کنگره ایالات متحده آمریکا
کمیته خارجی مجلس نمایندگان
زیرکمیته خاورمیانه و آسیای جنوبی
جلسه استماع وزارتخارجه آمریکا
واشینگتن-۲۷ ژوئیه ۲۰۱۱ (۵مرداد۱۳۹۰)
رئیس جلسه، استیو چابوت
زیر کمیته وارد دستور کار میشود
ابتدا از تأخیری که داریم عذرخواهی میکنم، اینجا ما یک سری کارها داشتیم، این کمیته به نوعی به خودش میبالد و سعی دارد حتی الامکان سر وقت کارش را شروع کند، باز هم عذرخواهی میکنم.
برایتان بعدازظهر خوبی را آرزو میکنم و میخواهم به حضور همکارانم در این استماع زیر کمیته که در مورد خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا است، خوشآمد بگویم و البته همکاران بیشتری خواهند آمد.
از زمان روی کار آمدن دولت اوباما سیاست دولت در مورد رژیم ایران و سوریه بهطور عمده به تعامل با رژیمهای یاغی شناخته شده است.
جدای از اینکه در آن زمان این سیاست درست یا غلط بود، وضعیتی که امروز در رابطه با این دو رژیم با آن مواجه هستیم بسیار با آنچه که درژانویه (۲۰۰۹) بود، متفاوت است. کمی بیش از ۲سال پیش، رژیم تهران به رسواترین تقلب انتخاباتی در تاریخ معاصر دست زد.
این جرقهیی برای تظاهرات آزادیخواهانه بود. هزاران نفر از مردم ایران به خیابانها ریختند و خواهان محترم شمردن اساسیترین حقوق خود شدند. اما وقایع بعد از آن کاملاً روشن ساخت که این رژیم هیچ اهمیتی به حقوق یا رفاه شهروندانش نمیدهد.
جهان شاهد بود که رژیم ایران چطور با ضرب و جرح، شکنجه، تجاوز و کشتار به سرکوب تظاهرات پرداخت.
این وضعیت هولناکتر به نظر میرسد وقتی توجه کنیم که بسیاری از این بدرفتاریها، بعد از گذشت تقریباً ۲سال، همچنان صورت میگیرد.
رژیم ایران آنچه را که مارک والاس، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد «یکی از غمانگیزترین رخدادهای حقوقبشر در تاریخ معاصر» نامید، انجام داده است.
قابل توجهترین آنها تعداد باور نکردنی اعدامهاست که بنابر بعضی برآوردها بیش از ۱۴۰ اعدام در امسال است که شامل اعدام خردسالان هم میشود که نقض قوانین بینالمللی است. اینکه چنین رژیمی به بهانه داشتن انتخابات آزاد، مدعی مشروعیت میشود، توهینی است نه تنها به مردم ایران بلکه به تمامی دموکراسیهای واقعی جهان که دولتشان بهطور واقعی به خواستهای مردمشان پاسخ میدهند.
کمی بیش از ۶ماه پیش، سوریه، نزدیکترین متحد رژیم ایران در منطقه، به رژیم تهران برای سرکوب بیرحمانه تظاهرات آزادیخواهانه پیوست.
هنگامی که تظاهرات اعتراضی شدت یافت، رژیم اسد سرکوب وحشیانهیی را که تاکنون ادامه دارد، آغاز کرد.
اکنون تخمین زده میشود که بیش از ۱۸۰۰تن از مردم سوریه کشته و بیش از ۱۰هزار تن زندانی شدهاند.
حدود ۳۰ هزارتن در داخل کشور آواره شده و نزدیک به ۱۲ هزار تن به ترکیه گریختهاند که بیش از۸۵۰۰ تن از آنها هنوز در آنجا بهسر میبرند.
گزارشهای رسیده از سوریه حکایت از نقض غیرمعقول و فجیع حقوقبشر میکند.
بنابر گواهی شاهدان عینی، هدف قرار دادن مردم توسط تکتیراندازها، دستگیری مردم از جمله کودکان و سالمندان، ضربوجرح با استفاده از شوکهای برقی و باتون، و شکنجه کودکان فقط مواردی از اعمال رژیم اسد است.
من با شدیدترین لحن ممکن رژیم اسد و اعمالش را محکوم میکنم.
رژیمها با هم محور شرارت را تشکیل دادهاند، مقاصدشان و اینکه حتی حیاتیترین مبانی حقوقبشر را رعایت نمیکنند، غیرقابل انکار است. هر چند استماع امروز، برای بررسی سیاست آمریکا بود. اما نگرانیهای من بیشتر در مورد آنچه که دولت انجام داده نیست، بلکه بیشتر در مورد آن چیزهایی است که دولت آمریکا انجام نداده است. سیاستهای حقوقبشر دولت اوباما در قبال ایران و سوریه ضعیف و با تأخیر بوده و به جای استفاده از فرصت تاریخی که به این دولت داده شده بود، دولت اوباما بدون هرگونه شیوه معنیداری به آهستگی به سمت به چالش کشیدن مشروعیت این رژیمها بهنحوی خزنده و آهسته حرکت میکند.
سؤال اساسی این است که چند نفر باید شکنجه شوند یا بمیرند تا دولت ما این رژیمها را آن چیزی که هستند، بنامد، یعنی رژیمهایی نه تنها نامشروع بلکه فاسد.
اینکه دولت همچنان به صدور فراخوان برای گذار به یک دولت دموکراتیک در تهران ادامه میدهد، دو دلیل محتمل میتواند داشته باشد:
یا هنوز بر این باور است که چانهزنی بر سر برنامه نامشروع هستهیی این رژیم امکانپذیراست و یا نگران آن است که اگرکارش را بکند وضعیتی مثل لیبی ایجاد شود، و لذا میخواهد از سقوط قطعی رژیم مطمئن باشد.
راه باریکی که دولت ما در آن قدم گذاشته و شامل محکوم کردن است، نه چالش جدی، این دولت را در یک موقعیت غیرقابل دفاع قرار میدهد؛ و از بیرون چنین به نظر میرسد که دولت آمریکا به جای هدایت کردن، از وقایع پیروی میکند. اگرچه ممکن است که دولت فکر کند اینکار، آن را در یک موقعیت برتر استراتژیکی قرار میدهد، ولی تأثیرات اقدامات خود را دستکم گرفته و نتایج واقعی آن را بیاهمیت جلوه میدهد.
به راستی، آیا تصور آن که فراخوان دادن به گذار دموکراتیک نیازمند عملیات نظامی آمریکا برای پایین کشیدن کسانی است که در قدرت هستند، میتواند بهانهیی برای اجتناب از قطع رابطه دائم با رژیمهای تهران و دمشق باشد؟
گفتهها مانند بسیاری چیزها با معیاری ارزیابی میشوند و آن معیار «عمل» است. تأکید بر نقض حقوقبشر و سپس تحریم کردن کمتر از۱۲تن در هر کدام از این دو کشور، کاری نیست که قابلقبول باشد.
محکوم کردن این رژیم و سپس پیشنهاد یک عمر دوباره به آن به شرط ایجاد اصلاحات، ما را در گودال مقابله با مردم آن کشورها قرار میدهد.
دولت ما دو موضوع را باید درک کند:
اولاً ، تصمیم نگرفتن در واقع، خودش، نوعی تصمیمگیری است
ثانیا، مهم نیست چه کسی غالب میشود، در هر صورت ایالات متحده دیگر نمیتواند با این رژیمها تجارت کند.
و حالا، من نوبت را به شخصیت برجسته نیویورک و عضو ارشد کنگره آقای اکرمن میدهم تا سخنان افتتاحیه خود را به مدت ۵ دقیقه ارائه دهد.
گری اکرمن:
متشکرم آقای رئیس،
من در دفترم یک عکس سیاه و سفید مکانی به نام توراک (لهستان) را که مادر و خانوادهام اهل آن جا هستند، نگه میدارم.
پس از تهاجم نازیها در ۱۹۳۹، یهودیان و اهالی توراک جمعآوری شده و به گتو در ورشو فرستاده شدند و نابود شدند. به جز یک گورستان اختصاصی، امروز هیچ یهودیی در توراک وجود ندارد. هیچ کمکی برای آنها وجود نداشت. جهان آزاد ادعا میکند نمیدانست. و حتی اگر میدانست احتمالاً باز هم کمک نمیکرد. در سال ۱۹۳۹، مشکلات یهودیان لهستان مشکل هیچ کس دیگری به جز خودشان نبود.
آگاهی از آن جزیی از وجود من است. این یکی از دلایلی که من همیشه احساس کردهام خدمت در کمیته امور خارجی بسیار مهم است. نه به این دلیل که من انتظار یک هولوکاست دیگری را دارم، اما رژیم ایران به نظر میرسد شدیداً در حال اقدام برای آن است که باید متوقف شود.
همیشه نگرانی شدیدی وجود خواهد داشت که از کنار فریادهای مردم پریشان و در خطر و در حال قتلعام شدن بدون توجه عبور شود. درست است که ما یهودیان گفتیم «دوباره هرگز نه»، اما آن، دوباره اتفاق افتاد. در کامبوج اتفاق افتاد. در بوسنی اتفاق افتاد. در رواندا اتفاق افتاد. درکنگو، درسودان، و امروز دارد در سوریه اتفاق میافتد.
در تمامی این موارد تمامی دولتها، شامل دولت خودمان، مثل کودکانی که کار بدی کرده باشند سرشان را پایین انداخته، با نگاه به کفششان میگویند: ما نمیتوانستیم کاری انجام بدهیم. اما این ادعا نه در آن زمان حقیقت نداشت، و نه الآن حقیقت دارد. حتی ضعیفترین کشورها هم میتوانند چنین رخدادهایی را تحمل نکنند.
کشورهای قدرتمند هنوز هم میتوانند حقیقت را به جهان گزارش کنند. اکثر کشورهای منزوی میتوانند با اختیارات و مقدورات خودشان تحریمهای اقتصادی و سیاسی را اعمال کنند. ما از ضعف، ناتوانی یا منزوی بودن بسیار فاصله داریم. ولی با این حال، در رابطه با سوریه ناموفق بودیم.
من سعی کردم مؤدبانه به آمریکاییهای سوری تبار که در اضطراب و نگرانی بستگانشان بودند، توضیح بدهم، ولی شکست خوردم، در اصل به این دلیل که فکر میکنم سیاست ما کاملاً نامنسجم است. بهنحوی ترتیبی میدهد تا شکست اخلاقی و رفتار خرافی را با بوی زننده و مسحور کننده ریاکاری ترکیب کند. تشکر بهخاطر دخالت بیاثرمان در لیبی!
آقایان، تبریک میگویم. بهخاطر اینکه شما به یک سیاست شکست خورده سه جانبه رسیدید. تاریخ ثبت میکند که چگونه نه فقط ما مردم سوریه را در ساعتهایی که به کمک نیاز داشتند نادیده گرفتیم، بلکه بدتر از آن، ما چگونه از منافع طبیعی خودمان در مرگ رژیم اسد چشمپوشی کردیم.
بهمعنی واقعی کلمه هر منفعتی که ما درخاور میانه داریم: چه جستجوی صلح و امنیت برای اسرائیل، چه حفاظت از حاکمیت لبنان، چه جلوگیری از هژمونی رژیم ایران، چه جلوگیری از نفوذ حزبالله و حماس، چه تغذیه توسعه در عراق، چه حفظ و نگهداری شراکتمان پیشرفت ترکیه یا صرفاً توسعه حقوقبشر و دموکراسی، بهطور قابل توجهی با سرنگونی رژیم اسد توسط مردم سوریه افزایش خواهد یافت.
برای اینکه کاملاً واضح باشد، بنده بههیچوجه درخواست دخالت نظامی آمریکا در سوریه را ندارم، چرا که هم غیرمنطقی و هم غیرضروری است. اما کارهای بسیار زیادی هست که ما میتوانیم و باید انجام بدهیم. اول و از همه، رئیسجمهور باید از اسد دیکتاتور بخواهد که از تخت پایین بیاید. بازیکردن با زندگی مردم سوریه از طریق کدهای جدید مانند اینکه «رئیسجمهور اسد باید بفهمد که تعیینکننده نیست»، کاری شرمآور است. با وجود اشراف به اینکه اسد مشروعیت خود را از دست داده، خودداری از فراخواندن او به ترک قدرت، میتواند زندگی هزاران تن از مردم سوریه را توسط عاملان اسد به خطر بیاندازد. مهمتر از همه، قانون «پاسخگو بودن سوریه» و قانون بینالمللی محول کردن قدرت اقتصادی در شرایط اورژانس، به رئیسجمهور یک قدرت عظیم اقتصادی و سیاسی برای اعمال مجازاتها علیه فساد میدهد. سیستم اوباما حتی سطح امکاناتی را که میتواند برای کمک به ملت سوریه جهت سرنگونی این رژیم که از قاتلان و دزدها و شکنجهگران کودکان تشکیل شده است، بهکار بگیرد، هنوز هم بهکار نگرفته است. تمامی تبادلات دوجانبه با سوریه باید متوقف شوند، همه بانکهای سوریه باید از سیستم اقتصادی آمریکا قطع شوند. بلادرنگ. همه سرمایههای سوریه در آمریکا باید منجمد گردند. تمامی مسافرتهای مقامات سوریه به آمریکا باید بلادرنگ متوقف شود. ما باید عمل کنیم. من با بیمیلی منتظرم تا اظهارات شهود جلسه از وزارتخارجه در دفاع از کسانی که قابل دفاع نیستند و در توضیح آنچه که قابل توضیح نیست، بشنوم.
رئیس جلسه استیو چابوت:
با تشکر ازشما، آیا اعضای دیگری مایل هستند مطلبی ارائه بدهند؟ آقای هیگینز ازنیویورک بفرمایید
برایان هیگینز:
آقای رئیس، با تشکر از اینکه این استماع را امروز برگزار کردید.
پایهییترین بنای دموکراسی، حق تعیین سرنوشت و آزادی بیان است. هم حق مردم سوریه و هم ایران، در این رابطه نفی شده است. آنها از حق آزادی بیان و تعیین سرنوشت توسط رژیمهای مستبدی که با هرشیوهیی به قدرت چسبیدهاند، محروم شدهاند. لحظات بسیار مهمی از تاریخ ملتمان را میگذرانیم. این بحث نه تنها یک مبارزه منطقهیی است بلکه عواقب آن دامنگیر سراسر جهان خواهد شد. جهان بحث را زیر نظر دارد، چه عموم مردم و چه رژیمهای مستبد که واکنش آمریکا را در این رابطه ببینند. ما یک مسئولیت اخلاقی داریم که تلاش خود را برای تضعیف اسد بهکار بگیریم و رفتنش را هر چه بیشتر سرعت بدهیم. و من منتظر شهادت پنل متخصص مان در اینجا هستم.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
آقای مورفی از کناتیکت بفرمایید، یک دقیقه فرصت دارید
کریستوفر مورفی:
من صحبتهای خود را بعد ازشهادت این آقایان میگویم.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
بله با تشکر. آقای کانلی از ویرجینیا بفرمایید.
جرالد کانلی:
من هم منتظر شهادت این آقایان وزارتخارجه هستم. البته باید اینجا اضافه کنم بهرغم اینکه به شما بسیار احترام میگذارم اما انتقاد شما را خطاب به اداره سیاست در قبال ایران درست نمیدانم. اتفاقاً از نظر من، ما به نتایجی در هماهنگ کردن و اعمال تحریمها رسیدهایم. در مورد انتقاد دوستانم در مورد سیاست در قبال سوریه، قوی است و باید آتش آن را بیشتر کنیم. اما باید توجه کرد که این مسأله یک بعدی نیست بلکه یک مسأله چند بعدی است و نه تنها باید در مورد تغییر رژیم نگران باشیم بلکه باید دنبال این باشیم که چه چیزی جایگزین میشود و این چالشی برای دیپلوماسی آمریکاست و به نظرم باید به این احترام بگذاریم در عین اینکه ما نگرانی خودمان را با لحن و کلماتی که بهکار میگیریم، بیان کنیم. دوستم به درستی انتقاد کرد. با این نکات، من سخنم را تمام میکنم.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
آقای دویچ از فلوریدا نوبت شما است.
تئودور دویچ:
از آقای رئیس و همچنین دو شاهدی که امروز اینجا هستند تشکر میکنم. مایلم نگرانیم را از نقض مستمر و روزمره حقوقبشر در ایران، مطرح کنم. چند ماه قبل من بهصورت یک جانبه لایحهیی را در مورد تحقیقات اجباری لازم و همچنین اعمال تحریمها علیه آنهایی که در سرکوب وحشیانه تظاهرات بعد از انتخابات ژوییه ۲۰۰۹ دست داشتند، ارائه کردم. این رژیم برای همه آشکار کرده است که از استفاده از خشونت برای سرکوب و اعمال حکومتش خودداری نخواهد کرد. تعداد اعدامها بهصورت مستمر در حال افزایش است. تنها در ماه مارس ۳۹تن اعدام شدهاند. آمریکا باید نشان بدهد که ما در تعهدمان برای جنگیدن علیه نقض حقوقبشر و دادن ابزار کار لازم به مخالفان رژیم برای ابراز نظر و اقدام علیه این رژیم وحشی جدی هستیم. من در انتظار شهادت این آقایان در مورد سیاست آمریکا و تلاشش برای مستند کردن و انتشار نقض حقوقبشر در ایران و ایجاد یک برنامه عمل در ارتباط با مخالفان هستم.
رئیس: آقای نماینده از ماساچوست
استیو چابوت:
آقای نماینده از ماساچوست. کینگ (حضور ندارد)
رئیس جلسه، استیو چابوت:
من موافقت همه را در این باره میخواهم که آقای شرمن، که نماینده از کالیفرنیا و عضو کمیته خارجی است ولی عضو این زیرکمیته نیست از تمامی امتیازات اعضای این کمیته برخوردار باشد، ولی در آخر صحبت کند. اکنون شما یک دقیقه وقت دارید.
براد شرمن:
خوشحالم که میبینم معاون وزیر، پویزنر، کار بزرگی را در ترتیب دادن این جلسات استماع انجام میدهد. امیدوارم که معاون وزیر در برگشت به وزارتخارجه با بقیه نیز صحبت کند زیرا در حال بررسی صدور مجوز برای شرکت جنرال الکتریک بهخاطر تعمیر هواپیماهای به ظاهر مسافربری هواپیمایی ایران هستند. از این هواپیماها برای بردن سلاح به ایران و بعد انتقال آن به سوریه استفاده شده و میشود. تحویل سلاح رژیم ایران به سوریه تاکنون به کشته شدن صدها تن از مردم شجاع سوریه منجر شده است.
من میخواهم در مورد بحران انسانی در کمپ اشرف صحبت کنم. میخواهم به معاون وزیر، مطالعه قطعنامه شماره ۲۳۱ و به همکارانم در کنگره حمایت از این قطعنامه را پیشنهاد کنم. این قطعنامه توسط خانم رئیس کمیته روابط خارجی و خود من ارائه شده است. این قطعنامه دولت آمریکا را تشویق میکند که هر کار ممکن را برای حصول اطمینان از حفاظت ساکنان اشرف انجام دهد، بهخصوص که در همین ۸آوریل اخیر، بر اثر استفاده نیروهای عراقی از قوه قهریه علیه ساکنان کمپ ۳۴تن کشته و ۳۰۰تن مجروح شدند.
من باید همچنین خاطرنشان کنم که سفیر عراق در تلاش برای سلب هرگونه مسئولیت در این مورد، میگوید سازمان مجاهدین در لیست قرار دارد. ما باید از ساکنان اشرف حفاظت کنیم.
آقای رئیس متشکرم.
کمیته خارجی مجلس نمایندگان
زیرکمیته خاورمیانه و آسیای جنوبی
جلسه استماع وزارتخارجه آمریکا
واشینگتن-۲۷ ژوئیه ۲۰۱۱ (۵مرداد۱۳۹۰)
رئیس جلسه، استیو چابوت
زیر کمیته وارد دستور کار میشود
ابتدا از تأخیری که داریم عذرخواهی میکنم، اینجا ما یک سری کارها داشتیم، این کمیته به نوعی به خودش میبالد و سعی دارد حتی الامکان سر وقت کارش را شروع کند، باز هم عذرخواهی میکنم.
برایتان بعدازظهر خوبی را آرزو میکنم و میخواهم به حضور همکارانم در این استماع زیر کمیته که در مورد خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا است، خوشآمد بگویم و البته همکاران بیشتری خواهند آمد.
از زمان روی کار آمدن دولت اوباما سیاست دولت در مورد رژیم ایران و سوریه بهطور عمده به تعامل با رژیمهای یاغی شناخته شده است.
جدای از اینکه در آن زمان این سیاست درست یا غلط بود، وضعیتی که امروز در رابطه با این دو رژیم با آن مواجه هستیم بسیار با آنچه که درژانویه (۲۰۰۹) بود، متفاوت است. کمی بیش از ۲سال پیش، رژیم تهران به رسواترین تقلب انتخاباتی در تاریخ معاصر دست زد.
این جرقهیی برای تظاهرات آزادیخواهانه بود. هزاران نفر از مردم ایران به خیابانها ریختند و خواهان محترم شمردن اساسیترین حقوق خود شدند. اما وقایع بعد از آن کاملاً روشن ساخت که این رژیم هیچ اهمیتی به حقوق یا رفاه شهروندانش نمیدهد.
جهان شاهد بود که رژیم ایران چطور با ضرب و جرح، شکنجه، تجاوز و کشتار به سرکوب تظاهرات پرداخت.
این وضعیت هولناکتر به نظر میرسد وقتی توجه کنیم که بسیاری از این بدرفتاریها، بعد از گذشت تقریباً ۲سال، همچنان صورت میگیرد.
رژیم ایران آنچه را که مارک والاس، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد «یکی از غمانگیزترین رخدادهای حقوقبشر در تاریخ معاصر» نامید، انجام داده است.
قابل توجهترین آنها تعداد باور نکردنی اعدامهاست که بنابر بعضی برآوردها بیش از ۱۴۰ اعدام در امسال است که شامل اعدام خردسالان هم میشود که نقض قوانین بینالمللی است. اینکه چنین رژیمی به بهانه داشتن انتخابات آزاد، مدعی مشروعیت میشود، توهینی است نه تنها به مردم ایران بلکه به تمامی دموکراسیهای واقعی جهان که دولتشان بهطور واقعی به خواستهای مردمشان پاسخ میدهند.
کمی بیش از ۶ماه پیش، سوریه، نزدیکترین متحد رژیم ایران در منطقه، به رژیم تهران برای سرکوب بیرحمانه تظاهرات آزادیخواهانه پیوست.
هنگامی که تظاهرات اعتراضی شدت یافت، رژیم اسد سرکوب وحشیانهیی را که تاکنون ادامه دارد، آغاز کرد.
اکنون تخمین زده میشود که بیش از ۱۸۰۰تن از مردم سوریه کشته و بیش از ۱۰هزار تن زندانی شدهاند.
حدود ۳۰ هزارتن در داخل کشور آواره شده و نزدیک به ۱۲ هزار تن به ترکیه گریختهاند که بیش از۸۵۰۰ تن از آنها هنوز در آنجا بهسر میبرند.
گزارشهای رسیده از سوریه حکایت از نقض غیرمعقول و فجیع حقوقبشر میکند.
بنابر گواهی شاهدان عینی، هدف قرار دادن مردم توسط تکتیراندازها، دستگیری مردم از جمله کودکان و سالمندان، ضربوجرح با استفاده از شوکهای برقی و باتون، و شکنجه کودکان فقط مواردی از اعمال رژیم اسد است.
من با شدیدترین لحن ممکن رژیم اسد و اعمالش را محکوم میکنم.
رژیمها با هم محور شرارت را تشکیل دادهاند، مقاصدشان و اینکه حتی حیاتیترین مبانی حقوقبشر را رعایت نمیکنند، غیرقابل انکار است. هر چند استماع امروز، برای بررسی سیاست آمریکا بود. اما نگرانیهای من بیشتر در مورد آنچه که دولت انجام داده نیست، بلکه بیشتر در مورد آن چیزهایی است که دولت آمریکا انجام نداده است. سیاستهای حقوقبشر دولت اوباما در قبال ایران و سوریه ضعیف و با تأخیر بوده و به جای استفاده از فرصت تاریخی که به این دولت داده شده بود، دولت اوباما بدون هرگونه شیوه معنیداری به آهستگی به سمت به چالش کشیدن مشروعیت این رژیمها بهنحوی خزنده و آهسته حرکت میکند.
سؤال اساسی این است که چند نفر باید شکنجه شوند یا بمیرند تا دولت ما این رژیمها را آن چیزی که هستند، بنامد، یعنی رژیمهایی نه تنها نامشروع بلکه فاسد.
اینکه دولت همچنان به صدور فراخوان برای گذار به یک دولت دموکراتیک در تهران ادامه میدهد، دو دلیل محتمل میتواند داشته باشد:
یا هنوز بر این باور است که چانهزنی بر سر برنامه نامشروع هستهیی این رژیم امکانپذیراست و یا نگران آن است که اگرکارش را بکند وضعیتی مثل لیبی ایجاد شود، و لذا میخواهد از سقوط قطعی رژیم مطمئن باشد.
راه باریکی که دولت ما در آن قدم گذاشته و شامل محکوم کردن است، نه چالش جدی، این دولت را در یک موقعیت غیرقابل دفاع قرار میدهد؛ و از بیرون چنین به نظر میرسد که دولت آمریکا به جای هدایت کردن، از وقایع پیروی میکند. اگرچه ممکن است که دولت فکر کند اینکار، آن را در یک موقعیت برتر استراتژیکی قرار میدهد، ولی تأثیرات اقدامات خود را دستکم گرفته و نتایج واقعی آن را بیاهمیت جلوه میدهد.
به راستی، آیا تصور آن که فراخوان دادن به گذار دموکراتیک نیازمند عملیات نظامی آمریکا برای پایین کشیدن کسانی است که در قدرت هستند، میتواند بهانهیی برای اجتناب از قطع رابطه دائم با رژیمهای تهران و دمشق باشد؟
گفتهها مانند بسیاری چیزها با معیاری ارزیابی میشوند و آن معیار «عمل» است. تأکید بر نقض حقوقبشر و سپس تحریم کردن کمتر از۱۲تن در هر کدام از این دو کشور، کاری نیست که قابلقبول باشد.
محکوم کردن این رژیم و سپس پیشنهاد یک عمر دوباره به آن به شرط ایجاد اصلاحات، ما را در گودال مقابله با مردم آن کشورها قرار میدهد.
دولت ما دو موضوع را باید درک کند:
اولاً ، تصمیم نگرفتن در واقع، خودش، نوعی تصمیمگیری است
ثانیا، مهم نیست چه کسی غالب میشود، در هر صورت ایالات متحده دیگر نمیتواند با این رژیمها تجارت کند.
و حالا، من نوبت را به شخصیت برجسته نیویورک و عضو ارشد کنگره آقای اکرمن میدهم تا سخنان افتتاحیه خود را به مدت ۵ دقیقه ارائه دهد.
گری اکرمن:
متشکرم آقای رئیس،
من در دفترم یک عکس سیاه و سفید مکانی به نام توراک (لهستان) را که مادر و خانوادهام اهل آن جا هستند، نگه میدارم.
پس از تهاجم نازیها در ۱۹۳۹، یهودیان و اهالی توراک جمعآوری شده و به گتو در ورشو فرستاده شدند و نابود شدند. به جز یک گورستان اختصاصی، امروز هیچ یهودیی در توراک وجود ندارد. هیچ کمکی برای آنها وجود نداشت. جهان آزاد ادعا میکند نمیدانست. و حتی اگر میدانست احتمالاً باز هم کمک نمیکرد. در سال ۱۹۳۹، مشکلات یهودیان لهستان مشکل هیچ کس دیگری به جز خودشان نبود.
آگاهی از آن جزیی از وجود من است. این یکی از دلایلی که من همیشه احساس کردهام خدمت در کمیته امور خارجی بسیار مهم است. نه به این دلیل که من انتظار یک هولوکاست دیگری را دارم، اما رژیم ایران به نظر میرسد شدیداً در حال اقدام برای آن است که باید متوقف شود.
همیشه نگرانی شدیدی وجود خواهد داشت که از کنار فریادهای مردم پریشان و در خطر و در حال قتلعام شدن بدون توجه عبور شود. درست است که ما یهودیان گفتیم «دوباره هرگز نه»، اما آن، دوباره اتفاق افتاد. در کامبوج اتفاق افتاد. در بوسنی اتفاق افتاد. در رواندا اتفاق افتاد. درکنگو، درسودان، و امروز دارد در سوریه اتفاق میافتد.
در تمامی این موارد تمامی دولتها، شامل دولت خودمان، مثل کودکانی که کار بدی کرده باشند سرشان را پایین انداخته، با نگاه به کفششان میگویند: ما نمیتوانستیم کاری انجام بدهیم. اما این ادعا نه در آن زمان حقیقت نداشت، و نه الآن حقیقت دارد. حتی ضعیفترین کشورها هم میتوانند چنین رخدادهایی را تحمل نکنند.
کشورهای قدرتمند هنوز هم میتوانند حقیقت را به جهان گزارش کنند. اکثر کشورهای منزوی میتوانند با اختیارات و مقدورات خودشان تحریمهای اقتصادی و سیاسی را اعمال کنند. ما از ضعف، ناتوانی یا منزوی بودن بسیار فاصله داریم. ولی با این حال، در رابطه با سوریه ناموفق بودیم.
من سعی کردم مؤدبانه به آمریکاییهای سوری تبار که در اضطراب و نگرانی بستگانشان بودند، توضیح بدهم، ولی شکست خوردم، در اصل به این دلیل که فکر میکنم سیاست ما کاملاً نامنسجم است. بهنحوی ترتیبی میدهد تا شکست اخلاقی و رفتار خرافی را با بوی زننده و مسحور کننده ریاکاری ترکیب کند. تشکر بهخاطر دخالت بیاثرمان در لیبی!
آقایان، تبریک میگویم. بهخاطر اینکه شما به یک سیاست شکست خورده سه جانبه رسیدید. تاریخ ثبت میکند که چگونه نه فقط ما مردم سوریه را در ساعتهایی که به کمک نیاز داشتند نادیده گرفتیم، بلکه بدتر از آن، ما چگونه از منافع طبیعی خودمان در مرگ رژیم اسد چشمپوشی کردیم.
بهمعنی واقعی کلمه هر منفعتی که ما درخاور میانه داریم: چه جستجوی صلح و امنیت برای اسرائیل، چه حفاظت از حاکمیت لبنان، چه جلوگیری از هژمونی رژیم ایران، چه جلوگیری از نفوذ حزبالله و حماس، چه تغذیه توسعه در عراق، چه حفظ و نگهداری شراکتمان پیشرفت ترکیه یا صرفاً توسعه حقوقبشر و دموکراسی، بهطور قابل توجهی با سرنگونی رژیم اسد توسط مردم سوریه افزایش خواهد یافت.
برای اینکه کاملاً واضح باشد، بنده بههیچوجه درخواست دخالت نظامی آمریکا در سوریه را ندارم، چرا که هم غیرمنطقی و هم غیرضروری است. اما کارهای بسیار زیادی هست که ما میتوانیم و باید انجام بدهیم. اول و از همه، رئیسجمهور باید از اسد دیکتاتور بخواهد که از تخت پایین بیاید. بازیکردن با زندگی مردم سوریه از طریق کدهای جدید مانند اینکه «رئیسجمهور اسد باید بفهمد که تعیینکننده نیست»، کاری شرمآور است. با وجود اشراف به اینکه اسد مشروعیت خود را از دست داده، خودداری از فراخواندن او به ترک قدرت، میتواند زندگی هزاران تن از مردم سوریه را توسط عاملان اسد به خطر بیاندازد. مهمتر از همه، قانون «پاسخگو بودن سوریه» و قانون بینالمللی محول کردن قدرت اقتصادی در شرایط اورژانس، به رئیسجمهور یک قدرت عظیم اقتصادی و سیاسی برای اعمال مجازاتها علیه فساد میدهد. سیستم اوباما حتی سطح امکاناتی را که میتواند برای کمک به ملت سوریه جهت سرنگونی این رژیم که از قاتلان و دزدها و شکنجهگران کودکان تشکیل شده است، بهکار بگیرد، هنوز هم بهکار نگرفته است. تمامی تبادلات دوجانبه با سوریه باید متوقف شوند، همه بانکهای سوریه باید از سیستم اقتصادی آمریکا قطع شوند. بلادرنگ. همه سرمایههای سوریه در آمریکا باید منجمد گردند. تمامی مسافرتهای مقامات سوریه به آمریکا باید بلادرنگ متوقف شود. ما باید عمل کنیم. من با بیمیلی منتظرم تا اظهارات شهود جلسه از وزارتخارجه در دفاع از کسانی که قابل دفاع نیستند و در توضیح آنچه که قابل توضیح نیست، بشنوم.
رئیس جلسه استیو چابوت:
با تشکر ازشما، آیا اعضای دیگری مایل هستند مطلبی ارائه بدهند؟ آقای هیگینز ازنیویورک بفرمایید
برایان هیگینز:
آقای رئیس، با تشکر از اینکه این استماع را امروز برگزار کردید.
پایهییترین بنای دموکراسی، حق تعیین سرنوشت و آزادی بیان است. هم حق مردم سوریه و هم ایران، در این رابطه نفی شده است. آنها از حق آزادی بیان و تعیین سرنوشت توسط رژیمهای مستبدی که با هرشیوهیی به قدرت چسبیدهاند، محروم شدهاند. لحظات بسیار مهمی از تاریخ ملتمان را میگذرانیم. این بحث نه تنها یک مبارزه منطقهیی است بلکه عواقب آن دامنگیر سراسر جهان خواهد شد. جهان بحث را زیر نظر دارد، چه عموم مردم و چه رژیمهای مستبد که واکنش آمریکا را در این رابطه ببینند. ما یک مسئولیت اخلاقی داریم که تلاش خود را برای تضعیف اسد بهکار بگیریم و رفتنش را هر چه بیشتر سرعت بدهیم. و من منتظر شهادت پنل متخصص مان در اینجا هستم.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
آقای مورفی از کناتیکت بفرمایید، یک دقیقه فرصت دارید
کریستوفر مورفی:
من صحبتهای خود را بعد ازشهادت این آقایان میگویم.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
بله با تشکر. آقای کانلی از ویرجینیا بفرمایید.
جرالد کانلی:
من هم منتظر شهادت این آقایان وزارتخارجه هستم. البته باید اینجا اضافه کنم بهرغم اینکه به شما بسیار احترام میگذارم اما انتقاد شما را خطاب به اداره سیاست در قبال ایران درست نمیدانم. اتفاقاً از نظر من، ما به نتایجی در هماهنگ کردن و اعمال تحریمها رسیدهایم. در مورد انتقاد دوستانم در مورد سیاست در قبال سوریه، قوی است و باید آتش آن را بیشتر کنیم. اما باید توجه کرد که این مسأله یک بعدی نیست بلکه یک مسأله چند بعدی است و نه تنها باید در مورد تغییر رژیم نگران باشیم بلکه باید دنبال این باشیم که چه چیزی جایگزین میشود و این چالشی برای دیپلوماسی آمریکاست و به نظرم باید به این احترام بگذاریم در عین اینکه ما نگرانی خودمان را با لحن و کلماتی که بهکار میگیریم، بیان کنیم. دوستم به درستی انتقاد کرد. با این نکات، من سخنم را تمام میکنم.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
آقای دویچ از فلوریدا نوبت شما است.
تئودور دویچ:
از آقای رئیس و همچنین دو شاهدی که امروز اینجا هستند تشکر میکنم. مایلم نگرانیم را از نقض مستمر و روزمره حقوقبشر در ایران، مطرح کنم. چند ماه قبل من بهصورت یک جانبه لایحهیی را در مورد تحقیقات اجباری لازم و همچنین اعمال تحریمها علیه آنهایی که در سرکوب وحشیانه تظاهرات بعد از انتخابات ژوییه ۲۰۰۹ دست داشتند، ارائه کردم. این رژیم برای همه آشکار کرده است که از استفاده از خشونت برای سرکوب و اعمال حکومتش خودداری نخواهد کرد. تعداد اعدامها بهصورت مستمر در حال افزایش است. تنها در ماه مارس ۳۹تن اعدام شدهاند. آمریکا باید نشان بدهد که ما در تعهدمان برای جنگیدن علیه نقض حقوقبشر و دادن ابزار کار لازم به مخالفان رژیم برای ابراز نظر و اقدام علیه این رژیم وحشی جدی هستیم. من در انتظار شهادت این آقایان در مورد سیاست آمریکا و تلاشش برای مستند کردن و انتشار نقض حقوقبشر در ایران و ایجاد یک برنامه عمل در ارتباط با مخالفان هستم.
رئیس: آقای نماینده از ماساچوست
استیو چابوت:
آقای نماینده از ماساچوست. کینگ (حضور ندارد)
رئیس جلسه، استیو چابوت:
من موافقت همه را در این باره میخواهم که آقای شرمن، که نماینده از کالیفرنیا و عضو کمیته خارجی است ولی عضو این زیرکمیته نیست از تمامی امتیازات اعضای این کمیته برخوردار باشد، ولی در آخر صحبت کند. اکنون شما یک دقیقه وقت دارید.
براد شرمن:
خوشحالم که میبینم معاون وزیر، پویزنر، کار بزرگی را در ترتیب دادن این جلسات استماع انجام میدهد. امیدوارم که معاون وزیر در برگشت به وزارتخارجه با بقیه نیز صحبت کند زیرا در حال بررسی صدور مجوز برای شرکت جنرال الکتریک بهخاطر تعمیر هواپیماهای به ظاهر مسافربری هواپیمایی ایران هستند. از این هواپیماها برای بردن سلاح به ایران و بعد انتقال آن به سوریه استفاده شده و میشود. تحویل سلاح رژیم ایران به سوریه تاکنون به کشته شدن صدها تن از مردم شجاع سوریه منجر شده است.
من میخواهم در مورد بحران انسانی در کمپ اشرف صحبت کنم. میخواهم به معاون وزیر، مطالعه قطعنامه شماره ۲۳۱ و به همکارانم در کنگره حمایت از این قطعنامه را پیشنهاد کنم. این قطعنامه توسط خانم رئیس کمیته روابط خارجی و خود من ارائه شده است. این قطعنامه دولت آمریکا را تشویق میکند که هر کار ممکن را برای حصول اطمینان از حفاظت ساکنان اشرف انجام دهد، بهخصوص که در همین ۸آوریل اخیر، بر اثر استفاده نیروهای عراقی از قوه قهریه علیه ساکنان کمپ ۳۴تن کشته و ۳۰۰تن مجروح شدند.
من باید همچنین خاطرنشان کنم که سفیر عراق در تلاش برای سلب هرگونه مسئولیت در این مورد، میگوید سازمان مجاهدین در لیست قرار دارد. ما باید از ساکنان اشرف حفاظت کنیم.
آقای رئیس متشکرم.
رئیس جلسه، استیو چابوت
بهعنوان رئیس جلسه مایلم حضور شماری از بستگان ساکنان اشرف را یادآوری کنم.
میخواهم از این افراد و وابستگانشان بهخاطر تعهد شان و پایداری تزلزل ناپذیری که نسبت به آرمانشان دارند، تقدیر کنم. مطمئناً این موضوع توسط شمار زیادی از اعضای کمیته خارجی در هفتهها و ماههای گذشته مورد اشاره قرار گرفته است. میخواهیم برای ثبت در تاریخچه بگوییم که آنها بارها و بارها در جلسات ما حضور یافتهاند.
رئیس جلسه، استیو چابوت
در اینجا میخواهم 2 عضو پنل را معرفی کنم. نفر اول سفیر جفری فلتمن است که بهعنوان دستیار وزیر خارجه در امور خاور نزدیک در ۱۸ اوت ۲۰۰۹ سوگند خورده است.
او از ژانویه ۱۹۸۶ یک کارمند امور خارجه بوده و در عراق، اسرائیل، تونس و لبنان خدمت کرده است و در سال ۲۰۰۵ سفیر در لبنان در زمان انقلاب بود.
