728 x 90

حمايت جهاني از مقاومت ایران,

این همه سوز و گداز برای چیست؟

-

حمایت های بین المللی از مقاومت ایران
حمایت های بین المللی از مقاومت ایران
مدتی است که به بهانه سالگرد سی خرداد رسانه‌های حکومتی از آه و ناله نسبت به جایگاه مجاهدین و مقاومت ایران پرشده است. روز 5 تیرماه خود خامنه‌ای به صحنه آمد و از دست مجاهدین سوز و گداز کرد.

در همین رابطه نوه خمینی ملعون، علی خمینی هم اظهار لحیه کرده و گفته است: امروز عده‌یی دلسوز شده‌اند که چرا با گروهک‌های ضدانقلاب نظیر مجاهدین مقابله کردند؟ می‌گویند چرا با تعدادی- که هرسال هم عدد آنها را افزایش می‌دهند- مقابله کرده‌اید؟ باید گفت برخورد با این افراد کاملاً درست بوده. البته نه من و نه هیچ‌کس دیگر مدعی این نیستیم که نیروهای انقلابی صددرصد درست عمل کرده‌اند و هیچ مورد ظلمی وجود ندارد. اما این‌که در اصل مقابله با اینها شبهه کنیم و پشیمان باشیم، به‌هیچ‌عنوان کوتاه نخواهیم آمد. (روزنامه حکومتی شرق- 6تیر)

خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم هم در 6 تیر 95 با سوز و گداز نسبت به اعتبار و جایگاه مقاومت و مجاهدین نوشته است که از جدیدترین حمایتهای غرب از مجاهدین در طول روزهای پایانی سال گذشته صورت گرفت که طی آن کنگره آمریکا قطعنامه‌یی را به‌منظور تأمین مالی این گروه و الزام دولت آمریکا نسبت به ضمانت آن تنظیم نمود. همین طور برخی کشورهای اروپایی به همراه اتحادیه اروپا به مراکزی برای حضور و بقای اعضای این گروه تبدیل شده‌اند به‌طوری که در سفر سال گذشته حسن روحانی به دو کشور ایتالیا و فرانسه، نشانه‌های متعددی از این حمایتها به‌صورت رسانه‌یی منتشر شد.

حضور رسمی مریم رجوی در سال 2008 در رم و نیز فعالیت گسترده اعضای این سازمان در فرانسه نمونه‌هایی از حمایت این دولتهای اروپایی از تروریسم است. «در سال 2012 میلادی وزارت‌خارجه آمریکا اعلام کرد اعضای سازمان مجاهدین خلق بین 5 تا 10هزار نفر هستند که اغلب آنها در پایتختهای اروپایی ساکن شده‌اند. با این حال لابی این سازمان در ایالات متحده نیز بیکار نیست و به جذب کمک‌ های مالی و حقوقی از سیاستمداران در هر دو حزب حاکم می‌پردازد. همین لابی بود که در سپتامبر 2012 میلادی موفق شد هیلاری کلینتون وزیر وقت امور خارجه را به تصمیم حذف نام سازمان از لیست گروه‌ های ترورریستی (FTO) برساند و اجازه دهد مراودات مالی این سازمان با نهادهای دولتی در ایالات متحده از سر گرفته شود.

حتی در آوریل 2013 میلادی، شورای اصطلاحا ملی مقاومت مردم ایران دفتر خود را به‌صورت رسمی در واشینگتن دی.سی افتتاح کرد». جریان حمایت دولتهای اروپایی از مجاهدین به سال 95 هم رسید و موجب لغو سفر روحانی به اتریش شد. به‌رغم حاشیه‌هایی که نسبت به لغو شدن این سفر صورت گرفت علت اصلی این تصمیم دولت ایران این طور اعلام شد که: هم زمان با سفر رئیس‌ جمهور به اتریش گروه مجاهدین در این کشور خواستار برگزاری یک تجمع اعتراضی شده بودند. دولت اتریش نیز به آنها این مجوز را داده بود.

سوالی که این بین مطرح می‌شود این است که چرا رژیم و سردمدارنش در روزهای اخیر به حملات خودشان تا این حد افزوده‌اند؟

در پاسخ باید گفت که اولاً که حمله و تبلیغات علیه مجاهدین روز و تاریخ نمی‌شناسد. باید پرسید چه زمانی بوده که رژیم از شیطان‌سازی و تبلیغ علیه مجاهدین خودداری کرده باشد و در طول زمان هم مرتباً به این تلاشها اضافه کرده است. البته الآن به بهانهٴ سالگرد 30 خرداد یک سری برنامه‌های ویژه‌تر در این زمینه تدارک دیده و تشدید کرده است.

لذا مسأله فقط مناسبت30 خرداد نیست بلکه این‌گونه حملات رذیلانه و شیطان‌سازی از زمان خود خمینی شروع شد و در این 37سال بی‌وقفه ادامه و البته مرتباً افزایش داشته است. اما این‌که چرا در ماههای اخیر شتاب تصاعدی پیدا کرده؟ جوابش در وضعیت رژیم در ماههای اخیر است که پس از خوردن زهر و اجرای برجام، در آن چه که به آن باتلاق برجام می‌گویند بدجوری گیرافتاده و دارد دست و پا می‌زند. در این شرایط به دو دلیل مشخص مجبور است که بر حملات خودش به مجاهدین و مقاومت ایران شتاب دیوانه‌وار بدهد. اول این‌که وجود مجاهدین و تنها وجود مجاهدین و مقاومت ایران آن هم در این ابعاد گسترده و قدرتمند و در قلهٴ حمایتهای گسترده به تمامی بحرانهای درونی رژیم سمت و سوی سرنگونی می‌دهد. به راستی اگر مجاهدین با همهٴ فعالیتها و افشاگری‌هایشان نبودند الآن رژیم به نقطهٴ زهر خوری نمی‌رسید. الآن هم که زهر را خورده مجاهدین هستند که دنیا را دارند قانع می‌کنند که شر این رژیم تنها با سرنگونی آن است که از سر جهان کم می‌شود. در حال حاضر بسیاری از شخصیتهای سیاسی، اکثریت بسیاری ازپارلمانها و یک جبهه بزرگ در خود آمریکا از جمله درکنگرهٴ آمریکا معتقد به سرنگونی رژیم شده‌اند. علت دوم که هم مربوط به علت اول است و هم مهمتر این‌که در ایران، سراسر ایران و به‌ویژه در دانشگاهها حمایت از مجاهدین به شکل پرشتابی گسترش پیدا کرده است. این هم برای رژیم خیلی وحشتناک است. به همین دلیل است که می‌بینیم خود خامنه‌ای بعد از این‌که روز 29خرداد در مورد دانشگاه به صحنه آمد و سوز و گداز کرد که در دانشگاه مخالفان نظام دارند گسترش پیدا می‌کنند و باید جلوش گرفته شود، باز به فاصله چند روز به صحنه میاد و از دست مجاهدین و جایگاه بین‌المللی اونها آه و ناله می‌کند.

طبعا این کار برای رژیم به خیال خودش منافعی دارد که اذهان ساده و یا کسانی را که بی‌اطلاع هستند مسموم کند، اما این کار برایش ضررهایی هم دارد. یعنی تیغ دو لبه است چون به هرحال خودش تبلیغ مجاهدین است، و این تناقضی است که رژیم با آن دست به گریبان است اما در نهایت چاره‌یی ندارد. و مجبور است. اگر حملات را به شکل سیستماتیک گسترش ندهد و هزینهٴ آن را هم که به جیب مجاهدین ریختن و آدرس آلترناتیو را دادن است نپردازد، باید شاهد هرچه سرعت گرفتنش در سراشیبی سرنگونی باشد. پس به این هزینه با تلخی و فشار تن می‌دهد.

همین که در طول زمان رژیم مجبور است مرتباً و به شکل سیستماتیک حملات را تشدید کند، اگر دستش رسید حملات فیزیکی مثل موشک‌باران 5 آبان 94 و اگر نرسید و یا با مشکل مواجه بود تبلیغات علیه مجاهدین را گسترش می‌دهد، همین نشان می‌دهد که تلاشهای مذبوحانهٴ گذشته مسأله‌اش را حل نکرده و آن‌قدر به هدف نزدیکش نکرده که نیازمند به این همه پرداخت هزینه در این زمینه نباشد.

واقعیت این است که حضور پرتوان مجاهدین بر قله‌های پیروزی به‌ویژه در آستانهٴ برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت که برای رژیم زهر خوردهٴ و گیرکرده در باتلاق برجام حکم ناقوس مرگ را دارد و همین دلیل است که این طور سرش را به در و دیوار می‌زند.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/66edb0f1-9a39-420c-b2e6-b38bdb6f3f6b"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات