روزنامه کیهان: چه کسانی باید شرمنده باشند؟! (یادداشت روز)
1- برداشت اولیه آن بود که این یادداشت نوشتنی نیست و عبور از آن بایستهتر به نظر میرسید، اما رخدادهای این روزها نکته با اهمیت دیگری را به موضوع یادداشت پیش روی اضافه کرد، نکتهیی که تاب مستوری نداشت و نمیتوانست ناگفته باقی بماند و آن، «رنج مشترک» و آمیخته به «خشم» دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها نظیر مدعیان اصلاحات، اصحاب فتنه 88 و حلقه انحرافی از بصیرت و هوشیاری مردم است که نگاه به امام و مقتدای خود دارند و با چرخش یا لغزش این یا آن مسئول به لغزش و چرخش نمیآیند و راه خویش را در بستری که راهبر الهی ترسیم کرده است میپیمایند. مردمی که با مسئولان بالادستی، حتی بلندپایهترین آنها دست اخوت به شرط پیروی از رهبر الهی و مقتدای خود دادهاند و با هیچکس عهدی نبستهاند که در صورت زاویه گرفتن آنها از بستر تعریف شده انقلاب نیز، دست نخورده بماند. و این برجستهترین امتیاز حزبالله است که حق گراست و قبیله گرا نیست. همان واقعیت شیرینی که چند ماه قبل، روزنامه آمریکایی «یو. اس.ای تودی» بهنقل از مؤسسه آمریکن اینترپرایز، به تلخی از آن یاد کرده و آورده بود «بزرگترین مشکل آمریکا در ایران، حضور یک ابرحریف- SUPER OPPONENT- به نام [آیتالله] خامنهای است که نقشه راه ما را میشناسد و مردم به او اعتماد آمیخته به اعتقاد دارند».
2- این روزها، در پی فاصلهای که حلقه انحرافی و نفوذ کرده در دولت محترم با برخی از آموزههای شناخته شده خط امام و رهبری پدید آورده است، مجموعه مشترکی از دشمنان بیرونی، مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 با استناد به حمایت گسترده و فراگیر تودههای مردمی و وفادار به نظام از دکتر احمدینژاد که به انتخاب ایشان با رأی بینظیر 25میلیونی انجامید، زبان به ملامت حزبالله گشودهاند که مثلاً ، فلان فاصله دولت کنونی با فلان معیار تعریف شده و پذیرفته شده انقلابی، نتیجه و حاصل حمایت گسترده اصولگرایان- بهمعنی واقعی کلمه و نه فلان جبهه و فلان گروه- از رئیسجمهور محترم است و بهزعم خود، طعنه میزنند که حزبالله در حمایت آن روز خود به خطا رفته است! و در همان حال به کنایه و تلویح میکوشند بر وطنفروشی و خیانت آشکار خود در فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 و نقشی که بهعنوان ستون پنجم مثلث آمریکا، اسراییل و انگلیس برعهده داشتهاند، سرپوش بگذارند. آنچه این جماعت و مدیران بیرونی فتنه با عنوان خطای حزبالله از آن یاد میکنند- آنگونه که خواهد آمد- نه فقط خطا نبوده و نیست، بلکه یکی از افتخار آمیزترین ویژگی حزبالله است و بهوضوح نشان میدهد، حزبالله فقط در بستر اسلام و انقلاب و خط امام و رهبری حرکت میکند. هرجا از حق و اصول نشانهای دید به حمایت از آن برمیخیزد و چنانچه شخصیت و یا گروهی که مورد حمایتش بود، پای از بستر اصلی بیرون بگذارد و یا از برخی آموزههای انقلابی فاصله بگیرد، بدون کمترین ملاحظه و تردید، حمایت قبلی خود را پس میگیرد. به بیان دیگر، حزبالله- بخوانید تودههای عظیم و حماسه آفرین مردم- برخلاف برخی از جریانهای سیاسی و از جمله مدعیان اصلاحات، «گروه گرا» و «قبیله گرا» نیست که وابستگیها و منافع شخصی و حزبی خود را بر حرکت در بستر انقلاب و تأمین منافع مردم ترجیح بدهد. آیا، این ویژگی حزبالله، افتخار آفرین و تحسین برانگیز نیست؟ از حضرت امیر علیهالسلام است که افراد را با حق بسنجید و نه حق را با افراد. و حزبالله از مولای خود حضرت امیرالمومنین (ع) و علی زمان پیروی کرده و میکند. آنچه امروزه به «درد مشترک» دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها تبدیل شده، همین ویژگی حزبالله است که گروه گرا و قبیله گرا نیست.
