی داشتند مثل این است که بگوییم حزب دموکرات کماکان به جدایی بر اساس نژاد معتقد است زیرا جرج والاس زمانی عضو این حزب بود. آن مال آن موقع بود. و حال ما در این دوران هستیم. مجاهدین سازمانی است که یک آینده دموکراتیک را برای ایران می‌خواهد همین.

نکته دوم این‌که تکذیب کنیم که هیچ‌گونه مدرک فعالیت تروریستی برای سالهای متمادی وجود نداشته است و در دوره‌یی که قانون مشخص می‌کند، قلب کردن واقعیت است. شما می‌توانید غیر از این را بگویید ولی در ماههای اخیر، من اظهارات رئیس اداره اف بی آی، رئیس اطلاعات مرکزی رئیس دائره ضدتروریسم، وزیر دادگستری ایالات متحده، مقامات ارشد در دولتهای دموکرات و جمهوریخواه را شنیده‌ام که عکس این حرف را می‌زنند. اگر شما مدارکی دارید که آنها اشتباه می‌کنند، خوب مطرح کنید. چه حسن اتفاق فوق‌العاده‌یی است که همه در هر دو حزب طی ۱۵سال گذشته اشتباه می‌گویند ولی اگر شما مدارکی دارید، زمان آن رسیده است که آنها را رو کنید. ولی آیا شما خسته نمی‌شوید در روزنامه‌ها اتهامات توخالی و مزخرف را به‌طور مکرر بخوانید. یعنی اعتراف به این است که هیچ حرفی برای گفتن ندارید.

و بالاخره، من می‌خواهم با این حرف به پایان ببرم. برخی چیزها بسیار ساده هستند. ساکنان شهر اشرف چه می‌خواهند؟ درخواست آنها چیست؟ می‌دانید چیست؟ آنها حق زندگی دارند. آنها دوبار مورد حمله قرار گرفته‌اند. ساکنان جان خود را از دست داده‌اند و اگر این مشکل حل نشود، یک احتمال جدی وجود دارد که تا پایان امسال جان تعداد بیشتری درخطر قرار بگیرد زیرا این سیاست از سوی حکومت تهران و نه واشنگتن و نه بغداد دیکته می‌شود. این یک مشکل جدی است.

ولی ما چیزی را از دیپلوماسی یاد نگرفتیم. تن‌دادن به خواسته‌های ملایان در تهران هیچ دستاوردی نخواهد داشت. البته، آنها مصر هستند که قرارگاه را منهدم کنند. البته آنها می‌خواهند که ساکنان را جابجا کنند. البته آنها می‌خواهند مجاهدین منحل شوند. من این را درک می‌کنم ولی اگر کسی فکر می‌کند شما به این خواسته‌ها تن بدهید و ساکنان اشرف را جابجا کنید، اگر صد نفر دیگر کشته بشوند، اگر سازمان شما منحل بشود، اگر هیچ اپوزیسیونی در برابر ملاها در هیچ‌کجای این کره ارض نباشد، آیا باور دارید که این آخرین خواسته رژیم ایران خواهد بود؟

ما هیچ چیزی به دست نخواهیم آورد الا این‌که مشوق خواسته‌های گستاخانه بیشتری بشویم و بر سر حقوق مردم دیگری سازش کنیم. چیزهای زیادی وجود دارند که به‌خاطر آنها من به آمریکا می‌بالم ولی هیچ چیزی مانند تمایل منحصر بفرد ایالات متحده یعنی قرارگرفتن در کنار نیروی کوچکتر در برابر بزرگتر، در کنار ضعیف‌تر در برابر قویتر و فقیر تر در برابر متمول‌تر وجود ندارد. ما یک سنت بسیار غنی از این‌گونه عمکرد داریم.

من زور گویی رژیم ایران را می‌شناسم. در حال تولید تسلیحات اتمی است. نفت دارد. پول دارد و شهروندان ما را برخلاف تمامی قوانین بین‌المللی به اسارت گرفته است. من می‌فهمم که آنها اهرمهایی در دست دارند ولی من هم‌چنین سنتها و درسهایی را که ما آموخته‌ایم به یا د دارم که روزی امواج فرو خواهند نشست.
من بسیار خوشحالم که شما همه امروز این‌جا هستید. بسیار نادر است که انسانها در زندگی خود درگیر آرمانی باشند و شما برای چیزی بجنگید که در عمل به‌معنی حفظ جان کس دیگری است.

آرمانهای خوب زیادی وجود دارند که شما می‌توانید به تحقق آنها کمک کنید، بسیار کارها که می‌توانید به پیش ببرید ولی به ندرت شما درگیر چیزی می‌شوید که زندگی فرد دیگری را در دستان خود دارید. اما ساکنان اشرف در دستان شما هستند. همه کسانی که این‌جا هستند و برای نمایندگان کنگره کار می‌کنند یا نماینده کنگره‌یی را می‌شناسد، هرکس که قادر است به وزارت‌خارجه نامه بنویسد، یا می‌تواند با یک روزنامه‌نگار صحبت کند تا یک موضوع را تصحیح کند، من از آنها و شما می‌خواهم که این کار را بکنید زیرا وقت تنگ است.

ایکاش فرصت می‌بود که دریابیم چه چیزی به سفیر باتلر انگیزه می‌دهد ولی رک بگویم، من نمی‌دانم. من نمی‌دانم چرا خبرنگاران این مقاله ها را بدون آن‌که روی واقعیات تحقیق کنند، می‌نویسند ولی وقت نیست که علت آن را بفهمیم. ما باید در این جنگ به دلایل متعددی پیروز شویم قبل از این‌که شمار زیادی از افراد بیگناه آسیب ببینند. و به‌خاطر همین، همه ما از این‌که شما این جا هستید و نیز از سخنرانان که اعتبار و دانش و صدای خود را در حمایت از این آرمان به ما داده‌اند تشکر می‌کنیم. با تشکر از همه شما.

معرفی ایلیانا رز لهتینن
با تشکر زیاد از شما. به‌خاطرندارم که در زندگیم هرگز مجبور شده باشم میکروفون را به این سرعت به کس دیگری تحویل دهم. ولی اگر قرار باشد که این کار را بکنم، این همان لحظه است.

تقریباً از روزی که ایلیانا رزلهتینن به مجلس نمایندگان به‌عنوان یک عضو جدید کنگره از فلوریدا آمد، یک جنگنده بود. او همواره یک دوست بود و همواره شخصی بود که حاضر بود مواضع اصولی را بگیرد.

یک روز، در ظرف ماههای آینده، زندگی هزاران نفر از مردم تعیین‌تکلیف خواهد شد. و نیز یک سیاست تعیین‌تکلیف خواهد شد که آیا ما در برابر رژیم ایران خواهیم ایستاد یا این‌که در مقابل خواسته‌هایشان تسلیم خواهیم شد. در آن صورت، ما هیچ جنگجویی و هیچ رهبری را بهتر از رئیس کمیته خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در کنار خود نخواهیم داشت.

ایلیانا رز لهتینن
رئیس کمیته خارجی کنگره آمریکا
خیلی متشکرم، من خیلی مفتخرم که آقای توریسلی مرا معرفی کرد. چیزی که او در معرفی من نگفت این بود که من وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم، جوانتر و لاغرتر هم بودم!

در ابتدای ورودم به کنگره در زیر کمیته نیمکره غربی، سناتور توریسلی رئیس ما بود و من بسیار مفتخر بودم. هرگاه مسأله آزادی، دموکراسی و پیشرفت حقوق‌بشر در نیمکره ما و در خاورمیانه مطرح بود، از رهبری او بهره‌مند می‌شدم. امروز درباره مسأله بسیار مهمی صحبت می‌کنیم که برای تمام آمریکاییان مهم است.

این مسأله‌یی نیست که تنها مربوط به ایرانیان مقیم آمریکا باشد. بلکه به تک‌تک ما و به همه ما مربوط است. بنابراین از باب توریسلی تشکر می‌کنم که این همه سال رهبری را در دست داشت. جایش درکنگره خالی است و وخوب است به کنگره برگردد!

و نگاه کنید اندی کارد، جان بولتون…
چون قراراست این‌جا افراد بسیار برجسته‌یی صحبت کنند، من صحبتم را کوتاه می‌کنم، چند رأی‌گیری هم داریم که شما با آن آشنایی دارید. و می‌خواهم از قاضی «پو» هم همین جا تشکرکنم. قاضی «پو» قهرمان ما است. قاضی «پو» به‌خاطر کارش در هفته پیش در کمیته خارجی، مسائلی که ما با آن مواجهیم واقعی است و مشکل‌تر هم می‌شود، هستند کسانی که نگاهشان را برگردانده و دارند به آن‌چه که به آن بهار عرب گفته می‌شود، نگاه می‌کنند که ممکن است عواقبش خوب باشد و شاید هم هست عاقبتش به این خوبیها نباشد و ممکن است همان‌طور که نتانیاهو نگران است بهارعرب زمستان ایران را به‌دنبال داشته باشد و بعضیها هم نگاهشان را از نقطه اصلی که رژیم ایران است برگردانده و توجه ندارند به نقض وحشتناک حقوق‌بشر و این‌که اینها به سرعت می‌خواهند به قدرت اتمی تبدیل شوند و این‌که دولت عراق هم در این قضیه به تعهداتش مبنی بر خودداری از رفتار غیرانسانی با ساکنان کمپ اشرف، عمل نکرده است و تا فشاری از سوی ایالات متحده بر روی آنها برای عمل کردن به قولشان وجود نداشته باشد، این کار را نخواهند کرد.

درعوض کاری که دولت عراق کرده‌این بوده که هرازگاهی به‌زور وارد کمپ شده و نتیجه‌یی که در بر داشته دهها کشته و زخمیهای چندین برابر بوده است. همه ما آن ویدیویی را که مو را بر اندام راست می‌کند بارها دیده‌ایم. این وحشت‌آور است. کجاست ابراز انزجارها و کجاست صداهای اعتراض؟ کجا هستند کسانی که به فعالان حقوق‌بشر بگویند بیابید تحقیق کنیم، بیایید کاری بکنیم، بیائید به ساکنان که قربانی این رفتار هستند کمک کنیم؟

هیچ تضمینی وجود ندارد که دولت عراق و نیروهای امنیتی آن رفتار غیرقابل‌قبول گذشته خود را تکرار نکنند، چرا که قیمتی برای آن‌چه کرده‌اند در جامعه بین‌الملل پرداخت نکرده‌اند.

امنیت ساکنان کمپ اشرف در خطر است. همین الان، در همین لحظه در خطر است. و در خطر خواهد بود تا زمانی که جامعه بین‌الملل بگوید این اعمال قابل‌قبول نیست و نباید چنین اتفاقاتی بیفتد. اکنون زمان حساسی برای ایالات متحده آمریکا است که بایستد و دست به اقدام درست و لازم بزند.

موضع آمریکا باید روشن و محکم باشد و همان‌طور که می‌دانید به یمن رهبری قاضی «پو» در کمیته امورخارجی ما هفته گذشته قانون مجوزهای روابط خارجی را تصویب کردیم و در آن این الحاقیه مهم را گنجاندیم که از وزارت امور خارجه می‌خواهد از دولت عراق بخواهد یک کار عجیب و غریب بکند یعنی به تعهداتش عمل کند، به تعهداتی که امضا کرده و آمریکا هم باید تمام گامهای ضروری و مناسب را جهت عمل به تعهدات خود بردارد تا تضمین شود که با ساکنان اشرف به نحو انسانی رفتار می‌شود و این‌که به‌زور به جاهای دیگری در عراق فرستاده نشوند. و این راهم می‌دانیم که اگر به ایران فرستاده شوند نتیجه چه خواهد بود.

حال دولت عراق به خوبی می‌داند که موضع مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا به گونه‌یی که توسط کمیسیون ما اعلام شده و در اجلاس کنگره هم مطرح خواهد شد، چیست. این لایحه در ماه سپتامبر به بحث و رأی گذارده خواهد شد و زمان آن است که دولت اوباما با تبعیت از آن اطمینان حاصل کند که ساکنان اشرف از محافظتی که به آنان قول داده شده و حق آنهاست، برخوردار شوند. وقتی برای تلف کردن باقی نمانده است.

من هم از این‌که این‌جا با شما هستم در کنار این صف شخصیتهای برجسته، می‌توانم بگویم که همه ما ساکنان کمپ اشرف هستیم. متشکرم.

