مهمترین عنوانهای روزنامههای حکومتی در روز دوشنبه 18بهمن ماه 1395، به بحرانهای خارجی و تخاصمات داخلی رژیم حول جنگ انتخابات اختصاص یافته است:
آرمان: ناطق نوری: دروغ نگوییم و به هم تهمت نزنیم
آرمان: مخالفان دنبال مصرف کردن روحانی اند
آرمان: مخالفان دنبال مصرف کردن روحانی اند
آفتاب یزد: تابش: ممکن است روحانی در برابر هجمهها طاقت نیاورد و رها کند-برخی پیگیر رد صلاحیت رئیسجمهور بودند، که با هدایت مقامات علی رتبه مشکل مرتفع شد
آفتاب یزد: رئیس ستاد و اتاق فکر انتخاباتی روحانی مشخص شدند
ابرار اقتصادی: رئیس دیوان محاسبات اعلام کرد: بررسی اسناد نفتی دولت احمدینژاد در دیوان محاسبات
جوان: رئیس ستاد اجرایی جبهه مردمی نیروهای انقلاب: تشکیل دولت انقلابی از مهمترین کارهای نیروهای انقلابی است
جوان: دشمنی آمریکا ذرهیی کم نشده عدهیی برای ویزا احساساتی نشوند
حمایت: آملی لاریجانی: ترویج سکولاریسم مصداق نفوذ فرهنگی است
رسالت: ذوالقدر: راه غلبه بر دشمن تجمیع همه ظرفیتهای انقلاب است
جمهوری اسلامی: ناطق نوری: تفاوت سلیقه داشته باشید اما همدیگر را تحمل کنید
وقایع اتفاقیه: ناطق نوری: نظام نیاز به بازسازی دارد
تخاصمات باندی حول حادثه پلاسکو موضوع عنوانها و مطالب روزنامههای هر دو باند حاکم است:
آفتاب یزد: رئیس ستاد و اتاق فکر انتخاباتی روحانی مشخص شدند
ابرار اقتصادی: رئیس دیوان محاسبات اعلام کرد: بررسی اسناد نفتی دولت احمدینژاد در دیوان محاسبات
جوان: رئیس ستاد اجرایی جبهه مردمی نیروهای انقلاب: تشکیل دولت انقلابی از مهمترین کارهای نیروهای انقلابی است
جوان: دشمنی آمریکا ذرهیی کم نشده عدهیی برای ویزا احساساتی نشوند
حمایت: آملی لاریجانی: ترویج سکولاریسم مصداق نفوذ فرهنگی است
رسالت: ذوالقدر: راه غلبه بر دشمن تجمیع همه ظرفیتهای انقلاب است
جمهوری اسلامی: ناطق نوری: تفاوت سلیقه داشته باشید اما همدیگر را تحمل کنید
وقایع اتفاقیه: ناطق نوری: نظام نیاز به بازسازی دارد
تخاصمات باندی حول حادثه پلاسکو موضوع عنوانها و مطالب روزنامههای هر دو باند حاکم است:
اعتماد: راز پلاسکو مخفی ماند، جلسه شورای شهر با پاسخهای تکراری قالیباف جنجالی شد. اعضای اصلاحطلب شورا خواستار استعفای شهردار هستند
ابرار: عضو شورای شهر: چرا آتشنشانان مجهز به جی.پی اس نبودند؟
ایران: ماراتن 8ساعته جنجالی شورای شهر برای بررسی نقش شهرداری در مدیریت حادثه پلاسکو، رمزگشایی نا تمام
ستاره صبح: آتش پلاسکو، شورای شهر را به نقطه جوش رساند، قالیباف باز هم عذرخواهی نکرد!
جوان: قالیباف: از ملت عذرخواهی میکنم اما به ضدانقلاب باج نمیدهم
جهان صنعت: حضور شهردار تهران در جلسه اضطراری بررسی پرونده پلاسکو؛ فرافکنی ادامه دارد
روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع از فرصت حملات دولت آمریکا به رژیم برای پیش کشیدن بحث حذف روحانی از کرسی ریاستجمهوری استفاده کردهاند:
ابرار: عضو شورای شهر: چرا آتشنشانان مجهز به جی.پی اس نبودند؟
ایران: ماراتن 8ساعته جنجالی شورای شهر برای بررسی نقش شهرداری در مدیریت حادثه پلاسکو، رمزگشایی نا تمام
ستاره صبح: آتش پلاسکو، شورای شهر را به نقطه جوش رساند، قالیباف باز هم عذرخواهی نکرد!
