اوباما در برابر انتقادات کنگره مبنی بر فقدان قاطعیت در برخورد با رژیم ایران، استدلال کرد که میخواهد مذاکرات را تا موعد آن ادامه دهد تا اگر توافق حاصل نشد، اثبات شود که مقصر (رژیم) ایران بوده است. وی که در یک مصاحبه تلویزیونی سخن میگفت همچنین خاطرنشان کرد که اگر رژیم ایران پای توافق نیاید، سادهترین کار برای من این است که تحریمهای بیشتری را از طریق کنگره به تصویب برسانم.
بیان این مواضع از سوی رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر جنگ و جدال در رژیم را بر سر کارآمدی سیاست دولت روحانی و تیم مذاکرهکننده در برابر آمریکا، بیش از پیش دامن زده و هر باند نتیجهگیری خود را از آن میکند.
باند رفسنجانی ـ روحانی ضمن تقدیر و ابراز خوشحالی از این مواضع و ایستادگی اوباما در برابر کنگره نتیجه میگیرند که تنها راه نجات تعامل است، لحظهٴ تعیینتکلیف و فرصت طلایی برای تعامل فرا رسیده و حرف خود را از زبان اوباما با چنین عنوانهایی بیان میکنند: «اوباما: چرا باید توافق خوب را از دست بدهیم؟» (روزنامه تعامل 13بهمن 93).
باند دلواپسان نظام هم از اظهارات اوباما معنی «تکرار توهین و تهدید» گرفته و آن را پاسخ به خوشخیالیها توصیف میکنند (روزنامه سیاست روز 13بهمن 93).
و روزنامه دیگر این باند مینویسد: «معنی دشمنانهترین سخنان اوباما و غیرخصمانهترین آن… یکی است: ایران، نباید فناوری هستهیی داشته باشد!». (حمایت 13بهمن 93).
در این میان، خامنهای هم مثل همیشه، سکوت پیشه کرده است.
به این ترتیب در آنچه که تا پیش از این، بهعنوان باند ولیفقیه شناخته میشد، یک دوگانگی و شقه بهطور واضح دیده میشود. جماعتی به نام دلواپسان که اگرچه نمیگویند که باید از مذاکرات خارج شویم، اما به عناوین مختلف از دولت روحانی و تیم مذاکرهکننده ایراد میگیرند از آنچه که خود روحانی آن را انتقاد به کت و عینک میخواند تا خود دلواپسان که ادعا میکنند دلواپس عزت و آبروی نظام هستند که باند رقیب بهمنظور نزدیکی به آمریکا، آن را زیر پا له کردهاند.
به این ترتیب، روزنامهها و رسانههای دو باند حاکم، مملو از تک و پاتک علیه یکدیگر است؛ از یک سو، حرفهای تهاجمی و تحقیرآمیز روحانی به باند ولیفقیه در آنها انعکاس یافته و از سوی دیگر فریاد آنها بلند است که بحث بر سر این است که دولت روحانی «هیچ مانعی برای دوستی صمیمانه با آمریکا نمیبیند!» و کارهای ظریف هم «دهنکجی» به نظام! است (کیهان ـ 12بهمن 93).
این صفبندی از ابتدای روی کارآمدن آخوند روحانی در درون رژیم دیده میشود. دو رویکرد بهکلی متفاوت از سوی دو باند متخاصم اما هر دو برای حفظ نظام ولایت و در این میان دوگانهگویی مداوم خامنهای و اغلب سکوت که چنین مینماید خامنهای در برخی مواضع همراه با روحانی و در برخی مواضع در رأس دلواپسان است. در مواضع مقاومت ایران، این دستهبندی و بهویژه موضع خامنهای، نشانهٴ قرار گرفتن نظام ولایت در یک بنبست ناگشودنی ارزیابی شده است. بنبستی که خامنهای را بر دو راهی خوردن زهر اتمی و تندادن بهعواقب مرگبارش یا رفتن در مسیر بمبسازی و رویارویی مرگبار با جامعه جهانی قرار داده است. اخیراً ارگان بسیج ضدمردمی (جوان ـ 12بهمن 93)، این صفبندی و قرار گرفتن خامنهای بر سر این دو راهی مرگآور را در دستگاه آخوندی تئوریزه و تأیید کرده است.
این روزنامه در مقالهیی بهبررسی سه دیدگاه یا «سه نظریه» در رژیم نسبت به مسألهٴ اتمی میپردازد. این خود اعتراف آشکاری است به کیفیت جدید شقه و شکاف در رژیم، اگر تا بهحال تصویر غالب این بود که رژیم آخوندی بر سر بحران اتمی دو پاره است، این مقاله روشن میسازد که رژیم در برخورد با بحران هستهیی، سه پاره شده و اختلاف سه دیدگاه، مبنایی است. مینویسد: «این سه نظریه ریشه در سه برداشت متفاوت از مبانی انقلاب اسلامی دارد».
این روزنامه حکومتی در توضیح دیدگاه اول مینویسد: «برخی معتقدند کشور توانایی هماوردی با دنیای غرب و کدخدای جهانی را ندارد و از اینرو ما میبایست بین حفظ حداقلها و از دست دادن همه چیز یکی را انتخاب کنیم». روشن است که حفظ حداقلها از نظر این دسته (باند رفسنجانی ـ روحانی) همان حفظ شکلی برنامه اتمی یا نگهداشتن به قول دلواپسان «کاریکاتور» و «دکور» آن برای حفظ آبروی نظام است. «از دست دادن همه چیز» هم بهوضوح یعنی سرنگونی رژیم.
دستهٴ دیگر که در واقع همان دلواپسان هستند و ارگان بسیج با سلام و صلوات از موضع آنها با عنوان «یک نگاه تهاجمی و پیشرو» یاد میکند، «معتقد است اصلاً لازم نیست در مسأله هستهیی به طرفهای مقابل وقعی نهاد و ایران میتواند با پیشرویهای نامحدود غرب را ناچار به عقبنشینی سازد». منظور این است که میتوانیم با نشاندادن چنگ و دندان تروریستی، از طرف مقابل باج بگیریم و اتمی را حفظ کنیم.
سرمقالهنویس ارگان بسیج نگاه سوم را از آن خود خامنهای میداند که «نوعی واقعیتنگری توأم با آرمانگرایی است». منظور از واقعیتنگری، پذیرش واقعیت تعادل قوای موجود است که شاخصهای آن، از خفگی ناشی از انهدام اقتصادی و تحریمها و سقوط قیمت نفت است و از سوی دیگر، بهلحاظ سیاسی خود را در طرد و انزوای منطقهیی و بینالمللی نشان میدهد، یعنی همان دلایلی که ولیفقیه را پای میز مذاکره کشانده و به تأیید روند مذاکرات و حمایت از تیم مذاکرهکننده واداشته است.
«آرمانگرایی» که ارگان بسیج ضدمردمی بر آن انگشت گذاشته، بهطور واقعی برای جماعت خمینی، یک چیز بیشتر نیست و آن هم حفظ نظام و حفظ قدرت، بههر قیمت و با هر وسیله و از طریق هر خیانت و جنایتی است. خود خمینی آن را با عبارت «حفظ نظام اوجب واجبات است» بیان کرد و این، همواره شاخص و تعیینکننده تمامی موضعگیریها و عملکردهای رژیم آخوندی و سردمداران آن بوده است که مادهٴ عملی آن، در سیاست داخلی، اعمال سرکوب و اختناق مطلق و در سیاست خارجی، صدور تروریسم و جنگافروزی و خط اتکا به عمق استراتژیک از طریق ایجاد خاکریز دفاعی در عراق و سوریه و… برای حفظ مرکز حاکمیت نظام در تهران است. نمای بیرونی و نمایشی این سیاست نیز، شعارها و عربدههای دجالگرانهٴ معمول در رژیم است که وقتی گاه و بیگاه خود خامنهای به صحنه میآید آنها را چاشنی تأیید و حمایتش از مذاکرات و تیم مذاکرهکننده میکند. این همان موضع دوپهلو و متناقض خامنهای است که مقاله مزبور آن را، «نگاه منطقی و مبتنی بر عقلانیت دینی» توصیف میکند.
بهاین ترتیب ارگان بسیج ضدمردمی بنبست نظام و بهویژه خود خامنهای را بهروشنی تئوریزه میکند، بدون اینکه در ظاهر آن را بهزبان آورد. قرار گرفتن بر سر دوراهی سرنگونی که خامنهای فعلاً با کش دادن مذاکرات توانسته است تصمیمگیری در مورد آن را بهتأخیر بیندازد، اما تحولات جهانی و منطقهیی و حتی مواضع طرف حسابهای رژیم این واقعیت را نشان میدهد که دوران کشدادن مذاکرات دارد به پایان خودش نزدیک میشود و لحظهٴ تصمیمگیری نهایی و تعیینتکلیف نهایی در راه است.
بیان این مواضع از سوی رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر جنگ و جدال در رژیم را بر سر کارآمدی سیاست دولت روحانی و تیم مذاکرهکننده در برابر آمریکا، بیش از پیش دامن زده و هر باند نتیجهگیری خود را از آن میکند.
باند رفسنجانی ـ روحانی ضمن تقدیر و ابراز خوشحالی از این مواضع و ایستادگی اوباما در برابر کنگره نتیجه میگیرند که تنها راه نجات تعامل است، لحظهٴ تعیینتکلیف و فرصت طلایی برای تعامل فرا رسیده و حرف خود را از زبان اوباما با چنین عنوانهایی بیان میکنند: «اوباما: چرا باید توافق خوب را از دست بدهیم؟» (روزنامه تعامل 13بهمن 93).
باند دلواپسان نظام هم از اظهارات اوباما معنی «تکرار توهین و تهدید» گرفته و آن را پاسخ به خوشخیالیها توصیف میکنند (روزنامه سیاست روز 13بهمن 93).
و روزنامه دیگر این باند مینویسد: «معنی دشمنانهترین سخنان اوباما و غیرخصمانهترین آن… یکی است: ایران، نباید فناوری هستهیی داشته باشد!». (حمایت 13بهمن 93).
در این میان، خامنهای هم مثل همیشه، سکوت پیشه کرده است.
به این ترتیب در آنچه که تا پیش از این، بهعنوان باند ولیفقیه شناخته میشد، یک دوگانگی و شقه بهطور واضح دیده میشود. جماعتی به نام دلواپسان که اگرچه نمیگویند که باید از مذاکرات خارج شویم، اما به عناوین مختلف از دولت روحانی و تیم مذاکرهکننده ایراد میگیرند از آنچه که خود روحانی آن را انتقاد به کت و عینک میخواند تا خود دلواپسان که ادعا میکنند دلواپس عزت و آبروی نظام هستند که باند رقیب بهمنظور نزدیکی به آمریکا، آن را زیر پا له کردهاند.
به این ترتیب، روزنامهها و رسانههای دو باند حاکم، مملو از تک و پاتک علیه یکدیگر است؛ از یک سو، حرفهای تهاجمی و تحقیرآمیز روحانی به باند ولیفقیه در آنها انعکاس یافته و از سوی دیگر فریاد آنها بلند است که بحث بر سر این است که دولت روحانی «هیچ مانعی برای دوستی صمیمانه با آمریکا نمیبیند!» و کارهای ظریف هم «دهنکجی» به نظام! است (کیهان ـ 12بهمن 93).
این صفبندی از ابتدای روی کارآمدن آخوند روحانی در درون رژیم دیده میشود. دو رویکرد بهکلی متفاوت از سوی دو باند متخاصم اما هر دو برای حفظ نظام ولایت و در این میان دوگانهگویی مداوم خامنهای و اغلب سکوت که چنین مینماید خامنهای در برخی مواضع همراه با روحانی و در برخی مواضع در رأس دلواپسان است. در مواضع مقاومت ایران، این دستهبندی و بهویژه موضع خامنهای، نشانهٴ قرار گرفتن نظام ولایت در یک بنبست ناگشودنی ارزیابی شده است. بنبستی که خامنهای را بر دو راهی خوردن زهر اتمی و تندادن بهعواقب مرگبارش یا رفتن در مسیر بمبسازی و رویارویی مرگبار با جامعه جهانی قرار داده است. اخیراً ارگان بسیج ضدمردمی (جوان ـ 12بهمن 93)، این صفبندی و قرار گرفتن خامنهای بر سر این دو راهی مرگآور را در دستگاه آخوندی تئوریزه و تأیید کرده است.
این روزنامه در مقالهیی بهبررسی سه دیدگاه یا «سه نظریه» در رژیم نسبت به مسألهٴ اتمی میپردازد. این خود اعتراف آشکاری است به کیفیت جدید شقه و شکاف در رژیم، اگر تا بهحال تصویر غالب این بود که رژیم آخوندی بر سر بحران اتمی دو پاره است، این مقاله روشن میسازد که رژیم در برخورد با بحران هستهیی، سه پاره شده و اختلاف سه دیدگاه، مبنایی است. مینویسد: «این سه نظریه ریشه در سه برداشت متفاوت از مبانی انقلاب اسلامی دارد».
