در رسانههای خارجی سه موضوع فراگیرتر از بقیه مسائل در مورد ایران و مقاومت ایران به چشم میخورد. موضوع اول درباره تداوم توطئهها علیه مجاهدان اشرف و تهدیدهای علنی حمله و به آتش و خون کشیدن است و ادامه انعکاسهای گسترده نامه رئیسجمهور برگزیده مقاومت به دبیرکل مللمتحد و سایر بازتابهای این موضوع است:
علاوه بر رسانههای فرامنطقهای و خارجی، رسانهها و پایگاه خبری کشورهای اردن، عربستان، مصر، فلسطین، عراق، کویت، یمن و امارات متحده عربی با انعکاس نامه رئیسجمهور برگزیده مقاومت به دبیرکل مللمتحد که در آن نسبت به تشبثات عناصر رژیم تحت عنوان خانوادهها هشدار داده شده و همچنین نامه دبیرکل که در آن بر حقوق مجاهدان اشرف طبق قانونهای انساندوستانه بینالمللی و کنوانسیون 4 ژنو تأکید شده است توجه گستردهای شده است در مهمترین تحول اغلب این رسانهها موضعگیری وزیر دادگستری و رئیس سابق کانون وکلای فلسطین فریح ابومدین را انعکاس دادند که از جمله گفته است: مجاهدین میهمانان مردم عراق هستند و بر اساس معیارهای حقوقبشری و قوانین بینالمللی و حق پناهندگی و حفاظت از پناهندگان از مصونیت برخوردار هستند آنچه که در حق آنها انجام شده است نقض این قوانین است و این رژیم ایران است که پشت این موضوع قرار داد. بنحوی که همه مخالفینش در داخل و خارج را هدف قرار میدهد مزدوران اشغالگر که امروز بر عراق حاکم هستند مزدوران رژیم آخوندی هم هستند و به دستورات آنها گردن میگذارند وی در پاسخ به سؤالی درباره نقض حقوقبشر در ایران تحت حاکمیت آخوندها گفت: اقدامات رژیم ایران اعم از قتل مخالفین و اعدامهای مستمر در داخل کشور و حمله به مخالفین در خارج و مشخصا ساکنان اشرف بیانگر اوج دیکتاتوری این رژیم است.
دومین صورت مسأله رسانهها که در اثر قیام مردم ایران بهصورت جدیتری مورد توجه قرار گرفته مسأله تغییر رژیم هست. نکات کلیدی که در اغلب مقالهها به چشم میخورد از این دست هستند که هافینگتون پست نوشته است: «نشانههای واضحی وجود دارند. جمعیت در خیابانهای ایران خواهان تغییرات بنیادی اند. شعارهای کلیدی، مرگ بر اصل ولایتفقیه و مرگ بر خامنهیی میباشند که به آخوند درجه یک رژیم اشاره دارند. … جنبش تغییر رژیم که در کشور بوجود آمده، دارای پایه وسیع است و در نظر دارد تا آرمانهای انکار شده انقلاب ربوده شده 1979 یعنی دمکراسی و حاکمیت مردمی را تکمیل کند».
هافینگتون پست در مقالهاش از جمله نوشته است:
«هم اپوزیسیون و هم رژیم در مسیر غیرقابل بازگشتی میباشند که تصادمشان فقط میتواند منجر به سقوط طرف دوم گردد. در هنگامیکه اپوزیسیون عمیق و گسترده میشود، شکاف سیاسی در راس نیز افزایش مییابد، که یک به یک جنبش را جسورتر میسازند، اینک یک نیروی محرکه انقلابی بهکار افتاده است. هیچ راه بازگشتی وجود ندارد… .
مقامات ارشد رژیم درخواست اعدام سریع بازداشت شدگان را کردهاند.
با این وجود، یک معترض. نمایش قدرت اخیر رژیم را بهعنوان ”آخرین نفسهای یک رژیم روبه زوال“ توصیف کرد… .
امروز بسیاری از ناظرین ایران حتی کسانیکه سالیان وضعیت ثبات در ایران را ستایش کردهاند، اذعان میکنند که قیامها به سمت تغییر رژیم حرکت میکنند. ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی که اخیرا این تصور را به کناری گذاشته است در یک مقاله در مجله نیوزویک نوشته است که، ”من نظرم را عوض کردهام“ او میگوید فرصت برای تغییر رژیم نبایستی از دست برود.
جی اسکات کارپنتر یک مقام سابق در وزارتخارجه در یک جلسه استماع در مجلس نمایندگان گفت، ”یک تغییر در رژیم بهترین حفاظت را در برابر یک ایران اتمی تامین میکند… سیاست تعامل اکنون یک سیاست شکست خورده است“ . …
اما کماکان ، بنظرمی رسد که کاخ سفید در پشت پیچ مانده است و بهطور واقعی ابعاد تاریخ ساز واقعیات بر روی زمین را درک نمیکند… . در ورای لفاظیها، یک سیاست جدید آمریکا بایستی شامل اقدامات موثر، عملی و غیرنظامی باشد که سپاه پاسداران انقلاب را هدف قرار دهد. سپاه پاسداران روح و قلب ماشین سرکوب داخلی رژیم، تروریزم بینالمللی و برنامه تسلیحات اتمی رژیم است. سپاه پاسداران همدست ایدئولوژیکی و بازوی نظامی علی خامنهای است…
در میان منسوخترین و بیملاحظهترین مثالهای استراتژیکی، در لیست سیاه قرار دادن سازمان مجاهدین خلق ایران بزرگترین سازمان اپوزیسیون و همچنین گروهی که برنامه مخفی اتمی ایران را برای اولین بار افشا کرد، میباشد»
موضوع دیگر بحران اتمی رژیم و ضرورت تحریمهای سختتر همراه با سیاستهای قاطعتر هست. این موضوع بعد از گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیشتر مورد توجه قرار گرفته. بسیاری از رسانهها نوشتهاند با رفتن البرادعی تازه واقعیتها دارد معلوم میشود. از جمله دیلی تلگراف نوشت: «آیا تاکنون کسی متوجه شده که حالا که محمد البرادعی دیگر ریاست دیدبان اتمی ملل متحد را ندارد؛ ما یکباره، ارزیابی واقعیتری از رژیم ایران که چه هدفی را از برنامه اتمی دنبال میکنند را مشاهده میکنیم؟»
ناظران میگویند گزارش اخیر آژانس قبل از هر چیز سیاست تعامل و انتظار بیهوده گفتگو با رژیم را زیر علامت سؤال برده است. در این مورد طیف گستردهای از ناظران تا مقامات فعلی یا گذشته نظر دادهاند. از جمله خبرگزاری فرانسه اظهارات ژنرال پترائوس را انعکاس داده که گفته: ایالات متحده آمریکا تهدیدها علیه رژیم ایران را در تلاش برای متوقف کردن برنامه هستهییاش افزایش داده و موضوع را ”روی ریل افزایش فشار“ قرار داده است. به نظر من هیچکس در پایان این دوره نخواهد گفت که ایالات متحده و سایر جهان موقعیتهای مختلفی برای حل این موضوع بهطور دیپلوماتیک به ایران نداده است».
«این ما را اکنون در یک موقعیت کاملاًًًًًًًًً قاطع برای اتخاذ مسیری که به آن ”ریل فشار“ گفته میشود، قرار میدهد». این نظر ژنرال پترائوس بود. اما سایر نظرها:
گزارشگر فاکس نیوز بعد از گزارش آژانس و اعلام تحریمهای جدید از سوی آمریکا گفت: آمریکا لیستی از تحریمهای احتمالی را میان متحدین خود در شورای امنیت توزیع میکند. این کشورها عبارتند از، فرانسه، آلمان، انگستان و روسیه. تمامی این چهار کشور طرف حساب مذاکرات فشردهیی هستند که در نیویورک و دیگر پایتختهای جهان جریان دارد.
اما کشوری که آمریکا در مورد این تحریمها با آن گفتگو نمیکند، چین است. علت این است که آمریکا میخواهد با این چهار کشور روی یک مجموعه تحریمها موافقت کنند و آنرا به چین ارائه دهند. چین به این بسته رأی نخواهد داد، ولی آنرا درشورای امینت هم وتو نخواهد کرد و رأی ممتنع به آن میدهد.
تعامل با رژیم هیچ نتیجهیی نداشته است و اکنون وزارتخارجه و کاخ سفید معتقدند که چین نیز خواه ناخواه با تحریمها همراه خواهد شد…
جیمز فیلیپیس از بنیاد هریتیج: تحریمها حرکت رژیم ایران را کند میکنند و… ولی طی یک مدت طولانی میتوانند اراده رژیم ایران را فرسوده کنند».
گزارشگر فاکس نیوز در پایان گفت: «درست است که اراده رژیم را فرسوده میکند، ولی بسیاری از کارشناسان میگویند باید هرچه زودتر اعمال شود، زیرا ساعت در حال تیکتاک به نفع رژیم ایران است». جیمزبیکر وزیر امورخارجه آمریکا در زمان بوش پدر هم در پاسخ به این سؤال مجری سی.ان.ان که گفت: ما تحریمات را امتحان کردهایم، ما منزوی کردن آنها را امتحان کردهایم، و حالا، اوباما نوعی تعامل و ارائه پیشنهادات را امتحان کرده است، چیزی که شما و من فکر میکردیم، ایده خوبی است. اما حالا، میبینیم که هیچکدام آنها کارساز نیست. چه باید کرد؟ پاسخ داد: «ایران یک نیروی عظیم در زمینه بیثباتی است، آن هم نه فقط در منطقه، بلکه بهطور عام، در سطح جهان. و اگر به سلاح اتمی دست یابد، میتواند مسابقه تسلیحاتی عمدهای را در آن بخش بسیار دردسر آفرین از جهان ایجاد کند. در نتیجه، ما این مشکل را دست کم نمیگیریم. من نمیدانم که آیا یک راهحل نظامی وجود داشته باشد. بیشتر افراد آگاهی که من با آنها صحبت کردهام، میگویند که هیچ راهحل نظامی رضایتمندانهای وجود ندارد. آنها میگویند که یک ضربه نظامی، برنامه تسلیحات اتمی آنها را به تاخیر میاندازد اما از آن ممانعت نمیکند… چنین حملهای، این رژیم تندرو را، درست در زمانی که در معرض نارضایتیهای شدید داخلی است، تقویت میکند. ما باید روی آن نارضایتیهای داخلی حساب کنیم».
علاوه بر رسانههای فرامنطقهای و خارجی، رسانهها و پایگاه خبری کشورهای اردن، عربستان، مصر، فلسطین، عراق، کویت، یمن و امارات متحده عربی با انعکاس نامه رئیسجمهور برگزیده مقاومت به دبیرکل مللمتحد که در آن نسبت به تشبثات عناصر رژیم تحت عنوان خانوادهها هشدار داده شده و همچنین نامه دبیرکل که در آن بر حقوق مجاهدان اشرف طبق قانونهای انساندوستانه بینالمللی و کنوانسیون 4 ژنو تأکید شده است توجه گستردهای شده است در مهمترین تحول اغلب این رسانهها موضعگیری وزیر دادگستری و رئیس سابق کانون وکلای فلسطین فریح ابومدین را انعکاس دادند که از جمله گفته است: مجاهدین میهمانان مردم عراق هستند و بر اساس معیارهای حقوقبشری و قوانین بینالمللی و حق پناهندگی و حفاظت از پناهندگان از مصونیت برخوردار هستند آنچه که در حق آنها انجام شده است نقض این قوانین است و این رژیم ایران است که پشت این موضوع قرار داد. بنحوی که همه مخالفینش در داخل و خارج را هدف قرار میدهد مزدوران اشغالگر که امروز بر عراق حاکم هستند مزدوران رژیم آخوندی هم هستند و به دستورات آنها گردن میگذارند وی در پاسخ به سؤالی درباره نقض حقوقبشر در ایران تحت حاکمیت آخوندها گفت: اقدامات رژیم ایران اعم از قتل مخالفین و اعدامهای مستمر در داخل کشور و حمله به مخالفین در خارج و مشخصا ساکنان اشرف بیانگر اوج دیکتاتوری این رژیم است.
دومین صورت مسأله رسانهها که در اثر قیام مردم ایران بهصورت جدیتری مورد توجه قرار گرفته مسأله تغییر رژیم هست. نکات کلیدی که در اغلب مقالهها به چشم میخورد از این دست هستند که هافینگتون پست نوشته است: «نشانههای واضحی وجود دارند. جمعیت در خیابانهای ایران خواهان تغییرات بنیادی اند. شعارهای کلیدی، مرگ بر اصل ولایتفقیه و مرگ بر خامنهیی میباشند که به آخوند درجه یک رژیم اشاره دارند. … جنبش تغییر رژیم که در کشور بوجود آمده، دارای پایه وسیع است و در نظر دارد تا آرمانهای انکار شده انقلاب ربوده شده 1979 یعنی دمکراسی و حاکمیت مردمی را تکمیل کند».
هافینگتون پست در مقالهاش از جمله نوشته است:
«هم اپوزیسیون و هم رژیم در مسیر غیرقابل بازگشتی میباشند که تصادمشان فقط میتواند منجر به سقوط طرف دوم گردد. در هنگامیکه اپوزیسیون عمیق و گسترده میشود، شکاف سیاسی در راس نیز افزایش مییابد، که یک به یک جنبش را جسورتر میسازند، اینک یک نیروی محرکه انقلابی بهکار افتاده است. هیچ راه بازگشتی وجود ندارد… .
مقامات ارشد رژیم درخواست اعدام سریع بازداشت شدگان را کردهاند.
با این وجود، یک معترض. نمایش قدرت اخیر رژیم را بهعنوان ”آخرین نفسهای یک رژیم روبه زوال“ توصیف کرد… .
امروز بسیاری از ناظرین ایران حتی کسانیکه سالیان وضعیت ثبات در ایران را ستایش کردهاند، اذعان میکنند که قیامها به سمت تغییر رژیم حرکت میکنند. ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی که اخیرا این تصور را به کناری گذاشته است در یک مقاله در مجله نیوزویک نوشته است که، ”من نظرم را عوض کردهام“ او میگوید فرصت برای تغییر رژیم نبایستی از دست برود.
جی اسکات کارپنتر یک مقام سابق در وزارتخارجه در یک جلسه استماع در مجلس نمایندگان گفت، ”یک تغییر در رژیم بهترین حفاظت را در برابر یک ایران اتمی تامین میکند… سیاست تعامل اکنون یک سیاست شکست خورده است“ . …
اما کماکان ، بنظرمی رسد که کاخ سفید در پشت پیچ مانده است و بهطور واقعی ابعاد تاریخ ساز واقعیات بر روی زمین را درک نمیکند… . در ورای لفاظیها، یک سیاست جدید آمریکا بایستی شامل اقدامات موثر، عملی و غیرنظامی باشد که سپاه پاسداران انقلاب را هدف قرار دهد. سپاه پاسداران روح و قلب ماشین سرکوب داخلی رژیم، تروریزم بینالمللی و برنامه تسلیحات اتمی رژیم است. سپاه پاسداران همدست ایدئولوژیکی و بازوی نظامی علی خامنهای است…
در میان منسوخترین و بیملاحظهترین مثالهای استراتژیکی، در لیست سیاه قرار دادن سازمان مجاهدین خلق ایران بزرگترین سازمان اپوزیسیون و همچنین گروهی که برنامه مخفی اتمی ایران را برای اولین بار افشا کرد، میباشد»
موضوع دیگر بحران اتمی رژیم و ضرورت تحریمهای سختتر همراه با سیاستهای قاطعتر هست. این موضوع بعد از گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیشتر مورد توجه قرار گرفته. بسیاری از رسانهها نوشتهاند با رفتن البرادعی تازه واقعیتها دارد معلوم میشود. از جمله دیلی تلگراف نوشت: «آیا تاکنون کسی متوجه شده که حالا که محمد البرادعی دیگر ریاست دیدبان اتمی ملل متحد را ندارد؛ ما یکباره، ارزیابی واقعیتری از رژیم ایران که چه هدفی را از برنامه اتمی دنبال میکنند را مشاهده میکنیم؟»
ناظران میگویند گزارش اخیر آژانس قبل از هر چیز سیاست تعامل و انتظار بیهوده گفتگو با رژیم را زیر علامت سؤال برده است. در این مورد طیف گستردهای از ناظران تا مقامات فعلی یا گذشته نظر دادهاند. از جمله خبرگزاری فرانسه اظهارات ژنرال پترائوس را انعکاس داده که گفته: ایالات متحده آمریکا تهدیدها علیه رژیم ایران را در تلاش برای متوقف کردن برنامه هستهییاش افزایش داده و موضوع را ”روی ریل افزایش فشار“ قرار داده است. به نظر من هیچکس در پایان این دوره نخواهد گفت که ایالات متحده و سایر جهان موقعیتهای مختلفی برای حل این موضوع بهطور دیپلوماتیک به ایران نداده است».
«این ما را اکنون در یک موقعیت کاملاًًًًًًًًً قاطع برای اتخاذ مسیری که به آن ”ریل فشار“ گفته میشود، قرار میدهد». این نظر ژنرال پترائوس بود. اما سایر نظرها:
گزارشگر فاکس نیوز بعد از گزارش آژانس و اعلام تحریمهای جدید از سوی آمریکا گفت: آمریکا لیستی از تحریمهای احتمالی را میان متحدین خود در شورای امنیت توزیع میکند. این کشورها عبارتند از، فرانسه، آلمان، انگستان و روسیه. تمامی این چهار کشور طرف حساب مذاکرات فشردهیی هستند که در نیویورک و دیگر پایتختهای جهان جریان دارد.
اما کشوری که آمریکا در مورد این تحریمها با آن گفتگو نمیکند، چین است. علت این است که آمریکا میخواهد با این چهار کشور روی یک مجموعه تحریمها موافقت کنند و آنرا به چین ارائه دهند. چین به این بسته رأی نخواهد داد، ولی آنرا درشورای امینت هم وتو نخواهد کرد و رأی ممتنع به آن میدهد.
تعامل با رژیم هیچ نتیجهیی نداشته است و اکنون وزارتخارجه و کاخ سفید معتقدند که چین نیز خواه ناخواه با تحریمها همراه خواهد شد…
جیمز فیلیپیس از بنیاد هریتیج: تحریمها حرکت رژیم ایران را کند میکنند و… ولی طی یک مدت طولانی میتوانند اراده رژیم ایران را فرسوده کنند».
گزارشگر فاکس نیوز در پایان گفت: «درست است که اراده رژیم را فرسوده میکند، ولی بسیاری از کارشناسان میگویند باید هرچه زودتر اعمال شود، زیرا ساعت در حال تیکتاک به نفع رژیم ایران است». جیمزبیکر وزیر امورخارجه آمریکا در زمان بوش پدر هم در پاسخ به این سؤال مجری سی.ان.ان که گفت: ما تحریمات را امتحان کردهایم، ما منزوی کردن آنها را امتحان کردهایم، و حالا، اوباما نوعی تعامل و ارائه پیشنهادات را امتحان کرده است، چیزی که شما و من فکر میکردیم، ایده خوبی است. اما حالا، میبینیم که هیچکدام آنها کارساز نیست. چه باید کرد؟ پاسخ داد: «ایران یک نیروی عظیم در زمینه بیثباتی است، آن هم نه فقط در منطقه، بلکه بهطور عام، در سطح جهان. و اگر به سلاح اتمی دست یابد، میتواند مسابقه تسلیحاتی عمدهای را در آن بخش بسیار دردسر آفرین از جهان ایجاد کند. در نتیجه، ما این مشکل را دست کم نمیگیریم. من نمیدانم که آیا یک راهحل نظامی وجود داشته باشد. بیشتر افراد آگاهی که من با آنها صحبت کردهام، میگویند که هیچ راهحل نظامی رضایتمندانهای وجود ندارد. آنها میگویند که یک ضربه نظامی، برنامه تسلیحات اتمی آنها را به تاخیر میاندازد اما از آن ممانعت نمیکند… چنین حملهای، این رژیم تندرو را، درست در زمانی که در معرض نارضایتیهای شدید داخلی است، تقویت میکند. ما باید روی آن نارضایتیهای داخلی حساب کنیم».