بعد از گذشت سه سال از انقلاب سوریه، اگر چه قتلعام وحشیانه مردم توسط دیکتاتور خونریز ادامه دارد، اگرچه جامعه بینالمللی چشمان خود را بر روی این جنایات بسته، اگرچه بهای ایستادگی و با شرف زیستن بسیار سنگین است، اما مردم سوریه و فرزندان رزمنده آنها عزم جزم کردند تا پیروزی و آزادی میهنشان به نبرد ادامه دهند.
» محمود رافی» اسم جوانی که سه سال پیش در همین روزها هنگام شرکت در یک تظاهرات خیابانی کشته شد. افراد زیادی برای داشتن حق آزادی به خیابان آمدند ولی با آتش مسلسل روبهرو شدند، در آن روزها مردم هزاران هزار به خیابان میآمدند و با سر دادن شعار خواستار بهتر شدن وضعیت در این کشور میشدند ولی ناگهان با اجساد در خیابانها و پرشدن زندانها و کوچ مردم از ترس دیکتاتور سوریه مواجه میشدند. خیلی از مردم بعد از دیدن این صحنهها هشدار میدادند که باید به دفاع از خود پرداخت
مردم با تشکیل گردانهای مسلح اعلام کردند بشار اسد راهی بغیر از این برای ما باقی نگذاشته است. آنها دفاع از خود را حق قانونی دانستند، و بعد از آن بود که نیروهای مسلح را برای حفاظت از تظاهر کنندهها مشاهده کردیم.
کم کم با بالا گرفتن جنایات اسد بیشتر مردم به این نتیجه رسیدند که بایستی سلاح به دست گرفت وبا این دیکتاتوری جنگید. کسانی که اصلاً در ابتدا تمایلی به مبارزه مسلحانه نداشتند و میخواستند مانند یک کشور دموکراتیک با برپایی تظاهرات به خواستههایشان برسند. ولی اسد و نیروهای جنایتکار او با حمله و بمباران مناطق مسکونی و کشتار خانوادهها راهی غیر از مقابله برای مردم باقی نگذاشتند. این تاریخچه کوتاهی از چگونگی شروع مبارزه انقلابی و مسلحانه در این کشور است. کم کم تمام این انقلابیون با هم متحد شدند و تشکیل گردانهای ارتش آزادی را در شهرهای مختلف امکانپذیر کردند.
» محمود رافی» اسم جوانی که سه سال پیش در همین روزها هنگام شرکت در یک تظاهرات خیابانی کشته شد. افراد زیادی برای داشتن حق آزادی به خیابان آمدند ولی با آتش مسلسل روبهرو شدند، در آن روزها مردم هزاران هزار به خیابان میآمدند و با سر دادن شعار خواستار بهتر شدن وضعیت در این کشور میشدند ولی ناگهان با اجساد در خیابانها و پرشدن زندانها و کوچ مردم از ترس دیکتاتور سوریه مواجه میشدند. خیلی از مردم بعد از دیدن این صحنهها هشدار میدادند که باید به دفاع از خود پرداخت
مردم با تشکیل گردانهای مسلح اعلام کردند بشار اسد راهی بغیر از این برای ما باقی نگذاشته است. آنها دفاع از خود را حق قانونی دانستند، و بعد از آن بود که نیروهای مسلح را برای حفاظت از تظاهر کنندهها مشاهده کردیم.
کم کم با بالا گرفتن جنایات اسد بیشتر مردم به این نتیجه رسیدند که بایستی سلاح به دست گرفت وبا این دیکتاتوری جنگید. کسانی که اصلاً در ابتدا تمایلی به مبارزه مسلحانه نداشتند و میخواستند مانند یک کشور دموکراتیک با برپایی تظاهرات به خواستههایشان برسند. ولی اسد و نیروهای جنایتکار او با حمله و بمباران مناطق مسکونی و کشتار خانوادهها راهی غیر از مقابله برای مردم باقی نگذاشتند. این تاریخچه کوتاهی از چگونگی شروع مبارزه انقلابی و مسلحانه در این کشور است. کم کم تمام این انقلابیون با هم متحد شدند و تشکیل گردانهای ارتش آزادی را در شهرهای مختلف امکانپذیر کردند.

شهر «زدانی» اسم خودش را بهعنوان اولین شهر آزاد شده توسط رزمندگان به ثبت داد. با وجود سکوت جامعه جهانی در قبال جنایات اسد و کمکرسانی به این دیکتاتور برای قتلعام و ویران کردن این کشور توسط متحدانش و بیتوجهی به کمبودهای رزمندگان و ارتش آزادی و وضعیت بد انسانی در طول این سه سال گذشته انقلانیون تا آنجا که در توان داشتند خواست مردم سوریه برای رسیدن به آزادی را پیش بردند و از فدای هیچ چیز خود دریغ نکردند.
سوال اساسی این است که پس از پیمودن این مسیر دشوار آیا این انقلاب به عقب بر میگردد؟ رزمندگان میگویند تنها به آینده و به چشمانداز پیروزی مینگرند حتی اگر بهای رسیدن به آن بسا سنگینتر باشد.