تلاش 36سال حاکمیت نظام ولایت این بوده که زنان را از صحنه فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی حذف و آنان را به کنج خانهها براند. رژیم آخوندی تمامی ترفندهایش را علیه زنان میهنمان بهکار برده است و آنجایی هم که نتوانسته است آنها را از صحنه حذف کند بهدلیل تلاش و مقاومت زنان در برابر مقررات زنستیزانه رژیم بوده است.
در حاکمیت آخوندها کمتر زمینهای پیدا میشود که زنان امکان پیدا کرده باشند استعداد و قابلیتشان را در آنها به منصه ظهور برسانند، این حاکمیت ننگین تا آنجا که زورش رسیده است استعداد زنان را سرکوب کرده است و آنان را از حقوق اجتماعی برابر با مردان محروم کرده است.
یکی از زمینههایی که آثار این حاکمیت زنستیز در آن به خوبی بارز است وضعیت زنان کارگر میهنمان است.
زنان کارگر مجبورند در بدترین وضعیت و با دشوارترین شرایط کار کنند، زیرا نظام زنستیز آخوندی چارهای دیگر برای آنان باقی نگذاشته است. زنان کارگر ناچارند بدون هیچ قراردادی کارکنند و کارفرما هر روز و هر ساعت که خواست میتواند آنها را اخراج کند.
بهدلیل تعطیلی کارخانهها، و کارگاههای تولید و بهدلیل نابودی کشاورزی و... کار کم و متقاضی کار زیاد است و همین امر باعث میشود که زنان مجبور شوند بدون هیچ قراردادی کارکنند و شرایط ظالمانه کارفرما را تحمل کنند و دست آخر هم بدون هیچ حق و حقوقی از کار اخراج شوند.
در زمینه حقوق و دستمزد نیز بسیاری از زنان مجبورند به حقوق زیر پانصد هزارتومان و زیر دویست هزار تومان تن بدهند
در قانون کار رژیم به ظاهر به برابری دستمزد زن و مرد اشاره شده است، اما عملاً نظام آخوندی آنچنان عرصه را برای فعالیت زنان کارگر تنگ کرده است که آنها حاضرند با دستمزدی به مراتب پایینتر از مردان رضایت بدهند.
یکی دیگر از شرایط و اجحافاتی که نظام بر زنان کارگر تحمیل کرده است، کار کارمزدی است. در این شرایط کارگران زن بدون اینکه دستمزد ثابت ماهیانه داشته باشند بر اساس میزان کاری که انجام میدهند کار میکنند و کار کارمزدی یکی از شگردهای کارفرمایان برای کاهش دستمزد زنان است.
بر اساس شرایط کار کارمزدی، اضافه بر دستمزد پایین، زنان کارگر در ایام تعطیل و حتی روزهای جمعه حقوق و دستمزدی ندارند.
در نظام کار کارمزدی، زنان کارگر نیروی خیلی ارزان قیمتی هستند که به مردان ترجیح داده میشوند، در چنین شرایطی است که زنان با دستمزد پایین، بدون حق بیمه و بدون قرارداد مجبور به کارمی شوند
مورد زیر شکایت یک کارگر زن از شرایط کار برای زنان در نظام ولایت است: ”نسبت دستمزد زنان کارگر به مردان یک سوم و در بهترین حالت دو سوم است. نگاه جنسیتی همواره در بازار کار وجود دارد به گونهیی که یک کارگر مرد بیمسئولیت به یک کارگر زن مسئول ترجیح داده میشود. گاهی کارفرما برای فرار از بیمه کارگر، او را از بازرس پنهان میکند و یا پس از آن که بازرس دستور به بیمه کردن کارگر میدهد او را اخراج میکند. در برخی کارگاهها سرویس بهداشتی؛ رختکن؛ محل استراحت؛ و حتی غذاخوری یک جاست. من موردی را دیدم که در انتهای روشویی موکت انداخته بودند تا خانمها در آنجا استراحت کنند و غذایشان را بخورند ویک چوب لباس هم آنجا بهعنوان رختکن گذاشته بودند. اینگونه موارد میتواند مشکلات جدی برای سلامت بانوان ایجاد کند“.
نظام آخوندی در تنها موردی که برای زنان تبعیض مثبت قابل شده است تبعیض در زمینه بیکاری است و به این دلیل است که در زمینه بیکاری زنان رکوردار و جلودار مردان هستند.
هماکنون 82 درصد زنان سرپرست خانوار بیکار هستند. در حالی که میزان خانوادههایی که سرپرستی آنها را زنان برعهده دارند 12درصد خانوادههای کشور است.
سایت حکومتی جهاننیوز 31فروردین 93 از قول اسحاق جهانگیری معاون آخوند روحانی نقل میکند 40درصد زنان 15 تا 24سال بیکار هستند.
خبرگزاری حکومتی مهر 7خرداد 93 ازقول مسعود نیلی مشاور اقتصادی آخوند حسن روحانی مینویسد نرخ بیکاری زنان به رقم نجومی 43درصد رسیده که نشاندهنده عمق مسأله بیکاری در بخش زنان کشور است.
بهرغم شرایط دشوار زنان کارگر، باز هم نظام فاسد آخوندی بیشترین فشار را بر زنان شاغل میآورد و هر روز شرایط کار برای آنان را سختتر میکند تا نهایتاً به کنج خانه رانده شوند، زیرا در نظامی که حاکمیت مطلقه فقیه بر آن حاکم است شایستهترین نقش برای زنان خانهداری است و خانهداری واجبترین کار و نقش برای زنان است.
بیکار کردن و به حاشیه راندن زنان و خانهنشین شدن آنها توسط نظام آخوندی در حالی است که هماکنون 60 درصد دانشجویان زن هستند و نسبت فارغالتحصیلان زن از دانشگاهها بیش از فارغالتحصیلان مرد است.