3- بدون آن که قصد مقایسهای در میان باشد و تنها بهعنوان یک مثال و نمونه درس آموز تاریخی باید پرسید؛ آیا طلحه و زبیر، آن هنگام که در رکاب رسول خدا (ص) و برای مقابله با دشمنان اسلام شمشیر میزدند و از جان خود مایه میگذاشتند، قابل تقدیر نبودند؟ و آیا مولای بزرگوار ما حضرت امیرالمومنین علیهالسلام از آنان حمایت نمیکرد؟ اما وقتی همین طلحه و زبیر که آن همه مورد حمایت و تقدیر بودند پای از صراط مستقیم بیرون نهادند و پیمان شکسته و به اصحاب شام پیوستند و در آوردگاه فریب جمل به تخاصم و کینه توزی لشگر آراستند، حضرت امیر (ع) ابتدا به اندرز و نصیحت آنان پرداخت و عهدی را که بسته و شکسته بودند یادآور شد اما هنگامی که اصرار آنها به مقابله را مشاهده فرمود، با آنان به نبرد پرداخت.
اکنون باید به کسانی که داعیه اسلام و تشیع و پیروی از مولای متقیان را دارند گفت؛ کدام اقدام حضرت امیر علیهالسلام را- نستجیربالله- «خطا»! میدانید؟! حمایتش از طلحه و زبیر یا مقابله حضرت با آنان را؟!
حزبالله افتخار میکند و این افتخار را به حساب لطف خداوند تبارک و تعالی و پیروی از ولی امر خود که در طول پیروی از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام است مینویسد که از آقای هاشمی رفسنجانی در مقابل ملیگراها، سکولارها و شماری از مدعیان اصلاح طلبی دفاع جانانه کرد. و افتخار میکند در حالی که از مواضع آقای خاتمی نگرانیهای جدی داشت، از وی در مقابل هجوم افراطیونی که در پوشش اصلاح طلبی به مقابله با او آمده و امروزه آشکارا به آمریکا و اروپا و اسراییل پناه بردهاند، حمایت کرد. حزبالله افتخار میکند از آقای احمدینژاد قبل از آن که متأسفانه حلقه انحرافی به درون کابینه نفوذ کند، در مقابل اصحاب فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 دفاع کرد و با رأی بینظیر 25 میلیونی او را بهریاست دولت برگزید.
و اما، حزبالله باز هم افتخار میکند هر جا مشاهده کرده است، مواضع و عملکرد افراد و شخصیتهایی که از آنها حمایت کرده بود با خط اصیل انقلاب زاویه گرفته، به همان اندازه و متناسب با آن زاویه به انتقاد از آنان پرداخته است.
حالا باید از جریاناتی که این روزها به حزبالله طعنه میزنند پرسید؛ «قبیله گرایی» شما که ناشی از پشت پا زدن به «درک و شعور» و ترجمان دیگری از جاهلیت و ارتجاع قرونوسطایی است، شرمآور و قابل ملامت است یا «حق گرایی» و عدالت جویی حزبالله که برخاسته از درک عمیق و نگاه حقطلبانه آنهاست؟!
4- جریاناتی نظیر مدعیان اصلاحات، اصحاب فتنه و حلقه انحرافی آرزو داشتند که وقتی با بستر اصیل انقلاب -آگاهانه یا ناخودآگاه- فاصله میگیرند، حامیان قبلی خود و یا حامیان شخصیتی را که در او نفوذ کردهاند، نیز در پی خویش داشته باشند ولی این آرزو با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی مردم هرگز برآورده نشده است. بهعنوان مثال، دشمنان بیرونی در جریان فتنه 88 تمام توان خود را به کار گرفتند و علاوه بر ایجاد ائتلاف میان منافقین، بهاییها، مارکسیستها، نهضتیها، سلطنت طلبها و مدعیان اصلاحات، افرادی را که به حق یا به ناحق دارای سابقه همراهی با نظام بودند، شکار کرده و به میدان آوردند، اما، از این ترفند همهجانبه با آن حمایت مالی و سیاسی و تدارکاتی گسترده، طرفی نبستند. چرا؟! به یقین و بیش از همه و پیش از همه به این علت که نگاه مردم به رهبر و مقتدایشان بود و از اینروی با لغزش خواص آلوده و یا بعداً آلوده شده نمیلغزیدند. و این، برای مدیریت بیرونی فتنه، آنگونه که «ریچارد هاس» اعتراف میکند، فاجعهای دردناک بود.
و اما، از سوی دیگر و در داخل کشور مدعیان اصلاحات و جریانهای گره خورده با آنها در حالی با استناد به مواضع برخاسته از حلقه انحرافی و نفوذ کرده در دولت، زبان به طعنه حزبالله گشودهاند که مواضع برخاسته از تلاش حلقه انحرافی در بسیاری از موارد، دقیقاً و بیکم و کاست ادامه همان مواضع و عملکرد مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه است. و این رشته سر دراز دارد.