از فوریه ۲۰۰۸ تا زمان مأموریت فعلیش کار کرده است. سفیر فلتمن بهعنوان معاون دستیار اصلی وزیر در امور خاور نزدیک کار کرده است و همزمان بهعنوان دستیار وزیر از ۱۸دسامبر ۲۰۰۸ خدمت کرده است. او لیسانسش را در تاریخ و هنرهای ظریف از دانشگاه ایالتی بالت در سال ۱۹۸۱ و فوقلیسانسش را در حقوق و دیپلوماسی از مدرسه عالی فلچر دانشگاه تافت در سال ۱۹۸۳ گرفت. ما امروز به شما خوشآمد میگوییم.
و شاهد دیگر ما در امروز بعدازظهر مایکل پوزنر است که بهعنوان دستیار وزیر خارجه در امور دموکراسی، حقوقبشر و کار در ۲۳سپتامبر ۲۰۰۹ سوگند خورده است. قبل از پیوستن به وزارت خارجه، آقای پوزنر مدیر اجرایی و بعد رئیس «اول حقوقبشر» بود. او یک نقش کلیدی در پیشنهاد و مبارزه برای (تحقق) اولین قانون در امور پناهندگی در آمریکا داشت که در سال ۱۹۸۰ تبدیل به قانون پناهندگی شد. او عضو یک گروه کار در کاخ سفید بود. قبل از پیوستن به «اول حقوقبشر»، آقای پوزنر یک وکیل در شیکاگو بود. او دکترای حقوقش را از دانشگاه کالیفرنیا مدرسه حقوق برکلی و لیسانسش را با درجه ممتاز در تاریخ از دانشگاه میشیگان گرفت. ما به شما خوشآمد میگوییم.
و مطمئنم همانطور که هر دو بسیار آشنا هستید ما قانون ۵دقیقه را داریم که شما میتوانید حدود ۵دقیقه صحبت کنید بعد چراغ روشن میشود و شما را متوجه میکند که باید تمام کنید. از شما میخواهیم که در حد امکان در همین محدوده زمانی صحبت کنید.
سفیر فلتمن ۵دقیقه شما شروع میشود.
جفری فلتمن
دستیار وزیر خارجه:
خیلی خیلی ممنون آقای رئیس. خیلی ممنون آقای اکرمن و اعضای کمیته.
دستیار وزیر پوزنر و من از این فرصت قدردانی میکنیم و ما خواستیم که بیانیه کتبی کامل ما در پرونده باشد.
رئیس جلسه، استیو چابوت
بدون مخالفت
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه آمریکا
این استماع بسیار مهم و بسیار به موقع است. به نظر ما بسیار حیاتی است که شنوندگان ما در خاورمیانه ببینند ایالات متحده آنهایی را که برای حقوقشان مبارزه میکنند، نادیده نگرفته و نخواهد گرفت. و این حقیقت که شما سوریه و رژیم ایران را همزمان در یک استماع گذاشتهاید نور این چراغ را روی این دو دولت میاندازد که در نقض شرمآور حقوق و آزار شهروندان خودشان و در ایفای نقش مخرب و بیثبات کننده در منطقه سهیم هستند.
آقای رئیس شما درست میگویید. اعمالی که این دو کشور انجام میدهند تبهکارانه است. تصادفی نیست که رژیم ایران بهترین دوست بشار اسد است و سوریه بهترین دوست رژیم ایران و هیچکدام از این دو، متحد واقعی دیگری در منطقه ندارند. اول موضوع سوریه است. همانطور که تظاهرکنندگان اول در تونس و بعد در مصر حقوق خود را میطلبیدند، بشار اسد به جهان تأکید میکرد که او متفاوت است، اصلاحطلب است، و با مردمش در تماس است. بعد از ماهها اعتراض و سرکوب وحشیانه، واقعیت روشن است. بشار اسد یک اصلاحطلب نیست، ولی کسی است که حکومتش بر اساس ترور و دزدی و شکنجه استوار است. پاسخ خشونتآمیز رژیم به تظاهرکنندگان، آنها را در خواستهایشان برای آزادی و منحل کردن دستگاه امنیتی روشن کرده است. هیچیک از اصلاحات، بهاصطلاح اصلاحات، منجر به تغییراتی که مردم سوریه بهطور مادی میخواستند ببیند، نشده است. مردم سوریه نمیپذیرند که مورد حملات خانه به خانه، دستگیریهای بیرویه، شکنجه و شلیک قرار گیرند، رفتاری که به نظر میآید اسد و اراذل وحشی امنیتی او ناتوان از تغییر آن هستند. تظاهرکنندگان آزادی میخواهند و رژیم اسد با گلوله و رفتار جنگی پاسخ میدهد. اسد برای یک دست کردن انحصارش در قدرت، از خشونتی با مضمون فرقهگرایانه، استفاده میکند و سعی میکند با بهرهبرداری از ترس مردم سوریه از یک اعتصاب عمومی، ماهیت رژیمش را مخفی کند. در برخورد مستقیم اسد، خشونت مرگبار گاه رنگ فرقهیی به خود گرفته است مثل تراژدی اخیر در شهر حمص. تغییر به سوریه میآید. بشار اسد میتواند سعی کند مانع آن شود، سعی کند آن را به تأخیر بیندازد، ولی نمیتواند آن را متوقف کند. اپوزیسیون صبر نمیکند آنها دارند خود را سازماندهی میکنند، دارند برنامهیی برای آینده سوریه تهیه میکنند که در آن همه شهروندان صرفنظر از مذهب یا قومیت خود مساوی باشند. ما به نوبه خود به روشنی اعلام کردهایم که ایالات متحده هیچ سرمایهگذاری روی رژیم بشار اسد نکرده است و ما میخواهیم سوریهیی ببینیم که یکپارچه است و در آن انعطاف و احترام به حقوقبشر و برابری، استاندارد هستند. این پیامی است که ما برای رهبری سوریه و برای مردم سوریه داریم. حالا به بهترین دوست حکومت سوریه، یعنی رژیم ایران میپردازیم.
رهبران رژیم ایران بیشرم، خطرناک و دورو هستند. آنها ادعا میکنند در برخی کشورها در طرف تظاهرکنندگان هستند در حالی که مشاوران و تجهیزات به سوریه میفرستند تا آنها را سرکوب کنند. آنها علیه مردم خود که سعی میکنند از حقشان برای تظاهرات و صحبت آزادنه بهره ببرند، از مشت آهنین و بیرحمی استفاده میکنند. ما نسبت به وحشتی که حکومت سوریه بر مردم خود تحمیل میکند یا نسبت به وحشیگری رژیم ایران، تاریخ نگاران منفعلی نیستم. شهادتنامه کتبی ارائه شده توسط ما با جزئیات آن، تلاش ما را برای حقوقبشر و حقوق سیاسی توضیح میدهد و کاری که انجام میدهیم این است که ناقضان حقوق اعتراض کنندگان را در هر دو کشور کنار بزنیم. ما امیدواریم که استماع امروز، گواه بیشتری باشد براینکه مردم آمریکا و دولتمان در حمایت و تقدیر از آنهاکه قاطعانه به وظیفه خود عمل کرده و برای رسیدن به حقوقشان فداکاری کردهاند، بهطور متحد میایستند.
ما بهخاطر این فرصت از کمیته مجدداً تشکر میکنیم و نهایتاً من باید با اظهار نگرانی عمیق و مستمر برای سلامت همه شهروندان آمریکایی که در حال حاضر در ایران در بازداشت هستند، به صحبتم خاتمه دهم. بهطور خاص ما از حکومت ایران میخواهیم شین باور و جاش فاتال را بلادرنگ آزاد کند تا به خانوادههایشان بازگردند. ما همچنین مجدداً از رژیم ایران میخواهیم که همه اطلاعات را در مورد شهروند آمریکایی ناپدید شده رابرت لیوینسون بدهد و کمک کند که آقای لیوینستون به خانوادهاش بپیوندد.
آقای رئیس متشکرم.
رئیس جلسه، استیو چابوت
خیلی ممنون، آقای پوزنر شما ۵دقیقه دارید.
خیلی خیلی ممنون آقای رئیس. خیلی ممنون آقای اکرمن و اعضای کمیته.
دستیار وزیر پوزنر و من از این فرصت قدردانی میکنیم و ما خواستیم که بیانیه کتبی کامل ما در پرونده باشد.
رئیس جلسه، استیو چابوت
بدون مخالفت
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه آمریکا
این استماع بسیار مهم و بسیار به موقع است. به نظر ما بسیار حیاتی است که شنوندگان ما در خاورمیانه ببینند ایالات متحده آنهایی را که برای حقوقشان مبارزه میکنند، نادیده نگرفته و نخواهد گرفت. و این حقیقت که شما سوریه و رژیم ایران را همزمان در یک استماع گذاشتهاید نور این چراغ را روی این دو دولت میاندازد که در نقض شرمآور حقوق و آزار شهروندان خودشان و در ایفای نقش مخرب و بیثبات کننده در منطقه سهیم هستند.
آقای رئیس شما درست میگویید. اعمالی که این دو کشور انجام میدهند تبهکارانه است. تصادفی نیست که رژیم ایران بهترین دوست بشار اسد است و سوریه بهترین دوست رژیم ایران و هیچکدام از این دو، متحد واقعی دیگری در منطقه ندارند. اول موضوع سوریه است. همانطور که تظاهرکنندگان اول در تونس و بعد در مصر حقوق خود را میطلبیدند، بشار اسد به جهان تأکید میکرد که او متفاوت است، اصلاحطلب است، و با مردمش در تماس است. بعد از ماهها اعتراض و سرکوب وحشیانه، واقعیت روشن است. بشار اسد یک اصلاحطلب نیست، ولی کسی است که حکومتش بر اساس ترور و دزدی و شکنجه استوار است. پاسخ خشونتآمیز رژیم به تظاهرکنندگان، آنها را در خواستهایشان برای آزادی و منحل کردن دستگاه امنیتی روشن کرده است. هیچیک از اصلاحات، بهاصطلاح اصلاحات، منجر به تغییراتی که مردم سوریه بهطور مادی میخواستند ببیند، نشده است. مردم سوریه نمیپذیرند که مورد حملات خانه به خانه، دستگیریهای بیرویه، شکنجه و شلیک قرار گیرند، رفتاری که به نظر میآید اسد و اراذل وحشی امنیتی او ناتوان از تغییر آن هستند. تظاهرکنندگان آزادی میخواهند و رژیم اسد با گلوله و رفتار جنگی پاسخ میدهد. اسد برای یک دست کردن انحصارش در قدرت، از خشونتی با مضمون فرقهگرایانه، استفاده میکند و سعی میکند با بهرهبرداری از ترس مردم سوریه از یک اعتصاب عمومی، ماهیت رژیمش را مخفی کند. در برخورد مستقیم اسد، خشونت مرگبار گاه رنگ فرقهیی به خود گرفته است مثل تراژدی اخیر در شهر حمص. تغییر به سوریه میآید. بشار اسد میتواند سعی کند مانع آن شود، سعی کند آن را به تأخیر بیندازد، ولی نمیتواند آن را متوقف کند. اپوزیسیون صبر نمیکند آنها دارند خود را سازماندهی میکنند، دارند برنامهیی برای آینده سوریه تهیه میکنند که در آن همه شهروندان صرفنظر از مذهب یا قومیت خود مساوی باشند. ما به نوبه خود به روشنی اعلام کردهایم که ایالات متحده هیچ سرمایهگذاری روی رژیم بشار اسد نکرده است و ما میخواهیم سوریهیی ببینیم که یکپارچه است و در آن انعطاف و احترام به حقوقبشر و برابری، استاندارد هستند. این پیامی است که ما برای رهبری سوریه و برای مردم سوریه داریم. حالا به بهترین دوست حکومت سوریه، یعنی رژیم ایران میپردازیم.
رهبران رژیم ایران بیشرم، خطرناک و دورو هستند. آنها ادعا میکنند در برخی کشورها در طرف تظاهرکنندگان هستند در حالی که مشاوران و تجهیزات به سوریه میفرستند تا آنها را سرکوب کنند. آنها علیه مردم خود که سعی میکنند از حقشان برای تظاهرات و صحبت آزادنه بهره ببرند، از مشت آهنین و بیرحمی استفاده میکنند. ما نسبت به وحشتی که حکومت سوریه بر مردم خود تحمیل میکند یا نسبت به وحشیگری رژیم ایران، تاریخ نگاران منفعلی نیستم. شهادتنامه کتبی ارائه شده توسط ما با جزئیات آن، تلاش ما را برای حقوقبشر و حقوق سیاسی توضیح میدهد و کاری که انجام میدهیم این است که ناقضان حقوق اعتراض کنندگان را در هر دو کشور کنار بزنیم. ما امیدواریم که استماع امروز، گواه بیشتری باشد براینکه مردم آمریکا و دولتمان در حمایت و تقدیر از آنهاکه قاطعانه به وظیفه خود عمل کرده و برای رسیدن به حقوقشان فداکاری کردهاند، بهطور متحد میایستند.
ما بهخاطر این فرصت از کمیته مجدداً تشکر میکنیم و نهایتاً من باید با اظهار نگرانی عمیق و مستمر برای سلامت همه شهروندان آمریکایی که در حال حاضر در ایران در بازداشت هستند، به صحبتم خاتمه دهم. بهطور خاص ما از حکومت ایران میخواهیم شین باور و جاش فاتال را بلادرنگ آزاد کند تا به خانوادههایشان بازگردند. ما همچنین مجدداً از رژیم ایران میخواهیم که همه اطلاعات را در مورد شهروند آمریکایی ناپدید شده رابرت لیوینسون بدهد و کمک کند که آقای لیوینستون به خانوادهاش بپیوندد.
آقای رئیس متشکرم.
رئیس جلسه، استیو چابوت
خیلی ممنون، آقای پوزنر شما ۵دقیقه دارید.
مایکل پوزنر
دستیار وزیر خارجه آمریکا
آقای رئیس و اعضای کمیته، بهخاطر این دعوت، از شما متشکرم. من میخواهم قدردانی جفری را تکرار کنم بهخاطر فرصتی که به ما دادید تا روی مواردی صحبت کنیم که احساس عمیقی در رابطه با آنها داریم. ایران و سوریه دو حکومتی هستند که همه استانداردهای مهم حقوقبشر بینالمللی را نقض میکنند. چیزهایی که شما در پنل توصیف کردید، نقض حقوق مختلف و دیگر مواردی است که ما هم آنها را دیدهایم و قبول داریم. سؤال حالا این است که چطور جلو برویم؟ میخواهم یک دقیقه راجع به یک جنبه از شرایط در سوریه صحبت کنم و آن برخورد با افراد جوان و کودکان است. این مجموعه تظاهراتها در ماه مارس در شهر جنوبی درعا زمانی شروع شد که نیروهای امنیتی روی افرادی آتش گشودند که خواستار آزادی کودکانی بودند که تنها بهخاطر نقاشی و نوشتن روی دیوار برای هفتهها دستگیر شده بودند. رژیم با استفاده از آتش سلاح، دستگیری، شکنجه و آزار به آنها پاسخ داد تا اعتراض کنندگان را بکشد و مرعوب کند. باز در چند هفته گذشته دیدهایم که حملات به کودکان از جمله یک پسر ۱۳ساله بهنام حمزه الخطیب ادامه داشت. وی شکنجه و مثله شد و جسدش توسط نیروهای امنیتی سوریه برگردانده شد. یک پسر ۱۰ساله، یک دختر ۴ساله در طول حملات در چندین شهر در اطراف حمص کشته شدند. و در ۱۵ژوئیه بهسر یک نوجوان ۱۲ساله، طالع الدوعه، توسط افسران پلیس در دمشق شلیک شد. تصاویر وحشتناک این اجساد و سایرین از کشور خارج شده است. آنهایی که مسئول این جنایات و سایر جنایات بودهاند باید بهخاطر جنایاتشان حساب پس دهند. ما در شهادت کتبیمان وارد بسیاری از جزئیات شدیم که میتوانید آنها را بخوانید ولی همانطور که شما گفتید ما هیچ شکی نداریم که حدقل ۱۶۰۰ سوریهای کشته شدهاند. بیش از ۱۰هزار تن زندانی شدهاند، نیروهای امنیتی کماکان مردم را بهمنظور یک سرکوب گسترش یابنده گروگان میگیرند. بهطور فوقالعادهیی ترس مردم سوریه ریخته است. تظاهرات ادامه دارد و گسترش مییابد و همانطور که ما گفتهایم رئیسجمهور اسد مشروعیتش را از دست داده است و او بهخاطر اعمالش باید حساب پس دهد.
در مورد رژیم ایران همانطور که همکارم، دستیار وزیر فلتمن، گفت ما بهطور منظم عملکرد دولت را بازبینی میکنیم، ما میدانیم چطور آنها خشمناک بودهاند و کماکان هستند. جناب شرمن همانطور که میدانید آنها امسال ۱۹۰نفر را اعدام کردهاند که بیش از هر کشور دیگری در جهان به جز چین است. دولت ایران همچنین محدودیتهای قرونوسطایی روی آزادی بیان اعمال میکند. روزنامهنگاران و وبلاگ نویسان هم مانند معلمان، فعالان سندیکایی و سایرین هدف قرار میگیرند. لیست موارد نقض حقوق طولانی است. آنچه برای ما بهطور خاص نگرانکننده است، آزار زیاد اقلیتهای مذهبی است. روز اول ماه مه یک دادگاه انقلاب در شهر شمالی بندر انزلی ۱۱ عضو یک کلیسای مسیحی از جمله کشیش آن کلیسا را محاکمه کرد. ما این آزارها را نه فقط علیه مسیحیان بلکه علیه صوفیها و بهاییها هم دیدهایم و من میخواهم بهاییها را برجسته کنم، چون آنها در طول سالیان بهطور مکرر مورد حمله قرار گرفتهاند. ایالات متحده علیه هر دو دولت مجازاتهایی را اعمال کرده است ولی فکر میکنم برخورد ما آن طور که باید درک نمیشود. ما با این مضمون شروع میکنیم که در هر دو کشور جمعیت شجاعی وجود دارد که این دولتهای سرکوبگر را به چالش میکشند و حمایت ما باید ریشه در این فرضیه داشته باشد که تغییر از درون این دو کشور به وقوع میپیوندد و ما مجموعه کارهایی انجام میدهیم تا از توانایی آنها برای ارتباطات بایکدیگر حمایت کنیم. ما برنامه گسترده آزادی اینترنت داریم. ما مطالب خودمان را به عربی و فارسی ترجمه کردهایم. ما داریم کار میکنیم تا از سازمانهای غیردولتی که در این دو کشور بهشدت مورد آزار قرار گرفتهاند حمایت کنیم. ما به مردم آموزش ارائه میکنیم. ما این امکان را که با هم ملاقات کنند و خود را سازماندهی کنند، فراهم میکنیم. به اعتقاد ما این دو دولت، این دو رژیم، راه برون رفتی از آزمایش زمان ندارند، زیرا مردم این کشورها سرانجام در استقرار حقوقبشر و دموکراسی پایدار موفق خواهند شد.
متشکرم.
رئیس جلسه، استیو چابوت
از شهادت شما متشکرم و اکنون ما سؤال و جواب را شروع میکنیم. من به خودم ۵دقیقه وقت میدهم.
مطمئن هستم ما توافق داریم اعداد کشتهها که شما هر دو در شهادت خود ذکر کرده بودید، شگفتآور بودند و امروز صبح هم تعداد کشتهشدگان همچنان رو به افزایش است. با توجه به اخبار گزارش شده، تانکهای سوریه یک شهر را نزدیکی دمشق محاصره کردند که به کشته شدن ۱۱تن و دستگیری ۳۰۰تن، آنچه که یک فعال حقوقبشر آن را عمل انتقامجویانه نامید، منجر شد. هنوز با اینکه حتی اسراییل هم میگوید اسد باید برود. متأسفانه ما همچنان به تلوتلو خوردن مشغولیم. هیلاری کلینتون، وزیرخارجه باز لااقل اخیراً گفت که از دیدگاه ما او مشروعیتش را از دست داده است، اما روز بعد رئیسجمهور اوباما عقبنشینی کرد و گفت در واقع اسد مشروعیتش را از دست نداده ولی در چشم مردم خود دارد از دست میدهد. همانطور که من داستانهایی از این قبیل را میخواندم، همان سؤالاتی در ذهنم خطور میکرد که در افتتاحیه گفته بودم. ایا شما میدانید که چه تعدادی از مردم باید بمیرند تا ما شجاعت ایستادگی را پیدا بکنیم و بگوییم که اسد نامشروع است و او باید برود؟! علاوه بر این، ببینید که چرا ما در حال حاضر برای تماس گرفتن با قذافی به درستی میگوییم او قاتل ظالم است، اما ما همین کار را در رابطه با اسد انجام نمیدهیم. هنگامی که در مورد این مسأله از سخنگوی کاخ سفید سؤال شد او گفت که لیبی «یک وضعیت منحصربهفرد» دارد، ما با رژیم قذافی سر و کار داریم که در حال اقدام در برابر مردم خود در یک آرایش نظامی و هماهنگ است و میخواهد به یک شهر بسیار بزرگ حمله کند و قول داده که هیچ رحمی به ساکنان آن نکند. آیا این چیزی نیست که در حال حاضر در سوریه اتفاق میافتد؟! رئیسجمهور اوباما خودش گفته است که در سوریه ما به موقعیتی که همه آن حمایتهای بینالمللی را برای لیبی به وجود آورد، نزدیک نیستم، با وجود اینکه وضعیت نسبت به زمانی که رئیسجمهور این حرف را زد، تشدید شده، اما سیاست ما به نظر نمیرسد که تغییر کرده باشد. مردم همچنان در حال کشته شدن هستند و ما هنوز برای رفتن اسد چیزی نگفتهایم. این کافی نیست که بگوییم ما به او متعهد نیستیم و سپس به محکوم کردن اقدامات او بسنده کنیم. الآن وقت آن رسیده که بگوییم اسد باید برود. چرا دولت هنوز هم حاضر به انجام این کار نیست؟ همچنین چرا ما قذافی را نامشروع خواندیم اما اسد را نه؟ چه چیزی این دو را متفاوت میسازد؟ چگونه آنها نسبت به رژیم در تهران متفاوت هستند؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
با تشکر از شما آقای رئیس. اول اجازه بدهید بگویم این امر واضح است و همه قبول داریم که آنچه در سوریه اتفاق میافتد کاملاً اسفناک است، هولناک است، غیرقابل قبول است. دموکراسی، آینده سوریه است و بشار اسد، متعلق به گذشته سوریه است و هر چه زودتر او به گذشته واگذار بشود، بهتر است. من فکر میکنم این را همه قبول داریم. شما میدانید وقتی به منطقهیی که مسئولیتش را دفتر من برعهده دارد، نگاه میکنم از مراکش تا ایران، میبینم بسیاری از عناصر، مشترک و بسیاری هم متفاوت هستند. اساساً هیچ راهحل سادهیی که به درد همه مسائل در منطقه تحت نظارتم بخورد، وجود ندارد. ما دنبال بهترین ابزار برای حمایت از مردم در این منطقه هستیم. راههای بهتر برای ترویج دموکراسی در مصر، تونس، لیبی، و سوریه، با یکدیگر متفاوت است و آن اقدام اصلی که مردمی را که دست در آتش دارند، کمک میکند در چه زمانی مناسب است؟ چه زمانی برای این بیانیهیی است که شما میخواهید مناسب است؟ شاید ما بیانهیی صادر کنیم مثل آنچه که شما مایل به دیدن آن هستید و پیشنهاد کنید ولی ما با این وضعیت یکبار برخورد کردهایم. وقت مناسب هنگامی است که ما مطمئن شویم داستان در مورد مردم سوریه است و نه درباره ما.
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا
پاسخ من فقط این است که بسیار روی این موضوع متمرکز شدهام. من ۳۰سال است که در زمینه حقوقبشرکار میکنم و اهمیت کار خودم را با جامعه مدنی با فعالان حقوقبشر، مردمی که در خیابان ایستاده و با پذیرش ریسک، زندگی خود را هر روزه به خطر میاندازند میدانم. آماده شدن برای لحظهیی که انتقال رخ میدهد خیلی مهم است و اجازه میدهد ما برای جلو رفتن، برای ایجاد کمک به حمایت از یک گذار دموکراتیک متمرکز شویم. ما در حال گوش دادن به مردم هستیم. زمانی که سفیر فورد ۲ هفته یا ۳ هفته پیش، به حماه رفت و بهعنوان یک قهرمان مورد استقبال قرار گرفت، بهخاطر همبستگی با مردمی بود که در خیابان بودند. زمانی که او رفت و به سفارت بازگشت، سفارت ما در دمشق مورد حمله اراذل و اوباش با پشتیبانی دولت قرار گرفت. این (وقایع) به شما میگوید که ما کار درستی را انجام دادهایم و ما قصد داریم در مسیر تقویت کسانی که در خط مقدم هستند، قدم بر داریم. این بدون شک برای مردمی که در خیابانهای بسیاری از شهرها در حال حاضر در سوریه ایستادهاند به این معناست که ما در کنار آنها هستیم.
رئیس جلسه، استیو چابوت
من در واقع برای پرسیدن یک سؤال دیگر زمان ندارم. از پاسخ شما متشکرم، با این حال بسیاری از ما بر این باورهستیم که باید بسیار روشن بگوییم اسد باید برود، همانطور که برای قذافی روشن ساختیم. من ادعا نمیکنم که اعمال ما در نهایت و بهاندازه کافی با بیانیه منطبق بود، زیرا واضح است که او هنوز هم سر جایش هست. وقت من تمام شده است. من به آقای اکرمن از نیویورک وقت میدهم.
گری اکرمن:
من از رئیس تشکر میکنم. این امر چندان سختی نیست. شما میدانید که ما در جنگ جهانی دوم از جایی که هولوکاست به وقوع پیوست، شرکت نکردیم، بهخاطر اینکه یک میلیون یهودی یا ۲ میلیون یا ۳ میلیون یا ۴ میلیون کشته شدند، شرکت نکردیم. ۴ میلیون غیریهودی که کشته شده یا ۲ میلیون یا ۳ میلیون، ۴ میلیون یا ۵ میلیون تن شرکت نکردیم. ما از بابت اینکه ژاپنیها پرل هاربور را بمباران کردند، در گیر شدیم و شرم بر ما باد برای این انتظار. ما نمیتوانیم در اینجا فقط بشینیم درحالی که این افراد در حال کشته شدن و معلول شدن هستند. کودکان کشته میشوند چون ما فکر میکنیم باید در برخوردهایمان شئونات دیپلوماتیک را رعایت بکنیم. بروید این را به مردمی که بچهشان یا بچههایی که خانوادههایشان و پدر و مادرشان کشته شدهاند بگویید! این غیرمنصفانه است. این غیرانسانی است. برای ما بهعنوان یک جامعه ناشایست است. من میتوانم درک کنم که ما در انتظار زمان مناسب هستیم، اما برای آن مردم دیگر آن زمان دیراست. از هرجهت به نفع سیاست خارجی ماست که این مردک برود. من میدانم شما در انتظار چه چیزی هستید! شما منتظرید، درست مثل همه موارد دیگر، ما منتظر ماندیم مردی که دم در ایستاده، برود. شما وقتی حاضرید که فوتش کنید و او را از صخره پایین بیندازید، که دیگر هیچ خطر و ریسکی وجود نداشته باشد و او در واقع رفته باشد. چه کسی قدر اینکار را خواهد دانست؟ مردم قدر کمک را زمانی میدانند که در آسیب پذیرترین شرایط باشند. ما در اینجا سعی میکنیم که ریسک نکنیم اما شما میدانید که اینکار را باید انجام بدهید و میدانید که نتیجه چه خواهد شد. و این من رمانتیک نیست که میگوید در پایان دموکراسی برقرار میشود و مردم به خیابانها میریزند، این شم ریاضیدان من است که میگوید. و من فکر میکنم همه ما افرادی هستیم که بر این ارزش باورداریم و امروز هم شما به خوبی در اینجا بیان کردید. در نتیجه از این همه استدلال و تفکر و خون دل خوردن، منتظر چه هستیم؟ چه کسی را به درد میآورد؟ شما نگران احساسات او هستید؟ چرا نشستیم و داریم شرط بندی میکنیم که امکان دارد این فرد بماند و ما همچنان فرصت انجام کسب و کار با یک قاتل را خواهیم داشت. هلش بده، بگو، او ممکن است زمانی که شما به او میگویید، ترک نکند، اما گفتن این حرف هیچ خجالتی ندارد، ولی اگر ما آن را نگوییم، خجالت دارد. آیا ما میتوانیم این را بگوییم؟
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
آقای نماینده من حس اضطرار و خشم شما را درک میکنم، من فکر نمیکنم که درست یا منصفانه است که بگویم ما هنوز ایستادهایم و داریم شرط بندی میکنیم. اگر ما میخواستیم شرط خود را روی آن دولت بگذاریم به آنها وحشی نمیگفتیم و دائماً بهطور روزانه آنها را مورد سرزنش قرار نمیدادیم.
گری اکرمن:
لقب دادن هرگز به من آسیب نرساندند!
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
خوب، کارما بیشتر از کلمات بوده است. این است که ما بهشدت متمرکز شدهایم، من متمرکز هستم.
گری اکرمن:
چه مسألهیی پیش میآید اگر به او بگوییم برو پی کارت؟
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
آنچه ما میگوییم...
گری اکرمن:
ماخجالتزده میشویم اگر او به ما گوش نکند؟!
مایکل پوزنر:
نه، ما در این لحظه میگوییم که ما از مردم سوریه و همچنین از خواستهای آنها برای تغییرات سیاسی حمایت میکنیم.
گری اکرمن:
برایشان یک کارت پستال ارسال کن.
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
نه اینطور نیست، بهخاطر اینکه با عمل کردن میتوان حمایت کرد. و این اقدام سفیر آمریکا که خطر را قبول میکند و در حماه به خیابان میرود مهم و شجاعانه بود و توسط مردمی که آنجا بودند مورد قدردانی قرار گرفت. فعالیتهای ما از توانایی اپوزیسیون برای دیدارشان در ترکیه، برای دیدارشان در داخل کشور حمایت میکند. تلاش ما ابزار لازم را برای روز تغییر در اختیار آنها قرار میدهد و این رخ خواهد داد. میخواهم بگویم که این کارما، بر خلاف منتظرماندن که شما میگویید، بخشی از یک راهبرد و استراتژی است که از دست دادن مشروعیت رئیسجمهور اسد را محقق میکند.
گری اکرمن:
چرا شما تمام کارتهایتان را رو نمیکنید و به او نمیگویید برو بیرون و به هر حال، همان کارهایی را که دارید انجام میدهید ادامه دهید؟ اما اجازه بدهید مردم بدانند که موضع ما چیست و مبهم نباشد.
جفری فلتمن:
نماینده کنگره اکرمن، ملت سوریه میدانند که ما در این مورد درکجا قرار داریم، به همین دلیل است که رابرت فورد سفیر آمریکا درحالی که با اتومبیل در داخل شهر حماه عبور میکرد، اتوموبیلش را با گلها آذین کردند. ملت میدانند موضع ما در سوریه چیست و ما چه کار میکنیم. و همچنین این فرضیه که ما درحال ارزیابی شانسمان هستیم، من نمیدانم شما چه فکر میکنید اما از نظر من، امور آنطور که بشار میخواهد پیش نمیروند. هرچه بیشتر سرکوب کند، ملت بیشتر قیام خواهند کرد. خیزشها در همه جای کشور در حال افزایش هستند و هرچه بیشتر به مرکز دمشق نزدیک میشوند. اگر او عقبنشینی کند، شکنجه، شلیک و کشتار و دستگیری را متوقف کند، در آن صورت یک جهش عظیمی پیش رو خواهد بود، همانگونه که در هاما بود. او درحال باختن است. اما این به آن معنی نیست که بهخاطر سخنان ما میبازد. او بهخاطر علمکردش میبازد و همچنین ملت سوریه از یک کومای ۴۰ساله سیاسی در حال بیدارباش است. و آنها بر ترسشان غلبه کرده و برای یک آینده بهتر بهپاخاستهاند. او متعلق به گذشته است.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
با تشکر. وقت شما تمام شده است. رئیس مایل است این نکته را مورد توجه قرار دهد ـ البته مایلم اشاره کنم این یک مورد نادر است که ریاست جمهوریخواه و عضو ارشد دموکرات با هم اتفاقنظر دارند. البته ما بهطور معمول در این کمیته بر سر خیلی موارد توافق داریم، اما من هم در این زمینه (سیاست در قبال سوریه) در نارضایتی عضو ارشد سهیم هستم. آقای پو برای ۵دقیقه صحبت کنند:
قاضی تد پو:
متشکرم
رئیس جلسه، استیو چابوت:
ببخشید قبل از این بگویم، آقای تد پو مانند نماینده از کالیفرنیا، آقای شرمن، عضو کمیته خارجی است و نه این کمیته فرعی، بنابراین موافقت شما را خواهانم که او هم از تمامی امتیازات اعضای این کمیته برخوردار باشد و در آخرین نوبت قرار گیرد و چون الآن در آخرین نوبت است وقت به او داده میشود.
قاضی تد پو:
متشکرم آقای رئیس که به من اجازه دادید در این استماع شرکت کنم. سؤال من از شما آقای فلتمن خواهد بود. این سومین باری است که ما داریم صحبت میکنیم. ما یکبار در ماه نوامبر صحبت کردیم. بار دوم در ماه مارس صحبت کردیم و حالا ما باز هم اینجا هستیم. در دفعات قبل من جواب مشخصی دریافت نکردم. و من فکر میکنم که شما تلاش کردید ۵دقیقه وقت را تلف کنید و به من هیچ جوابی ندهید. کماکان بلندگوها اطراف اشرف وجود دارند.
وزارتخارجه چه کاری انجام داده است؟ آیا هیچ کاری انجام داده است تا این بلندگوها که به داخل کمپ صدا پخش میکنند برداشته شوند؟
جفری فلتمن:
ما داریم تلاش میکنیم که کمپ اشرف را جابجا کنیم.
قاضی تد پو:
به من درباره جابهجایی کمپ اشرف توضیح ندهید. من نمیخواهم در این باره که آنها جابجا میشوند، چیزی بشنوم.
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
ما داریم تلاش میکنیم به موضوع حقوقبشر در اشرف بپردازیم که بر زندگی ۳۴۰۰نفر تأثیر میگذارد. و میتواند تا پایان سال جاری بسیار بدتر از این بشود. شما با یک کشور در داخل یک کشور مواجه هستید.
قاضی تد پو:
فقط سؤال من را جواب بدهید. آیا وزارتخارجه هیچ کاری کرده است در مخالفت و اعتراض به پخش صدای بلندگوها به داخل کمپ اشرف؟ جواب یا بله است یا خیر.
جفری فلتمن:
من متأسفم که... اینکه آیا ما به حقوقبشر اهمیت میدهیم در کمپ اشرف یا نه.
قاضی تد پو:
جواب بدهید بله یا خیر؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
من از آن اطلاعی ندارم زیرا که ما بر موضوع بزرگتر…
قاضی تد پو:
من زمانم را دوباره میخواهم بگیرم. وزارتخارجه هیچ کاری نکرده است. متشکرم بالاخره من پاسخی درباره سؤالی که در ماه نوامبر پرسیدم، دریافت کردم.
از زمانی که ما صحبت کردیم، دولت عراق کمپ اشرف را تصرف کرده است ۳۴تن را به قتل رسانده است و بیش از ۷۰تن را زخمی کرده است. به عقیده من یکی از دلایلی که آنها بهعنوان بهانه استفاده کردند این واقعیت است که وزارتخارجه به نامگذاری مجاهدین ادامه میدهد. وزارتخارجه چه زمانی تصمیم خواهد گرفت که این گروه را در لیست نگه میدارد یا آن را خارج میکند؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
من مایلم که نامگذاری در لیست را از موضوع کمپ اشرف تفکیک کنم. ما با احتمال وقوع یک کشتار در کمپ اشرف مواجه هستیم.
قاضی تد پو:
فقط سؤال من را جواب بدهید. به سؤالی که نپرسیدهام جواب ندهید.
جفری فلتمن:
وکلا دارند روی آنها کار میکنند. اسنادی هستند که دارند از طبقهبندی خارج میشوند که به وکلای مجاهدین داده شوند. بنابراین این پروسه در جریان است و مدتی طول میکشد بهخاطر پروسه خارج شدن از طبقهبندی. تا مطمئن شویم که هردو طرف به کل اسناد دسترسی دارند. ما در پروسه آن هستیم در عین حال...
قاضی تد پو:
متشکرم. سؤال من این است که چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد؟
جفری فلتمن:
من وکیل نیستم. آقای نماینده من نمیدانم. اما شما میدانید که دادگاه استیناف واشنگتن مجاهدین را در طول زمان بازبینی مجدد نامگذاری در لیست حفظ کرد. اما این بررسی در جریان است. اسناد دارند از طبقهبندی خارج میشوند و به وکلای مجاهدین داده میشوند که مطمئن شویم آنها اطلاعات را دارند.
قاضی تد پو:
ساکنان کمپ اشرف نمیخواهند جابجا شوند. من مطمئن هستم شما مطلع هستید که تمامیت کمیته خارجی کنگره تبصره من را به اتفاق آرا تصویب کرد و کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا نمیخواهد کمپ اشرف به محل دیگری منتقل شود. اینکه تصویب شود لایجه خواهد شد. وزارت خارجه، موضع شما این است که وزارتخارجه میخواهد آنها را جابجا کند. البته عراق میخواهد آنها را جابجا کند و همینطور آنهایی که در ایران هستند. آیا هنوز موضع وزارتخارجه این است که کمپ را به نقطه دیگری در عراق منتقل کند؟
جفری فلتمن:
ما داریم تلاش میکنیم برنامهیی با دو بخش را پیش ببریم. و آن هم این است که ساکنان کمپ اشرف نهایتاً به کشور ثالثی منتقل خواهند شد و این چیزی است که آنها به ما گفتهاند به آن تمایل دارند.
قاضی تد پو:
آیا این صحت ندارد که اگر نامگذاری تروریستی علیه ساکنان اشرف و مجاهدین برداشته شود برای آنها سادهتر خواهد بود که در سرتاسر جهان پراکنده شوند. بسیاری از آنها اتباع کشورهای دیگر هستند. آیا برای آنها سادهتر نخواهد بود؟
جفری فلتمن:
برای مثال نامگذاری ما بر اروپا هیچ تأثیری ندارد و هیچ ارتباطی به تمایلات اروپا برای پذیرش ساکنان کمپ اشرف ندارد.
قاضی تد پو:
من زمانم را دوباره میگیرم. وقتی که من با آقای مالکی برای مدت تقریباً دو ساعت همراه اعضای این کمیته صحبت کردیم، گفتیم که میخواهیم برویم و از ساکنان کمپ اشرف دیدن کنیم و بیان آنها را از وقایع بشنویم، البته که ما از آن محروم شدیم. او نمیخواست ما طرف دیگر را که احتمالاً حقیقت را میگفتند، بشنویم. او گفت یک دلیل اینگونه رفتار با ساکنان کمپ اشرف از سوی عراق این است که وزارتخارجه آمریکا به حفظ نامگذاری آنها ادامه میدهد و این چیزی است که او میگوید آیا شما با آن موافق هستید؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
در مورد موضوعی چنین پیچیده نمیشود در ۹ثانیه صحبت کرد. آنها هیچ استاتویی در عراق ندارند ما داریم تلاش میکنیم راهی پیدا کنیم که ۳۴۰۰تن حفاظت شوند و در بحثها برای اینکه آنها چگونه حفاظت بشوند شرکت کنند تا بتوانند با رهبران خود بمانند و این چیزی است که آنها گفتهاند و میخواهند پراکنده نشوند و بهعنوان یک گروه باقی بمانند. ما داریم تلاش میکنیم که راهی پیدا کنیم. باور کنید ما داریم تلاش میکنیم راهی پیدا کنیم که از طریق آن از مشکل جدی که میتواند در آخر سال اتفاق بیفتد، جلوگیری کنیم. زیرا که عراق حق حاکمیت خودش را دارد. بنابراین ما تلاش میکنیم که به طریقی کمک کنیم و من امیدوارم که دوستان رهبران آنها در کمپ اشرف با آنها صحبت کنند و طرح ما آنقدر بد هم نیست.
قاضی تد پو:
آقای سفیر متشکرم. آقای رئیس متشکرم. من باز هم جواب را نگرفتم. ما باز هم دیدار خواهیم کرد و سؤال را دوباره مطرح خواهم کرد.
آقای رئیس و اعضای کمیته، بهخاطر این دعوت، از شما متشکرم. من میخواهم قدردانی جفری را تکرار کنم بهخاطر فرصتی که به ما دادید تا روی مواردی صحبت کنیم که احساس عمیقی در رابطه با آنها داریم. ایران و سوریه دو حکومتی هستند که همه استانداردهای مهم حقوقبشر بینالمللی را نقض میکنند. چیزهایی که شما در پنل توصیف کردید، نقض حقوق مختلف و دیگر مواردی است که ما هم آنها را دیدهایم و قبول داریم. سؤال حالا این است که چطور جلو برویم؟ میخواهم یک دقیقه راجع به یک جنبه از شرایط در سوریه صحبت کنم و آن برخورد با افراد جوان و کودکان است. این مجموعه تظاهراتها در ماه مارس در شهر جنوبی درعا زمانی شروع شد که نیروهای امنیتی روی افرادی آتش گشودند که خواستار آزادی کودکانی بودند که تنها بهخاطر نقاشی و نوشتن روی دیوار برای هفتهها دستگیر شده بودند. رژیم با استفاده از آتش سلاح، دستگیری، شکنجه و آزار به آنها پاسخ داد تا اعتراض کنندگان را بکشد و مرعوب کند. باز در چند هفته گذشته دیدهایم که حملات به کودکان از جمله یک پسر ۱۳ساله بهنام حمزه الخطیب ادامه داشت. وی شکنجه و مثله شد و جسدش توسط نیروهای امنیتی سوریه برگردانده شد. یک پسر ۱۰ساله، یک دختر ۴ساله در طول حملات در چندین شهر در اطراف حمص کشته شدند. و در ۱۵ژوئیه بهسر یک نوجوان ۱۲ساله، طالع الدوعه، توسط افسران پلیس در دمشق شلیک شد. تصاویر وحشتناک این اجساد و سایرین از کشور خارج شده است. آنهایی که مسئول این جنایات و سایر جنایات بودهاند باید بهخاطر جنایاتشان حساب پس دهند. ما در شهادت کتبیمان وارد بسیاری از جزئیات شدیم که میتوانید آنها را بخوانید ولی همانطور که شما گفتید ما هیچ شکی نداریم که حدقل ۱۶۰۰ سوریهای کشته شدهاند. بیش از ۱۰هزار تن زندانی شدهاند، نیروهای امنیتی کماکان مردم را بهمنظور یک سرکوب گسترش یابنده گروگان میگیرند. بهطور فوقالعادهیی ترس مردم سوریه ریخته است. تظاهرات ادامه دارد و گسترش مییابد و همانطور که ما گفتهایم رئیسجمهور اسد مشروعیتش را از دست داده است و او بهخاطر اعمالش باید حساب پس دهد.
در مورد رژیم ایران همانطور که همکارم، دستیار وزیر فلتمن، گفت ما بهطور منظم عملکرد دولت را بازبینی میکنیم، ما میدانیم چطور آنها خشمناک بودهاند و کماکان هستند. جناب شرمن همانطور که میدانید آنها امسال ۱۹۰نفر را اعدام کردهاند که بیش از هر کشور دیگری در جهان به جز چین است. دولت ایران همچنین محدودیتهای قرونوسطایی روی آزادی بیان اعمال میکند. روزنامهنگاران و وبلاگ نویسان هم مانند معلمان، فعالان سندیکایی و سایرین هدف قرار میگیرند. لیست موارد نقض حقوق طولانی است. آنچه برای ما بهطور خاص نگرانکننده است، آزار زیاد اقلیتهای مذهبی است. روز اول ماه مه یک دادگاه انقلاب در شهر شمالی بندر انزلی ۱۱ عضو یک کلیسای مسیحی از جمله کشیش آن کلیسا را محاکمه کرد. ما این آزارها را نه فقط علیه مسیحیان بلکه علیه صوفیها و بهاییها هم دیدهایم و من میخواهم بهاییها را برجسته کنم، چون آنها در طول سالیان بهطور مکرر مورد حمله قرار گرفتهاند. ایالات متحده علیه هر دو دولت مجازاتهایی را اعمال کرده است ولی فکر میکنم برخورد ما آن طور که باید درک نمیشود. ما با این مضمون شروع میکنیم که در هر دو کشور جمعیت شجاعی وجود دارد که این دولتهای سرکوبگر را به چالش میکشند و حمایت ما باید ریشه در این فرضیه داشته باشد که تغییر از درون این دو کشور به وقوع میپیوندد و ما مجموعه کارهایی انجام میدهیم تا از توانایی آنها برای ارتباطات بایکدیگر حمایت کنیم. ما برنامه گسترده آزادی اینترنت داریم. ما مطالب خودمان را به عربی و فارسی ترجمه کردهایم. ما داریم کار میکنیم تا از سازمانهای غیردولتی که در این دو کشور بهشدت مورد آزار قرار گرفتهاند حمایت کنیم. ما به مردم آموزش ارائه میکنیم. ما این امکان را که با هم ملاقات کنند و خود را سازماندهی کنند، فراهم میکنیم. به اعتقاد ما این دو دولت، این دو رژیم، راه برون رفتی از آزمایش زمان ندارند، زیرا مردم این کشورها سرانجام در استقرار حقوقبشر و دموکراسی پایدار موفق خواهند شد.
متشکرم.
رئیس جلسه، استیو چابوت
از شهادت شما متشکرم و اکنون ما سؤال و جواب را شروع میکنیم. من به خودم ۵دقیقه وقت میدهم.
مطمئن هستم ما توافق داریم اعداد کشتهها که شما هر دو در شهادت خود ذکر کرده بودید، شگفتآور بودند و امروز صبح هم تعداد کشتهشدگان همچنان رو به افزایش است. با توجه به اخبار گزارش شده، تانکهای سوریه یک شهر را نزدیکی دمشق محاصره کردند که به کشته شدن ۱۱تن و دستگیری ۳۰۰تن، آنچه که یک فعال حقوقبشر آن را عمل انتقامجویانه نامید، منجر شد. هنوز با اینکه حتی اسراییل هم میگوید اسد باید برود. متأسفانه ما همچنان به تلوتلو خوردن مشغولیم. هیلاری کلینتون، وزیرخارجه باز لااقل اخیراً گفت که از دیدگاه ما او مشروعیتش را از دست داده است، اما روز بعد رئیسجمهور اوباما عقبنشینی کرد و گفت در واقع اسد مشروعیتش را از دست نداده ولی در چشم مردم خود دارد از دست میدهد. همانطور که من داستانهایی از این قبیل را میخواندم، همان سؤالاتی در ذهنم خطور میکرد که در افتتاحیه گفته بودم. ایا شما میدانید که چه تعدادی از مردم باید بمیرند تا ما شجاعت ایستادگی را پیدا بکنیم و بگوییم که اسد نامشروع است و او باید برود؟! علاوه بر این، ببینید که چرا ما در حال حاضر برای تماس گرفتن با قذافی به درستی میگوییم او قاتل ظالم است، اما ما همین کار را در رابطه با اسد انجام نمیدهیم. هنگامی که در مورد این مسأله از سخنگوی کاخ سفید سؤال شد او گفت که لیبی «یک وضعیت منحصربهفرد» دارد، ما با رژیم قذافی سر و کار داریم که در حال اقدام در برابر مردم خود در یک آرایش نظامی و هماهنگ است و میخواهد به یک شهر بسیار بزرگ حمله کند و قول داده که هیچ رحمی به ساکنان آن نکند. آیا این چیزی نیست که در حال حاضر در سوریه اتفاق میافتد؟! رئیسجمهور اوباما خودش گفته است که در سوریه ما به موقعیتی که همه آن حمایتهای بینالمللی را برای لیبی به وجود آورد، نزدیک نیستم، با وجود اینکه وضعیت نسبت به زمانی که رئیسجمهور این حرف را زد، تشدید شده، اما سیاست ما به نظر نمیرسد که تغییر کرده باشد. مردم همچنان در حال کشته شدن هستند و ما هنوز برای رفتن اسد چیزی نگفتهایم. این کافی نیست که بگوییم ما به او متعهد نیستیم و سپس به محکوم کردن اقدامات او بسنده کنیم. الآن وقت آن رسیده که بگوییم اسد باید برود. چرا دولت هنوز هم حاضر به انجام این کار نیست؟ همچنین چرا ما قذافی را نامشروع خواندیم اما اسد را نه؟ چه چیزی این دو را متفاوت میسازد؟ چگونه آنها نسبت به رژیم در تهران متفاوت هستند؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
با تشکر از شما آقای رئیس. اول اجازه بدهید بگویم این امر واضح است و همه قبول داریم که آنچه در سوریه اتفاق میافتد کاملاً اسفناک است، هولناک است، غیرقابل قبول است. دموکراسی، آینده سوریه است و بشار اسد، متعلق به گذشته سوریه است و هر چه زودتر او به گذشته واگذار بشود، بهتر است. من فکر میکنم این را همه قبول داریم. شما میدانید وقتی به منطقهیی که مسئولیتش را دفتر من برعهده دارد، نگاه میکنم از مراکش تا ایران، میبینم بسیاری از عناصر، مشترک و بسیاری هم متفاوت هستند. اساساً هیچ راهحل سادهیی که به درد همه مسائل در منطقه تحت نظارتم بخورد، وجود ندارد. ما دنبال بهترین ابزار برای حمایت از مردم در این منطقه هستیم. راههای بهتر برای ترویج دموکراسی در مصر، تونس، لیبی، و سوریه، با یکدیگر متفاوت است و آن اقدام اصلی که مردمی را که دست در آتش دارند، کمک میکند در چه زمانی مناسب است؟ چه زمانی برای این بیانیهیی است که شما میخواهید مناسب است؟ شاید ما بیانهیی صادر کنیم مثل آنچه که شما مایل به دیدن آن هستید و پیشنهاد کنید ولی ما با این وضعیت یکبار برخورد کردهایم. وقت مناسب هنگامی است که ما مطمئن شویم داستان در مورد مردم سوریه است و نه درباره ما.
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا
پاسخ من فقط این است که بسیار روی این موضوع متمرکز شدهام. من ۳۰سال است که در زمینه حقوقبشرکار میکنم و اهمیت کار خودم را با جامعه مدنی با فعالان حقوقبشر، مردمی که در خیابان ایستاده و با پذیرش ریسک، زندگی خود را هر روزه به خطر میاندازند میدانم. آماده شدن برای لحظهیی که انتقال رخ میدهد خیلی مهم است و اجازه میدهد ما برای جلو رفتن، برای ایجاد کمک به حمایت از یک گذار دموکراتیک متمرکز شویم. ما در حال گوش دادن به مردم هستیم. زمانی که سفیر فورد ۲ هفته یا ۳ هفته پیش، به حماه رفت و بهعنوان یک قهرمان مورد استقبال قرار گرفت، بهخاطر همبستگی با مردمی بود که در خیابان بودند. زمانی که او رفت و به سفارت بازگشت، سفارت ما در دمشق مورد حمله اراذل و اوباش با پشتیبانی دولت قرار گرفت. این (وقایع) به شما میگوید که ما کار درستی را انجام دادهایم و ما قصد داریم در مسیر تقویت کسانی که در خط مقدم هستند، قدم بر داریم. این بدون شک برای مردمی که در خیابانهای بسیاری از شهرها در حال حاضر در سوریه ایستادهاند به این معناست که ما در کنار آنها هستیم.
رئیس جلسه، استیو چابوت
من در واقع برای پرسیدن یک سؤال دیگر زمان ندارم. از پاسخ شما متشکرم، با این حال بسیاری از ما بر این باورهستیم که باید بسیار روشن بگوییم اسد باید برود، همانطور که برای قذافی روشن ساختیم. من ادعا نمیکنم که اعمال ما در نهایت و بهاندازه کافی با بیانیه منطبق بود، زیرا واضح است که او هنوز هم سر جایش هست. وقت من تمام شده است. من به آقای اکرمن از نیویورک وقت میدهم.
گری اکرمن:
من از رئیس تشکر میکنم. این امر چندان سختی نیست. شما میدانید که ما در جنگ جهانی دوم از جایی که هولوکاست به وقوع پیوست، شرکت نکردیم، بهخاطر اینکه یک میلیون یهودی یا ۲ میلیون یا ۳ میلیون یا ۴ میلیون کشته شدند، شرکت نکردیم. ۴ میلیون غیریهودی که کشته شده یا ۲ میلیون یا ۳ میلیون، ۴ میلیون یا ۵ میلیون تن شرکت نکردیم. ما از بابت اینکه ژاپنیها پرل هاربور را بمباران کردند، در گیر شدیم و شرم بر ما باد برای این انتظار. ما نمیتوانیم در اینجا فقط بشینیم درحالی که این افراد در حال کشته شدن و معلول شدن هستند. کودکان کشته میشوند چون ما فکر میکنیم باید در برخوردهایمان شئونات دیپلوماتیک را رعایت بکنیم. بروید این را به مردمی که بچهشان یا بچههایی که خانوادههایشان و پدر و مادرشان کشته شدهاند بگویید! این غیرمنصفانه است. این غیرانسانی است. برای ما بهعنوان یک جامعه ناشایست است. من میتوانم درک کنم که ما در انتظار زمان مناسب هستیم، اما برای آن مردم دیگر آن زمان دیراست. از هرجهت به نفع سیاست خارجی ماست که این مردک برود. من میدانم شما در انتظار چه چیزی هستید! شما منتظرید، درست مثل همه موارد دیگر، ما منتظر ماندیم مردی که دم در ایستاده، برود. شما وقتی حاضرید که فوتش کنید و او را از صخره پایین بیندازید، که دیگر هیچ خطر و ریسکی وجود نداشته باشد و او در واقع رفته باشد. چه کسی قدر اینکار را خواهد دانست؟ مردم قدر کمک را زمانی میدانند که در آسیب پذیرترین شرایط باشند. ما در اینجا سعی میکنیم که ریسک نکنیم اما شما میدانید که اینکار را باید انجام بدهید و میدانید که نتیجه چه خواهد شد. و این من رمانتیک نیست که میگوید در پایان دموکراسی برقرار میشود و مردم به خیابانها میریزند، این شم ریاضیدان من است که میگوید. و من فکر میکنم همه ما افرادی هستیم که بر این ارزش باورداریم و امروز هم شما به خوبی در اینجا بیان کردید. در نتیجه از این همه استدلال و تفکر و خون دل خوردن، منتظر چه هستیم؟ چه کسی را به درد میآورد؟ شما نگران احساسات او هستید؟ چرا نشستیم و داریم شرط بندی میکنیم که امکان دارد این فرد بماند و ما همچنان فرصت انجام کسب و کار با یک قاتل را خواهیم داشت. هلش بده، بگو، او ممکن است زمانی که شما به او میگویید، ترک نکند، اما گفتن این حرف هیچ خجالتی ندارد، ولی اگر ما آن را نگوییم، خجالت دارد. آیا ما میتوانیم این را بگوییم؟
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
آقای نماینده من حس اضطرار و خشم شما را درک میکنم، من فکر نمیکنم که درست یا منصفانه است که بگویم ما هنوز ایستادهایم و داریم شرط بندی میکنیم. اگر ما میخواستیم شرط خود را روی آن دولت بگذاریم به آنها وحشی نمیگفتیم و دائماً بهطور روزانه آنها را مورد سرزنش قرار نمیدادیم.
گری اکرمن:
لقب دادن هرگز به من آسیب نرساندند!
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
خوب، کارما بیشتر از کلمات بوده است. این است که ما بهشدت متمرکز شدهایم، من متمرکز هستم.
گری اکرمن:
چه مسألهیی پیش میآید اگر به او بگوییم برو پی کارت؟
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
آنچه ما میگوییم...
گری اکرمن:
ماخجالتزده میشویم اگر او به ما گوش نکند؟!
مایکل پوزنر:
نه، ما در این لحظه میگوییم که ما از مردم سوریه و همچنین از خواستهای آنها برای تغییرات سیاسی حمایت میکنیم.
گری اکرمن:
برایشان یک کارت پستال ارسال کن.
مایکل پوزنر، دستیار وزیر خارجه آمریکا:
نه اینطور نیست، بهخاطر اینکه با عمل کردن میتوان حمایت کرد. و این اقدام سفیر آمریکا که خطر را قبول میکند و در حماه به خیابان میرود مهم و شجاعانه بود و توسط مردمی که آنجا بودند مورد قدردانی قرار گرفت. فعالیتهای ما از توانایی اپوزیسیون برای دیدارشان در ترکیه، برای دیدارشان در داخل کشور حمایت میکند. تلاش ما ابزار لازم را برای روز تغییر در اختیار آنها قرار میدهد و این رخ خواهد داد. میخواهم بگویم که این کارما، بر خلاف منتظرماندن که شما میگویید، بخشی از یک راهبرد و استراتژی است که از دست دادن مشروعیت رئیسجمهور اسد را محقق میکند.
گری اکرمن:
چرا شما تمام کارتهایتان را رو نمیکنید و به او نمیگویید برو بیرون و به هر حال، همان کارهایی را که دارید انجام میدهید ادامه دهید؟ اما اجازه بدهید مردم بدانند که موضع ما چیست و مبهم نباشد.
جفری فلتمن:
نماینده کنگره اکرمن، ملت سوریه میدانند که ما در این مورد درکجا قرار داریم، به همین دلیل است که رابرت فورد سفیر آمریکا درحالی که با اتومبیل در داخل شهر حماه عبور میکرد، اتوموبیلش را با گلها آذین کردند. ملت میدانند موضع ما در سوریه چیست و ما چه کار میکنیم. و همچنین این فرضیه که ما درحال ارزیابی شانسمان هستیم، من نمیدانم شما چه فکر میکنید اما از نظر من، امور آنطور که بشار میخواهد پیش نمیروند. هرچه بیشتر سرکوب کند، ملت بیشتر قیام خواهند کرد. خیزشها در همه جای کشور در حال افزایش هستند و هرچه بیشتر به مرکز دمشق نزدیک میشوند. اگر او عقبنشینی کند، شکنجه، شلیک و کشتار و دستگیری را متوقف کند، در آن صورت یک جهش عظیمی پیش رو خواهد بود، همانگونه که در هاما بود. او درحال باختن است. اما این به آن معنی نیست که بهخاطر سخنان ما میبازد. او بهخاطر علمکردش میبازد و همچنین ملت سوریه از یک کومای ۴۰ساله سیاسی در حال بیدارباش است. و آنها بر ترسشان غلبه کرده و برای یک آینده بهتر بهپاخاستهاند. او متعلق به گذشته است.
رئیس جلسه، استیو چابوت:
با تشکر. وقت شما تمام شده است. رئیس مایل است این نکته را مورد توجه قرار دهد ـ البته مایلم اشاره کنم این یک مورد نادر است که ریاست جمهوریخواه و عضو ارشد دموکرات با هم اتفاقنظر دارند. البته ما بهطور معمول در این کمیته بر سر خیلی موارد توافق داریم، اما من هم در این زمینه (سیاست در قبال سوریه) در نارضایتی عضو ارشد سهیم هستم. آقای پو برای ۵دقیقه صحبت کنند:
قاضی تد پو:
متشکرم
رئیس جلسه، استیو چابوت:
ببخشید قبل از این بگویم، آقای تد پو مانند نماینده از کالیفرنیا، آقای شرمن، عضو کمیته خارجی است و نه این کمیته فرعی، بنابراین موافقت شما را خواهانم که او هم از تمامی امتیازات اعضای این کمیته برخوردار باشد و در آخرین نوبت قرار گیرد و چون الآن در آخرین نوبت است وقت به او داده میشود.
قاضی تد پو:
متشکرم آقای رئیس که به من اجازه دادید در این استماع شرکت کنم. سؤال من از شما آقای فلتمن خواهد بود. این سومین باری است که ما داریم صحبت میکنیم. ما یکبار در ماه نوامبر صحبت کردیم. بار دوم در ماه مارس صحبت کردیم و حالا ما باز هم اینجا هستیم. در دفعات قبل من جواب مشخصی دریافت نکردم. و من فکر میکنم که شما تلاش کردید ۵دقیقه وقت را تلف کنید و به من هیچ جوابی ندهید. کماکان بلندگوها اطراف اشرف وجود دارند.
وزارتخارجه چه کاری انجام داده است؟ آیا هیچ کاری انجام داده است تا این بلندگوها که به داخل کمپ صدا پخش میکنند برداشته شوند؟
جفری فلتمن:
ما داریم تلاش میکنیم که کمپ اشرف را جابجا کنیم.
قاضی تد پو:
به من درباره جابهجایی کمپ اشرف توضیح ندهید. من نمیخواهم در این باره که آنها جابجا میشوند، چیزی بشنوم.
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
ما داریم تلاش میکنیم به موضوع حقوقبشر در اشرف بپردازیم که بر زندگی ۳۴۰۰نفر تأثیر میگذارد. و میتواند تا پایان سال جاری بسیار بدتر از این بشود. شما با یک کشور در داخل یک کشور مواجه هستید.
قاضی تد پو:
فقط سؤال من را جواب بدهید. آیا وزارتخارجه هیچ کاری کرده است در مخالفت و اعتراض به پخش صدای بلندگوها به داخل کمپ اشرف؟ جواب یا بله است یا خیر.
جفری فلتمن:
من متأسفم که... اینکه آیا ما به حقوقبشر اهمیت میدهیم در کمپ اشرف یا نه.
قاضی تد پو:
جواب بدهید بله یا خیر؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
من از آن اطلاعی ندارم زیرا که ما بر موضوع بزرگتر…
قاضی تد پو:
من زمانم را دوباره میخواهم بگیرم. وزارتخارجه هیچ کاری نکرده است. متشکرم بالاخره من پاسخی درباره سؤالی که در ماه نوامبر پرسیدم، دریافت کردم.
از زمانی که ما صحبت کردیم، دولت عراق کمپ اشرف را تصرف کرده است ۳۴تن را به قتل رسانده است و بیش از ۷۰تن را زخمی کرده است. به عقیده من یکی از دلایلی که آنها بهعنوان بهانه استفاده کردند این واقعیت است که وزارتخارجه به نامگذاری مجاهدین ادامه میدهد. وزارتخارجه چه زمانی تصمیم خواهد گرفت که این گروه را در لیست نگه میدارد یا آن را خارج میکند؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
من مایلم که نامگذاری در لیست را از موضوع کمپ اشرف تفکیک کنم. ما با احتمال وقوع یک کشتار در کمپ اشرف مواجه هستیم.
قاضی تد پو:
فقط سؤال من را جواب بدهید. به سؤالی که نپرسیدهام جواب ندهید.
جفری فلتمن:
وکلا دارند روی آنها کار میکنند. اسنادی هستند که دارند از طبقهبندی خارج میشوند که به وکلای مجاهدین داده شوند. بنابراین این پروسه در جریان است و مدتی طول میکشد بهخاطر پروسه خارج شدن از طبقهبندی. تا مطمئن شویم که هردو طرف به کل اسناد دسترسی دارند. ما در پروسه آن هستیم در عین حال...
قاضی تد پو:
متشکرم. سؤال من این است که چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد؟
جفری فلتمن:
من وکیل نیستم. آقای نماینده من نمیدانم. اما شما میدانید که دادگاه استیناف واشنگتن مجاهدین را در طول زمان بازبینی مجدد نامگذاری در لیست حفظ کرد. اما این بررسی در جریان است. اسناد دارند از طبقهبندی خارج میشوند و به وکلای مجاهدین داده میشوند که مطمئن شویم آنها اطلاعات را دارند.
قاضی تد پو:
ساکنان کمپ اشرف نمیخواهند جابجا شوند. من مطمئن هستم شما مطلع هستید که تمامیت کمیته خارجی کنگره تبصره من را به اتفاق آرا تصویب کرد و کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا نمیخواهد کمپ اشرف به محل دیگری منتقل شود. اینکه تصویب شود لایجه خواهد شد. وزارت خارجه، موضع شما این است که وزارتخارجه میخواهد آنها را جابجا کند. البته عراق میخواهد آنها را جابجا کند و همینطور آنهایی که در ایران هستند. آیا هنوز موضع وزارتخارجه این است که کمپ را به نقطه دیگری در عراق منتقل کند؟
جفری فلتمن:
ما داریم تلاش میکنیم برنامهیی با دو بخش را پیش ببریم. و آن هم این است که ساکنان کمپ اشرف نهایتاً به کشور ثالثی منتقل خواهند شد و این چیزی است که آنها به ما گفتهاند به آن تمایل دارند.
قاضی تد پو:
آیا این صحت ندارد که اگر نامگذاری تروریستی علیه ساکنان اشرف و مجاهدین برداشته شود برای آنها سادهتر خواهد بود که در سرتاسر جهان پراکنده شوند. بسیاری از آنها اتباع کشورهای دیگر هستند. آیا برای آنها سادهتر نخواهد بود؟
جفری فلتمن:
برای مثال نامگذاری ما بر اروپا هیچ تأثیری ندارد و هیچ ارتباطی به تمایلات اروپا برای پذیرش ساکنان کمپ اشرف ندارد.
قاضی تد پو:
من زمانم را دوباره میگیرم. وقتی که من با آقای مالکی برای مدت تقریباً دو ساعت همراه اعضای این کمیته صحبت کردیم، گفتیم که میخواهیم برویم و از ساکنان کمپ اشرف دیدن کنیم و بیان آنها را از وقایع بشنویم، البته که ما از آن محروم شدیم. او نمیخواست ما طرف دیگر را که احتمالاً حقیقت را میگفتند، بشنویم. او گفت یک دلیل اینگونه رفتار با ساکنان کمپ اشرف از سوی عراق این است که وزارتخارجه آمریکا به حفظ نامگذاری آنها ادامه میدهد و این چیزی است که او میگوید آیا شما با آن موافق هستید؟
جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه:
در مورد موضوعی چنین پیچیده نمیشود در ۹ثانیه صحبت کرد. آنها هیچ استاتویی در عراق ندارند ما داریم تلاش میکنیم راهی پیدا کنیم که ۳۴۰۰تن حفاظت شوند و در بحثها برای اینکه آنها چگونه حفاظت بشوند شرکت کنند تا بتوانند با رهبران خود بمانند و این چیزی است که آنها گفتهاند و میخواهند پراکنده نشوند و بهعنوان یک گروه باقی بمانند. ما داریم تلاش میکنیم که راهی پیدا کنیم. باور کنید ما داریم تلاش میکنیم راهی پیدا کنیم که از طریق آن از مشکل جدی که میتواند در آخر سال اتفاق بیفتد، جلوگیری کنیم. زیرا که عراق حق حاکمیت خودش را دارد. بنابراین ما تلاش میکنیم که به طریقی کمک کنیم و من امیدوارم که دوستان رهبران آنها در کمپ اشرف با آنها صحبت کنند و طرح ما آنقدر بد هم نیست.
قاضی تد پو:
آقای سفیر متشکرم. آقای رئیس متشکرم. من باز هم جواب را نگرفتم. ما باز هم دیدار خواهیم کرد و سؤال را دوباره مطرح خواهم کرد.