این است دست آورد مثبت نظام آخوندی برای زنان و تبعیض مثبت در حق زنان میهن!.
در حاکمیت آخوندها کمتر زمینهای پیدا میشود که زنان امکان پیدا کرده باشند استعداد و قابلیتشان را در آنها به منصه ظهور برسانند، این حاکمیت ننگین تا آنجا که زورش رسیده است استعداد زنان را سرکوب کرده است و آنان را از حقوق اجتماعی برابر با مردان محروم کرده است.
یکی از زمینههایی که آثار این حاکمیت زنستیز در آن به خوبی بارز است وضعیت زنان کارگر میهنمان است.
زنان کارگر مجبورند در بدترین وضعیت و با دشوارترین شرایط کار کنند، زیرا نظام زنستیز آخوندی چارهای دیگر برای آنان باقی نگذاشته است. زنان کارگر ناچارند بدون هیچ قراردادی کارکنند و کارفرما هر روز و هر ساعت که خواست میتواند آنها را اخراج کند.
بهدلیل تعطیلی کارخانهها، و کارگاههای تولید و بهدلیل نابودی کشاورزی و... کار کم و متقاضی کار زیاد است و همین امر باعث میشود که زنان مجبور شوند بدون هیچ قراردادی کارکنند و شرایط ظالمانه کارفرما را تحمل کنند و دست آخر هم بدون هیچ حق و حقوقی از کار اخراج شوند.
در زمینه حقوق و دستمزد نیز بسیاری از زنان مجبورند به حقوق زیر پانصد هزارتومان و زیر دویست هزار تومان تن بدهند
در قانون کار رژیم به ظاهر به برابری دستمزد زن و مرد اشاره شده است، اما عملاً نظام آخوندی آنچنان عرصه را برای فعالیت زنان کارگر تنگ کرده است که آنها حاضرند با دستمزدی به مراتب پایینتر از مردان رضایت بدهند.
یکی دیگر از شرایط و اجحافاتی که نظام بر زنان کارگر تحمیل کرده است، کار کارمزدی است. در این شرایط کارگران زن بدون اینکه دستمزد ثابت ماهیانه داشته باشند بر اساس میزان کاری که انجام میدهند کار میکنند و کار کارمزدی یکی از شگردهای کارفرمایان برای کاهش دستمزد زنان است.
بر اساس شرایط کار کارمزدی، اضافه بر دستمزد پایین، زنان کارگر در ایام تعطیل و حتی روزهای جمعه حقوق و دستمزدی ندارند.
در نظام کار کارمزدی، زنان کارگر نیروی خیلی ارزان قیمتی هستند که به مردان ترجیح داده میشوند، در چنین شرایطی است که زنان با دستمزد پایین، بدون حق بیمه و بدون قرارداد مجبور به کارمی شوند
مورد زیر شکایت یک کارگر زن از شرایط کار برای زنان در نظام ولایت است: ”نسبت دستمزد زنان کارگر به مردان یک سوم و در بهترین حالت دو سوم است. نگاه جنسیتی همواره در بازار کار وجود دارد به گونهیی که یک کارگر مرد بیمسئولیت به یک کارگر زن مسئول ترجیح داده میشود. گاهی کارفرما برای فرار از بیمه کارگر، او را از بازرس پنهان میکند و یا پس از آن که بازرس دستور به بیمه کردن کارگر میدهد او را اخراج میکند. در برخی کارگاهها سرویس بهداشتی؛ رختکن؛ محل استراحت؛ و حتی غذاخوری یک جاست. من موردی را دیدم که در انتهای روشویی موکت انداخته بودند تا خانمها در آنجا استراحت کنند و غذایشان را بخورند ویک چوب لباس هم آنجا بهعنوان رختکن گذاشته بودند. اینگونه موارد میتواند مشکلات جدی برای سلامت بانوان ایجاد کند“.
نظام آخوندی در تنها موردی که برای زنان تبعیض مثبت قابل شده است تبعیض در زمینه بیکاری است و به این دلیل است که در زمینه بیکاری زنان رکوردار و جلودار مردان هستند.
هماکنون 82 درصد زنان سرپرست خانوار بیکار هستند. در حالی که میزان خانوادههایی که سرپرستی آنها را زنان برعهده دارند 12درصد خانوادههای کشور است.
سایت حکومتی جهاننیوز 31فروردین 93 از قول اسحاق جهانگیری معاون آخوند روحانی نقل میکند 40درصد زنان 15 تا 24سال بیکار هستند.
خبرگزاری حکومتی مهر 7خرداد 93 ازقول مسعود نیلی مشاور اقتصادی آخوند حسن روحانی مینویسد نرخ بیکاری زنان به رقم نجومی 43درصد رسیده که نشاندهنده عمق مسأله بیکاری در بخش زنان کشور است.
بهرغم شرایط دشوار زنان کارگر، باز هم نظام فاسد آخوندی بیشترین فشار را بر زنان شاغل میآورد و هر روز شرایط کار برای آنان را سختتر میکند تا نهایتاً به کنج خانه رانده شوند، زیرا در نظامی که حاکمیت مطلقه فقیه بر آن حاکم است شایستهترین نقش برای زنان خانهداری است و خانهداری واجبترین کار و نقش برای زنان است.
بیکار کردن و به حاشیه راندن زنان و خانهنشین شدن آنها توسط نظام آخوندی در حالی است که هماکنون 60 درصد دانشجویان زن هستند و نسبت فارغالتحصیلان زن از دانشگاهها بیش از فارغالتحصیلان مرد است.
این است دست آورد مثبت نظام آخوندی برای زنان و تبعیض مثبت در حق زنان میهن!.