معرفی آقای مايکل موکیزی
اگر کسی به دانشکده نظامی وست پوینت رفته باشد متوجه می‌شود ژنرال کسی است که روی شانه‌هایش ستاره هست و شما به او سلام می‌دهید. اگر شما به دانشکده حقوق بروید، ژنرال کسی است که مقام ارشد اعمال قانون در آمریکاست. من بسیار خوشوقت بوده‌ام که در برخی از صحبتهایمان با وزارت‌خارجه وقتی وکلای جوان درباره نامگذاری تروریستی خارجی صحبت می‌کنند و نظر می‌دهند، به آنها رو کرده و گفته‌ام اجازه بدهید من به شما بگویم که وزیر دادگستری مایکل موکیزی درباره این موضوع چه نظری دارد زیرا هیچ شخصیت برجسته‌تری از وی در مورد این مسائل در کشورمان وجود ندارد. او به‌عنوان یک قاضی فدرال ریاست محاکمه پرونده بمب‌گذاری مرکز تجارت جهانی را برعهده داشت. وی سپس به‌عنوان هشتادو یکمین وزیر دادگستری منصوب شد. او یکی از قویترین، رساترین و برجسته‌ترین صداها در مورد این مسأله است.

مایکل موکیزی
وزیر دادگستری آمریکا ۲۰۰۷ - ۲۰۰۹
با تشکر از شما سناتور توریسلی. می‌دانید وقتی شما به اطراف خود نگاه می‌کنید و به افرادگوش فرا می‌دهید، افرادی با اعتباری هم‌چون اندی کارد، یا سفیر بولتون و سایرین در بین سخنرانان، شیلا جکسون لی و سپس نماینده بارتلت و وقتی طیفی از شخصیتها را در این‌جا مشاهده می‌کنید و سپس به احتمالاتی که ما در ایران و سایر نقاط به آنها می‌نگریم، (اینها) به نوعی یادآور فصل اول رمان چارلز دیکنز، «داستان دو شهر» است. یکی بهترین دورانها و دیگری بدترین دورانها را به تصویر می‌کشید.

به نوعی ما در حال حاضر در بهترین زمانها هستیم. امکانات برای آزادی انسانها امروز بیش از هر زمان دیگری در تاریخ جهان هستند. آزادی در سراسر جهان درحال گسترش است، در نقاطی که بسیار نامحتمل می‌نمود. و ادله‌یی برای امیدوار بودن وجود دارد.

ساکنان اشرف وحدت خود را حفظ کرده‌اند و به‌خاطر آن‌چه به آن معتقد هستند به مقاومت برخاسته‌اند. و آن‌چه آنها به آن اعتقاد دارند، همان است که شما به آن اعتقاد دارید. یعنی به سادگی، آزادی و کرامت انسانی. در عین حال، ما شاهد کشتاری هستیم که در آوریل گذشته، سربازان عراقی، آنها به‌اصطلاح متحدان ما هستند، با تسلیحاتی که ما دراختیارشان قرار داده‌ایم، با خودروهایی که ما در اختیارشان قرار داده‌ایم، مردان و زنان بی‌دفاع را می‌کشند.

ما شاهد یک افتضاح توسط سفیر آمریکا بودیم که می‌گوید ساکنان اشرف باید با من طرف حساب بشوند. من هستم که این نمایش را اداره می‌کنم. این فرد می‌توانست برای آل کاپون مشروب بفروشد و او مسئولیت خودش را عوضی گرفته است.

بنابراین، ما در بهترین دورانها هستیم و در بدترین دورانها. چطور شده که عراقیها تا این حد می‌توانند گستاخ بشوند و آن اقدامات را انجام دهند و چطور می‌شود که یک سفیر آمریکا می‌تواند تا این حد، سخت است بتوان صفتی را به‌کار برد، کله خر باشد، تا این حد سهل انگار که آن‌چه را که انجام داد، انجام دهد و آن‌چه را که گفته است، بگوید.

من معتقدم آن چه اجازه می‌دهد چنین چیزهایی اتفاق بیفتند، استمرار حفظ نام مجاهدین در لیست است. این آن چیزی است که دولت عراق را گستاخ کرده است. این آن چیزی است که موجب می‌شود افرادی با خلق و خوی ضعیف، مانند آن سفیر، آن‌چه را که کردند، انجام دهند و آن‌چه را که گفتند، بگویند.

راه‌حل این امر، خارج کردن مجاهدین از لیست است و این اقدام و این درمان، خیلی مشکل نیست. پرونده حقوقی در برابر ماست. آنها شامل محورهای قانونی در لیست ماندن نمی‌شوند. آنها هیچ خطری برای هیچ‌کس طی ۱۰ الی ۲۰سال گذشته نبوده‌اند. آنها خشونت را نفی کرده‌اند. آنها نه تنها خواهان یک ایران دموکراتیک و غیراتمی هستند که در آن حقوق مردم رعایت شود، بلکه وقتی از آن لیست خارج شوند، آن وقت بدترین دورانها به بهترین دورانها تبدیل می‌شود، ولی این عملی نخواهد شد تا آن‌که نامگذاری تغییر کند.

لذا، فوق‌العاده مهم است که شما در این‌جا فشار را حفظ کنید، فشار را روی کنگره حفظ کنید، فشار را روی وزارت‌خارجه حفظ کنید. زیرا این شهری است که در آن مقامات به آن‌چه اعمال فشار گفته می‌شود، واکنش نشان می‌دهند.

تصمیم‌گیری در این‌جا باید بر اساس آن‌چه درست است انجام شود ولی خیلی اوقات اتفاق می‌افتد که باید واقعیتها را تحمیل کرد تا چیزی تغییر کند و شما باید قاطع باشید و برنامه‌هایتان را مانند این برنامه و سایر کنفرانسهایی که برگزار کرده‌اید، تحمیل کنید تا کنگره و وزارت‌خارجه بفهمند که چشمان همه روی آنها خیره شده است و باید تصمیم گرفته شود. این تصمیم باید هرچه زودتر گرفته شود و باید تصمیم درستی باشد و وقتی گرفته شد، آن‌گاه این کشور آن چیزی خواهد بود که آبراهام لینکلن توصیف کرد: «آخرین و بهترین امید کره ارض».