جوان: قالیباف: از ملت عذرخواهی میکنم اما به ضدانقلاب باج نمیدهم
جهان صنعت: حضور شهردار تهران در جلسه اضطراری بررسی پرونده پلاسکو؛ فرافکنی ادامه دارد
روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع از فرصت حملات دولت آمریکا به رژیم برای پیش کشیدن بحث حذف روحانی از کرسی ریاستجمهوری استفاده کردهاند:
کیهان: دولتمردی که به ترامپ- و نه اوباما- پالس میفرستد و میگوید «میتوانیم در مسائل غیرهستهیی هم مذاکره کنیم»، قرار است این بار چه چیزی را در مقابل «عایدی تقریباً هیچ» بفروشد و به قول رادیو فرانسه بر سر حقوق ملی معامله کند؛ برنامه موشکی و نظامی یا متحدان قدرتافزای ایران در منطقه؟. تلخ است اما واقعیت دارد که طیف واداده به جای استفاده از قدرت ملی برای ایستادگی در برابر حریف مستأصل و گرفتن امتیازات راهبردی، از فشار خارجی برای ارعاب مردم و مجبور کردن آنها به ابقای خود در دولت بهره میگیرد!
وطن امروز: مهندسی گشایشهای هر روزه در پسابرجام!
در این مدت که چنین اکت سنگین سیاسیای را در فضای واقعی از هیأت حاکمه آمریکا شاهد بودیم، واکنش حسن روحانی به این دو مسأله بسیار حداقلی بوده است... و حالا که دیگر نه از آن پسرک باهوش و مودب خبری است، نه از وزیر خارجه خوشاخلاق، جنتلمن و خندهرویش (!) و کسی زمام امور را در دست دارد که به هیچوجه قاعدهبردار نیست و همین ابتدای کار گربه را دم حجله کشته است، آیا میتوان با روحانی یا تیپی مثل روحانی کاری پیش برد؟
روزنامههای باند هاشمی رفسنجانی – حسن روحانی، نسبت به پیامدهای حذف آخوندروحانی به باند رقیب هشدار داده و تلویحاً قیام 88 را یادآور شدهاند:
وطن امروز: مهندسی گشایشهای هر روزه در پسابرجام!
در این مدت که چنین اکت سنگین سیاسیای را در فضای واقعی از هیأت حاکمه آمریکا شاهد بودیم، واکنش حسن روحانی به این دو مسأله بسیار حداقلی بوده است... و حالا که دیگر نه از آن پسرک باهوش و مودب خبری است، نه از وزیر خارجه خوشاخلاق، جنتلمن و خندهرویش (!) و کسی زمام امور را در دست دارد که به هیچوجه قاعدهبردار نیست و همین ابتدای کار گربه را دم حجله کشته است، آیا میتوان با روحانی یا تیپی مثل روحانی کاری پیش برد؟
روزنامههای باند هاشمی رفسنجانی – حسن روحانی، نسبت به پیامدهای حذف آخوندروحانی به باند رقیب هشدار داده و تلویحاً قیام 88 را یادآور شدهاند:
آرمان: کارشکنی با هدف انصراف روحانی: در این دوره در صورتی میتوان سخن از رد صلاحیت کرد که مدرک قاطعی وجود داشته باشد و تنها بهخاطر موضعگیریهای بیاساس از سوی برخی از مخالفان، شورای نگهبان یک رئیسجمهور را کنار نخواهد زد. در این صورت هزینه بسیار بالایی بر نظام تحمیل خواهد شد. هزینهای که به مفهوم برکناری یک رئیسجمهور منتخب است. روشن است مقامات عالی و افرادی که در مورد صیانت از نظام احساس تکلیف و وظیفه میکنند، نمیتوانند به چنین تنشی در فضای سیاسی ایران تن در دهند.
روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع در کنار مقالات خود در مورد حذف آخوند حسن روحانی، به خیز این باند برای اشغال کرسی ریاست نیز پرداخته اند:
روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع در کنار مقالات خود در مورد حذف آخوند حسن روحانی، به خیز این باند برای اشغال کرسی ریاست نیز پرداخته اند:
جوان: رئیس ستاد اجرایی جبهه مردمی نیروهای انقلاب: تشکیل دولت انقلابی از مهمترین کارهای نیروهای انقلابی است
باید نیروهای انقلاب تجمیع شوند و در این عرصه یک غوغا ایجاد کنیم و این ثروت را برای حفاظت از انقلاب به یک سرمایه تبدیل کنیم... اگر نیروهای انقلاب نتوانند دولت انقلابی تشکیل دهند و با توجه به شرایط کشور، جهانی و منطقهیی و همچنین مطالبات مردم را پاسخ بگویند حتماً فردا دیر خواهد شد.
مذاکرات آستانه در مورد سوریه و سیاستهای روسیه و آمریکا در قبال رژیم موضوع مطالب و عنوانهای روزنامههای هر دو باند حاکم است. در خلال این مطالب اذعان تلویحی به انزوای بیشتر رژیم از صحنه مسائل سوریه به چشم میخورد:
باید نیروهای انقلاب تجمیع شوند و در این عرصه یک غوغا ایجاد کنیم و این ثروت را برای حفاظت از انقلاب به یک سرمایه تبدیل کنیم... اگر نیروهای انقلاب نتوانند دولت انقلابی تشکیل دهند و با توجه به شرایط کشور، جهانی و منطقهیی و همچنین مطالبات مردم را پاسخ بگویند حتماً فردا دیر خواهد شد.
مذاکرات آستانه در مورد سوریه و سیاستهای روسیه و آمریکا در قبال رژیم موضوع مطالب و عنوانهای روزنامههای هر دو باند حاکم است. در خلال این مطالب اذعان تلویحی به انزوای بیشتر رژیم از صحنه مسائل سوریه به چشم میخورد:
مردمسالاری: سرمقاله: نظم در جنون ترامپ
این روزها همه از دیوار مکزیک یا بحث شهروندان کشورهای مختلف در پشت مرزهای آمریکا سخن میگویند اما در واقعیت اتفاقات بزرگتری در حال وقوع است.
بر اساس نظمیکه واشینگتن در حال تدوین آن است، اتحادیه اروپایی و حتی پیمان آتلانتیک شمالی باید برچیده شود.
کرملین را میتوان هوشمندترین بازیگر عرصه بینالملل در برخورد با نظم ترامپ نامید. روسیه ظرف روزهای اخیر با سکوت نظارهگر رفتارهای ترامپ است اما در عینحال برای شوق نمایشی رئیسجمهوری آمریکا نیز آغوش گشوده است. ترامپ تمایل دارد که اوکراین را به روسیه پیشکش کند تا دل «ولادیمیرپوتین» را به چنگ آورد. با این اقدام موقتاً قدرت روسیه افزایش مییابد و اروپاییها بیش از گذشته مورد تطمیع قرار میگیرند. از سوی دیگر واشینگتن میخواهد که سوریه را با مسکو تقسیم کرده و ایران را نیز مورد معامله قرار دهد. نکته حائز اهمیت اینجاست که تکرار ماجرای «معامله بزرگ» که «یولیاتیموشنکو» به قطعنامه 1931شورای امنیت علیه ایران فروخته شد ؛ همانند ماجرای «یانوکوویچ» خیلی زود فسخ خواهد شد. پوتین میداند که قطب شمال و آسیای میانه خیلی زود به محل مجادلات روسیه با آمریکا تبدیل میشود اما این نگرانی وجود دارد که منافع تهران در بده بستان کاخ سفید مورد تهدید قرار گیرد. روسیه منهای تضاد منافع، میداند که نظم ترامپ با الگوی کیسینجر قابل اعتماد نیست اما سیاست خارجی کرملین هم قابل پیشبینی نیست.
ترامپ رغبت چندانی به حضور در خلیجفارس ندارد و فرماندهی نظامیمنطقه را در تکمیل برنامههای اوباما به بریتانیا واگذار کرده است. بازگشت کت قرمزها پس از 60سال از طریق بحرین اتفاقی نیست که از کنار آن بتوان بیتفاوت عبور کرد. آمریکا میخواهد که همانند الگوی خاوردور، شورای همکاری خلیجفارس هزینههای تقابل با تهران را بپردازند. ترامپ در میان برنامههای خود تلههای انفجاری برای انهدام تفاهم برجام و حتی آغاز جنگ با ایران را تدارک دیده است. جمهوری اسلامی در وضعیت موجود میتواند ضمن حفظ رفاقت و تعریف منافع مشترک با روسیه مانع تکرار اتفاقات گذشته شود.
جهان صنعت: استراتژی ایران در قبال تغییرات رابطه روسیه- آمریکا
همین حالا میتوان شاهد تغییر در جنگ داخلی سوریه بود. در 26 ژانویه گذشته الکساندر ژوراولوف، فرمانده نیروهای روسیه در سوریه به نیروهای ایران، حزبالله و ارتش سوریه اعلام کرد که موقعیت خود را تغییر ندهند. هیچ جبهه نبرد تازهیی ایجاد نشد و حرکت جتهای جنگنده میان پایگاهها متوقف شد. بر اساس گزارشهای منتشر شده این اقدام روسیه در پی توافق ضمنی ترامپ و پوتین در مورد سوریه طی یک گفتگوی تلفنی مفصل صورت گرفته است.
این تغییر در سیاست تازه کاخ سفید در قبال ایران نیز قابل مشاهده است. اول فوریه جاری بود که مایکل فلین، مشاور امنیت ملی آمریکا اعلام کرد: «از امروز ایران را بهطور رسمی زیر ذرهبین قرار میدهیم.» اظهارات وی در پی آزمایش موشکی ایران که برخی مدعی بودند ناقض قطعنامه 2231 شورای امنیت است، مطرح شد. او طی اظهاراتی کاملاً روشن موضع جدید آمریکا را اعلام کرد و گفت که برخلاف دولت قبلی از اقدام نظامی علیه ایران ابایی ندارد.
به نظر میرسد تهران سیاست آشتیپذیرانه واشینگتن- مسکو را مورد ملاحظه قرار داده و قصد دارد بار دیگر بر ارزش استراتژیک خود برای روسیه تأکید کند. گفته میشود رئیسجمهور ایران قصد دارد سفر رسمی به مسکو داشته باشد.
تهران با آگاهی کامل از اهمیت حمایت همسایه قدرتمند شمالیاش میخواهد نزدیکی خود به مسکو را حفظ کند. بسیاری از کشورهای عرب منطقه- و البته نیازی به اشاره به ترکیه و اسراییل نیست- در حال لابی کردن با تیم ترامپ برای اتخاذ سیاست بهمراتب سختگیرانهتری نسبت به تهران هستند و این امر در نهایت میتواند منجر به تغییراتی شود که آنها به دنبالش هستند. به نظر میرسد این تغییر پیشبینینشده و سریع سیاسی در واشینگتن دستکم برخی از این درخواستها را تأمین میکند. همکاری و بازارگرمی واشینگتن- مسکو میتواند عامل تصمیمساز در آینده کوتاهمدت و میانمدت غرب آسیا و شمال آفریقا باشد. با وجود آن که کاخ سفید در واکنش به تهران امیدوار است بتواند باعث جدایی روسیه از ایران شود، مسکو میخواهد پیش از هر گونه امتیازدهی، موضع کلی خود در سطح منطقهیی و بینالمللی را ارزیابی کند.
روزنامههای باند رفسنجانی، روحانی به باند علی خامنهای توصیه کردهاند در قبال اظهارات سیاستمداران آمریکا علیه رژیم دست از پا خطا نکند:
این روزها همه از دیوار مکزیک یا بحث شهروندان کشورهای مختلف در پشت مرزهای آمریکا سخن میگویند اما در واقعیت اتفاقات بزرگتری در حال وقوع است.
بر اساس نظمیکه واشینگتن در حال تدوین آن است، اتحادیه اروپایی و حتی پیمان آتلانتیک شمالی باید برچیده شود.
کرملین را میتوان هوشمندترین بازیگر عرصه بینالملل در برخورد با نظم ترامپ نامید. روسیه ظرف روزهای اخیر با سکوت نظارهگر رفتارهای ترامپ است اما در عینحال برای شوق نمایشی رئیسجمهوری آمریکا نیز آغوش گشوده است. ترامپ تمایل دارد که اوکراین را به روسیه پیشکش کند تا دل «ولادیمیرپوتین» را به چنگ آورد. با این اقدام موقتاً قدرت روسیه افزایش مییابد و اروپاییها بیش از گذشته مورد تطمیع قرار میگیرند. از سوی دیگر واشینگتن میخواهد که سوریه را با مسکو تقسیم کرده و ایران را نیز مورد معامله قرار دهد. نکته حائز اهمیت اینجاست که تکرار ماجرای «معامله بزرگ» که «یولیاتیموشنکو» به قطعنامه 1931شورای امنیت علیه ایران فروخته شد ؛ همانند ماجرای «یانوکوویچ» خیلی زود فسخ خواهد شد. پوتین میداند که قطب شمال و آسیای میانه خیلی زود به محل مجادلات روسیه با آمریکا تبدیل میشود اما این نگرانی وجود دارد که منافع تهران در بده بستان کاخ سفید مورد تهدید قرار گیرد. روسیه منهای تضاد منافع، میداند که نظم ترامپ با الگوی کیسینجر قابل اعتماد نیست اما سیاست خارجی کرملین هم قابل پیشبینی نیست.
ترامپ رغبت چندانی به حضور در خلیجفارس ندارد و فرماندهی نظامیمنطقه را در تکمیل برنامههای اوباما به بریتانیا واگذار کرده است. بازگشت کت قرمزها پس از 60سال از طریق بحرین اتفاقی نیست که از کنار آن بتوان بیتفاوت عبور کرد. آمریکا میخواهد که همانند الگوی خاوردور، شورای همکاری خلیجفارس هزینههای تقابل با تهران را بپردازند. ترامپ در میان برنامههای خود تلههای انفجاری برای انهدام تفاهم برجام و حتی آغاز جنگ با ایران را تدارک دیده است. جمهوری اسلامی در وضعیت موجود میتواند ضمن حفظ رفاقت و تعریف منافع مشترک با روسیه مانع تکرار اتفاقات گذشته شود.
جهان صنعت: استراتژی ایران در قبال تغییرات رابطه روسیه- آمریکا
همین حالا میتوان شاهد تغییر در جنگ داخلی سوریه بود. در 26 ژانویه گذشته الکساندر ژوراولوف، فرمانده نیروهای روسیه در سوریه به نیروهای ایران، حزبالله و ارتش سوریه اعلام کرد که موقعیت خود را تغییر ندهند. هیچ جبهه نبرد تازهیی ایجاد نشد و حرکت جتهای جنگنده میان پایگاهها متوقف شد. بر اساس گزارشهای منتشر شده این اقدام روسیه در پی توافق ضمنی ترامپ و پوتین در مورد سوریه طی یک گفتگوی تلفنی مفصل صورت گرفته است.
این تغییر در سیاست تازه کاخ سفید در قبال ایران نیز قابل مشاهده است. اول فوریه جاری بود که مایکل فلین، مشاور امنیت ملی آمریکا اعلام کرد: «از امروز ایران را بهطور رسمی زیر ذرهبین قرار میدهیم.» اظهارات وی در پی آزمایش موشکی ایران که برخی مدعی بودند ناقض قطعنامه 2231 شورای امنیت است، مطرح شد. او طی اظهاراتی کاملاً روشن موضع جدید آمریکا را اعلام کرد و گفت که برخلاف دولت قبلی از اقدام نظامی علیه ایران ابایی ندارد.
به نظر میرسد تهران سیاست آشتیپذیرانه واشینگتن- مسکو را مورد ملاحظه قرار داده و قصد دارد بار دیگر بر ارزش استراتژیک خود برای روسیه تأکید کند. گفته میشود رئیسجمهور ایران قصد دارد سفر رسمی به مسکو داشته باشد.
تهران با آگاهی کامل از اهمیت حمایت همسایه قدرتمند شمالیاش میخواهد نزدیکی خود به مسکو را حفظ کند. بسیاری از کشورهای عرب منطقه- و البته نیازی به اشاره به ترکیه و اسراییل نیست- در حال لابی کردن با تیم ترامپ برای اتخاذ سیاست بهمراتب سختگیرانهتری نسبت به تهران هستند و این امر در نهایت میتواند منجر به تغییراتی شود که آنها به دنبالش هستند. به نظر میرسد این تغییر پیشبینینشده و سریع سیاسی در واشینگتن دستکم برخی از این درخواستها را تأمین میکند. همکاری و بازارگرمی واشینگتن- مسکو میتواند عامل تصمیمساز در آینده کوتاهمدت و میانمدت غرب آسیا و شمال آفریقا باشد. با وجود آن که کاخ سفید در واکنش به تهران امیدوار است بتواند باعث جدایی روسیه از ایران شود، مسکو میخواهد پیش از هر گونه امتیازدهی، موضع کلی خود در سطح منطقهیی و بینالمللی را ارزیابی کند.
روزنامههای باند رفسنجانی، روحانی به باند علی خامنهای توصیه کردهاند در قبال اظهارات سیاستمداران آمریکا علیه رژیم دست از پا خطا نکند:
ابتکار: راه ورود تحریمهای دوباره را محکم ببندیم
دولت یازدهم به نیابت از مجموعه نظام به تصمیمگیری ایران کارگفتگو با گروه کشورهای 1+5 با محوریت حل پرونده هستهیی را به خوبی هدایت و به نقطه عطف برجام رساند.
متأسفانه بهدلیل خاک پاشیدن منتقدان تندخو به چشم مردم، این کامیابیها دیده نشد.
یکی از کامیابیها این بود که فرآیند تشدید تحریمها از سوی آمریکا و همدستان این کشور متوقف شد. این توفیق بزرگی بود برای اینکه اقتصاد ایران در ته دره مرگ ساکن نشود.
به نظر میرسد اقتصاد ایران دوباره در شرایط ابهام قرار گرفت و واکنشهای خاصی از طرف مدیران ارشد دولت در تعریف وضعیت تازه و تهدیدهای خطرات رفتن دوباره به کام تحریمها دیده نمیشد.
در صورتی که اقتصاد ایران به هر دلیل دوباره در شرایط سالهای 1391 و 1392 قرار گیرد و محدودیتهای تجاری، نفتی بانکداری و ارزی، بیمه و حمل و نقل برگردند این بار دیگر آن بنیه مالی و ارزی سالهای قبل از دهه 1390 را نیز نداریم و انگیزهها نیز همان انگیزههای فعلی نخواهد بود. عرضه سالانه صدها هزار جوان تحصیلکرده به بازار کار و ناامید شدن آنها از پیدا کردن شغل مناسب و پایدار را اگر تنها مسأله مهم اقتصاد تلقی کرده و ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن را در کانون توجه قرار دهیم شاید کافی باشد که راه ورود دوباره تحریمهای احتمالی را ببندیم. نمیتوان و نباید شرایط را بهگونهیی آرایش دهیم که آمریکاییها بتوانند کشورهای گوناگون را دوباره دستکم در موضوع پرونده اقتصاد ایران متحد و یکپارچه سازند. تحریم احتمالی دوباره را در شرایط ویژهیی که داریم و شرایط حاکم بر آمریکا را نباید دستکم گرفت و واقعیتها را ندید.
دولت یازدهم به نیابت از مجموعه نظام به تصمیمگیری ایران کارگفتگو با گروه کشورهای 1+5 با محوریت حل پرونده هستهیی را به خوبی هدایت و به نقطه عطف برجام رساند.
متأسفانه بهدلیل خاک پاشیدن منتقدان تندخو به چشم مردم، این کامیابیها دیده نشد.
یکی از کامیابیها این بود که فرآیند تشدید تحریمها از سوی آمریکا و همدستان این کشور متوقف شد. این توفیق بزرگی بود برای اینکه اقتصاد ایران در ته دره مرگ ساکن نشود.
به نظر میرسد اقتصاد ایران دوباره در شرایط ابهام قرار گرفت و واکنشهای خاصی از طرف مدیران ارشد دولت در تعریف وضعیت تازه و تهدیدهای خطرات رفتن دوباره به کام تحریمها دیده نمیشد.
در صورتی که اقتصاد ایران به هر دلیل دوباره در شرایط سالهای 1391 و 1392 قرار گیرد و محدودیتهای تجاری، نفتی بانکداری و ارزی، بیمه و حمل و نقل برگردند این بار دیگر آن بنیه مالی و ارزی سالهای قبل از دهه 1390 را نیز نداریم و انگیزهها نیز همان انگیزههای فعلی نخواهد بود. عرضه سالانه صدها هزار جوان تحصیلکرده به بازار کار و ناامید شدن آنها از پیدا کردن شغل مناسب و پایدار را اگر تنها مسأله مهم اقتصاد تلقی کرده و ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن را در کانون توجه قرار دهیم شاید کافی باشد که راه ورود دوباره تحریمهای احتمالی را ببندیم. نمیتوان و نباید شرایط را بهگونهیی آرایش دهیم که آمریکاییها بتوانند کشورهای گوناگون را دوباره دستکم در موضوع پرونده اقتصاد ایران متحد و یکپارچه سازند. تحریم احتمالی دوباره را در شرایط ویژهیی که داریم و شرایط حاکم بر آمریکا را نباید دستکم گرفت و واقعیتها را ندید.