728 x 90

نجوای امیدواران، خطاب به ایران از مهدی ـ ج

نجوای امیدواران
نجوای امیدواران
مادر! آه سحرخیزانت به گردون رسید. در سرای تو اکنون، دلهای سوخته می‌بینم و لبهای دوخته، خونهای ریخته و دستهای بریده و دامانهای دریده.

پاکان و پارسایانت در سیاهچال،
ای بستان سوخته! هر مشت از خاکت که در کف گیرم و بیفشرم، از خون نهالهای جوانت، گلگون می‌شود

پری نهفته، رخ و دیو در کرشمه حسن
آه، می‌سوزم که چگونه سالها، شیطان بر بامت به خنده درآمد و دست شب، پیاپی از کهکشانت ستاره شکست

تو را سالهاست که می‌بینم
سرتاسر دشتت، سنگی نبود، کز خون دل و دیده عاشقانت، بر آن رنگی نبود
می‌دیدم و می‌بینم که پدران سوگوارت، در خفا می‌سوزند و مادران داغدارت، از آتش دل، جان خویش می‌افروزند.

آه، ایران من
ایران من
آواز خونین قناری
پرواز غمگین کبوتر
گلهای تنها، گلهای پرپر ایران من ایران من، ایران ویران، باغ پریشان!

اینک
دفتر ایام ورق خورده است
آه جگرسوختگان و
خون سرداران
کارگر افتاده است.
خصمت در دام گام نهاده است
خاموشی که سالها به صد زبان سخن می‌گفت، اکنون فراموش شده است.

زیرا فریادها، هماره و پیاپی بر آستان گلوگاه است
و فریادرسان بر درگاه
ای فروغ به ظلمت نشسته‌ای شکوه به هم درشکسته

گرچه نام تو را می‌خراشند گر چه نام تو را می‌تراشند

تا جهان باقی و مهر باقیست آسمانی‌تر از نام خورشید نام پاک تو خواهد درخشید

ای جان غمناک!
من منتظر می‌مانم این‌جا تا ببوسم پای جوانانی که در راهند چالاک

تا در ربایندت ازین دام تا برگشایندت ازین بند

تا برنشانندت بر افلاک.
این است که اکنون به خصمت می‌گویم:
این نه آن شیرست کز وی جان بری یا ز پنجه قهر او ایمان بری.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/36143ee7-1886-47f9-8fdb-4f2b05bea486"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات