روز شنبه خامنهای به صحنه آمد تا موج تازهیی را که عوامل باند خودش علیه مذاکرات اتمی دامن زده بودند بخواباند. تا جلو هر گونه خسارت احتمالی به دور بعدی مذاکرات را که قرار است روز 29بهمن در وین آغاز شود، بگیرد. موج تازه حمله به مذاکرات و دولت روحانی توسط رسانههای باند خامنهای در پی سخنان وزیر خارجه آمریکا بهراه افتاد و بهآن دامن زده شد. جان کری در مصاحبهیی گفته بود ما برنامه اتمی رژیم ایران را «در جا خشکانده و بهعقب راندهایم». عوامل و رسانههای باند ولایت این اظهارات را زبان درازی دشمن توصیف کرده و دولت روحانی و تیم مذاکره کننده را عامل آن دانستند. آنان را متهم کردند که «نرمش قهرمانانه» را به «نرمش محرمانه» تبدیل کردهاند و دیگر صلاحیت پیشبردن مذاکرات را ندارند. خامنهای در اظهارات روز شنبه این عوامل باندش را تحت عنوان «منتقدان دولت» مخاطب قرار داد و بهصراحت از آنها خواست که نسبت به دولت انصاف و «شرح صدر» داشته باشند تا بتواند با قدرت کارش را ادامه بدهد.
انتظار میرفت که بهدنبال این هشدار خامنهای، از میزان حمله به دولت روحانی که در آستانهٴ خزیدن به پشت میز مذاکرات اتمی است، کاسته شود. اما در عمل چنین نشد و رسانههای باند ولایت حتی یک روز هم حملات را متوقف نکردند. روزنامه جوان، ارگان بسیج، «واکنش دولتی» به توافق ژنو را مایهٴ مصمم شدن هرچه بیشتر غرب در فشار آوردن به رژیم قلمداد کرد. کیهان خامنهای اعضای دولت روحانی را عوامل «مرعوب» غرب توصیف کرد که دشمنان «به بدنهٴ مدیریتی» رژیم تزریق کردهاند. روزنامه حکومتی رسالت، ارگان مؤتلفه (از باندهای ولایت)، نسبت به وجود عوامل سربازگیری شده توسط غرب هشدار داد که «کندن ریشهٴ » آنها «هیچ هزینه و زحمتی نخواهد داشت».
سؤال این است که مگر خامنهای بهصراحت خواستار سکوت و بهاصطلاح «شرح صدر» در قبال دولت روحانی نشده بود، پس چرا عوامل باند خودش کمترین اهمیتی برای فرمان او قائل نشدند.
جواب را باید اولاً در شکستگی بیش از پیش طلسم ولایت جستجو کرد که کار به زیرپا گذاشتن آشکار فرمانش توسط عوامل باند خودش کشیده است. ثانیاً این وضعیت بیانگر عمق بنبستی است که نظام آخوندی در آن گرفتار است. خامنهای نه میتواند آنطور که عوامل باندش میخواهند میز مذاکرات را چپ کند و جام زهر را پس بزند، زیرا نظامش در آستانة خفگی قرار دارد و نه میتواند پیامدهای زهر را که به شکستن پایههای تخت ولایت میانجآمد و همین وضعیت نمودی از آن است، تحمل کند. بنبستی که با نوشیدن جرعههای بعدی زهر هرچه تنگتر و ناگشودنیتر خواهد شد.
انتظار میرفت که بهدنبال این هشدار خامنهای، از میزان حمله به دولت روحانی که در آستانهٴ خزیدن به پشت میز مذاکرات اتمی است، کاسته شود. اما در عمل چنین نشد و رسانههای باند ولایت حتی یک روز هم حملات را متوقف نکردند. روزنامه جوان، ارگان بسیج، «واکنش دولتی» به توافق ژنو را مایهٴ مصمم شدن هرچه بیشتر غرب در فشار آوردن به رژیم قلمداد کرد. کیهان خامنهای اعضای دولت روحانی را عوامل «مرعوب» غرب توصیف کرد که دشمنان «به بدنهٴ مدیریتی» رژیم تزریق کردهاند. روزنامه حکومتی رسالت، ارگان مؤتلفه (از باندهای ولایت)، نسبت به وجود عوامل سربازگیری شده توسط غرب هشدار داد که «کندن ریشهٴ » آنها «هیچ هزینه و زحمتی نخواهد داشت».
سؤال این است که مگر خامنهای بهصراحت خواستار سکوت و بهاصطلاح «شرح صدر» در قبال دولت روحانی نشده بود، پس چرا عوامل باند خودش کمترین اهمیتی برای فرمان او قائل نشدند.
جواب را باید اولاً در شکستگی بیش از پیش طلسم ولایت جستجو کرد که کار به زیرپا گذاشتن آشکار فرمانش توسط عوامل باند خودش کشیده است. ثانیاً این وضعیت بیانگر عمق بنبستی است که نظام آخوندی در آن گرفتار است. خامنهای نه میتواند آنطور که عوامل باندش میخواهند میز مذاکرات را چپ کند و جام زهر را پس بزند، زیرا نظامش در آستانة خفگی قرار دارد و نه میتواند پیامدهای زهر را که به شکستن پایههای تخت ولایت میانجآمد و همین وضعیت نمودی از آن است، تحمل کند. بنبستی که با نوشیدن جرعههای بعدی زهر هرچه تنگتر و ناگشودنیتر خواهد شد.