سالهاست کارشناسان و قلم به مزدان رژیم، تلاش میکنند علت افزایش سرسامآور طلاق و متلاشی شدن خانوادهها را ناشی از عواملی همچون ناهمخوانی اخلاقی و فرهنگی، اختلاف سطح طبقاتی یا تحصیلات خانوادهها و یا رویاهای غیرواقعی افراد در مورد ازدواج جلوه دهند.
با این ترفند بر روی علت اصلی که همان فقر است و ناشی از سیاستها و عملکردهای اقتصادی رژیم، مانند چپاول داراییهای مردم ایران یا صرف آن در جهت سرکوب، ساختن بمب اتمی و صدور تروریسم و ارتجاع به سایر کشورهاست، سرپوش می گذارند.
اما آمارها خود سخن میگویند و نشان میدهند که منحنی صعودی تعداد طلاقها دقیقاً تابعی از وضعیت اقتصادی است
بهطور خاص از سال 90 که دایرهٴ تحریمها، درآمدهای بادآورده نفت را کاهش داد و دست رژیم بیشتر در جیب مردم فرو رفت، ارتباط مستقیم نرخ طلاق با نرخ تورم و بیکاری خود را به رخ کشید.
این روزها روزنامه حکومتی در دعوای باندی به گوشههایی از این حقیقت اعتراف کردهاند:
جهان صنعت 8مهر 1392: ایران در طلاق چهارم شد
فرهیختگان 18مهر 92: سرعت طلاق در کشور از ازدواج پیشی گرفت
روزنامه اعتماد: 22مهر 92: «بر اساس آمارهای جمعآوری شده در هر ماه 12هزار و 527 طلاق، در هر شبانه روز 411 طلاق و در هر ساعت نیز 17 طلاق به ثبت رسیده است و این در حالی است که بر اساس اعلام رسمی، نرخ تورم امسال بیش از 40درصد است ولی همچنان مسئولان مشکلات اقتصادی را مهم تلقی نمیکنند. این در حالی است که آمارها نشان میدهد نرخ تورم در ماندگاری [ناپایداری] ازدواج و افزایش طلاق تاثیر مستقیم دارد. با این وجود آمارها نشان میدهد هر چه میزان تورم بیشتر شده، میزان ماندگاری ازدواجها کمتر شده است. تورم در سال 91 نسبت به سال گذشتهاش 10درصد افزایش داشته و میزان ماندگاری ازدواجها به همین میزان کمتر شده است.
... در سال 91 از هر 100 ازدواج ۱۸.۱ آن به طلاق منجر شده و این در حالی است که این آمار در سالهای گذشته ۱۲.۵ بوده است، بیشترین مقدار این شاخص به ترتیب در استانهای تهران و البرز با رقم 35 و ۲۸.۶ طلاق در مقابل هر 100 ازدواج و کمترین مقدار آن به ترتیب در استانها سیستان و بلوچستان و ایلام با رقم ۴.۹ و ۹.۲ طلاق در مقابل هر 100 ازدواج است...
نیمی از طلاقهای ثبت شده مربوط به کمتر از 5سال زندگی مشترک بوده است... ، امروز خط فقر نزدیک به دو تا سه میلیون تومان است اما کارمندان ما چه اندازه حقوق میگیرند؟ جوانان ما چه اندازه حقوق میگیرند؟»
مصطفی اقلیما رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی رژیم نیز اذعان کرده بود: «فقط مشکلات اقتصادی مانع ازدواج و از آن سمت باعث طلاق میشود. افزایش آمار طلاق یا کم شدن آمار ازدواج زیاد ربطی به میزان تحصیلات ندارد».
آری، فقر فزاینده و فساد گسترده نظام ولایتفقیه، علت اول وآخر تمامی آسیبهای اجتماعی است.