آنها را در خیابانها میبینیم، گل میفروشند، واکس میزنند، روزنامه و آدامس و دستمال کاغذی در بین ماشینها میفروشند، شیشه پاک میکنند، یا در کوره پزخانهها آجر جابهجا میکنند، در کشتزارها گندم درو میکنند. گاهی هم کار خود را با هنر عجین میکنند.
هیچکس در ایران دقیقاً نمیداند آمار واقعی کودکان کار چقدر است. اما بر اساس آمارهای حکومتی 5 میلیون کودک در سنین تحصیل یا به عبارت دیگر کودک واجبالتعلیم، از تحصیل محرومند. بخش قابل توجهی از این کودکان تنها بهدلیل فقر خانواده مجبور به ترک تحصیل و کار کردن شدهاند که بر اساس بعضی آمارهای حکومتی تعدادشان به بیش از یک و نیم میلیون نفر میرسد.
عمده این کودکان در سنین 12 تا 15سال هستند اما بسیاری از آنها در سنین کمتر هم بهکار مشغول شدند.
قوانین بینالمللی از جمله پیمانهای 182 و 138، که رژیم آخوندی آنها را امضا کرده است استخدام و بکارگیری کودکان زیر 18سال ممنوع است. اما رژیم آخوندی بر خلاف قوانین بینالمللی در قانون کار ضدمردمی خودش رسماً بکارگیری کودکان زیر 18سال را مجاز اعلام کرده است:
رژیم، کار کودکان زیر 15سال را ممنوع اعلام کرده اما این ممنوعیت تنها باعث شده که این کودکان از هرگونه حمایت قانونی محروم باشند. به نظر میرسد تنها مشکلی که این کودکان برای رژیم آخوندی ایجاد میکنند این است که چهره خیابانهای اصلی شهر را نازیبا کرده و ماهیت رژیم ولایتفقیه را برملا میکنند. از اینرو شاهد خشنترین برخوردها با این کودکان معصوم توسط ارگانهای رژیم هستیم.
دیکتاتوری آخوندی، مراکزی به اسم بازپروری کودکان کار تأسیس کرده است. اما در حقیقت، این مراکز، تنها محلی برای شکنجه و تخریب شخصیت این نونهالان است. تا آنجا که رسانههای خود رژیم هم گاه مجبور میشوند گوشهیی از این مراکز تخریب روح و روان کودکان را، فاش کنند.
این کودکان بیپناه در معرض انواع مفاسد اجتماعی و سوءاستفادهها نیز قرار میگیرند.
روز 17فروردین امسال یک کارگزار رژیم به خبرگزاری حکومتی ایسنا گفت:
نرخ ابتلا به ایدز در کودکان کار 45 برابر نسبت به کل جامعه بیشتر است. او اضافه کرد در حالی که در کل جامعه ابتلا به ایدز یک دهم درصد است در کودکان کار 4 و 5 دهم درصد مبتلا به ایدز هستند.
کودکان کار در هر مصاحبهای با صراحت از فقر خانواده برای کارکردن به جای درس خواندن صحبت میکنند اما آرزوهایشان برای ادامه تحصیل در نظام فاسد و غارتگر آخوندی گم میشود.
هیچکس در ایران دقیقاً نمیداند آمار واقعی کودکان کار چقدر است. اما بر اساس آمارهای حکومتی 5 میلیون کودک در سنین تحصیل یا به عبارت دیگر کودک واجبالتعلیم، از تحصیل محرومند. بخش قابل توجهی از این کودکان تنها بهدلیل فقر خانواده مجبور به ترک تحصیل و کار کردن شدهاند که بر اساس بعضی آمارهای حکومتی تعدادشان به بیش از یک و نیم میلیون نفر میرسد.
عمده این کودکان در سنین 12 تا 15سال هستند اما بسیاری از آنها در سنین کمتر هم بهکار مشغول شدند.
قوانین بینالمللی از جمله پیمانهای 182 و 138، که رژیم آخوندی آنها را امضا کرده است استخدام و بکارگیری کودکان زیر 18سال ممنوع است. اما رژیم آخوندی بر خلاف قوانین بینالمللی در قانون کار ضدمردمی خودش رسماً بکارگیری کودکان زیر 18سال را مجاز اعلام کرده است:
رژیم، کار کودکان زیر 15سال را ممنوع اعلام کرده اما این ممنوعیت تنها باعث شده که این کودکان از هرگونه حمایت قانونی محروم باشند. به نظر میرسد تنها مشکلی که این کودکان برای رژیم آخوندی ایجاد میکنند این است که چهره خیابانهای اصلی شهر را نازیبا کرده و ماهیت رژیم ولایتفقیه را برملا میکنند. از اینرو شاهد خشنترین برخوردها با این کودکان معصوم توسط ارگانهای رژیم هستیم.
دیکتاتوری آخوندی، مراکزی به اسم بازپروری کودکان کار تأسیس کرده است. اما در حقیقت، این مراکز، تنها محلی برای شکنجه و تخریب شخصیت این نونهالان است. تا آنجا که رسانههای خود رژیم هم گاه مجبور میشوند گوشهیی از این مراکز تخریب روح و روان کودکان را، فاش کنند.
این کودکان بیپناه در معرض انواع مفاسد اجتماعی و سوءاستفادهها نیز قرار میگیرند.
روز 17فروردین امسال یک کارگزار رژیم به خبرگزاری حکومتی ایسنا گفت:
نرخ ابتلا به ایدز در کودکان کار 45 برابر نسبت به کل جامعه بیشتر است. او اضافه کرد در حالی که در کل جامعه ابتلا به ایدز یک دهم درصد است در کودکان کار 4 و 5 دهم درصد مبتلا به ایدز هستند.
کودکان کار در هر مصاحبهای با صراحت از فقر خانواده برای کارکردن به جای درس خواندن صحبت میکنند اما آرزوهایشان برای ادامه تحصیل در نظام فاسد و غارتگر آخوندی گم میشود.