این روزنامه حکومتی در توضیح دیدگاه اول مینویسد: «برخی معتقدند کشور توانایی هماوردی با دنیای غرب و کدخدای جهانی را ندارد و از اینرو ما میبایست بین حفظ حداقلها و از دست دادن همه چیز یکی را انتخاب کنیم». روشن است که حفظ حداقلها از نظر این دسته (باند رفسنجانی ـ روحانی) همان حفظ شکلی برنامه اتمی یا نگهداشتن به قول دلواپسان «کاریکاتور» و «دکور» آن برای حفظ آبروی نظام است. «از دست دادن همه چیز» هم بهوضوح یعنی سرنگونی رژیم.
دستهٴ دیگر که در واقع همان دلواپسان هستند و ارگان بسیج با سلام و صلوات از موضع آنها با عنوان «یک نگاه تهاجمی و پیشرو» یاد میکند، «معتقد است اصلاً لازم نیست در مسأله هستهیی به طرفهای مقابل وقعی نهاد و ایران میتواند با پیشرویهای نامحدود غرب را ناچار به عقبنشینی سازد». منظور این است که میتوانیم با نشاندادن چنگ و دندان تروریستی، از طرف مقابل باج بگیریم و اتمی را حفظ کنیم.
سرمقالهنویس ارگان بسیج نگاه سوم را از آن خود خامنهای میداند که «نوعی واقعیتنگری توأم با آرمانگرایی است». منظور از واقعیتنگری، پذیرش واقعیت تعادل قوای موجود است که شاخصهای آن، از خفگی ناشی از انهدام اقتصادی و تحریمها و سقوط قیمت نفت است و از سوی دیگر، بهلحاظ سیاسی خود را در طرد و انزوای منطقهیی و بینالمللی نشان میدهد، یعنی همان دلایلی که ولیفقیه را پای میز مذاکره کشانده و به تأیید روند مذاکرات و حمایت از تیم مذاکرهکننده واداشته است.
«آرمانگرایی» که ارگان بسیج ضدمردمی بر آن انگشت گذاشته، بهطور واقعی برای جماعت خمینی، یک چیز بیشتر نیست و آن هم حفظ نظام و حفظ قدرت، بههر قیمت و با هر وسیله و از طریق هر خیانت و جنایتی است. خود خمینی آن را با عبارت «حفظ نظام اوجب واجبات است» بیان کرد و این، همواره شاخص و تعیینکننده تمامی موضعگیریها و عملکردهای رژیم آخوندی و سردمداران آن بوده است که مادهٴ عملی آن، در سیاست داخلی، اعمال سرکوب و اختناق مطلق و در سیاست خارجی، صدور تروریسم و جنگافروزی و خط اتکا به عمق استراتژیک از طریق ایجاد خاکریز دفاعی در عراق و سوریه و… برای حفظ مرکز حاکمیت نظام در تهران است. نمای بیرونی و نمایشی این سیاست نیز، شعارها و عربدههای دجالگرانهٴ معمول در رژیم است که وقتی گاه و بیگاه خود خامنهای به صحنه میآید آنها را چاشنی تأیید و حمایتش از مذاکرات و تیم مذاکرهکننده میکند. این همان موضع دوپهلو و متناقض خامنهای است که مقاله مزبور آن را، «نگاه منطقی و مبتنی بر عقلانیت دینی» توصیف میکند.
بهاین ترتیب ارگان بسیج ضدمردمی بنبست نظام و بهویژه خود خامنهای را بهروشنی تئوریزه میکند، بدون اینکه در ظاهر آن را بهزبان آورد. قرار گرفتن بر سر دوراهی سرنگونی که خامنهای فعلاً با کش دادن مذاکرات توانسته است تصمیمگیری در مورد آن را بهتأخیر بیندازد، اما تحولات جهانی و منطقهیی و حتی مواضع طرف حسابهای رژیم این واقعیت را نشان میدهد که دوران کشدادن مذاکرات دارد به پایان خودش نزدیک میشود و لحظهٴ تصمیمگیری نهایی و تعیینتکلیف نهایی در راه است.