حسین شریعتمداری
1- برداشت اولیه آن بود که این یادداشت نوشتنی نیست و عبور از آن بایستهتر به نظر میرسید، اما رخدادهای این روزها نکته با اهمیت دیگری را به موضوع یادداشت پیش روی اضافه کرد، نکتهیی که تاب مستوری نداشت و نمیتوانست ناگفته باقی بماند و آن، «رنج مشترک» و آمیخته به «خشم» دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها نظیر مدعیان اصلاحات، اصحاب فتنه 88 و حلقه انحرافی از بصیرت و هوشیاری مردم است که نگاه به امام و مقتدای خود دارند و با چرخش یا لغزش این یا آن مسئول به لغزش و چرخش نمیآیند و راه خویش را در بستری که راهبر الهی ترسیم کرده است میپیمایند. مردمی که با مسئولان بالادستی، حتی بلندپایهترین آنها دست اخوت به شرط پیروی از رهبر الهی و مقتدای خود دادهاند و با هیچکس عهدی نبستهاند که در صورت زاویه گرفتن آنها از بستر تعریف شده انقلاب نیز، دست نخورده بماند. و این برجستهترین امتیاز حزبالله است که حق گراست و قبیله گرا نیست. همان واقعیت شیرینی که چند ماه قبل، روزنامه آمریکایی «یو. اس.ای تودی» بهنقل از مؤسسه آمریکن اینترپرایز، به تلخی از آن یاد کرده و آورده بود «بزرگترین مشکل آمریکا در ایران، حضور یک ابرحریف- SUPER OPPONENT- به نام [آیتالله] خامنهای است که نقشه راه ما را میشناسد و مردم به او اعتماد آمیخته به اعتقاد دارند».
2- این روزها، در پی فاصلهای که حلقه انحرافی و نفوذ کرده در دولت محترم با برخی از آموزههای شناخته شده خط امام و رهبری پدید آورده است، مجموعه مشترکی از دشمنان بیرونی، مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 با استناد به حمایت گسترده و فراگیر تودههای مردمی و وفادار به نظام از دکتر احمدینژاد که به انتخاب ایشان با رأی بینظیر 25میلیونی انجامید، زبان به ملامت حزبالله گشودهاند که مثلاً ، فلان فاصله دولت کنونی با فلان معیار تعریف شده و پذیرفته شده انقلابی، نتیجه و حاصل حمایت گسترده اصولگرایان- بهمعنی واقعی کلمه و نه فلان جبهه و فلان گروه- از رئیسجمهور محترم است و بهزعم خود، طعنه میزنند که حزبالله در حمایت آن روز خود به خطا رفته است! و در همان حال به کنایه و تلویح میکوشند بر وطنفروشی و خیانت آشکار خود در فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 و نقشی که بهعنوان ستون پنجم مثلث آمریکا، اسراییل و انگلیس برعهده داشتهاند، سرپوش بگذارند. آنچه این جماعت و مدیران بیرونی فتنه با عنوان خطای حزبالله از آن یاد میکنند- آنگونه که خواهد آمد- نه فقط خطا نبوده و نیست، بلکه یکی از افتخار آمیزترین ویژگی حزبالله است و بهوضوح نشان میدهد، حزبالله فقط در بستر اسلام و انقلاب و خط امام و رهبری حرکت میکند. هرجا از حق و اصول نشانهای دید به حمایت از آن برمیخیزد و چنانچه شخصیت و یا گروهی که مورد حمایتش بود، پای از بستر اصلی بیرون بگذارد و یا از برخی آموزههای انقلابی فاصله بگیرد، بدون کمترین ملاحظه و تردید، حمایت قبلی خود را پس میگیرد. به بیان دیگر، حزبالله- بخوانید تودههای عظیم و حماسه آفرین مردم- برخلاف برخی از جریانهای سیاسی و از جمله مدعیان اصلاحات، «گروه گرا» و «قبیله گرا» نیست که وابستگیها و منافع شخصی و حزبی خود را بر حرکت در بستر انقلاب و تأمین منافع مردم ترجیح بدهد. آیا، این ویژگی حزبالله، افتخار آفرین و تحسین برانگیز نیست؟ از حضرت امیر علیهالسلام است که افراد را با حق بسنجید و نه حق را با افراد. و حزبالله از مولای خود حضرت امیرالمومنین (ع) و علی زمان پیروی کرده و میکند. آنچه امروزه به «درد مشترک» دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها تبدیل شده، همین ویژگی حزبالله است که گروه گرا و قبیله گرا نیست.
3- بدون آن که قصد مقایسهای در میان باشد و تنها بهعنوان یک مثال و نمونه درس آموز تاریخی باید پرسید؛ آیا طلحه و زبیر، آن هنگام که در رکاب رسول خدا (ص) و برای مقابله با دشمنان اسلام شمشیر میزدند و از جان خود مایه میگذاشتند، قابل تقدیر نبودند؟ و آیا مولای بزرگوار ما حضرت امیرالمومنین علیهالسلام از آنان حمایت نمیکرد؟ اما وقتی همین طلحه و زبیر که آن همه مورد حمایت و تقدیر بودند پای از صراط مستقیم بیرون نهادند و پیمان شکسته و به اصحاب شام پیوستند و در آوردگاه فریب جمل به تخاصم و کینه توزی لشگر آراستند، حضرت امیر (ع) ابتدا به اندرز و نصیحت آنان پرداخت و عهدی را که بسته و شکسته بودند یادآور شد اما هنگامی که اصرار آنها به مقابله را مشاهده فرمود، با آنان به نبرد پرداخت.
اکنون باید به کسانی که داعیه اسلام و تشیع و پیروی از مولای متقیان را دارند گفت؛ کدام اقدام حضرت امیر علیهالسلام را- نستجیربالله- «خطا»! میدانید؟! حمایتش از طلحه و زبیر یا مقابله حضرت با آنان را؟!
حزبالله افتخار میکند و این افتخار را به حساب لطف خداوند تبارک و تعالی و پیروی از ولی امر خود که در طول پیروی از رسول خدا (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام است مینویسد که از آقای هاشمی رفسنجانی در مقابل ملیگراها، سکولارها و شماری از مدعیان اصلاح طلبی دفاع جانانه کرد. و افتخار میکند در حالی که از مواضع آقای خاتمی نگرانیهای جدی داشت، از وی در مقابل هجوم افراطیونی که در پوشش اصلاح طلبی به مقابله با او آمده و امروزه آشکارا به آمریکا و اروپا و اسراییل پناه بردهاند، حمایت کرد. حزبالله افتخار میکند از آقای احمدینژاد قبل از آن که متأسفانه حلقه انحرافی به درون کابینه نفوذ کند، در مقابل اصحاب فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 دفاع کرد و با رأی بینظیر 25 میلیونی او را بهریاست دولت برگزید.
و اما، حزبالله باز هم افتخار میکند هر جا مشاهده کرده است، مواضع و عملکرد افراد و شخصیتهایی که از آنها حمایت کرده بود با خط اصیل انقلاب زاویه گرفته، به همان اندازه و متناسب با آن زاویه به انتقاد از آنان پرداخته است.
حالا باید از جریاناتی که این روزها به حزبالله طعنه میزنند پرسید؛ «قبیله گرایی» شما که ناشی از پشت پا زدن به «درک و شعور» و ترجمان دیگری از جاهلیت و ارتجاع قرونوسطایی است، شرمآور و قابل ملامت است یا «حق گرایی» و عدالت جویی حزبالله که برخاسته از درک عمیق و نگاه حقطلبانه آنهاست؟!
4- جریاناتی نظیر مدعیان اصلاحات، اصحاب فتنه و حلقه انحرافی آرزو داشتند که وقتی با بستر اصیل انقلاب -آگاهانه یا ناخودآگاه- فاصله میگیرند، حامیان قبلی خود و یا حامیان شخصیتی را که در او نفوذ کردهاند، نیز در پی خویش داشته باشند ولی این آرزو با هوشیاری و بصیرت مثال زدنی مردم هرگز برآورده نشده است. بهعنوان مثال، دشمنان بیرونی در جریان فتنه 88 تمام توان خود را به کار گرفتند و علاوه بر ایجاد ائتلاف میان منافقین، بهاییها، مارکسیستها، نهضتیها، سلطنت طلبها و مدعیان اصلاحات، افرادی را که به حق یا به ناحق دارای سابقه همراهی با نظام بودند، شکار کرده و به میدان آوردند، اما، از این ترفند همهجانبه با آن حمایت مالی و سیاسی و تدارکاتی گسترده، طرفی نبستند. چرا؟! به یقین و بیش از همه و پیش از همه به این علت که نگاه مردم به رهبر و مقتدایشان بود و از اینروی با لغزش خواص آلوده و یا بعداً آلوده شده نمیلغزیدند. و این، برای مدیریت بیرونی فتنه، آنگونه که «ریچارد هاس» اعتراف میکند، فاجعهای دردناک بود.
و اما، از سوی دیگر و در داخل کشور مدعیان اصلاحات و جریانهای گره خورده با آنها در حالی با استناد به مواضع برخاسته از حلقه انحرافی و نفوذ کرده در دولت، زبان به طعنه حزبالله گشودهاند که مواضع برخاسته از تلاش حلقه انحرافی در بسیاری از موارد، دقیقاً و بیکم و کاست ادامه همان مواضع و عملکرد مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه است. و این رشته سر دراز دارد.
حسین شریعتمداری