روز 20بهمن، پاسدار نقدی، سرکرده بسیج ضدمردمی که تحت عنوان برنامههای دهه زجر به تلویزیون رژیم آورده شده بود، در حالی که از احتمال تکرار انقلابی شبیه 22بهمن، این بار علیه نظام ولایتفقیه ابراز نگرانی میکرد، از جمله گفت: «فتنه کی بهوجود میآید، زمانی که حق و باطل را با هم قاطی میکنند، یکی بیاید بگوید جوانان من مخالف حکومت اسلامیام، به من بپیوندید میخواهیم این حکومت اسلامی را برداریم». در واقع این سرکرده جنایتکار آخوندها داشت به این ترتیب بهخاطر استمرار انقلاب22بهمن، با همان روح و آرمان واقعیش ابراز وحشت میکرد. البته پاسدار نقدی در این ترس تنها نیست و ابراز وحشت از یک انقلاب عظیم آزادیبخش این روزها ورد زبان تمامی سردمداران نظام است که البته تحت عنوان فتنه از آن یاد میکنند. این در حالی است که بعضیها بعد از گذشت نزدیک به 4دهه از انقلاب بزرگ ضدسلطنتی ایران و بهخاطر فقر و نابودی بزرگی که تحت حاکمیت آخوندها بهوجود آمده، میگویند واقعه 22بهمن سال 57 در ایران بهخاطر نتیجهیی که داشت نمیشود اصلاً انقلاب نبود. اما بنظرمیرسد که لازم است با نگاهی عمیقتر این مسأله بررسی شود.
در واژه نامههای سیاسی انقلاب را اینطور تعریف کردند: «تحولات ناگهانی و شدیدی که در اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روی میدهد و یک دولت یا نظام حقوقی و اجتماعی و اقتصادی جای خودش را به دولت دیگری میدهد. اینگونه تحولات غالباً با طغیان مردم همراه است».
اگه به این تعریف عام پایبند باشیم، آن وقت به این نتیجهگیری منطقی میرسیم که واقعه22بهمن 57 هم، از آنجا که نتیجه برشوریدن مردم بر دیکتاتوری شاهنشاهی و تلاش برای جایگزین کردن آن با حاکمیتی متفاوت بود پس یک انقلاب محسوب میشود. یعنی تا جایی که به نفس تغییر و انگیزههای مردم ایران برای دگرگون کردن حاکمیت جامعه بر میگردد، انقلاب 57 یک انقلاب تمامعیار بود. انقلابی که در نتیجه آن نظام پادشاهی در ایران برای همیشه مدفون شد. حالا در گام بعدی میرسیم به این سؤال که راستی اگر آن واقعه یک انقلاب بود پس چرا هیولایی مثل خمینی حاکمیت را به دست گرفت؟ پاسخ این سؤال را باید در یک واقعیت تلخ تاریخی جستجو کرد. واقعیتی بهنام سرقت انقلاب توسط خمینی دجال. با این همه، آیا میشود گفت که انقلاب 22بهمن 57 سوخته و خاکستر شده؟ نه! انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران همچنان زنده است. این انقلاب را میشود در شکلگیری و درخشش ارتش آزادیبخش ملی ایران و در جوش و خروش یکانهای آن در داخل کشور دید. این انقلاب را میشود در اعتراضات دانشجویان و جوانان دید. این انقلاب را میشود در فریادهای دادخواهی مادران شهدا جستجو کرد. این انقلاب را میشود در حرکات اعتراضی معلمان، پرستاران، کارگران و همهٴ اقشار جامعه یافت و حس کرد. انقلاب بهمن 57 را میشود در درگیریهای مستمر جوانان با مزدوران انتظامی و گوشمالی دادن آنها یافت.
آری، بنابراین باید گفت:
«نمرده یاد بهمن ماه، همون خلقیم همون میهن، برای سرنگون کردن، هنوزم بهمنه، بهمن».
در واژه نامههای سیاسی انقلاب را اینطور تعریف کردند: «تحولات ناگهانی و شدیدی که در اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روی میدهد و یک دولت یا نظام حقوقی و اجتماعی و اقتصادی جای خودش را به دولت دیگری میدهد. اینگونه تحولات غالباً با طغیان مردم همراه است».
اگه به این تعریف عام پایبند باشیم، آن وقت به این نتیجهگیری منطقی میرسیم که واقعه22بهمن 57 هم، از آنجا که نتیجه برشوریدن مردم بر دیکتاتوری شاهنشاهی و تلاش برای جایگزین کردن آن با حاکمیتی متفاوت بود پس یک انقلاب محسوب میشود. یعنی تا جایی که به نفس تغییر و انگیزههای مردم ایران برای دگرگون کردن حاکمیت جامعه بر میگردد، انقلاب 57 یک انقلاب تمامعیار بود. انقلابی که در نتیجه آن نظام پادشاهی در ایران برای همیشه مدفون شد. حالا در گام بعدی میرسیم به این سؤال که راستی اگر آن واقعه یک انقلاب بود پس چرا هیولایی مثل خمینی حاکمیت را به دست گرفت؟ پاسخ این سؤال را باید در یک واقعیت تلخ تاریخی جستجو کرد. واقعیتی بهنام سرقت انقلاب توسط خمینی دجال. با این همه، آیا میشود گفت که انقلاب 22بهمن 57 سوخته و خاکستر شده؟ نه! انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران همچنان زنده است. این انقلاب را میشود در شکلگیری و درخشش ارتش آزادیبخش ملی ایران و در جوش و خروش یکانهای آن در داخل کشور دید. این انقلاب را میشود در اعتراضات دانشجویان و جوانان دید. این انقلاب را میشود در فریادهای دادخواهی مادران شهدا جستجو کرد. این انقلاب را میشود در حرکات اعتراضی معلمان، پرستاران، کارگران و همهٴ اقشار جامعه یافت و حس کرد. انقلاب بهمن 57 را میشود در درگیریهای مستمر جوانان با مزدوران انتظامی و گوشمالی دادن آنها یافت.
آری، بنابراین باید گفت:
«نمرده یاد بهمن ماه، همون خلقیم همون میهن، برای سرنگون کردن، هنوزم بهمنه، بهمن».