3ماه مانده به نمایش انتخابات، جنگ قدرت برای تصاحب کرسی ریاستجمهوری رژیم به کجا رسیده است؟
در جدیدترین موضعگیری باند خامنهای، ارگان باند مؤتلفه (رسالت) روز 26بهمن با اشاره به حسن روحانی و باند او «اصل حضور این”گروه عقلا ”در قدرت“ را «از هر قدرت تهدید کننده بیرونی برای کشور خطرناکتر» توصیف کرد و افزود اگر این جماعت 4سال دیگر بمانند «معلوم نیست کشور برای تسلیم شدن، به یک تهاجم بیرونی نیاز داشته باشد».
دو روز قبل از آن آخوند روحانی در یک نمایش حکومتی موسوم به «جشنواره بینالمللی فارابی» گفته بود: «مگر میشود پای صندوق انتخابات رفت بدون مراعات قاعدههای بازی؟». روحانی ضمن هشدار به خامنهای تأکید کرده بود: «اگر این قاعده رعایت نشود، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد». این همان هشداری است که قبلاً رفسنجانی داده بود و مضمونش این بود که اگر با تقلب جلو باند ما را بگیرید ممکن است با چیزی بدتر از قیام 88 مواجه شویم. این حرف این روزها به اشکال مختلف توسط باند رفسنجانی- روحانی تکرار شده است: یک روزنامه باند رفسنجانی روحانی با عنوان «شنیدن صدای مردم یک ضرورت خطیر» در حالی که ابقای این باند را «ضرورت توسعه اقتصادی» و «خواست مردم» توصیف کرده، هشدار میدهد که تأمین نشدن این خواست «بیتردید بیاعتمادی در جامعه را در پی دارد». (1)
یک روزنامه دیگر این باند هشدار میدهد «تخریبها علیه شخص (روحانی) مردم را عصبانی کرده است». (2) این هشدارها از موضع بالا و تهاجمی است، میگویند اگر «قاعدههای بازی» رعایت نشود باعث شکلگیری دوقطبی مردم و نظام در جامعه میشود.
تا حدود 3هفته پیش شاهد بودیم که دلواپسان با تمام قوا درصدد فراهم کردن مقدمات حذف روحانی بودند. خیز آنها برای حذف حسن روحانی از صحنه نمایش انتخابات در هر سرفصل از تخاصمات باندی طی سال گذشته اتفاق افتاده است. در 8مرداد 95 کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفت: «تخلف در فیشهای حقوقی میتواند عامل احراز نشدن صلاحیتها باشد». (3) سپس در 16دی 95 کدخدایی باز به صحنه آمد تا بگوید «هیچ تضمینی برای تأیید صلاحیت دور دوم رئیسجمهور مستقر نیست» و اینکه «شورای نگهبان» در دور دوم مجدداً «صلاحیت رئیسجمهور مستقر» را بررسی میکند. (4)
به نظر میرسید این خیز، بهخصوص طی هفتههای اخیر، یک طرح مشترک میان سه نهاد وابسته به خامنهای یعنی قوه قضاییه، سپاه پاسداران و شورای نگهبان بود. قضاییه حکمهایی صادر میکرد، اطلاعات سپاه سوژههای مورد نظر را دستگیر میکرد، آخوند اژهای سخنگوی قضاییه، اعلام میکرد شواهد در مورد نقش حسین فریدون برادر آخوند روحانی در دزدیهای نجومی صورت گرفته آشکار است. (5)
مهرههای خامنهای در مجلس ارتجاع نیز با «تذکر کتبی» به روحانی «خواستار رسیدگی به پرونده برادر» ش میشدند. (6) مهرههای باند خامنهای در مجلس آخوندی و در رسانهها سر وصدای زیادی راه انداخته بودند که روحانی باید خودش برادرش را به قضاییه تحویل دهد و از او ابراز برائت کند والا معلوم است که خودش هم در فساد برادرش نقش دارد. این همه در حالی بود که خود خامنهای در این مورد کاملاً سکوت کرده بود. اما از 3هفته پیش این روند متوقف شده است، حتی ارگان باند مؤتلفه با آن که در اثبات «کابینه آشفته» و «بی تدبیر» روحانی و «ناتوانی» شخص وی چیزی کم نگذاشته، حرفی از «حذف» او به میان نیاورده است. (7)
به نظر میرسد، قصد باند خامنهای این است که اگر نتوانند روحانی را حذف کنند، دستکم او را تا حد ممکن تضعیف کنند تا در دور بعدی رام باشد و چموشی نکند. این در حالی است که باند خامنهای موسوم به اصولگرا هنوز نتوانستهاند کاندیدا اعلام کنند. به جز دارو دسته مؤتلفه که یک مهرهٴ تاریخ گذشته به نام میرسلیم را معرفی کردهاند، باند خامنهای تاکنون نتوانستهاند بر سر کاندیدای مشخصی توافق کنند، بنابراین تلاش میکنند ضعف و از همپاشیدگی درونی خود را با حملات بیشتر به روحانی جبران کنند.
در روزهای اخیر رسانههای همسو با روحانی نوشتند «برخی پیگیر رد صلاحیت رئیسجمهور بودند، که با هدایت مقامات عالیرتبه مشکل مرتفع شد» (7) معلوم میشود خامنهای شرایط را سنجیده و دریافته است حذف روحانی و شکافی که بر اثر آن در رأس رژیم ایجاد میشود، چه بسا قیامی قدرتمندتر از قیام88 را جرقه بزند. چرا که مهار اوضاع قبل از اینکه در دست خامنهای باشد، معلول شرایطی است که وی نقشی در سمت دهی آن ندارد. تحولات در حال حاضر تحت تأثیر چند عامل اساسی است: بحران درونی رژیم، وضعیت انفجاری جامعه، شرایط بینالمللی و منطقهیی و… عامل مقاومت سازمانیافته مردم ایران که در اوج مشروعیت و آمادگی میتواند تحولات را سمت دهد.
در این وضعیت که بهنوشته کیهان خامنهای «سرعت تحولات خیلی بیش از آنچه پیشبینی میشد بوده است» پیامدهای ناشی از پایان «دوران طلایی اوباما»، نیز در چشمانداز قرار گرفته است. این شرایط دلیل تهاجم روحانی به خامنهای و هشدار به وی برای «رعایت قاعدههای بازی» است که در ذات خود یک اقدام تدافعی برای حفظ نظام است. وحشت از شرایط موجود را در اظهارات مهرههای نظام و مطالب رسانههای حکومتی بهوضوح میتوان دید. در همین رابطه آخوند امامی کاشانی گماشته خامنهای در نمایش جمعهٴ تهران در روز (22بهمن) به جای هر گونه شعار در مورد دستاوردهای نظام، با وحشت بسیار هشدار داد: «نگاه کنید به دنیا ببینید چه آشی برای ما پختهاند».
پانویس: ـــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ روزنامه حکومتی آرمان- 24بهمن
2 ـ روزنامه حکومتی اعتماد- 24بهمن
3 ـ سایت حکومتی باشگاه خبرنگاران جوان
4 ـ کدخدایی در مصاحبه با سایت حکومتی مشرق
5 ـ سایت عصر ایران- 3بهمن 95
6 ـ خبرگزاری سپاه پاسداران-فارس- 15دی95
7 ـ رسالت ـ 26بهمن 95
8 ـ روزنامه حکومتی آفتاب یزد- 18بهمن.
در جدیدترین موضعگیری باند خامنهای، ارگان باند مؤتلفه (رسالت) روز 26بهمن با اشاره به حسن روحانی و باند او «اصل حضور این”گروه عقلا ”در قدرت“ را «از هر قدرت تهدید کننده بیرونی برای کشور خطرناکتر» توصیف کرد و افزود اگر این جماعت 4سال دیگر بمانند «معلوم نیست کشور برای تسلیم شدن، به یک تهاجم بیرونی نیاز داشته باشد».
دو روز قبل از آن آخوند روحانی در یک نمایش حکومتی موسوم به «جشنواره بینالمللی فارابی» گفته بود: «مگر میشود پای صندوق انتخابات رفت بدون مراعات قاعدههای بازی؟». روحانی ضمن هشدار به خامنهای تأکید کرده بود: «اگر این قاعده رعایت نشود، سنگ روی سنگ بند نخواهد شد». این همان هشداری است که قبلاً رفسنجانی داده بود و مضمونش این بود که اگر با تقلب جلو باند ما را بگیرید ممکن است با چیزی بدتر از قیام 88 مواجه شویم. این حرف این روزها به اشکال مختلف توسط باند رفسنجانی- روحانی تکرار شده است: یک روزنامه باند رفسنجانی روحانی با عنوان «شنیدن صدای مردم یک ضرورت خطیر» در حالی که ابقای این باند را «ضرورت توسعه اقتصادی» و «خواست مردم» توصیف کرده، هشدار میدهد که تأمین نشدن این خواست «بیتردید بیاعتمادی در جامعه را در پی دارد». (1)
یک روزنامه دیگر این باند هشدار میدهد «تخریبها علیه شخص (روحانی) مردم را عصبانی کرده است». (2) این هشدارها از موضع بالا و تهاجمی است، میگویند اگر «قاعدههای بازی» رعایت نشود باعث شکلگیری دوقطبی مردم و نظام در جامعه میشود.
تا حدود 3هفته پیش شاهد بودیم که دلواپسان با تمام قوا درصدد فراهم کردن مقدمات حذف روحانی بودند. خیز آنها برای حذف حسن روحانی از صحنه نمایش انتخابات در هر سرفصل از تخاصمات باندی طی سال گذشته اتفاق افتاده است. در 8مرداد 95 کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفت: «تخلف در فیشهای حقوقی میتواند عامل احراز نشدن صلاحیتها باشد». (3) سپس در 16دی 95 کدخدایی باز به صحنه آمد تا بگوید «هیچ تضمینی برای تأیید صلاحیت دور دوم رئیسجمهور مستقر نیست» و اینکه «شورای نگهبان» در دور دوم مجدداً «صلاحیت رئیسجمهور مستقر» را بررسی میکند. (4)
به نظر میرسید این خیز، بهخصوص طی هفتههای اخیر، یک طرح مشترک میان سه نهاد وابسته به خامنهای یعنی قوه قضاییه، سپاه پاسداران و شورای نگهبان بود. قضاییه حکمهایی صادر میکرد، اطلاعات سپاه سوژههای مورد نظر را دستگیر میکرد، آخوند اژهای سخنگوی قضاییه، اعلام میکرد شواهد در مورد نقش حسین فریدون برادر آخوند روحانی در دزدیهای نجومی صورت گرفته آشکار است. (5)
مهرههای خامنهای در مجلس ارتجاع نیز با «تذکر کتبی» به روحانی «خواستار رسیدگی به پرونده برادر» ش میشدند. (6) مهرههای باند خامنهای در مجلس آخوندی و در رسانهها سر وصدای زیادی راه انداخته بودند که روحانی باید خودش برادرش را به قضاییه تحویل دهد و از او ابراز برائت کند والا معلوم است که خودش هم در فساد برادرش نقش دارد. این همه در حالی بود که خود خامنهای در این مورد کاملاً سکوت کرده بود. اما از 3هفته پیش این روند متوقف شده است، حتی ارگان باند مؤتلفه با آن که در اثبات «کابینه آشفته» و «بی تدبیر» روحانی و «ناتوانی» شخص وی چیزی کم نگذاشته، حرفی از «حذف» او به میان نیاورده است. (7)
به نظر میرسد، قصد باند خامنهای این است که اگر نتوانند روحانی را حذف کنند، دستکم او را تا حد ممکن تضعیف کنند تا در دور بعدی رام باشد و چموشی نکند. این در حالی است که باند خامنهای موسوم به اصولگرا هنوز نتوانستهاند کاندیدا اعلام کنند. به جز دارو دسته مؤتلفه که یک مهرهٴ تاریخ گذشته به نام میرسلیم را معرفی کردهاند، باند خامنهای تاکنون نتوانستهاند بر سر کاندیدای مشخصی توافق کنند، بنابراین تلاش میکنند ضعف و از همپاشیدگی درونی خود را با حملات بیشتر به روحانی جبران کنند.
در روزهای اخیر رسانههای همسو با روحانی نوشتند «برخی پیگیر رد صلاحیت رئیسجمهور بودند، که با هدایت مقامات عالیرتبه مشکل مرتفع شد» (7) معلوم میشود خامنهای شرایط را سنجیده و دریافته است حذف روحانی و شکافی که بر اثر آن در رأس رژیم ایجاد میشود، چه بسا قیامی قدرتمندتر از قیام88 را جرقه بزند. چرا که مهار اوضاع قبل از اینکه در دست خامنهای باشد، معلول شرایطی است که وی نقشی در سمت دهی آن ندارد. تحولات در حال حاضر تحت تأثیر چند عامل اساسی است: بحران درونی رژیم، وضعیت انفجاری جامعه، شرایط بینالمللی و منطقهیی و… عامل مقاومت سازمانیافته مردم ایران که در اوج مشروعیت و آمادگی میتواند تحولات را سمت دهد.
در این وضعیت که بهنوشته کیهان خامنهای «سرعت تحولات خیلی بیش از آنچه پیشبینی میشد بوده است» پیامدهای ناشی از پایان «دوران طلایی اوباما»، نیز در چشمانداز قرار گرفته است. این شرایط دلیل تهاجم روحانی به خامنهای و هشدار به وی برای «رعایت قاعدههای بازی» است که در ذات خود یک اقدام تدافعی برای حفظ نظام است. وحشت از شرایط موجود را در اظهارات مهرههای نظام و مطالب رسانههای حکومتی بهوضوح میتوان دید. در همین رابطه آخوند امامی کاشانی گماشته خامنهای در نمایش جمعهٴ تهران در روز (22بهمن) به جای هر گونه شعار در مورد دستاوردهای نظام، با وحشت بسیار هشدار داد: «نگاه کنید به دنیا ببینید چه آشی برای ما پختهاند».
پانویس: ـــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ روزنامه حکومتی آرمان- 24بهمن
2 ـ روزنامه حکومتی اعتماد- 24بهمن
3 ـ سایت حکومتی باشگاه خبرنگاران جوان
4 ـ کدخدایی در مصاحبه با سایت حکومتی مشرق
5 ـ سایت عصر ایران- 3بهمن 95
6 ـ خبرگزاری سپاه پاسداران-فارس- 15دی95
7 ـ رسالت ـ 26بهمن 95
8 ـ روزنامه حکومتی آفتاب یزد- 18بهمن.