از حسن توجه شما بسیار متشکرم.

معرفی آقای جان سانو
من پیشتر به شما گفتم که این یک ائتلاف گسترده از چپ و راست و دموکرات و جمهوریخواه است. ولی در پایتخت یک بخش تفکیک ناپذیر هر ائتلافی وجود دارد که خود مقامات حرفه‌یی دولت هستند.

آنهایی که حزب‌گرایی نمی‌کنند بلکه صرفاً یک تعهد به خدمت به جامعه دارند و برخی اوقات وقتی من در مطبوعات در مورد بحث حول مجاهدین و کمپ اشرف مطلب می‌خوانم، برایم سؤال پیش می‌آید که چرا به خواندن چنین مقاله‌هایی اشتغال داریم، و چرا به جای آن‌که درگیر بحث حدس و گمان بشویم از کسانی که مطلع هستند، نقل‌قول نمی‌کنیم.

من بسیار مفتخرم که شخصی را به شما معرفی کنم و خواهش می‌کنم با دقت به ویژگیهای او گوش فرا دهید. جان سانو به مدت ۲۸سال در اطلاعات مرکزی آمریکا خدمت کرد و به‌عنوان اولین نایب‌رئیس بخش محرمانه که پیشتر به آن مدیریت عملیات گفته می‌شد، منصوب گردید. پیش از آن، آقای سانو، رئیس بخش آسیای غربی در مدیریت عملیات در سال ۲۰۰۵ بود.

به‌عنوان نایب رئیس، سانو ریاست تیم رهبری کننده شورای امنیت ملی را برعهده داشت و بر امور جاری سرویس محرمانه ایالات متحده نظارت می‌کرد. علاوه براین، وی عضو تیم مدیریت اجرایی اطلاعات مرکزی آمریکا بود و مستمراً مقامات ارشد دولت و هم‌چنین اعضای کمیته‌های کنگره آمریکا را در امور امنیت ملی و عملیات محرمانه در سراسرجهان توجیه می‌کرد. آقای سانو ریاست دفاتر اطلاعات مرکزی آمریکا را در دو کشور خارجی برعهده داشت. شما می‌توانید حزب‌گرایی برخی از ما را عنوان کنید به‌عنوان کسانی که ممکن است انگیزه‌هایی داشته باشند که فراتر از منافع امنیت ملی هستند. ولی امروز و طی هفته‌هایی که گذشته‌اند، شما باز هم و باز هم اسامی برجسته‌ترین شخصیتهای امور امنیت ملی، دیپلوماسی و نظامی را خواهید شنید که یک نظر به غایت مشابهی در مورد مجاهدین خلق، ملاها و رژیمشان، قرارگاه اشرف و خروج مجاهدین از لیست وزارت‌خارجه دارند.

من خوشوقتم که به شما یکی دیگر از این صداهای برجسته را معرفی کنم.

جان سانو
عضو مدیریت اطلاعات مرکزی و ریاست تیم رهبری کننده شورای امنیت ملی در دولت

متشکرم. عصر به‌خیر. واقعاً خوشوقتم که این‌جا باشم اگر‌چه کمی مایه خجالت زدگی است به‌خصوص در حضور چنین افراد برجسته‌یی در پنل.
با اشاره کمی به سابقه، شما شاید سخنرانی «موقعیت کشور» توسط پرزیدنت بوش را که ژانویه ۲۰۰۲ ایراد شد، به یاد بیاورید. او محور شر را رژیم ایران، عراق و کره شمالی توصیف کرد و در واحد اطلاعاتی که ما آن سه کشور و چند کشور دیگر را به‌عنوان اهداف سخت بازبینی می‌کردیم که شامل روسیه چین و چند منطقه دیگر شاید لیبی هم بود.

ولی در محور شر آن چه که جامعه اطلاعاتی هدف سخت می‌داند غیرقابل نفوذترین، مشکل‌ترین برای دسترسی و مشکل‌ترین است برای آن‌که بتوان اطلاعاتی از آن کسب نمود. بنابراین ما میزان زیادی بودجه، نیروی انسانی و منابع را به شکستن آن اختصاص می‌دهیم.
برداشت عمومی همواره، به‌خصوص در مورد محور شر این بوده و من در عملیات اطلاعاتی، علیه همه این کشورها کار کرده‌ام. شما فرض می‌کنید که افراد و رهبری همه یکی هستند.

این بسیار منحصربه‌فرد است که وقتی ما در جامعه اطلاعاتی، نه فقط در اطلاعات مرکزی، درباره رژیم ایران صحبت می‌کردیم اختلافی مطرح بود و این در رابطه با مردم ایران بود.
یک قاطعیتی بود که مردم ایران و این تنها اخیراً نیست بلکه به سالها و سالهای قبل بر می‌گردد با رهبری رژیم موافق نیستند، خودشان را در همان راستا نمی‌دیدند و از نظر عوامل اطلاعاتی و تحلیل‌گران در مورد مردم ایران تقریباً منحصربه‌فرد بود.
و من فکر می‌کنم با توجه به حوادث چند سال گذشته، و وقتی به سازمانی مثل مجاهدین نگاه می‌کنید، شما به آزمونها و مسائلی که در اشرف اتفاق می‌افتد نگاه می‌کنید، شاهدی بر این حقیقت است که منحصربه‌فرد است، همه مردم را می‌توان مثل هم فرض کرد، همه مردم مشتاق آزادی هستند، آزادی از سرکوب، آزادی از شکنجه. فشارهایی که به مردم ایران اعمال شده همان میزان نتیجه نگرفته است. بنابراین این اختلاف هست.

همان‌طور که سناتور در معرفی‌اش گفت من یک افسر اطلاعاتی برای تقریباً ۳۰سال بوده‌ام که بیشتر این زمان را در کشورهای خارج از آمریکا گذرانده‌ام. و در طول این مدت من با چند عامل یا افسران اطلاعاتی از سایر کشورها در تماس قرار گرفتم. اکثریت آنها از کشورهایی بودند که الزاماً با اهداف، ایده‌آلها یا استراتژیهای آمریکا موافق نبودند.

این سازمانهای اطلاعاتی خارجی این اختیار را داشتند که با ابهام کامل در کشور خود و در سراسر جهان کار کنند نه مثل جامعه اطلاعاتی آمریکا که میزان زیادی قوانین و بازبینی وجود دارد که باید رعایت و حفاظت کنند.

بنابراین در اساس این واحدهای خارجی می‌توانند در کشور خودشان و به‌طور بین‌المللی به‌عنوان سلاحهای قدرتمند و مخفی برای رهبری خودشان کار کنند و هیچ کجا این بارزتر از مورد وزیر اطلاعات و امنیت ایران ساواما نبود.
من تماسهای شخصی با مأموران وزارت اطلاعات در کادر شغلی‌ام در خارج از کشور داشتم ولی در مورد ساواما طبعاً آنها در سراسر ایران و سراسر جهان کار می‌کنند. آنها مخالفان را هدف قرار می‌دهند اگر باور داشته باشند یا به آنها گفته شده باشد که تهدیدات بالقوه برای رژیم هستند.

فعالیتهای آنها محدود به ارعاب، قتل و شکنجه نیست. اگر‌چه اینها خشن‌ترین کارهای آنها هستند، ولی آنها در فعالیتهای ظریف تری که به همان میزان عواقب ضررزننده سیاسی دارند، فعالیت می‌کنند.
در جبهه سیاسی این فعالیتها به‌منظور ارائه یک چهره دیگر از ایران به جهان طراحی شده تا آنهایی را که برای دموکراسی، حقوق‌بشر، نظیر آزادی بیان و اجتماعات، بدون هرگونه دستگیری خودسرانه و بازداشت و شکنجه، می‌ایستند را طور دیگری تصویر کند.

ساواما این افراد را به‌عنوان خرابکار و تروریست قلمداد می‌کند. این در یک تلاش بی‌حاصل برای شکل دادن به افکار عمومی جهان است. تلاش برای هدف خودشان که به‌وضوح در حال شکست خوردن است.
آنها این تلاشها را می‌کنند تا حداقل جهان در مقابل جنایتهای رژیم چشمش را ببندد و این کارها را تنها در کشور خودشان نمی‌کنند، بلکه در سراسر جهان این کار را می‌کنند.
شرایط در کمپ اشرف و کشتار اخیر که تنها 3ماه پیش صورت گرفت یک نمونه فوق‌العاده از آن چیزی است که ساواما می‌تواند برای شکل دادن به افکار جهانی انجام دهد..

اتهام مستمر آنها به مجاهدین یک سازمان خرابکار و تروریستی است. این در تضاد مستقیم با گزارشهای این‌جا در ایالات متحده و به‌طور بین‌المللی است و داستان واقعی در پشت کشتاری است که صورت گرفت و واقعیت مجاهدین را به‌عنوان یک سازمان مسالمت جو، صلح‌دوست و طرفدار دموکراسی که تنها در پی ایجاد نظامی بر اساس آزادی بیان، اجتماعات و احزاب سیاسی، جدایی دین از دولت و تساوی زن و مرد است، بیان کردند. درحالی‌که رژیم ایران می‌خواهد ما باور کنیم که کشتار در واقع تحریک شده بود یا این‌که اصلاً اتفاق نیفتاد.

اما هم درکمیسیون حقوق‌بشر ملل‌متحد و هم در دادگاه اسپانیا و همین‌طور در کنگره و سایر سازمانهای بین‌المللی واقعیت را می‌دانند.
آنها کشتار را محکوم کردند و خواستار تحقیقات بین‌المللی و عراقی و حفاظت بیشتر برای ساکنان کمپ اشرف آن طور که در قرارداد ژوییه ۲۰۰۴ نیروهای چند‌ملیتی عراق آمده، شده‌اند. همین‌طور ماده ۴۵ کنوانسیون چهارم ژنو ساکنان اشرف را به‌عنوان افراد حفاظت‌شده، می‌شناسد و در قطعنامه ۳۲۲ کنگره بری آن فراخوان داده شده است.

درست یک هفته پیش در گزارش سالانه به شورای امنیت ملل متحد، دبیرکل، بان کی‌مون خواستار احترام به حقوق‌بشر ساکنان اشرف شد و خواستار راه‌حلی برای این مسأله گردید.
به‌علاوه همان‌طور که قبلاً اشاره شد، کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان به اتفاق آرا الحاقیه‌یی را برای لایحه بودجه، به تصویب رساند که این امر را به تبدیل به سیاست آمریکا می‌کند تا تمامی اقدامات ضروری و مناسب را برای ممانعت از جابه‌جایی اجباری ساکنان کمپ اشرف در داخل عراق صورت دهد و حضور قاطع هیأت همیاری سازمان ملل‌متحد در عراق در کمپ اشرف را تسهیل کند.

ساکنان کمپ اشرف، کمپ را از ۲۵سال گذشته مال خود دانسته‌اند با این حال قتل‌عام می‌شوند، مورد آزار قرار می‌گیرند، حقوق اولیه بشر از آنها سلب می‌شود.
عراق خواستار جابه‌جایی اجباری ساکنان کمپ اشرف شده و تنها می‌شود حدس زد که اگر آنها به اجبار به نقطه دورافتاده‌یی در عراق خارج از دید جوامع بین‌المللی منتقل شوند، چه اتفاقی خواهد افتاد.

یک اظهارنظر اخیر، توسط سفیر آمریکا در عراق است که از این پیشنهاد بعد از دیدار اخیر رئیس‌جمهور عراق طالبانی از ایران حمایت می‌کند. وی وقتی از ایران برگشت گزارشی از کمپ اشرف را به سفارت آمریکا از طرف رهبر رژیم ایران داد درحالی‌که جامعه بین‌المللی هدف انسان‌دوستانه دارد و یک اجماع جهانی خواستار راه‌حل انسان‌دوستانه و مورد توافق به درخواست ساکنان کمپ اشرف شده است.

موضع کنونی آمریکا در عراق نه حق ساکنان را رعایت می‌کند و نه راه‌حل مورد توافقی ارائه می‌کند. در واقع برعکس است. قطعنامه ۳۳۲ کنگره از رئیس‌جمهور ایالات متحده می‌خواهد که مجدداً همه اقدامات مناسب و ضروری را برای ممانعت از جابه‌جایی اجباری ساکنان کمپ اشرف چه در داخل یا در خارج از عراق که در تضاد با ماده‌های مربوط به قانون انسان‌دوستانه بین‌المللی است، انجام دهد.

علاوه بر این پارلمان اروپا، ملل‌متحد و مقامهای مستقل عراق و نیز ساکنان کمپ همگی قاطعانه جابه‌جایی اجباری را رد کرده‌اند.
تنها استثنا تهران و بغداد هم دست او و آن‌چه که به‌نظر می‌آید متاسفأنه وزارت‌خارجه آمریکا ست.
همان‌طور که رئیس سابق ستاد مشترک، ژنرال هیو شلتون گفته است این یک نسخه برای فاجعه است. این یک نسخه برای پاکسازی قومی بسیار فراتر از آن‌چه جامعه بین‌المللی حالا به آن دسترسی دارد، می‌باشد.

رها کردن اشرف معادل دادن یک دست بسیار قدرتمندتر به رژیم ایران در عراق است. ما باید به جای همسویی با رژیم ایران، خواستار حضور قاطع تیمهای ناظر هیأت همیاری ملل‌متحد در عراق شویم تا در کمپ مستقر شوند و از ساکنان در مقابل کشتار بیشتر محافظت کند، و همان‌طور که کمیته امور خارجی کنگره گفته است آمریکا باید از پیشنهاد شراکت اروپا برای انتقال ساکنان به کشورهای ثالث بعد از این‌که شرایط در کمپ عادی شد، حمایت کند.
این تنها طرحی است که هم به حق حاکمیت عراق احترام می‌گذارد و هم تضمین می‌کند حقوق‌بشر ساکنان اشرف تضمین شود.

تهران آشکارا حضور مجاهدین در عراق را یک تهدید می‌بیند، یک تهدید بسیار بزرگ، و در نتیجه جای تعجب نیست که رژیم نه تنها علناً از ایده جابه‌جایی در عراق حمایت می‌کند، بلکه فعالانه در بغداد و جاهای دیگر برای آن لابی می‌کند. اکثر این به‌اصطلاح لابیها توسط ساواما از طریق پخش اطلاعات گمراه کننده و در واقع کاملاً غلط، آن طور که ما در جهان جاسوسی استفاده می‌کنیم، سازماندهی شده است، کارزار تبلیغات سوء اساساً تلاش ضعیفی برای متقاعد کردن ایالات متحده و سازمانهایش، وزارت‌خارجه و حتی کنگره و هم‌چنین ناظران بین‌المللی است که ساکنان اشرف باید جابجا شوند و فراتر از آن مجاهدین باید در لیست باقی بمانند.

من به برخی از گزارشها که به وزارت‌خارجه داده شده نگاه کرده‌ام که اکثر آن اصلاح شده و برخی از آنها قبلاً طبقه‌بندی شده بود. و در موشکافی آن شما تقریباً باید به پاورقیها نگاه کنید.
من برای تقریباً ۳۰سال در کار اطلاعاتی بوده‌ام و شما وقتی گزارشی را می‌گیرید اولین کاری که یک سیاست گذار باید بکند تعیین اعتبار و دقت منبع است. اعتبار و دقت اطلاعات.
با نگاه کردن به این گزارشها، هر کدام را که بررسی کردم، می گوید یا دیگر نمی‌شود با منبع اطلاعات تماس مجدد گرفت یا اطلاعات قابل تأیید نیست. بنابراین اساساً چیزی که شما دریافت می‌کنید، شایعه و اظهارنظر با انگیزه طبعاً سیاسی است.

برای یک سازمانهای اطلاعاتی که بتوانند به‌طور مؤثر یک سوء تبلیغات را پیش ببرند یکی دو چیز در اختیار دارند. آنها باید فضا را بدانند. خوب این برای ساواما آسان است. این حیاط خلوت آنهاست. آنها باید بدانند دشمنانشان چه کسانی هستند. در این مورد، مجاهدین، آمریکا و ناظران بین‌المللی هستند.

آنها برای آن‌که بتوانند از نقاط ضربه‌پذیر بهره‌برداری کنند، و نقط ضربه‌پذیر آنهایی هستند که در رسانه‌ها دیدیم، زیرا کشورما یک جامعه باز است و بحث در مورد ادامه حضور نظامی آمریکا در منطقه به‌خصوص در مورد آن‌چه در عراق رخ داده و تهدید ایران و یک طیفی از موضوعات مطرح است. بنابراین آن‌چه ساواما می‌کند سرهم‌بندی اطلاعات است استفاده از منابعی که ما آنها را رابطین اجتماعی و مطبوعاتی می‌دانیم و اینها افرادی هستند که یا استخدام شده‌اند یا یک بار یا دو بار با آنها تماس گرفته‌اند. آنها اطلاعاتی را که مورد استفاده خودشان است تبلیغ و پخش می‌کنند.

به‌عنوان مثال شما احتمالاً همگی داستانهای اشتباهی که در رسانه‌ها منتشر شده و هنوز هم در جریان است دیده‌اید که می‌گوید این گروههای تروریستی زنان را به‌عنوان بمب‌گذاریهای انتحاری آموزش می‌دهند که مسئول هواپیماربایی، تهدید بمب‌گذاری، هستند درحالی‌که ساواما توانایی قابل توجهی در این زمینه‌های جاسوسی دارد نمی‌توان حقیقت را پوشاند، حقیقت این‌که مجاهدین یک ایران صلح جو، غیرخشونت‌آمیز، و دموکراتیک را تبلیغ می‌کنند و متعهد به اعلامیه جهانی حقوق‌بشر و سایر کنوانسیونها و مثاقهای بین‌المللی هستند و یک سیاست داخلی و خارجی بر اساس همزیستی مسالمت‌آمیز را تشویق می‌کنند.

مدت زیادی از زمان آن که مجاهدین باید از لیست خارج شوند گذشته است. این مجاهدین بودند که گزارشهای فوق‌العاده مفیدی را در مورد تهدید هسته‌یی ایران افشا کردند.
همان‌طور که سفیر بولتون اشاره کرد، این افشاگریها بسیاری از اطلاعات دیگری را که ما داشتیم، تأیید کرد و در برخی موارد اطلاعاتی را که نشنیده بودیم ارائه داد.
بنابراین همان‌طور که گفتم دیرزمانی است که حذف نامگذاری باید صورت می‌گرفت. حداقل به عقیده من بر اساس ۳۰سال خدمت، هیچ دلیل مشروعی بر اساس اطلاعات یا برآوردها یا اطلاعات جمع‌آوری شده وجود ندارد که ادامه نامگذاری مجاهدین در لیست سازمانهای تروریست خارجی را توجیه کند.
زمان آن بیش از حد گذشته است. به هر دلیل این باید اصلاح شود ولی باید الآن صورت گیرد.

از وقت شما متشکرم.

معرفی آقای جان بولتون
با تشکر زیاد. من به شما یک ائتلاف گسترده را قول دادم. ظرف ۳۰سالی که من در این شهر بوده‌ام موضوعاتی ممکن است مطرح بوده باشند که جان بولتون و من در طرف همدیگر بوده‌ایم و با هم برای یک تیم جنگیده‌ایم. من نمی‌دانم این موضوع چه می‌توانسته باشد. این عملکرد آخوندها بود که ما را با هم، هم جبهه کرد. در حالی که ما اغلب اوقات حول بسیاری از موضوعات در گذشته هم نظر نبودیم، جان بولتون یک صدای برجسته و قوی در مورد موضوعاتی است که به آنها اعتقاد دارد. او ایالات متحده را در ملل‌متحد به‌عنوان نماینده دائم ما نمایندگی می‌کرد. او به‌عنوان مدیرکل وزارت‌خارجه برای کنترل تسلیحاتی و امنیت بین‌المللی خدمت کرد و اکنون یک استاد ارشد در انستیتوی آمریکن اینترپرایز است. ما بسیار خوشوقت هستیم که صدای قوی او را امروز در این‌جا در کنار خودمان داشته باشیم.

جان بولتون
سفیر ایالات متحده در سازمان ملل۲۰۰۵-۲۰۰۶
بسیار متشکرم. خیلی ممنون باب.
خوشوقتم که امروز این‌جا در کنار شما و سایرین به‌خاطر این موضوع حیاتی قرار بگیرم. تلاش می‌کنم که این موضوع را کمی در چارچوب قرار دهم چون فکر می‌کنم مهم است که تصویر بزرگتر را ببینیم و بفهمیم واقعاً چه چیزهایی در گرو آن هستند و فکر می‌کنم نکته حیاتی که باید به آن برگردیم ماهیت رژیم کنونی در تهران است.

این یک دولت خودکامه است که مردم خودش را سرکوب می‌کند. به‌شدت دنبال سلاحهای کشتار جمعی است و برای دو دهه به‌عنوان بانکدار مرکزی تروریسم بین‌المللی عمل کرده است.

از گروههای تروریستی نظیر حماس و حزب االله حمایت می‌کند به نوعی تساوی تأمین مالی‌تروریسم. به افرادی در داخل عراق کمک کرده تا به نیروهای آمریکایی و سایر متحدان حمله کنند. حتی به دشمن قسم خورده‌اش طالبان در افغانستان در خصومتشان علیه نیروهای آمریکایی و ناتو کمک مالی و تجهیزات می‌کند.

بنابراین وقتی شما می‌بینید دولت تهران یک نفر دیگر را به تروریست بودن متهم می‌کند بلافاصله این را در نظر می‌گیرید که چه کسی دارد صحبت می‌کند و هدف آنها چیست.

این دولت به‌وضوح مایل به قبول یک انتخاب آزاد و منصفانه توسط مردم خودش نیست، درحالیکه این امر عنصر مرکزی برنامه کار مجاهدین است.

اگر شما نگاه کنید به کاری که رژیم تهران بعد از انتخابات ژوئن ۲۰۰۹ انجام داد و از نیروی وحشی علیه مردم ایران استفاده کرد، و اگر امروز نگاه کنید که در سوریه چه اتفاقی دارد می‌افتد، کما این‌که می‌دانیم افسران سپاه پاسداران به دیکتاتوری خانواده اسد در کشتار مردم سوریه کمک می‌کنند و همان کمکهایش به حزب‌الله در لبنان به‌طور مکرر و طی سالیان حالا دارد در سوریه به کار گرفته می‌شود. این است ماهیت رژیمی که مردم خودش را سرکوب می‌کند و در پی سرکوب مردم در سایر کشورهاست.

و این رژیمی است که فعالانه در پی دست‌یابی به انواع سلاحهای کشتار جمعی هسته‌یی، شیمیایی و بیولوژیکی است و تلاشهای جهان برای برخورد با فعالیتهای اتمی ملاها موفق نبوده است. من فکر می‌کنم ما باید در این مورد بسیار صریح باشیم. روشهای دیپلوماتیک بین‌المللی شکست خورده است زیرا به هیچ‌وجه نمی‌شد این رژیم را با گفتگو، از دست‌یابی به سلاحهای هسته‌یی باز داشت. تحریمهای بین‌المللی هم به دلایل گوناگون ناکام و نا موفق خواهند بود و نمی‌توانند این رژیم را از دنبال کردن سلاحهای هسته‌یی بازدارند. ما همین حالا نمونه کره شمالی را داریم که درحالی که زیر تحریم شدید است تا الآن دو بمب هسته‌یی منفجر کرده است. بنابراین اگر‌چه ممکن است تحریم تأثیرات اقتصادی خود را داشته باشند، ولی رژیم را از تلاش برای رسیدن به اهدافش متوقف نخواهند کرد.

ما حتی در چند روز گذشته شاهد بودیم که چگونه این رژیم از تحریم می‌گریزد و به این تلاشها ادامه خواهد داد. دولت چین اعلام کرده است که سعی می‌کند راهی پیرامون تحریمهای اقتصادی اعمال شده توسط شورای امنیت علیه رژیم ایران از طریق سیستم معامله پایاپای پیدا کند.

ما شاهد قراردادهای اعلام شده‌یی بودیم که چین موافقت کرده است سیستم مترو در تهران را با بیش از ۳میلیارد دلار بسازد، چین با یک قرارداد بیش از ۱۲میلیارد دلاری می‌خواهد راه‌آهن بسازد و حالا چین موافقت کرده تا یک مجتمع پالایشگاهی بسازد.

این آن نوع معامله‌های پایاپایی که به رژیم اجازه می‌دهد تحریمها را دور بزند. کما این‌که با دولتهایی نظیر کره شمالی، دولت هوگو چاوز و سایرین کار می‌کند تا به‌دنبال کردن سلاحهای هسته‌یی‌اش ادامه دهد.

همان‌طور که سناتور توریسلی گفت یکی از مسئولیتهای من در دولت پرزیدنت بوش پیگری نگرانیهایمان از گسترش سلاحهای کشتار جمعی بود و در این‌جا بود که من اولین آگاهیم را از مجاهدین خلق ایران پیدا کردم که بارها و بارها و بارها به افشاگریهای علنی در مورد برنامه رژیم ایران برای سلاحهای اتمی دست زدند.

در مواردی ما از آن‌چه که آنها افشا می‌کردند، اطلاع داشتیم و در برخی موارد ما اطلاع نداشتیم ولی من نمی‌توانم نمونه‌یی را پیدا کنم که اطلاعات افشا‌ شده مجاهدین درباره برنامه هسته‌یی رژیم ایران در کل با اطلاعاتی که ایالات متحده داشت ناهمگون باشد.

فکر می‌کنم فعالیتهای مجاهدین و توانایی‌شان در افشای فعالیتهای مخفی اتمی رژیم تهران و نقض قطعنامه‌های مکرر شورای امنیت و سازمان انرژی اتمی بین‌المللی توسط این رژیم در خدمت مصالح مهم بین‌المللی بوده‌اند.

این امر ما را به سؤالی بدیهی در مورد خطراتی که متوجه افراد بیگناه در کمپ اشرف است، می‌رساند و واقعاً سؤال اساسی که هنوز باقی مانده‌این است که چرا مجاهدین در لیست هستند.

من به این موضوع وقتی در دولت بودم با علم به افشاگریهای مجاهدین نگاه می‌کردم و سعی کردم بفهمم چطور شده که چنین نامگذاری صورت گرفته است و باید بگویم به پی بردم که در اواخر سالهای ۱۹۹۰ این تصور وجود داشت که اگر مجاهدین در لیست قرار گیرند، این امر رژیم تهران را متمایل‌تر به مذاکره برای توقف برنامه سلاحهای هسته‌یی‌اش می‌کند.

قطعاً این سیاست چنین کارکردی نداشت، آیا غیر از این است؟ این کار ما نه تنها هیچ تأثیری روی آیت‌الله‌ها نداشت، بلکه من متقاعد شده‌ام که این کار به این منجر شد که آخوندها به این نتیجه برسند که آمریکا از موضع ضعف برخورد می‌کند و این کار ما صرفاً آنها را تشویق به ادامه برنامه اتمیشان کرد.

حالا باید با تأسف بگویم که در پایان دولت بوش هم وقتی این نامگذاری بازبینی می‌شد، تصمیم گرفته شد به همان دلیل که شاید رژیم تهران را به فرارسیدن زمان مذاکرات متقاعد کند، مجاهدین در لیست باقی بمانند که این هم البته شکست خورد.

حالا دو سری از دلایل غیرواقعی داریم که برای نگهداشتن مجاهدین در لیست مورد استفاده قرار گرفته است. من فکر می‌کنم که این منطق اساساً غلط است. من فکر نمی‌کنم هیچ‌کس نباید بر اساس دلایل سیاسی چه برای دادن امتیاز به یک سازمان و چه برای مجازات یک سازمان در لیست باشد، درست هم‌چنانکه در مورد لیست‌گذاری دولتهای حامی تروریسم فکر می‌کنم، لیست‌گذاری باید بر اساس واقعیتها باشد.

تصمیم برای گذاشتن یک کشور در لیست باید بر اساس واقعیتها باشد و نباید متأثر از سیاست باشد. در مورد مجاهدین، من ادعا نمی‌کنم که همه اطلاعات را دیده‌ام، ولی وقتی در دولت بودم هیچ چیزی ندیدم که بودن آنها در لیست را توجیه کند.

و ما اظهارات علنی مقامات بسیار برجسته و خدمتگزار ایالات متحده را داریم که درباره کاری که مجاهدین کردند شهادت داده‌اند.

ما مقامات بسیار ارشدی در فعالیتهای اطلاعات و ضدتروریسم آمریکا داریم که درباره کاری که با مجاهدین کرده‌اند صحبت کرده‌اند. ما شهادتهای مکرری از مقامات نظامی آمریکا در طول حضور ارتش آمریکا در عراق داریم که درباره همکاری آنها و نفی تروریسم، خلع‌سلاح کمپ اشرف صحبت کرده‌اند.

و حالا دادگاه استیناف ایالات متحده را داریم که به وزارت‌خارجه گفته است باید روی بازبینی جدید این مسأله اقدام کند.

از زمانی که آن تصمیم دادگاه ارائه شد زمان زیادی گذشته است و من فکر می‌کنم زمان آن است که وزارت‌خارجه یک تصمیم بر اساس واقعیت و نه این‌که این طرف یا آن طرف بچرخد، اتخاذ کند. بگذارید واقعیتها در آن جای خودش، قرار بگیرند و بگذارید به همه واقعیتها نگاه کنیم و بگذارید این تصمیم را بگیریم و هر چقدر طول بکشد به‌طور مشخص این تصمیم را بگیریم و همین حالا بیش از حد طول کشیده است.

بگذارید که ایالات متحده به تعهدی که برای حفاظت از ساکنان کمپ اشرف داده، عمل کند. بگذارید لایحه الحاقی مهمی که کمیته امور خارجی کنگره هفته گذشته تصویب کرد به جریان بیفتد. بگذارید روی ملل‌متحد فشار بیاوریم تا برای آن‌چه که باید برای پناهندگانی که حق دارند به آنها حفاظت و کمک داده شود، انجام دهد. و بگذارید تأکید کنیم دولت عراق باید به تعهدی که به ایالات متحده داد تا از افراد کمپ اشرف حفاظت کند، عمل کند.

این یک بحث سیاسی نیست. این بک بحث انسان‌دوستانه است و عالیترین سنت ایالات متحده است که چنین اهدافی را دنبال کند. این باید سنت یک دولت نماینده مردم در عراق باشد و قطعاً باید سنت ایالات متحده باشد. بسیار متشکرم.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/a289f02f-29b3-4d29-bc70-df234e468926"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات