728 x 90

اشرف - حمايت بين المللي,خروج از ليست تروريستي,

سازمان مجاهدین خلق را از لیست تروریستی خارج کنید گزارشی از سمپوزیوم «سیاست آمریکا در مورد ایران»

-

سمپوزیوم مقابله با تهدیدات اتمی و تروریستی ایران خواستار خارج شدن نام مجاهدین از لیست تروریستی شد
سمپوزیوم مقابله با تهدیدات اتمی و تروریستی ایران خواستار خارج شدن نام مجاهدین از لیست تروریستی شد
در جلسه‌یی متشکل از مقامات عالیرتبه پیشین دولت آمریکا، که روز گذشته، تحت عنوان «سیاست آمریکا در مورد ایران» در واشنگتن برگزار شد، اتخاذ یک سیاست قاطع در برابر فاشیسم دینی حاکم برایران، ضرورت تغییر رژیم در ایران، تامین حفاظت و حمایت از حقوق مجاهدان اشرف، و حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست آمریکا، مورد تأکید قرارگرفت.

آقای مایکل موکیزی، وزیر دادگستری پیشین آمریکا در این جلسه گفت: تاریخچه روابط آمریکا با رژیم ایران از سال ۱۹۷۹ عبارتست از مجموعه‌یی از تلاشها برای مذاکره، که هر تلاش از تلاش قبلی ناموفق‌تر بوده است. وی با انتقاد از دولتهای کلینتون و بوش به‌خاطر وارد کردن نام مجاهدین در لیست و نگهداشتن نام این سازمان در لیست، گفت: سازمان مجاهدین تنها سازمان ایرانی در داخل و خارج ایران است که با رژیم کنونی مخالف است و از یک جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین از دولت دفاع می‌کند. مایکل موکیزی، هم‌چنین بر موافقتنامه آمریکا با مجاهدان اشرف برای تامین حفاظت آنها طبق کنوانسیون چهارم ژنو و لزوم پایبندی به آن، تأکید کرد.

در این جلسه که توسط یک بنیاد مطالعاتی در آمریکا، بنام «اگزوکتیو اکشن» تشکیل شده بود، علاوه بر وزیر دادگستری پیشین آمریکا، تام ریچ، وزیر امنیت داخلی و فرماندار سابق پنسیلوانیا، جان بولتون، سفیر آمریکا در ملل ‌متحد و معاون پیشین وزیر خارجه، فرانسیس تاونزند، مشاور پیشین امنیت داخلی و ضدتروریسم رئیس‌جمهور آمریکا، راث وج وود، رئیس بخش حقوق بین‌الملل و دیپلوماسی در دانشگاه جان هاپکنیز آمریکا، تام تانکردو نماینده پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری، پروفسور ریموند تنتر رئیس بنیاد سیاست ایران و عضو پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، نیل لیوینگستون، رئیس بنیاد اگزوکتیو اکشن و کنت کتزمن، رئیس سرویس تحقیقات کنگره آمریکا سخنرانی کردند.

این برنامه با استقبال گسترده رسانه‌های خبری آمریکا مواجه شد،

بخشهایی از این جلسه که به‌طور کامل از کانال تلویزیونی سراسری سی اسپن وابسته به کنگره آمریکا پخش گردید:

تلویزیون سی اس پن:
چندین مقام عالیرتبه در دولت رئیس‌جمهور بوش، شامل سفیر ایالات متحده در سازمان ملل ‌متحد جان بولتون، و وزیر سابق امنیت داخلی تام ریچ، درباره تهدید هسته‌یی و تروریستی رژیم ایران صبحت می‌کنند.
آنها از یک سیاست تهاجمی‌تر از سوی آمریکا علیه رژیم ایران، با تمرکز بر تغییر رژیم حمایت می‌کنند.
در یک جلسه برگزار شده توسط شرکت مشاوره‌یی «اگزوکتیو اکشن»، آنها برای حذف نامگذاری یک گروه مخالف رژیم حاکم بر ایران، فراخوان دادند. این برنامه تقریباً ۲ساعت است.

تام تانکردو، کاندیدای ریاست‌جمهوری و نماینده پیشین کنگره آمریکا،
قبل از هرچیز می‌خواهم از شما تشکر کنم که امروز به این‌جا آمده‌اید و بگویم که به‌لحاظ زمانبندی بسیار مهم است که این سمپوزیوم امروز برگزار می‌شود چرا که این برنامه در زمانی صورت می‌گیرد که مذاکرات اتمی که با هدف تخفیف تهدید اتمی رژیم ایران صورت گرفته بود به شکست انجامیده است. البته این جای هیچ تعجبی برای هیچ‌کس ندارد.

هم‌چنین طی چند روز گذشته، جهان یک بار دیگر شاهد این بود که مردم ایران سالگرد تظاهرات عاشورا که مقدس‌ترین روز برای مسلمانان شیعه هست را با برگزاری تظاهرات ضدحکومتی بزرگداشتند. مردم بسیار شجاع ایران در خیابانها با به‌جان خریدن خطر و ریسک اعتراضات خودشان را بیان کردند. بنابراین بسیار به‌جا و بموقع است که ما امروز یک پنل متشکل از برجسته‌ترین سخنرانان را گردهم آورده‌ایم تا به ما کمک کنند که ماهیت تهدید توسط دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران را فهم کنیم و از طرفی دیگر راه‌حلهای واقعی برای مقابله با این تهدید را بتوانیم پیشنهاد کنیم. بنابراین بدون هیچ‌گونه فوت وقتی ما حالا صحنه را به این سخنرانان می‌دهیم.

اولین سخنران مایکل موکیزی هستند که سنای ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۸نوامبر ۲۰۰۷ معرفی ایشان به‌عنوان دادستان کل ایالات متحده آمریکا را تصویب کرد. ایشان قبل از آن در سال ۱۹۸۸ توسط پرزیدنت ریگان به‌عنوان قاضی منطقه جنوبی نیویورک منصوب شده بود و بعد از ۱۸سال با عنوان قاضی ارشد از این کناره گرفت تا بعداً دادستان کل آمریکا شد.

مایکل موکنزی، وزیر پیشین دادگستری آمریکا
تام تانکردو، از معرفی شما متشکرم و همین‌طور از اگزوکتیو اکشن و دکتر نیل لیوینگستون برای سازماندهی این سمپوزیوم و از این‌که این افتخار را دارم که میکروفون را در اختیار دارم متشکرم.
این یکی از لحظات تاریخ است که می‌دانیم نسلهای آینده خواهند پرسید برای پیشبرد آن‌چه که خوب است و مقاومت در برابر آن‌چه شیطانی است چکار کردیم.

ما این را می‌دانیم که بنیادگرایی اسلامی تمدنی که ما می‌شناسیم را تهدید به نابودی می‌کند و در قلب این تهدید رژیم ایران قرار دارد. رژیمی که مردم خودش را سرکوب می‌کند و همسایگانش و کل جهان را با دنبال‌ کردن برنامه تولید سلاح هسته‌یی که مکرراً گفته است از استفاده از آن اکراهی ندارد تهدید می‌کند.
بنابراین سؤالی که ما باید از خودمان بپرسیم این است که برای پایان ‌دادن همیشگی به این تهدید، یعنی محقق کردن تغییر رژیم در ایران چکار کرده‌ایم و چکار داریم می‌کنیم.
متأسفانه کشور ما آمریکا، که آبراهام لینکلن آن را آخرین امید برای زمین نامید، همه کاری را که می‌توانست، نکرده و نمی‌کند. در واقع کاری که کرده و کاری که دارد می‌کند لکه‌یی بر شرف آمریکاست. وظیفه ماست که اطمینان یابیم این لکه برداشته می‌شود.

موضوع چیست که از این نتیجه‌گیری سخت و کار فوری که باید بکنیم حمایت می‌کند؟ من همان‌طور که شنیدید یک وکیل هستم و وکلا، پرونده‌های خود را با واقعیتها، قانون و سیاست ارائه می‌کنند. بنابراین بگذارید به واقعیتها، قانون و سیاست نگاه کنیم و ببینیم چه پرونده‌یی وجود دارد؟
تاریخ روابط آمریکا و رژیم ایران بعد از انقلاب ۱۹۷۹ می‌تواند با یک سری تلاش توسط آمریکا برای آن چه که دیپلوماتها به آن مذاکره می‌گویند، جمع زده شود ولی هر تلاشی در این زمینه از تلاش قبلی ناموفق‌تر بوده است. نیازی نیست من همه این تاریخچه را بررسی کنم ولی یک بخش مهم آن در سالهای ۱۹۹۰ در دولت کلینتون شروع می‌شود که سازمان مجاهدین خلق ایران توسط وزیر خارجه بر طبق قانون آمریکا به‌عنوان یک سازمان تروریست خارجی نامگذاری شد. این نامگذاری تا امروز ادامه دارد.
همان‌طور که نیازی نبود من با جزییات تاریخچه تاسف‌آور تلاشهای دولت آمریکا برای مذاکره با رژیم ملاها در تهران را بازبینی کنم، نیازی نیست که من تمام تاریخچه سازمان مجاهدین را بررسی کنم ولی ما مجازیم ‌بپرسیم سازمان مجاهدین چیست و در سالهای اخیر چه بوده است؟

خیلی ساده، سازمان مجاهدین تنها سازمان ایرانیان چه داخل و چه خارج از ایران است که با رژیم کنونی مخالف است و از یک دولتی در ایران حمایت می‌کند که یک جمهوری دموکراتیک، مبتنی بر جدایی دین از دولت و غیر‌اتمی باشد. باز می‌گویم، این یکی از محدود سازمانهای ایرانی نیست که این توصیف را دارد ـ این تنها سازمان است.

حدود ۳۵۰۰ عضو مجاهدین حالا در مکانی در مرز ایران در عراق که به کمپ اشرف معروف است مستقر هستند. اگر‌چه به‌عنوان «کمپ» از آن نام برده می‌شود، اما «شهر» یک توصیف بهتری از آن است. این افراد از ایران خارج شده و خود را نزدیکی مرز مستقر کردند که بتوانند برای آزادی کشورشان تلاش کنند. در سال ۲۰۰۳، وقتی آمریکا به عراق حمله کرد، ساکنان اشرف سلاحهایی را که برای دفاع از خود در اختیار داشتند تحویل دادند و یک تأییدیه کتبی از معاون فرماندهی آن زمان نیروهای چند‌ملیتی در عراق، ژنرال جفری میلر، از طرف آمریکا دریافت کردند که آنها بر طبق کنوانسیون چهارم ژنو افراد حفاظت‌ شده هستند.

از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹، آمریکا ساکنان اشرف را حفاظت می‌کرد و به تعهد جدی که در سال ۲۰۰۳ داده بودیم عمل می‌کرد. ولی در ژانویه ۲۰۰۹، همان‌طور که برخی از شما ممکن است بدانید، آمریکا مسئولیت امنیت را به نیروهای امنیتی عراقی سپرد. قبل از این‌که این انتقال صورت گیرد، ژنرال دیوید پترائوس گفت به آمریکا توسط دولت عراق تضمین داده شده که از ساکنان اشرف محافظت خواهد شد و او با این انتقال مسئولیت حفاظت، بر اساس این تضمین پیش می‌رود.

طبیعتاً ساکنان اشرف باعث نگرانی زیادی برای رژیم ایران بوده‌اند. رژیم ایران چیزی را بهتر از تحویل دادن اجباری آنها به این رژیم نمی‌دید و یا این‌که حداقل در هم شکسته شوند که دیگر تهدیدی برای رژیم نباشند. رژیم ایران فشار فزاینده‌یی روی دولت عراق وارد کرده است ـ کاری که ظاهراً احساس کرده می‌تواند با کاهش نقش آمریکا در عراق انجام بدهد. در ژوئن ۲۰۰۹، نوری مالکی، نخست‌وزیر عراق، ظاهراً به دلایل شخصی از تهران بازدید کرد. ماه بعد در جولای ۲۰۰۹ نیروهای امنیتی عراق به ساکنان اشرف حمله کردند. حمله در زمان دیدار وزیر دفاع، رابرت گیتس از عراق صورت گرفت.

به‌رغم این سیلی بر صورت آمریکا و به‌رغم تضمینهای جدی ارتش آمریکا به ساکنان اشرف در زمانی که سلاحهایشان را در ۲۰۰۳ تحویل دادند، وزیر خارجه ما وقتی در مورد حمله سال ۲۰۰۹ مورد سؤال قرار گرفت گفت حمله یک موضوع داخلی دولت عراق است ـ یعنی مورد نگرانی آمریکا نیست.
قطعاً برای مجاهدین مفید است که خاری در گلوی رژیم ایران باشد، ولی سازمان مجاهدین بسیار بیشتر از این بوده است. چرا که سازمان مجاهدین به افشای اطلاعات بی‌اندازه ارزشمند از منابع خود در داخل ایران درباره برنامه هسته‌یی ایران دست زد. درست این است که بگوییم که بدون اطلاعات افشا‌ شده توسط مجاهدین از جمله در مورد تأسیسات هسته‌یی نطنز و اراک و بیش از آن، آمریکا چیز زیادی درباره برنامه هسته‌یی رژیم ایران نمی‌دانست. افشاگریهای مجاهدین منجر به شروع فشار بر رژیم ایران شد، که قطعاً از آن‌چه یک برنامه سلاحهای هسته‌یی است نشأت گرفته است.

همین‌طور لازم به یادآوری است که سازمان مجاهدین از همه لیستهای تروریستی در اتحادیه اروپا و انگلستان حذف شده است.
اگر مجاهدین به‌عنوان یک سازمان تروریستی در انگلستان و اتحادیه اروپا دیده نمی‌شود، چرا در لیست آمریکا جای گرفته و چرا در لیست چنین سازمانهایی توسط وزیر خارجه نگهداری می‌شود؟
به روشنی تأیید شده است که دلیلی که مجاهدین توسط دولت کلینتون در لیست قرار داده شد جلب حمایت رژیم ایران بود و استفاده از این نامگذاری راهی برای وارد مذاکره شدن با رژیم ایران بود. متأسفم باید بگویم حتی در دولتی که من در آن خدمت کردم گزارش شده که مجاهدین به همان دلیل اشتباه در لیست باقی ماند ـ به این معنی که اگر مجاهدین را در لیست سازمانهای تروریستی قرار دهیم رژیم ایران که در ضمن شامل سپاه پاسداران رژیم ایران است، بیشتر متمایل خواهد بود در مذاکرات سازنده برای خاتمه‌دادن به برنامه هسته‌ایش وارد شود.

این یک دلیل تأسف‌آور و بدبینانه است که گروهی از افراد را که طبق گفته همگان، تنها مایلند آزادیهایی را که ما در این کشور از آن بهره‌مندیم به کشورشان بیاورند، به‌عنوان تروریست قلمداد کنیم.
البته کاملاً روشن است که این سیاست کارایی ندارد. رژیم ایران اکنون بسیار خوشحال است که آمریکا گروهی از ایرانیان را که تهدیدی برای آن رژیم هستند به‌عنوان سازمان تروریستی نامگذاری کند و فعالیتهای آن گروه را محدود کند. به عبارت دیگر رژیم ایران شیطان بزرگ را به کار برای خودشان واداشته‌ است.

این سؤال مطرح است که طبق قانون، تأثیر عملی این‌که یک سازمان در لیست باشد چیست؟ سازمانی که در لیست است سرمایه‌هایش در آمریکا می‌تواند ضبط شود، تقریباً غیرممکن است که سازمان پولی در آمریکا بتواند جمع کند، چون هر کسی که به سازمان کمک می‌کند می‌تواند مورد محاکمه قرار گیرد و به‌خاطر دادن کمک مادی به یک سازمان تروریستی محکوم شود.
علاوه بر آن و به‌طور مشخص در آمریکا، مردم حتی نگران ظاهر شدن در گردهماییهایی هستند که توسط ارگانی که به سازمان تروریست خارجی معروف است سازماندهی شده است.
افرادی که از جزییات پرونده آگاه نیستند از جمله بسیاری از ایرانیان تبعیدی ممکن است برای حمایت از سازمان احساس محافظه‌کاری کنند.
و البته ادامه نامگذاری مجاهدین به‌عنوان یک سازمان تروریستی، آسایش زیادی به رژیم ایران می‌دهد و سازمانی را که می‌تواند تهدید بزرگی برای رژیم باشد به حاشیه می‌راند. چکار باید کرد؟
مطمئنم بسیاری از شما می‌دانید یک پرونده حقوقی وجود دارد که مجاهدین برچسب را به چالش کشیده است. در ژوییه، دادگاه استیناف ناحیه کلمبیا، حکمی صادر کرد و موضوع را اساساً به وزارت‌خارجه و وزیر خارجه ارجاع داد و از او خواست این موضوع را بازبینی کند که آیا سازمان مجاهدین باید در آن لیست بماند؟
ولی دادگاه به نوعی بیشتر از این انجام داد. دادگاه سوءظنهای زیادی درباره حداقل اطلاعات غیرمحرمانه که به دادگاه ارائه شده بود و به مجاهدین هم داده شده و در نتیجه مجاهدین می‌توانستند دفاع کند، بیان کرد.

بدون این‌که زیاد وارد جزئیات شویم، وزیر خارجه ممکن است انتخاب کند که تصمیمش را صرفاً بر اساس اطلاعات محرمانه بگیرد ولی در این مورد این کار را نکرد. او گفت که تصمیمش را بر اساس اطلاعات هم محرمانه و هم غیرمحرمانه گرفته است. دادگاه برخی از اطلاعات غیرمحرمانه را مورد بحث قرار داد و روشن شد که بسیاری از آنها شامل شایعات بی‌پایه و بی‌هویت بود که اعتبار آنها نامعلوم و قابل آزمایش نبود. اگر بخش محرمانه اطلاعات که سازمان مجاهدین نمی‌توانست آنها را ببیند و در نتیجه نمی‌تواند مستقیماً به آنها پاسخ دهد شامل همان‌گونه اطلاعاتی باشد که در بخش غیرمحرمانه آمده، تصمیم وزیر خارجه هیچ‌گونه پایه‌یی ندارد. زمان این را خواهد گفت.
ولی این بیش از یک کیس در ناحیه کلمبیا و بیش از مجاهدین است. این درباره موضع آمریکا درباره رژیم ایران است.

من در مورد واقعیتها، قانون و سیاست صحبت کردم. چه نتیجه‌یی از این موضوعات می‌توان گرفت؟ من فکر می‌کنم وقتی ایرانیان به خیابانها می‌آیند و زندگی خود را برای آزادی به خطر می‌اندازند، همان کاری که الآن دارند می‌کنند و همان‌طور که بعد از انتخابات قلابی ژوئن ۲۰۰۹ کردند؛ پاسخ ما از طریق آنهایی که در دولتمان ما را نمایندگی می‌کنند باید بیش از یادآوری کردن به ملاها باشد، آنطور که ما تا بحال کردیم. جهان دارد به ما نگاه می‌کند. جهان به کرات نظاره‌گر بوده درحالی‌که فجایع صورت می‌گرفتند و کاری نکرده است. جهان داشت نگاه می‌کرد وقتی آلمان نازی مرتکب نسل‌کشی شد و ۶ میلیون از همکیشان من را در طول جنگ جهانی دوم به قتل رساندند، جهان نسل‌کشی در رواندا و دارفور را دید.
این‌که جهان دارد نگاه می‌کند کافی نیست. آن‌چه که لازم است این است که در سخن و در عمل روشن کنیم که ما وقتی اوضاع خراب می‌شود بیش از تسلیت به مردمی که آماده‌اند زندگی خود را به خطر بیندازند ارائه می‌کنیم. ما باید حمایت و تشویق کنیم.

یک اقدام اینست که ما باید گروهی را که متعهد به احیای آزادی برای ایران است را از لیست سازمانهای تروریستی خارج کنیم. اقدام دیگر این‌که ما می‌توانیم روشن کنیم حتی بدون این‌که صریح باشیم که ما هرگونه حمایت فنی و علنی ممکن را به آنهایی که برای خاتمه دادن به سرکوب در ایران مبارزه می‌کنند ارائه می‌کنیم.

در اوایل صحبتهایم اشاره کردم که آبراهام لینکلن به آمریکا به‌عنوان بهترین امید برای زمین اشاره کرده است. من فکر می‌کنم آن سخنان امروز بیشتر درست هستند تا زمانی که اولین بار در وسط قرن ۱۹ گفته شدند. من همین‌طور فکر می‌کنم که زمان آن است که ما شروع به صحبت و رفتاری بکنیم که نشان دهد به آنها اعتقاد داریم بنابراین وقتی نسلهای متوالی سؤالی را که در اول صحبتم ارائه کردم در نظر می‌گیرند که برای پیشبرد خوبی و مقاومت در برابر آن‌چه شیطانی است چه کرده‌ایم، بتوانند پاسخی پیدا کنند و بتوانند با آن زندگی کنند. مجدداً از افتخار بزرگی که از صحبت با شما پیدا کردم متشکرم.

صحبتهای تانکردو در معرفی تام ریچ
برای کسی که در این سمپوزیومها و یا برنامه‌های مشابه طی سالیان شرکت کرده است این بسیار عالیست و من نمی‌توانم به شما بگویم که چقدر نشاط‌بخش است که چنین بحثهای روشنی در این‌جا، در واشنگتن انجام می‌گیرد. بعضی اوقات اینها بی‌مانند هستند ولی این تازه شروع بحثهایی است که شما امروز خواهید شنید.
سخنران بعدی، تام ریج، اولین وزیر امنیت داخلی است. تام ریچ چهل‌وسومین فرماندار پنسیلوانیا از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ بود و به‌عنوان نماینده کنگره از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۵ انجام وظیفه کرده است.
آقای ریج خوش آمدید،


تام ریچ، وزیر امنیت داخلی و فرماندار سابق پنسیلوانیا
خیلی ممنون، قبل از هر چیز اجازه بدهید قدردانی کنم به‌خاطر دعوتی که از من شد، تا در یک چنین کنفرانسی از شخصیتهای برجسته شرکت کنم.
سپاسگزارم که فرصتی داشته باشم تا با طرح نظراتم در مورد بحثی که دارید با شما سهیم شوم.
در خصوص بحثی که امروز داریم، به ژانویه سال ۲۰۰۲ برمی‌گردم، زمانی‌که رئیس‌جمهور آمریکا در مورد دولتهایی مشخص و متحدان تروریستی آنها که بخشی از محور شر بودند صحبت کرد. شما حتماًًًًًًً این سخنرانی را به‌یاد دارید که در رابطه با رژیمهای ایران، کره شمالی و عراق بود.
به ذهن من زد که طی ۸سال گذشته، اگر ما به عقب برگردیم و ببینیم کشور ما چه کاری کرده و جهان چه کاری کرده و چه تلاشهایی برای کنترل و شاید در نهایت جایگزین کردن یک سیستم مذهبی سرکوبگر صورت گرفته است، آدم می‌تواند به این نتیجه برسد که در ۸سال گذشته ما موفقیتی نداشته‌ایم. به‌رغم هر کاری که ما سعی کردیم انجام بدهیم. شما اگر با سربازانی که در صحنه در افغانستان و عراق هستند صحبت کنید به شما خواهند گفت که آنها به‌واقع معتقدند که رژیم ایران نه تنها از القاعده، بلکه از سایر تروریستها نیز حمایت می‌کند.

آیا آنها حقیقتاً از سال ۲۰۰۲ قوی‌تر هستند و منبع بی‌ثباتی بیشتری در منطقه هستند؟ آیا آنها هم‌چنان با بی‌اعتنایی، به تلاشهای هر چه بیشتر یک جانبه و دو جانبه و چندجانبه، بدون هر مانعی ادامه داده‌اند؟ فکر می‌کنم که پاسخ به این سؤال مثبت است. به همین‌خاطر فکر می‌کنم که این بحث بسیار به‌ موقع دارد صورت می‌گیرد. به دلایل متعددی این بحث بسیار به‌موقع می‌باشد. اول این‌که فرصت ما دارد تمام می‌شود. اگر شما به فضای سیاسی در واشنگتن نگاه کنید و اگر به‌طور گسترده‌تر در تمام دنیا نظر بیندازید، به‌نظر می‌رسد که بحران مالی و ناآرامیهای سیاسی سرتیترهای خبری را به‌خود اختصاص داده‌اند و توجهات شخصیتهای سیاسی در سراسر دنیا را به‌خود جلب کرده‌اند.

برای لحظه‌ای تأمل کنیم و به این فکر کنیم که این برای بقیه دنیا در ارتباط به آمریکا چه معنی دارد؟ در مورد توانمندی ما در تأثیرگذاری روی وقایع ژئوپلیتیک چه چیزی را نشان می‌دهد؟ در مورد طرز تلقی دوستان و متحدان ما در آن منطقه نسبت به ما چه چیزی را نشان می‌دهد و توان ما در تأثیر گذاشتن و تغییر که روی زندگی آنها و امنیت آن منطقه تأثیر می‌گذارد. بعضیها ممکن است بگویند که پذیرفتن این‌که ”این کار تمام شده است“ تقریباً همان سیاست استمالت است زیرا که ما دیگر کاری نمی‌توانیم بکنیم. البته همیشه گزینه نظامی هست و افراد بعضاً در این مورد صحبت می‌کنند
ما می‌دانیم که اگر آمریکا در هماهنگی با کشورهای دیگر یا یکی دو کشور دیگر مستقلا دست به چنین اقدامی بزنند چه عواقب ببار خواهد آورد و در آن منطقه و بقیه جهان چه خواهد شد. به این خاطر، ما داریم زمان از دست می‌دهیم و راه کارهاییمان تمام می‌شود.
به همین خاطر است که ما جلسه امروز را تشکیل دادیم تا این دو شرایط ناگوار را به خودمان یادآوری کنیم.
پس چگونه پیش برویم و اقدام بعدی ما چه باید باشد؟ فکر می‌کنم که دادستان کل به روشنی مشخص کرد که احتمالاً یکی از مهمترین کارهایی که ما می‌توانیم بکنیم، مثل انگلستان و اتحادیه اروپا، خارج ساختن مجاهدین خلق از لیست است.
گمان می‌کنم که اکنون این موضوع در وزارتخارجه تحت بررسی است ولی همان‌گونه که می‌دانید در ژوییه امسال بود که فکر کنم دادگاه استیناف دی سی بود که گفت بر مبنای اطلاعاتی که شما به دادگاه ارائه کردید - متأسفانه این امر باید به دادگاه ارجاع می‌شد و همه باید برای خارج شدن از لیست وزارتخارجه به دادگاه بروند - و دادگاه گفت که اطلاعاتی که ارائه شده گذاشتن این سازمان در لیست تروریستی را تأیید نمی‌کند.

فکر می‌کنم که عواقب این تصمیم‌گیری خاص، برای وزارتخارجه به‌نظر من - شاید سایرین در این پنل بتوانند نظرات روشنتر و جدیدتری را در این زمینه ارائه دهند - این باشد که آنها به‌طور واقع و منصفانه و فعالانه چنین ره آوردی را تحت بررسی دارند.
فایده چنین ره آوری چه خواهد بود؟ اول از همه این قوی‌ترین علامتی است که نشان می‌دهد نحوه برخورد ما با ایران دارد تغییر می‌کند. این اقدام می‌گوید که ۳۰سال تعامل مسالمت‌آمیز مفید واقع نشده است و فکر کنم که همه دنیا آن را می‌داند.
اجازه بدهید که من یک چشم‌انداز دیگری را ارائه بدهم، زیرا من فکر می‌کنم که این مسأله به این ربط پیدا می‌کند که چگونه بقیه دنیا به این مسأله نگاه می‌کنند و چرا ما باید اینکار را هر چه سریعتر انجام بدهیم.


صحبتهای تانکردو بعد از سخنرانی تام ریچ و در معرفی خانم تاونزند:
آقای وزیر از سخنرانی شما بسیار متشکر هستم. سخنران بعدی ما خانم فرانسس فراگوس تاونزند هستند. خانم تاونزند مشاور رئیس‌جمهور آمریکا در امور امنیت داخلی و ضدتروریسم و رئیس شورای امنیت داخلی کاخ سفید بودند. قبل از آن، ایشان معاون مشاور امنیت ملی در امور مقابله با تروریسم بودند. قبل از پیوستن به کاخ سفید، خانم تاونزند معاون فرمانده اطلاعات در گارد ساحلی آمریکا بود. قبل از آن به‌مدت ۱۳سال در وزارت دادگستری آمریکا به‌عنوان دادستان خدمت کرده است. از خانم تاونزند خواهش می‌کنم که صحبتهایشان را شروع کنند.


فرانسیس تاونزند، مشاور پیشین امنیت داخلی و ضدتروریسم رئیس‌جمهور آمریکا
اجازه بدهید با موضوعی شروع کنم که وزیر ریچ به آن پرداخت. اهداف سیاست ما به‌طور واقعی ‌باید منعکس‌کننده ارزشهای ما باشند. ما ‌باید منسجم عمل کنیم، این برای ما یک مسأله بنیادی است که چگونه یک پروسه سیاست‌گذاری را شکل می‌دهیم. برای من جالب توجه بود که وقتی به سخنان تام ریج و دیگران درباره نظام تحریم صحبت می‌کردند، گوش می‌کردیم، به نظر می‌رسید تأثیرات تحریمها موضوع بحث بود. ولی وضعیت فعلی این است که در حالی که ما در این‌جا در واشنگتن نشسته‌ایم، هدف تحریمها، یعنی تأثیرگذاری، موفق نبوده‌اند زیرا هدف این بوده است که رژیم با شما معامله کند. آیا این تنها هدفی است که ما دنبال آن هستیم؟ این‌که این هدف را به‌عنوان یک هدف متواضعانه و کوچک توصیف کنیم کافی نیست. وقتی شما درباره مسائل دیگر که تا امروز درباره آن صحبت کردید، یعنی این‌که مجاهدین هنوز در لیست سازمانهای تروریستی خارجی قرار دارند، شما می‌خواهید به چه چیزی دسترسی پیدا کنید؟ اگر هدف شما روشن نباشد، اگر شما بلندپرواز نباشید و اهداف شما بیانگر ارزشهای شما نباشند، شما محکوم به شکست خواهید بود. من فکر می‌کنم این به نحو قابل ملاحظه‌یی توضیح می‌دهد که چرا تا به‌حال، ما چندان مؤثر نبوده‌ایم و اگر رک و صریح بگویم، در اهداف سیاست خارجی‌مان در قبال ایران، غیرمؤثر بوده‌ایم. من همه دانش و اطلاعات خودم را در کنار سایر سخنرانان قرار می‌دهم که تلاش ما برای حمایت از آزادی در ایران غیرمؤثر و بی‌فایده بوده است. این تلاش در بهترین شکلش، غیرمنسجم و ضعیف بوده است. شما این تحریمها را می‌بینید که پروسه هسته‌یی را هدف قرار داده‌اند. شما این نامگذاری تروریستی را می‌بینید. شما تحریمهای اقتصادی را ملاحظه می‌کنید و شما درباره موضوعات در عالم سیاست به‌طور مجزا صحبت می‌کنید، گویی که آنها در کنار هم قرار گرفته‌اند و یکی روی دیگری تأثیری نمی‌گذارد. بزرگترین منبع سرخوردگی برای من به‌عنوان یک سیاستگذار این است که من نگرانیهای جدی در مورد تلاشهای هسته‌یی رژیم ایران و جاه‌طلبیهای اتمی آنها دارم. من هم‌چنین به‌خاطر موضع مسئولیتم، به‌خوبی درک می‌کنم که رژیم ایران یک حکومت حامی تروریسم است. آنها به تنهایی بزرگترین حامیان مالی حزب‌الله هستند. یک سازمان نظامی که آموزش می‌دهد، تسلیح می‌کند و در سراسر جهان حضور دارد و تا ۱۱سپتامبر، آنها نشان داده بودند که توانایی‌شان از القاعده بیشتر است. ولی ما با آنها متناسب با تهدیدشان برخورد نمی‌کنیم. مگر نه؟ و ضمناً وقتی شما درباره نگرانی تهدید اتمی‌شدن رژیم ایران در قبال تمامیت جهان آزاد صحبت می‌کنید، چرا ما در مورد آن به‌مثابه یک تهدید علیه منع گسترش تسلیحات اتمی صحبت می‌کنیم، بدون آن‌که به مردم آمریکا بگوییم که در جهان بعد از ۱۱سپتامبر این رژیم یک تهدید تروریستی است. این‌که احساس شما درباره یک سازمان تروریستی چیست، یک دولت حامی تروریسم که یک گروه تروریستی را تأمین مالی و مسلح می‌کند و در لبه پیدا کردن توانایی اتمی قرار دارد و کاملاًً دست باز دارد که این توانایی را به یک سازمان تروریستی منتقل کند که قبلاً هم به تروریسم مبادرت کرده است. من نمی‌توانم درک کنم چرا ما به‌عنوان یک کشور، به‌صورت واضح موضع نمی‌گیریم؟ این مسائل (اتمی و تروریسم) از هم جدا نیستند. این‌که رژیم ایران هم یک حکومت حامی تروریسم است و هم یک گسترش دهنده توانایی اتمی است.
شما عنایت دارید که در دورانی که من در دولت کار می‌کردم، منظورم کار برای سالهای متمادی در وزارت دادگستری و کاخ سفید است، پروسه نامگذاری سازمانهای تروریستی خارجی، در وزارت‌خارجه جزء مسئولیتهای من بود.

من باید به شما بگویم که با توجه به مسافرتهایم به خاورمیانه و مذاکراتم با متحدانمان، پروسه نامگذاری سازمانهای تروریستی خارجی، صادقانه بگویم، مورد احترام متحدان ما نیست. این یک پروسه غیرمؤثر و فاسد ‌شده به‌خاطر ملاحظات سیاسی است. منظور من فاسد‌ شدن به‌معنی جنایی آن نیست، بلکه به‌خاطر ملاحظات سیاسی از هدف اصلی خودش منحرف شده است. اهدافی که بخش تفکیک‌ناپذیر مباحث سیاسی در زمانی که شما اهداف سیاست خارجی خود را مشخص می‌کنید، می‌باشند. این واقعیت که ما اجازه می‌دهیم سیاستهای داخلی به یک موضوع مادی (معامله) در مورد نگرانیهای سیاست خارجی تبدیل شوند. نامگذاری یک سازمان در لیست به‌خاطر ملاحظات سیاست خارجی، امری است که به اعتبار ایالات متحده ضربه می‌زند. مجاهدین خلق تنها گروهی نیستند که از این پروسه ضرر دیده‌اند. برخی اوقات، در چارچوبهای دیگری، از این پروسه استفاده می‌شود که برخی را به‌خاطر یک پاداش دیپلوماتیک و برای تلاش برای یک نوع مشخصی از رفتار، از لیست خارج کنند. من حتی یک قدم از همکارانم فراتر می‌روم. مجاهدین خلق باید از لیست خارج شوند و کنگره آمریکا باید کل این لیست را ملغی کند، زیرا صراحتاً فکر می‌کنم که از بسیاری جنبه‌ها، این لیست‌گذاری به شیوه‌یی اجرا می‌شود که بیشتر به اعتبار ما ضرر می‌زند. لذا، من ترجیح می‌دهم که مجاهدین از لیست خارج شوند و به‌نظر من باید از کنگره درخواست کرد که لیست را ملغی کند.

وقتی شما زمانبندی را که قاضی موکیزی در مورد تهران توصیف کرد ملاحظه می‌کنید و می‌بینید که یک خشونت شرم‌آور و شنیع را علیه آن افراد دموکرات و آزادی‌خواه در اشرف، به‌کار گرفتند، نمی‌توانید تحت تأثیر آن قرار نگیرید و صریحاً بگویم، احساس مسئولیت نکنید که این افراد که تسلیحات خودشان را تحویل داده‌اند و خشونت را نفی می‌کنند، عدم موضع‌گیری قوی ما، و این‌که ما از دولت عراق نخواهیم درباره رفتارش توضیحی بدهد و اکیداً نخواهیم که این رفتار را متوقف کند، مایه خجالت من است. به صفت کشورمان و قطعاً به صفت دولتمان، احساس شرم می‌کنم.

نکته دیگری که می‌خواهم بگویم و درباره آن صحبت نشده است و باید تکرار کنم که من به‌خاطر مسئولیتهایم در کاخ سفید نسبت به آن حساس هستم، این است که باید به صراحت بگویم که به‌عنوان بخشی از پروسه خروج از لیست، یکی از کارهایی که باید کرد این است که مسئولان مجاهدین که خارج ایران هستند، بتوانند ویزا بگیرند و به ایالات متحده بیایند و درباره جنایتهای رژیم ایران صحبت کنند. باید بتوانند درباره نقض حقوق‌بشر و آن‌چه در داخل ایران برای سرکوب مبارزان صورت می‌گیرد صحبت کنند. آنها ‌باید خودشان مدافع خودشان باشند‌ و مسائل خودشان را با کنگره آمریکا و مردم آمریکا در میان بگذارند، پول گردآوری کنند، حمایت کسب کنند و مردم را آگاه کنند.

قبل از آن‌که صحبتم را تمام کنم، از شما تقاضای کمی حوصله دارم. ما دوربینهایی را در ته اتاق می‌بینیم. نهایتاً این برنامه در ایران و در قرارگاه اشرف پخش خواهد شد و ترجمه هم خواهد داشت. لذا، من می‌خواهم شما چند لحظه‌یی مرا تحمل کنید که برای کسانی که ما را تماشا خواهند کرد، صحبتی بکنم. من می‌خواهم با زنان قرارگاه اشرف و زنان ایران، به‌خصوص زنان جوان صحبت کنم. در حال حاضر، زنانی به غایت قدرتمند و شجاع در قرارگاه اشرف زندگی می‌کنند. یک هزار تن آن‌جا حضور دارند. آنها این ماجراها را به فرزندانشان منتقل خواهند کرد. آنها درباره این ماجراها صحبت خواهند کرد و ما از تاریخی که مادران و مادر بزرگهای شما درباره آن به شما خواهند گفت، انگیزه خواهیم گرفت. متشکرم


صحبتهای تانکردو بعد از سخنان تاونزند و در معرفی جان بولتون:
این اکنون هنگام جشن و بزرگداشت است، اکنون زمان امید و انگیزه است و من هیچ پیامی را از پیامی که خانم تاونزند به اشرفیها فرستادند قویتر نمی‌دانم، چرا که این پیام آکنده از امید و انگیزش می‌باشد.
سخنران بعدی همکاری هست که من با ایشان با هم روی یک سن رفتیم و آن در پاریس در همین چند وقت پیش در تابستان در یک گردهمایی برای حمایت از اشرف بود و ایشان مثل همیشه یک سخنرانی عالی ایراد کردند. من تردیدی ندارم که امروز هم انتظار یک کار عالی از ایشان خواهیم داشت.
جان بولتون هم یک دیپلومات است و هم یک وکیل. این بسیار پرچالش است که بتوان هم وکیل بود و هم دیپلومات ولی ایشان سالیان زیادی را خدمت کرده است. از اوت ۲۰۰۵ تا دسامبر ۲۰۰۶، ایشان به‌عنوان سفیر دائم ایالات متحده آمریکا در مل متحد خدمت کرد. از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۰۵ ایشان معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات و امنیت بین‌المللی بودند. سفیر بولتون هم‌اکنون یک محقق امنیت ملی و مسایل خارجی در انستیتو انترپرایس آمریکا هستند. مقالات ایشان به‌صورت مستمر در نشریات از جمله نیویورک تایمز، وال استریت جورنال و واشنگتن تایمز چاپ می‌شوند. ما به ایشان در این‌جا خوشآمد می‌گوییم.


جان بولتون، سفیر آمریکا در ملل ‌متحد و معاون پیشین وزیر خارجه
خیلی متشکرم تام، مایلم از نیل برای دعوتمان به این جلسه تشکر کنم. در سالهای اخیر من در مورد رژیم تهران صحبتهایی داشته‌ام به‌خصوص در رابطه با موضوع تهدید سلاحهای اتمی از سوی رژیم. این یک برنامه فعال طی ۲۰سال گذشته بوده است که تلاش داشته‌اند سلاحهای اتمی و موشکهای بالستیک را به‌دست بیاورند. واقعاً یک ایده ترسناک است و برای من این دلیل اصلی است که گزینه‌هایی را که ایالات متحده و دوستان و متحدینش در سراسر جهان داشته‌اند، بررسی کنم و به این نتیجه رسیدم که واقعاً تنها جواب استرتژیک و دائمی به این مشکل از بین بردن رژیم تهران است. در حالی که صحبت از تغییر رژیم در سالهای اخیر در کار نبوده است. در حقیقت ایالات متحده آمریکا باید با افتخار اعلام کند که سیاستش تغییر دادن رژیم ایران است با آلترناتیوی که پاسخگوی مردم ایران باشد من فکر می‌کنم در این صورت جهان مکان امن تری خواهد بود و ایران نیز در صورت این تغییر مکان بهتری خواهد بود و من نمی‌دانم چرا ما به جای این‌که بگذاریم این واقعه صورت بگیرد، صرفاً به این‌که ساده حرفش را بزنیم قانع هستیم.

اجازه بدهید به مسأله سلاحهای اتمی باز گردم، مهم است بدانیم این تهدید نه تنها برای آمریکا، نه تنها برای اسراییل بلکه برای تمامی کشورهای منطقه و نهایتاً سراسر جهان چقدر جدی است. اول این‌که بسیاری از مردم در اروپا و بسیاری از مردم در این کشور با خطی که از تهران مستمراً می‌آید در مورد این‌که فعالیتهای غنی‌سازی اورانیوم و سایر فعالیتهای اتمی آن برای مقاصد صلح‌آمیز است، و تنها برای تولید الکتریسیته برای مردم است و جای نگرانی ندارد، آشنا هستند.

هنگامی که من کارم کنترل تسلیحات کشتار جمعی در وزارت‌خارجه بود، از وزارت انرژی سؤال کردم که تخمین بزند چقدر طول می‌کشد رژیم ایران ذخایر نفتی و گاز طبیعی خود را استفاده کند با در نظر گرفتن سطح صادرات و مصرف ثابت و با تخمین منطقی اقتصادی آنها در چه مدت زمانی این ذخایر را استفاده می‌کنند که ما به ازای آن رژیم به یک آلترناتیو برای نفت و گاز طبیعی خود نیاز داشته باشد و وزارت انرژی ما نتیجه گرفت. بهترین فرضیه‌یی که آنها می‌توانستند بسازند این بود که در حقیقت رژیم درست می‌گوید که نفت و گازشان در حال تمام شدن است و بین ۳۰۰ تا ۴۰۰سال دیگر پایان می‌یابند و منطقی است که هر دولتی این طرح را داشته باشد و به همین دلیل است که آنها بدون شک تواناییهای اتمی خود را گسترش می‌دهند. برخی در ایالات متحده گفته‌اند ما در محاسبات اطلاعاتیمان، در مورد سلاحهای کشتار جمعی صدام اشتباه می‌کردیم و احتمالاً این‌جا هم اشتباه می‌کنیم. من فکر می‌کنم مهم است که به این نکته نیز توجه کنیم شواهد بیش از اندازه کافی در رابطه با رژیم تهران وجود دارد و نیاز به هوش فوق‌العاده و جاسوسی ندارد بلکه در انظار عمومی است. اجازه بدهید دو مثال را که مورد علاقه من است، بزنم

سازمان بین‌المللی انرژی اتمی مدارکی را از داخل رژیم در تهران به‌دست آورده است که چطور می‌توان پلوتونیوم یا اورانیوم را به نیم کره‌های خالی که هسته سلاح اتمی را بسازد (تبدیل کرد). تنها دلیل شکل دادن به اورانیوم یا پلوتونیوم به نیمکره‌های توخالی ایجاد هسته سلاح اتمی است. شما از آن برای ساختن الکتریسیته هسته‌یی استفاده نمی‌کنید. به سادگی هیچ توضیحی مگر کنجکاوی از سوی پروفسورهای فیزیک وجود ندارد که این کار را بکنید، مگر این‌که مقاصد تسلیحات اتمی وجود داشته باشد. مثال دوم گزارشی بود در پاییز ۲۰۰۴ در رابطه با کاری که در پارچین جریان داشت و مراکز توپخانه رژیم تحقیقات انفجاری انجام می‌داد در مورد این‌که چگونه بارهای مختلف را در نیمکره‌یی که برای هدف انفجاری بود و فشردن اورانیوم و پلوتونیوم که به حجمهای حساس تبدیل شوند، شکل داد. اینها اطلاعاتی هستند که به‌طور عمومی در دسترس می‌باشند و نشان می‌دهند رژیم به‌دنبال چیست. من می‌توانم با لیستی بلند که به‌طور عمومی وجود دارند ادامه بدهم و بیشتر آنها از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران به‌دست آمده است. بسیاری از آنهایی که من دیده‌ام و حتی ویکی‌لیکس هنوز به آنها دسترسی نداشته است. اما بسیاری از این اطلاعات توسط سازمان مجاهدین در دسترس عموم قرار گرفت. فعالیتهایی که حتی در هفته‌ها و ماههای اخیر ادامه دارد و نشان‌دهنده میزان وسعت کمکی است که سازمان مجاهدین خلق ایران در رابطه با فهم عمومی از برنامه‌های اتمی رژیم به جهان داده است و صادقانه به افزایش درک دولت آمریکا در زمانی که ما می‌خواهیم به این امر بپردازیم، کمک کرده است. مشکل با برنامه اتمی رژیم این است که پس از دو دهه واکنش ناکافی از سوی آمریکا و سایرین، رژیم بسیار به دست‌یابی به سلاح اتمی نزدیک می‌شود. دولت اوباما اذعان می‌کند تهران می‌تواند در عرض یک سال به سلاح اتمی دست یابد. این وضعیت به ما نشان می‌دهد که گزینه‌های ما واقعاً محدود هستند. اشتباه نکنید داشتن سلاح اتمی از سوی رژیم ایران تهدید نظامی برای ایالات متحده ندارد. وجود سلاحهای اتمی در دستان رژیم یک تهدید تروریستی می‌باشد. زیرا علیه شهروندان بیگناه در ایالت متحده، اسراییل، خاورمیانه و یا سراسر جهان می‌باشد. اگر این سلاح به گروههای تروریستی داده شود، هیچ شکی نیست که هدف استفاده از این سلاحها شهروندان می‌باشند و این چیزی است که من در سالهای اخیر نگرانش بوده‌ام، زیرا معتقدم در صورتی‌که رژیم را از دست‌یابی به سلاح اتمی باز نداریم راه‌حلهای مناسبی که با آن تهدیدها مواجه شویم نخواهیم داشت.

دلیل اول این است که رژیم به محدودیتهای بی‌شماری که اتحاد جماهیر شوروی در جنگ سرد با آن مواجه بود مانند آن پاسخ نمی‌دهد. دوم این‌که رژیم ایران می‌تواند این سلاحهای بالستیک را به‌طور جهانی به‌خاطر ارتباطش با گروههای تروریستی در سراسر جهان مثل حماس و حزب‌الله توزیع کند. این رژیم یکسان از تروریستها حمایت می‌کند. احتمال فرستادن سلاح برای یک سازمان تروریستی، منع گسترش سلاح اتمی را ایجاب می‌کند. فکر می‌کنم اشتباه است که در نظر بگیریم راه‌حلهای دیگری به جز ممانعت از دست‌یابی به سلاح اتمی در مورد رژیم ایران وجود دارد، آن چیزی که دولت اوباما فکر می‌کند، مایه ترس من است. تنها راه‌حل، جلوگیری از دست‌یابی آنها به توانمندی اتمی می‌باشد و این به ما نشان می‌دهد که چرا در سی و یک سال گذشته ما یک نقش فعالتر در حمایت از اپوزیسیون ایران برعهده نگرفته‌ایم. اما هنوز دیر نشده است. در حقیقت واقعیتی که ما در خاورمیانه با آن مواجه هستیم این است که امروز دو گزینه وجود دارد اول این‌که رژیم به سلاح اتمی دست یابد، و همان‌طور که گفتم زودتر و نه دیرتر کسی دست به‌عمل نظامی پیشگیرانه می‌زند که از این اتفاق جلوگیری کند.

اما اجازه بدهید فرض کنیم که این گزینه جذاب نیست و اصلاً هم جذاب نیست، یعنی گزینه نظامی که علیه برنامه‌های اتمی استفاده شود، گزینه‌یی که فقط به‌خاطر این‌که انتخاب دیگر یعنی رژیم با سلاح اتمی بسیار بدتر است، اتفاق بیفتد در این صورت چه خواهد شد؟ بسیاری از افراد می‌گویند که حمله از سوی ایالات متحده باعث همراهی مردم ایران با رژیم خواهد شد و بنابراین بهتر است که حمله‌ای نداشته باشیم زیرا مردم معتقدند که باعث ابقای رژیم تهران شود. به نظرم این به مردم ایران به‌اندازه کافی اعتبار نمی‌دهد. اما فکر می‌کنم که کارزار گسترده‌ای نیاز دارد که توضیح دهد مردم ایران مورد هدف قرار نخواهند گرفت. این فعالیتهای رژیم و اراده‌اش برای پیگیری آن سلاحهاست که مشکل ایجاد کرده است. این چیزی است که ما را در مقابل سؤال بعدی قرار می‌دهد که اگر طی سال آینده یک حمله پیشگیرانه بر سر برنامه اتمی وجود دارد چه چیزی به‌دنبال خواهد داشت. شکی وجود ندارد که حمله پیشگیرانه یک جواب کامل نیست. همین الآن ممکن است دیر باشد همان طوری که افشاگریهای سازمان مجاهدین نشان داده است سایتهای اتمی آلترناتیو وجود دارد که رژیم در حال ساختن است یا این‌که در حال کار هستند که ما اطلاعاتی از آنها نداریم ما نمی‌دانیم کجا هستند و چه کار می‌کنند و تحت بازرسی و ارزیابی قرار دارند. من فکر می‌کنم به همین دلیل است که در این فضای ناراحت کننده ما باید دنبال آن‌چه که یک راه‌حل درازمدت است یعنی تغییر رژیم تهران به‌طور کامل باشیم نه با مدره‌هایی که در داخل رژیم هستند. این مثل شکار یک نهنگ عظیم سفید است که دیپلوماسی آمریکا را برای سه ده به هدر برد. در موضوع اتمی هیچ مدره‌ای در داخل رژیم وجود ندارد همه آنها خواستار آن هستند و در حقیقت وقتی که صحبت از آینده مردم ایران است هیچ مدره‌ای وجود ندارد. آنها آزادانه می‌توانند حرف خودشان را بزنند. بنابراین برای ایالات متحده بسیار مهم است که اصرار کند رژیم باید تغییر کند و مردم ایران باید از فرصت خلاص شدن از دست رژیم استفاده کنند. رژیمی که باعث انزوای ایران از سایر دنیا شده است. به‌خاطر سیاستهایی که رژیم در حمایت از تروریسم بین‌المللی و تولید سلاحهای کشتار جمعی دنبال می‌کند.

این یک فرصت برای تغییر بنیادین در ایران می‌باشد که یک ضرورت است. به همین دلیل، بسیار مهم است که سازمان مجاهدین داشتن سلاحهای اتمی را محکوم کرده است. امیدوارم هر کسی که مخالف رژیم تهران می‌باشد همین کار را بکند و ما به نقطه‌ای خواهیم رسید که درخواهیم یافت چه کسی در داخل ایران در یک انتخابات آزاد و عادلانه محبوب خواهد بود. خیلی متشکرم.

صحبتهای تانکردو در مورد خانم پروفسور روت وجوود
ایشان مدیر بخش قانون بین‌الملل در دانشکده مطالعات پیشرفته قانون بین‌المللی در دانشگاه جان هاپکینگز است و در آن‌جا کرسی استادی ادوین برلینگ در قانون و دیپلوماسی بین‌المللی را دارد. او معاون رئیس خانه آزادی است و در کمیته حقوق‌بشر سازمان ملل در ژنو خدمت کرده است، در کمیته مشورتی وزیر امور خارجه در قانون بین‌المللی شرکت کرده است و در هیأت سیاست دفاعی ایالات متحده نیز عضویت داشته است. او هم‌چنین عضو هیأت تحریریه ژورنال آمریکایی قانون بین‌المللی می‌باشد. ما او را بارها در بی.بی.سی و رادیو سراسری عمومی آمریکا و نیز در برنامه «ساعت خبری لهرر» دیده‌ایم. خانم وجوود بفرمایید:

روت وجوود، رئیس بخش حقوق بین‌الملل و دیپلوماسی در دانشگاه جان هاپکنیز آمریکا
بسیار خوشوقتم که این‌جا هستم. اشاره‌یی بکنم به محل این جلسه که هتل ویلارد است که محل بسیار باشکوهی است. اگر به تابلویی که در کنار ساختمان نصب شده است نگاه کنید، خواهید دید که این جا محل یک تلاش در سال ۱۸۶۱ برای جلوگیری از شروع نهایی جنگ داخلی آمریکا بوده است، این محل آخرین تلاش برای قانع کردن جنوب برای خودداری از جداشدن از اتحاد ایالات متحده بود و بنابراین من فکر می‌کنم بسیار به‌جا است که اکنون نیز این جا محل آخرین تلاش منسجم برای بحث درباره ایران باشد.

می‌دانید که من تقریباً ۳۰سال پیش با ازدواج وارد خانواده وجوود شدم. من از این مسأله خوشحال بودم به‌خاطر یک مرد بسیار اعجاب‌انگیز به‌نام جوسایا کلمنت وجوود چهارم که نماینده پارلمان بود. او کسی بود که در سالهای ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ در کنار چرچیل ایستاد و هشدار داد که سیاست استمالت از آلمان نازی بسیار خطرناک است. او هشدار داد که نمی‌شود یک صلح ناقص داشت. او گفت هیتلر با اشتهای سیری ‌ناپذیرش فقط به چک و لهستان راضی نخواهد بود و نهایتاً به سمت انگلستان تهاجم خواهد کرد.
در آن زمان بودند کسانی که فکر می‌کردند او به‌خاطر این حرفهایش یک تخته کم دارد، ولی نهایتاً ثابت شد که او درست می‌گفت.

بنابراین من فکر می‌کنم در این‌جا لازم است ما درباره مقاصد روشن احمدی‌نژاد از نظر حقوق‌بشر و استراتژی ملی آمریکا بسیار جدی باشیم. او عظمت ایران را نمایندگی نمی‌کند، او خودکشی ایران را نمایندگی می‌کند.

هر‌کس به او [احمدی‌نژاد] نگاه کرده دیده است که او تقریباً مثل آدولف هیتلر هر جمعیتی را که خطاب به رژیم آنها چیزی گفته مورد تحقیر روانشناسانه قرار داده است. مثلاًًًًًًًًًًًًً در سازمان ملل متحد، در مجمع عمومی، در هتل ولدرف استوریا در نیویورک وقتی چند سازمان غیردولتی با او وارد بحث دوستانه شدند، سازمانهایی که اساساً گول خورده بودند که دارند با چه کسی حرف می‌زنند، وقتی که برای تهدید خاورمیانه و اروپا از یاوه‌گوییهای غیرمنطقی‌اش استفاده می‌کند. دست‌یابی احمدی‌نژاد به تسلیحات هسته‌یی به شکل غیرقابل ‌تصوری نگران‌کننده خواهد شد. او یک آدم منطقی نیست و هیچ‌کسی نمی‌تواند مدعی شود که دکترینهای متعارف بازدارندگی هسته‌یی در مقابل کسی که هر روز که بیدار می‌شود فکر می‌کند پایان جهان نزدیک است کارآمد باشد. این فرد کسی نیست که شما بتوانید با او منطقی برخورد کنید، وقتی که مشکل نهایی تسلیحات هسته‌یی را در خاورمیانه به‌وجود آورده است و اگر رژیم ایران هسته‌یی شود همه تحلیل‌گران به‌شدت نگرانند که مصر، سعودی، ترکیه، و چرا نه لیبی، که قبلاً شروع کرده بود، تسلیحات هسته‌یی به‌دست خواهند آورد. موضوع حفظ ثبات در چنین وضعیتی بسیار جدی است، حتی اگر احمدی‌نژاد خودش چنین فرد دیوانه‌یی نبود.

موضوعی که می‌خواهم روی آن متمرکز شوم، موضوع اشرف است ولی می‌خواستم این مقدمه را بگوییم که این فقط یک موضوع حقوق‌بشری ساده نیست، چه به‌لحاظ موضوع مقدم اپوزیسیون دموکراتیک در ایران و یا ساکنان تحت محاصره اشرف، بلکه به این لحاظ نیز موضوع حقوق‌بشر است که بر طبق آر.تو.پی که یک واژه معروف است، مسئولیت حفاظت، نه تنها شامل کسانی می‌شود که مستقیماً از طرف رژیم ایران تحت ستم هستند، بلکه شامل امنیت فیزیکی و آینده و امکان ادامه تاریخ و مختل ‌نشدن آن به واسطه جنگ هسته‌یی نیز می‌شود. همه اینها به آن‌چه ما امروز انجام می‌دهیم بستگی دارد. و حالا در کمپ اشرف، همان‌طوری‌که در بروکسل گفتم رژیمهایی که هژمونی‌طلب و قلدرمنش هستند باعث می‌شوند که سمبلهایی در اپوزیسیون خودشان تولید شود و همان‌طور که ندا، دختر جوانی که در خیابانهای تهران به قلبش شلیک شد درحالی‌که فقط داشت یک تظاهرات دموکراتیک را تماشا می‌کرد که در اعتراض به دزدیده شدن انتخابات بود، به یک سمبل بزرگ تبدیل شد، اشرف نیز برخلاف محاسبات شکست‌خورده رژیم به یک نماد و سمبل بزرگ تبدیل شده است، به‌طوری‌که اکنون شما با وضعیتی مشابه آلمو (سمبل وطن‌دوستی در آمریکا) مواجه هستید که انسانهایی تحت محاصره هستند و این محاصره سرانجامی ندارد و آمریکا هم در عمل ‌کردن به قولی که برای تضمین حفاظت داده بود موفق نبوده است و این شرف و تعهد ماست که در ترازو قرار می‌گیرد؛ هر وقت که به قولی که هنگام تحویل مسئولیت به عراقیها داده شده بود عمل نشده است، هر وقت که یک نوع تحریم پزشکی وجود دارد و هر وقت که اذیت و آزارهای صوتی وجود دارد از نوعی که بسیاری به آن در گوانتانامو اعتراض کرده بودند، و هرگاه که تهدیدات به مرگ و خشونت و تهدیدات جابه‌جایی به مناطق دوردست صحرایی در یک زندان فوق‌العاده امنیتی مطرح می‌شود، یعنی در آن هیچ‌کدام از خواستها و آرمانهای در نظر گرفته شده در کنوانسیونهای ژنو وجود ندارد. قانون جنگ، قانون حقوق‌بشر، حفاظت در مقابل جنگ غیرنژادی و حفاظت در قبال برگردانده‌ شدن به رژیمی که شکنجه می‌کند، همه اینها در ترازوی آزمایش قرارگرفته است. شاید به‌طور ناخواسته و از طریق افراطهای احمدی‌نژاد و نفوذ او در دولت مالکی و به‌خاطر تهدیدات مالکی علیه اشرف، اکنون از اشرف یک سمبل دیگر مانند ندا ایجاد شده است، از افراد غیرمسلحی که آنقدر شجاع بوده‌اند که بر سر مواضع و اعتقادات خودشان وفادار و پایدار بمانند؛ آن هم رودرروی تلاش فزاینده رژیم ایران برای اعمال نفوذ در منطقه.

هر کسی که به این منطقه علاقه دارد، باید نگران باشد، به‌خاطر این‌که رژیم ایران هرگونه راه‌حل در مورد مناقشه فلسطین و اسراییل را غیرممکن می‌کند، رژیمهای لبنان و سوریه را فاسد می‌کند، سوریه الآن همپالکی رژیم ایران است و هر شانس محتملی برای دورکردن بشار از رژیم ایران به تضعیف قدرت این رژیم بستگی دارد. توانایی حریری که قبلاً امید می‌رفت که شرف پدرش و ترور او را انتقام بگیرد، به واسطه تهدیدات سوریه و رژیم ایران مختل شده و امکان یک راه‌حل دو کشوری در مناقشه اسراییل و فلسطین نیز به‌خاطر رژیم ایران مختل شده است.

بنابراین، اگر به حقوق‌بشر اعتقادی دارید، اگر به اصولی که ملل ‌متحد و کمیته‌یی که من قبلاً در آن خدمت می‌کردم، یعنی کمیته حقوق‌بشر، معتقد هستید، و حتی براساس شورای حقوق‌بشر ملل ‌متحد که بسیار سیاسی ‌تر شده است، بسیار مهم است که اطمینان حاصل کنیم نسبت به این‌که ساکنان اشرف به رژیمی که درصدد کشتار آنهاست، استرداد نمی‌شوند، نسبت به این‌که آنها به صحرایی که شرایط آن بدتر از هر زندانی است، فرستاده نشوند و نسبت به این‌که ما به‌عنوان آمریکا به قول خودمان عمل کنیم که حفاظت ساکنان اشرف را تأمین کنیم. در این موارد اکنون اصل آر.تو.پی در ترازوی آزمایش است، مفاهیم کنوانسیون حقوق‌بشر در ترازوی آزمایش است، مفاهیم کنوانسیونهای ژنو در ترازوی آزمایش است.
آقای رئیس، در این‌جا اظهاراتم را خاتمه می‌دهم و می‌گویم عجیب است که در این مورد (حذف نام مجاهدین از لیست) اروپا جلوتر از ما است. فکر می‌کنم ما خوب است یکبار هم که شده در این رابطه از نظر اروپا پیروی کنیم، شاید درست می‌گویند. با تشکر.

صحبتهای تانکردو در مورد کنت کنتزمن:
سخنران بعدی دکتر کنت کنتزمن تحلیگر ارشد خاورمیانه برای مرکز تحقیقاتی کنگره می‌باشد. وی به‌عنوان قانونگذار فدرال مستقل در بخشهای دولتی و خصوصی فعالیت دارد. دکتر کتزمن متخصص امور ایران و عراق است. مولف کتابی با عنوان «وکلای اسلام، سپاه پاسداران ایران» می‌باشد.
دکتر کنتزمن دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه نیویورک است.

کنتزمن ـ  رئیس سرویس تحقیقات کنگره آمریکا
امروز می‌خواهم در مورد یک موضوع بسیار مورد علاقه طی زندگیم، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که به آن سپاه می‌گویم، صحبت کنم. نیرویی که محتملاً تنها موجودیتی است که بین مردم ایران و رژیم قرار دارد و تنها موجودیتی است که رژیم را در قدرت نگاه داشته است.
سپاه برای دفاع از رژیم و صدور انقلاب تأسیس شد. سپاه یک نیروی کلیدی و مخفی به اسم نیروی قدس دارد که متشکل از ۵هزار افسر است. آنها در موقعیت کلاسیک نظامی انجام وظیفه نمی‌کنند، بلکه به‌نوعی مانند مزدوران برون مرزی هستند. آنها به تحویل سلاح به حماس، حزب‌الله، شبه‌نظامیان شیعه در عراق و گروههای مختلف طالبان در افغانستان مشغول هستند. به‌طور واقعی، نیروی قدس، نیروی ضربتی سپاه و رژیم می‌باشد که به جنبشهای طرفدار ایران در خارجه کمک می‌کند. سپاه پاسداران دریافت‌کننده بیشتر تسلیحات جدیدی است که رژیم ایران خریداری می‌کند. بخش عمده این تسلیحات به ارتش کلاسیک داده نمی‌شود بلکه به سپاه داده می‌شود. اما، قطعنامه ۱۹۲۹ که در ژوئن تصویب شد، یک ممنوعیت جهانی را علیه فروش تسلیحات سنگین به ایران وضع کرده است، مثل تانک، هواپیماهای جنگی و کشتیهای جنگی. لذا، در‌ حال ‌حاضر، صدور چنان تجهیزاتی، نقض قطعنامه‌های ملل ‌متحد به‌شمار می‌آید و باید دید این تحریمها چه تأثیری در آینده روی سپاه خواهند داشت. برخی از واحدهای سپاه قدس امسال حتی در کویت شناسایی شدند.

نیروی قدس در امارات متحده عربی بسیار فعال است. این کشور یک بازار بسیار فعال از نظر تکنولوژی و قطعات است. رژیم ایران سعی می‌کند از این طریق تحریمهای بین‌المللی را دور بزند و نیروی قدس بخش تفکیک‌ناپذیر تلاشهای رژیم ایران برای دور زدن تحریمهای ملل ‌متحد و سایر تحریمهاست، از طریق ایجاد کمپانیهای پوششی و خرید توسط عوامل خودش به شیوه نقد، با استفاده از جامه‌دانهای پر از پول که قطعاً نیروی قدس درگیر آن است.

سپاه پاسداران به یک موجودیت اقتصادی تبدیل شده است. دیگر صرفاً یک نیروی نظامی و ضربتی و صدور انقلاب نیست. بلکه یک کمپانی تجارتی بزرگ است. به نوعی می‌شود گفت «کمپانی سپاه». آنها از بازوی سیاسی خودشان در حاکمیت برای به‌چنگ ‌آوردن قراردادهای اقتصادی استفاده می‌کنند. به‌طور خاص قراردادهای بزرگ، مثل فرودگاه خمینی و تله‌کام ایران که یک سهم اکثریت را در آن خریداری کردند استفاده می‌کنند.

همان‌طور که گفتم سپاه بسیاری از تاجران سنتی را از کارشان ساقط کرده‌اند. مقاطعه‌کاران، کمپانیهای ساختمانی و کمپانیهای کوچک نفتی و گاز و… سپاه این بازارها را با استفاده از ارتباط سیاسی ش با ولی‌فقیه و با احمدی‌نژاد به‌دست آوده است. و این تا اندازه‌یی اقتصاد ایران را مختل کرده است زیرا کمپانیهای کوچک قراردادی به دست نمی‌آورند. سپاه پاسداران بخش عمده‌یی از بودجه نظامی رژیم را به خودش اختصاص داده است. البته از سودی که از فعالیتهای اقتصادیشان به‌دست آورده‌اند استفاده می‌کنند که مزایا و اضافه حقوق بدهند. فساد در سپاه گسترش یافته است و هم‌چنین تلاش می‌کند تلاشهای مخفیانه‌یی برای به‌دست آوردن تکنولوژی در امارات متحده عربی ترتیب دهد.

صحبتهای تانکردو در مورد لیو ینگستون
دکتر لیوینگستون بنیانگذار و سی پی او اگزکیوتیو اکشن و میزبان و برگزار کننده سمپوزیوم امروز می‌باشد. او در هیأتهای مشاورتی چندین مؤسسه عضویت دارد از جمله در مؤسسه امنیت کشوری جان پی مورتم، و مؤسسه بین‌المللی امنیت کشوری می‌باشد. آقای لیوینسگتون ۹ کتاب منتشر کرده است از جمله کتاب ”در داخل سازمان آزادی‌بخش فلسطین“، ”مبارزه علیه تروریسم“ و ”فرقه ضدتروریسم“. مطالب او از جمله در نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال منتشر شده است.

وقتی که ایالات متحده قانون ضدتروریسم را در سال ۱۹۹۶ در مقابله با افزایش جهانی تروریسم تصویب کرد، یک قسمت از این قانون از وزیر خارجه می‌خواست که لیست سازمانهای تروریستی را که به آن اف.تی.او یا سازمان تروریستی خارجی می‌گویند، تهیه کند. وقتی که سازمانی در لیست قرار گرفت، هرگونه کمک مالی یا سیاسی به آن ممنوع می‌شود.
در یک اقدام ناجوانمردانه و آشکار کابینه بیل کلینتون برای جلب نظر رژیم افراطی تهران، در اکتبر ۱۹۹۷ سازمان مجاهدین را یک سازمان تروریستی خواند. یک مقام بلندپایه دولت گفت این نامگذاری «به‌خاطر خوش‌خدمتی به رئیس‌جمهور تازه انتخاب شده و اصلاح‌طلب وقت، محمد خاتمی، بوده است». معاون سابق وزیرخارجه، مارتین ایندیک، در خاطراتش این چنین توضیح داد «ما امیدوار بودیم که این اقدام ما در تهران به‌عنوان خوش‌خدمتی قلمداد شود».
و این چنین بود که داستان تأسف‌بار و طولانی نامگذاری سازمان مجاهدین خلق و استفاده سه دولت از این نامگذاری به‌عنوان یک حرکت سیاسی در مقابل رژیم یاغی حاکم در تهران، شروع شد. حتی دولت جرج بوش که رژیم ایران را یکی از «محورهای شر» نامید کاری برای خارج کردن نام سازمان مجاهدین از لیست نکرد. و با این کار به اعتبار این لیست ضربه زد و هم‌چنین دست و پای اعضای اپوزیسیون ایران را که به‌دنبال تحقق دموکراسی و حقوق‌بشر در ایران هستند، بست. دولت بوش باید از سابقه خود در این مورد شرمنده باشد.

این‌که ما دشمن رژیم ایران را هم‌چنان در لیست قرار می‌دهیم، ( برای این است که) امید بیهوده‌ای بسته‌ایم که این اقدام موجب سازش با دولت احمدی‌نژاد و پیروانش می‌شود، این یک عمل نابخشودنی، غیراخلاقی و احمقانه است.
کسانی که در وزارت‌خارجه و یا قسمتهای دیگر دولت آمریکا از سازش و همکاری به هر قیمتی با رژیم تهران حمایت می‌کنند مانند کسانی هستند که در سال ۱۹۳۰ از نازیها معذرت خواهی می‌کردند. آنها باید از حکومت آمریکا بیرون رانده شوند و به زیر همان سنگهایی بروند که از آن بیرون آمدند. حتی در بعضی موارد باید محاکمه شوند. ما در حال جنگ با رژیم تهران و همدستانش در آمریکا هستیم، به‌خصوص کسانی که در درون دولت خودمان، همه در کشتار شهروندان آمریکایی شریک هستند. آنها در تخریب امنیت ما و امنیت دوستانمان در خاورمیانه شریک جرم هستند.
وقت آن رسیده که ما اشتباهاتمان و قضاوتهای نادرست گذشته را با خارج کردن نام مجاهدین از لیست جبران کنیم.
هر روز که می‌گذرد و سازمان مجاهدین در لیست باقی می‌ماند، خجالت‌آور است و حتی بعضیها ممکن است بگویند که خیانت است. من به اعضای وزارت‌خارجه و کابینه می‌گویم که «پشت به اصطلاح مدارک محرمانه» خود را مخفی نکنید تا نامگذاری سازمان مجاهدین را توجیه کنید، چرا که یک دادگاه استیناف ایالات متحده با سه قاضی رأی داد که این کار اشتباه بوده است، برخلاف قانون اساسی بوده، زیرا وزارت‌خارجه آنها را از حق دفاع محروم کرده است.

به آنها که در دولت آمریکا به‌دنبال کرنش و مماشات در برابر رژیم ایران هستند، می‌گویم بهترین دلیل خود را بیاورید. بهترین مباحثه خود را برای این‌که آنها را در لیست نگهدارید، بیاورید، اما به ما فرصت بدهید که بتوانیم جواب توضیحات شما، ادعاهای غلط و اطلاعاتی که رژیم تهران دراختیار شما کاشته است را بدهیم. و اگر شما اشتباه می‌کنید، از جلوی راه گم شوید و اجازه بدهید که ما به کار دفاع از ملتمان، محدود کردن رژیم شرور تهران، و حمایت از دوستانمان در این‌جا و خارج از این‌جا که اهداف و ارزشهای مشترکی را دنبال می‌کنیم، بپردازیم.

صحبتهای تانکردو و معرفی آقای تنتر:
آنها اطلاعات طبقه‌بندی شده هستند که به آنها اشاره شد و از آنها توسط وزارت‌خارجه استفاده شده بود که اثبات کند که مجاهدین خلق را در لیست وارد کند. آن اطلاعات و همراه با سایر اطلاعاتی که در دسترس بودند به دادگاهها در اروپا به‌ویژه در انگلستان توسط آن دادگاهها مورد بررسی قرار گرفتند و اثبات شد که ارزشی ندارند. این یک قسمت جالب از این کارزار می‌باشد همان طوری که متذکر شدم اروپا تصحیح کرد و ما نیز باید همین کار را بکنیم. ما در این‌جا پروفسور ری تنتر را داریم. ری در کاخ سفید به‌عنوان عضو ارشد امنیت ملی خدمت کرد. در سال ۲۰۰۵ آقای تنتر تلاش کرد که کمیته سیاست ایران بنیانگذاری شود و به‌عنوان رئیس آن خدمت می‌کند. وی عضو شورا در روابط خارجی می‌باشد و نیز در موسسه واشنگتن در سیاست خاور نزدیک کار می‌کند. آقای تنتر کمک مولف کتاب مماشات و دموکراسی سرکوب شده سیاست آمریکا و آپوزیسیون ایران می‌باشد که اخیراً به‌عنوان رئیس‌جمهور اوباما در عراق و نیز رئیس‌جمهور اوباما در ایران به چاپ رسید. آقای تنتر.

ریموند تنتر رئیس بنیاد سیاست ایران و عضو پیشین شورای امنیت ملی آمریکا
یکی از چیزهایی که من به همراه همکارانم در تحقیقاتمان متوجه آن شده‌ایم این است که یک ارتباط بدشگون بین لیست‌گذاری تروریستی مجاهدین خلق ایران توسط دولت آمریکا و وضعیتی که اکنون اشرف در آن قرار دارد وجود دارد. و این‌که چگونگی رفتاری که با اشرف می‌شود مثل یک بند ناف به لیست‌گذاری در آمریکا متصل می‌شود. و هنگامی که لیست‌گذاری خاتمه یابد، آنوقت این بهانه از دولت عراق سلب می‌شود که خودش را محق بداند هرکاری که دلش می‌خواهد با ساکنان اشرف بکند.

اکنون من می‌خواهم به تحقیقات چهار ماهه‌یی که ما در کمیته سیاست ایران انجام داده‌ایم بپردازم. از جمله اینها تحقیقاتی هست که از جمله روی کیس کربلا انجام داده‌ایم. قاضی مکیزی اشاره کردند که دادگاه فدرال این را تصریح کرده است که آن‌چه وزیر خارجه کاندولیزا رایس برآن تکیه کرده است ممکن است مدارک محرمانه بوده باشد، ولی مدارک غیرمحرمانه بسیار شبهه‌انگیز و براساس شایعات بوده است. این نحوه جمع‌آوری اطلاعات که وزارت‌خارجه انجام داده است، غیرحرفه‌یی‌ترین و شلخته‌ترین کاری است که من تا به‌حال از طرف دولت آمریکا دیده‌ام. من در کاخ سفید و در وزارت دفاع کار کرده‌ام. قضات به‌ وضوح در دادگاه گفتند ای بسا مدارک محرمانه به همان بی‌کیفیتی و بدی مدارک غیرمحرمانه که آنها آن مدارک را مورد بازبینی قرار داده بودند باشد.

لذا ما در کمیته سیاست ایران با دقت فراوان به کیس کربلا پرداختیم و متوجه شدیم که منبع اصلی خبری که در رابطه با کربلا پخش شده بود رژیم ایران بود و ادعا این بود که مجاهدین درحال آموزش ۶۰ زن در اشرف هستند که بعداً عملیات انتحاری بکنند و افرادی را بکشند! این البته یک ادعایی غیرواقعی است ولی اینها جزء مدارک محرمانه آمریکا هنگام تشکیل پرونده اداری برای مجاهدین خلق ایران شده بودند و ظاهراً مبنای توجیه استمرار لیست‌گذاری مجاهدین خلق ایران توسط وزیر رایس شده بود. ما در تحقیقات متوجه شدیم که کیس کربلا ابتدا توسط رژیم ایران ساخته و پرداخته شد، بعد اینها جزء مدارک محرمانه وزارت‌خارجه شدند و بعد که در آستانه بررسی دادگاه اینها از حالت محرمانه خارج شده و جزء مدارک علنی شدند، رژیم ایران یکبار دیگر از آنها استفاده کرد و گفت مدارک دادگاه فدرال آمریکا نشان داد که مجاهدین زنان را برای عملیات تروریستی آموزش می‌داده‌اند. اینها همه‌اش حرفهای مطلقاً غیرواقعی و دروغ رژیم ایران هستند و به ‌نحو زیرکانه‌یی رژیم ایران به‌ صورت دوبله از دروغهای ساخته خودش استفاده کرده و آن دروغها تبدیل به جزیی از مدارک محرمانه جامعه اطلاعاتی آمریکا شده‌اند و بعد رژیم مجدداً از آن اطلاعات علیه مجاهدین خلق ایران استفاده کرده است.

در این‌جا همان‌طور که خانم تاونزند در رابطه با اشرفیان صحبت کرد و به آنها پیام داد، می‌خواهم بگویم که من خودم به اشرف رفته و از نزدیک آن‌جا را دیده‌ام. من می‌خواهم همان‌طور که پرزیدنت جان کندی وقتی که به برلین رفت در همبستگی با مردم برلین گفت من یک برلینی هستم، من هم این‌جا از جانب همه بگویم که «ما همگی امروز اشرفی هستیم».

با تشکر

پرسش و پاسخ
تانکردو: با تشکر از پنل، می‌خواهم از شما خیلی تشکر کنم به‌خاطر اظهارات بسیار مهم و مربوطی که درباره این موضوع بسیار مهم کردید و این‌که این اظهارات را در زمانبندی مشخص شده ارائه دادید. اکنون وقت را به سؤالات اختصاص می‌دهیم.

عضو مطبوعات در ردیف جلو، شما بفرمایید آقای هوارد فرنچی از کریستین ساینس مانیتور، هفته پیش از یکی از نفرات دولت، آقای گری سامور شنیدیم که نه‌تنها ایالات متحده بلکه متحدینمان اقدام به تحریمهای سخت‌تری خواهند کرد و برخی در کنگره، به‌طور مشخص نماینده کنگره شرمن از تحریمهای سختتر صحبت می‌کردند ولی من سؤالم است که آیا با تغییر در کنگره شما آیا انتظار دیدن حمایت برای اپوزیسیون و نه فقط تحریمها را دارید؟

جان بولتون: بگذارید من این سؤال درباره تحریم را پاسخ بدهم، همان‌طوری‌که کاملاًً روشن است تحریمها نتوانسته رژیم را از دنبال کردن دست‌یابی به توانایی تسلیحات هسته‌یی بازدارد و هیچ چشم‌انداز واقع‌بینانه هم نیست که تحریمهای بیشتر از این مؤثرتر باشد، چون یکسری دولتها هستند که نمی‌گذارند تحریمهای سازمان ملل ‌متحد یا آنهایی که کنگره در تابستان گذشته تصویب کرد، توانایی رژیم ایران در ادامه برنامه خودش را کاهش بدهد. روسیه و چین به‌طور مثال کاری نخواهند کرد که ارسال نفت تصفیه‌شده را مانع شوند و یا از میدانهای نفت و گاز ایران بهره‌برداری نشود. ما شاهد هستیم که ونزوئلا و ترکیه هم عملاً چنین می‌کنند، ونزوئلا به‌طور فعال به ایران در دور زدن تحریمهای نهادهای مالی بین‌المللی کمک می‌کند. خوب است یکی سؤال کند که چرا یکی از بزرگترین سفارتهای رژیم ایران در کاراکاس ونزوئلا است. دلیل این امر به خوبی از نکاتی که گفتم روشن است.

البته از هرگونه تحریم رژیم ایران حمایت می‌کنم چون رژیم را تضعیف می‌کند و رژیمی که منفور است را منفورتر می‌کند ولی باید سؤال شود که چقدر طول می‌کشد تا این‌که تحریمها عملاً مؤثر واقع شوند. واقعیت این است که مسابقه بین مؤثر افتادن تحریمها و رسیدن این رژیم به تسلیحات هسته‌یی تقریباً نزدیک خط پایان می‌باشد. کره شمالی که رژیمی است که بسا بسا بیشتر از ایران تحت تحریمهای سخت است و مردمش به‌دلیل این سیاستهایش ۴ تا ۶ اینچ کوتاه‌تر از مردم کره جنوبی هستند تاکنون دو بمب هسته‌یی منفجر کرده است و لذا من انتظار ندارم که تحریمها به این زودیها روی موضوع هسته‌یی تأثیر بگذارند.

تانکردو: آیا کس دیگری در پنل می‌خواهد به این سؤال جواب بدهد؟ آقای ریج؟

ریج: من فکر کنم اگر شما به حمایت فوق‌العاده دو حزبی برای لایحه ۱۴۳۱ در شهری که در آن چندان حمایت دو حزبی وجود ندارد نگاه کنید می‌بینید که در کنگره از جمهوریخواه تا دموکرات از محافظه‌کارترین تا لیبرالترین در حمایت از آن لایحه متحد هستند و ما فقط می‌توانیم امیدوار باشیم که آمار حامیان این لایحه بیشتر شود و دولت به این ایده بسیار مهم پی ببرد که اگر اختلافات در سیاست خارجی در لب آب تمام می‌شود آن‌گاه شاید یک قدرشناسی باشد و حمایت قانونگذاران در هر دو طرف کنگره برای یک موضع علنی قوی نه‌تنها در رابطه با سازمان مجاهدین خلق، بلکه برای تغییر رژیم به‌طور مسالمت‌آمیز در ایران، وجود داشته باشد.

تانکردو: اجازه بدهید من اضافه کنم که واکنش کنگره به این مسائل بسیار دلگرم‌ کننده است. ده سال پیش من نامه‌یی را امضا کردم که از وزارت‌خارجه می‌خواست نام سازمان مجاهدین را از لیست تروریستی بردارد. در صفحه اول روزنامه شهر خودم تیتر زده بودند که «چرا تام تانکردو از یک سازمان تروریستی حمایت می‌کند؟» واکنش به این موضوع و نه فقط آن‌چه این روزنامه نوشته بود بلکه واکنش عمومی مطبوعات طوری بود که بر روی شور و شوق بسیاری از همکارانم در کنگره برای این موضوع مجاهدین خلق آب سرد می‌ریخت. آن‌موقع اینطوری بود. آقای ریج اشاره کرد به لایحه‌یی که تنظیم شده است و اکنون در حال چرخش برای امضاگیری در کنگره است و اساساً همان خواسته را دارد، امروز این لایحه ۱۱۴ پشتیبان دارد، بگذارید بگوییم که این یک پیشرفت خیلی عظیم در این مسأله است و امید است که بیشتر هم بشود و این نتیجه تلاش بسیاری نفرات است که در این پنل نشسته‌اند یا در جمع شنوندگان حضور دارند. همه شما بایستی به‌خاطر عزم و جدیت در پیگیری آن‌چه درست و حق است مورد تقدیر قرار بگیرید.

سؤال بعدی، بفرمایید:
اسم من استیون شنیبام است و من وکیل خانواده‌های ساکنان کمپ اشرف و نیز شورای ملی مقاومت هستم. تیم حقوقی ما بود که تقاضانامه برای لغو نامگذاری مجاهدین را در سال ۲۰۰۸ به وزارت‌خارجه تنظیم کرد. قبل از این‌که سؤالم را بکنم می‌خواستم چیزی را بگویم که شاید کاملاًً روشن باشد، این ابراز جمعی حمایت که امروز صبح از اعضای سابق کابینه رئیس‌جمهور، از کارمندان ارشد رئیس‌جمهور، از دانشمندان و محققان و از سفیران شنیدیم در واقع حمایت از سازمانی است که وزارت امور خارجه اعلام کرده است توانایی و قصد درگیر شدن در تروریسم را دارد و همه می‌دانیم که این ادعا مسخره است. سؤال من روی این متمرکز است که ما چطوری وزارت امور خارجه را قانع کنیم. ولی قبل از این‌که سؤال را مطرح کنم می‌خواهم یک نکته را به عرض فرانسس تاونزند برسانم که در پاسخ به نتیجه‌گیری خارق‌العاده ‌ایشان است که امروز ابراز کردند، من در اشرف بوده‌ام و دوبار به آن‌جا رفته‌ام و با بسیاری از نفرات در اشرف ملاقات کرده‌ام، با آنها غذا خورده‌ام، با آنها صحبت کرده‌ام، با آنها به گردش رفته‌ام، همان‌طور که شما در اظهاراتتان گفتید که آنها می‌توانند شما را ببینند ولی شما نمی‌توانید آنها را ببینید، پس بگذارید به‌عنوان کسی که در اشرف بوده است به شما بگویم که وقتی افراد اشرف اظهارات شما را شنیدند چه اتفاقی افتاد، آنها به‌عنوان یک تن واحد ایستادند و برای شما و برای اعضای این پنل و برای حمایت از موجودیت آنها در اشرف و حمایتی که کردید دست زدند. و لذا از جانب آنها می‌گویم بسیار متشکریم.

تاونزند: اجازه بدهید یک چیزی را بگویم. می‌دانید، عجیب است که هرگز در کمپ اشرف نبودم اگر‌چه برای کارهایی به عراق رفته‌ام ولی هرگز این افتخار را نداشتم که به ایران سفر کنم چون قبل از انقلاب بچه بودم، ولی یکی از جاهایی که احساس مرا برمی‌انگیزد با توجه به فرهنگ غنی‌اش و اهمیت تاریخی‌اش، ایران است و امیدوارم که در طول زندگی خودم اگر در لغو نامگذاری مجاهدین موفق شویم و اگر در حمایت از آزادی موفق شویم، این افتخار را پیدا کنم که به یک ایران دموکراتیک بروم و بچه‌های خودم را به آن‌جا ببرم که از آن بیاموزند.

تانکردو: خیلی ممنون، بسیار مایه خوشوقتی بود که امروز به این پنل برجسته گوش فرا دادیم. ملاحظات آنها عمیق و بسیار مهم است و امیدوارم که برای تغییر سیاستی که فکر کنم همه ما آن را دیوانگی می‌دانیم، مؤثر باشد چرا که شنیده‌اید که تعریف دیوانگی این است که کسی کاری را مستمر تکرار کند ولی امیدی به نتیجه متفاوت داشته باشد. این سیاست که سالها پیشه شده است دیوانگی است و باید تغییر کند. من هرگز دلایلی به قدرتمندی آن‌چه امروز توسط این پنل ابراز شد برای این تغییر نشنیده بودم. پیش از این آقای موکیزی گفت ما مستمر می‌شنویم که جامعه بین‌المللی به ما می‌گوید دارند وضعیت را تماشا می‌کنند. حتماًًًًًًً که دارند تماشا می‌کنند ولی آیا گوش هم می‌کنند؟ آیا عمل می‌کنند؟ جان انسانها در خطر است. امنیت جهانی در خطر است. چه چیزی می‌تواند هدف مهمتری باشد؟ چه چیزی می‌تواند دلیل مهمتری برای تمرکز تمام اعضای جامعه جهانی بر مسأله ایران و مسائل پیرامون آن به‌دلیل حضور چنین رژیمی ‌باشد؟
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/5ffeab5f-43c0-4ffb-baa5-64aea08032c4"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات